کد خبر: 4359752
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۲
حجت‌الاسلام هادی‌منش مطرح کرد

آسیب‌شناسی تقلیل عزاداری‌های حسینی به ماتم بی‌بصیرت

یک پژوهشگر دینی ضمن هشدار نسبت به اینکه باید مراقب بود تا در عزاداری‌‌ها ماهیت عاشورا از یک حرکت هدفمند، آگاهانه و اصلاح‌گر به یک روایت صرفا تراژیک و احساسی تقلیل پیدا نکند، گفت: کربلا در حقیقت صحنه‌ای از اوج عقلانیت، بصیرت و انتخاب آگاهانه در سخت‌ترین شرایط تاریخی است که باید از آن درسی برای زندگی آموخت.

حجت الاسلام ابوالفضل هادی‌منشآسیب‌شناسی عزاداری محرم در واقع تلاشی برای بازخوانی یکی از مهمترین و اثرگذارترین جلوه‌های فرهنگ دینی در جامعه است، آیینی که هم حامل عمیق‌ترین لایه‌های عاطفی و انسانی است و هم ظرف انتقال پیام‌های معرفتی، تاریخی و اجتماعی. عزاداری بر سیدالشهدا(ع) از آغاز تا امروز تنها یک مناسک سوگ نبوده، بلکه بستری برای حفظ حافظه تاریخی، تقویت هویت دینی و انتقال ارزش‌هایی چون عدالت‌خواهی، آزادگی و کرامت انسانی به نسل‌های مختلف بوده است.

با این حال، همان‌گونه که هر پدیده فرهنگی در مسیر تداوم تاریخی خود در معرض دگرگونی، تفسیرهای گوناگون و ورود عناصر بیرونی قرار می‌گیرد، آیین عزاداری نیز از این قاعده مستثنا نیست. گاه غلبه نگاه صرفاً عاطفی، گاه گرایش به غلو، گاه آمیختگی با عناصر نامتجانس فرهنگی و گاه فاصله گرفتن از منابع معتبر و تحلیل‌های دقیق، موجب شده است که میان پیام اصیل عاشورا و صورت‌های اجرایی عزاداری فاصله‌هایی پدید آید.

از این‌رو، بررسی آسیب‌ها در این حوزه نه به معنای نفی یا تضعیف اصل عزاداری، بلکه در جهت صیانت از حقیقت آن و بازگرداندن توجه به هسته‌های معنایی و معرفتی این واقعه عظیم است. هدف آن است که روشن شود چگونه می‌توان میان شور و شعور، احساس و استدلال و نماد و معنا تعادل برقرار کرد تا عزاداری همچنان نقش تربیتی، اجتماعی و هویت‌ساز خود را حفظ کند. در این نگاه، آسیب‌شناسی مقدمه‌ای برای اصلاح، تعمیق و بازآفرینی کارکردهای اصیل این سنت دینی در زندگی معاصر به شمار می‌آید.

ایکنا در راستای بررسی ابعاد مختلف آسیب‌شناسی عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام ابوالفضل هادی‌منش، نویسنده، پژوهشگر دینی و مدیر مرکز پژوهش‌های تبلیغی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم و می‌بینیم.

ایکنا ـ مهمترین بدعت‌هایی که گاهی به نام عزاداری وارد مراسم می‌شوند کدام‌اند و چگونه می‌توان آن‌ها را از سنت‌های اصیل تشخیص داد؟

بدعت‌ها در عزاداری در بسیاری از موارد از دل گرایش‌های فکری، احساسی و برداشت‌های گوناگون افراد و جوامع شکل می‌گیرند و به‌تدریج در فضای آیینی وارد می‌شوند. این بدعت‌ها معمولا یک منشأ واحد ندارند، بلکه از چند نوع رویکرد و فهم متفاوت نسبت به ماهیت عزاداری و واقعه عاشورا ناشی می‌شوند.

در وهله نخست، می‌توان به برداشت‌های صرفاً عاطفی اشاره کرد؛ یعنی حالتی که در آن، تمام توجه و تمرکز بر تحریک احساسات و برانگیختن هیجان‌های عاطفی قرار می‌گیرد. در چنین نگاهی، گاهی هر عنصر یا شیوه‌ای که بتواند احساسات را بیشتر تحریک کند، حتی اگر پشتوانه معتبر دینی یا تاریخی نداشته باشد، مورد استفاده قرار می‌گیرد و در مراسم جای می‌گیرد. این نوع نگاه، به‌تدریج می‌تواند مرز میان عزاداری اصیل و رفتارهای غیر مستند را کمرنگ کند.

دومین دسته، قرائت‌های غلوآمیز هستند؛ یعنی برداشت‌هایی که معمولاً با نیت بزرگداشت و تعظیم مقام امام(ع) شکل می‌گیرند، اما در عمل به بزرگ‌نمایی‌هایی می‌انجامند که پشتوانه روشن و مستند تاریخی یا روایی ندارند. در این نوع نگاه، گاهی برای نشان دادن عظمت اهل‌بیت(ع)، از بیان‌هایی استفاده می‌شود که از حد نقل‌های معتبر فراتر رفته و وارد حوزه اغراق و غلو می‌شود، در حالی که خود آموزه‌های دینی بر پرهیز از چنین افراط‌هایی تأکید دارند.

سوم، برداشت‌های التقاطی هستند؛ یعنی ترکیب و آمیختن برخی آیین‌ها، رسوم فرهنگی یا باورهای غیرمرتبط با متن اصلی و تاریخی واقعه عاشورا. در این حالت، عناصر بیرونی که ریشه در فرهنگ‌ها یا سنت‌های دیگر دارند، بدون توجه به هماهنگی یا عدم هماهنگی آن‌ها با سیره و متن دینی، وارد فضای عزاداری می‌شوند و به مرور بخشی از آن تلقی می‌گردند.

چهارم نیز برخی خوانش‌های به‌ظاهر روشنفکرانه است که در آن‌ها تلاش می‌شود با تفسیرها و تأویل‌های دور از متن، معنای واقعه عاشورا از زمینه تاریخی، روایی و سنتی خود جدا شود. در این نوع نگاه، گاهی تأکید بیش از حد بر تحلیل‌های ذهنی و انتزاعی باعث می‌شود پیوند واقعه با منابع اصلی و فهم سنتی آن کم‌رنگ گردد.

تشخیص سنت اصیل از بدعت، نیازمند وجود معیارهای دقیق و قابل اتکاست. این معیارها شامل رجوع به منابع معتبر تاریخی و روایی، توجه به سیره و رفتار اهل ‌بیت(ع) در برپایی مجالس عزاداری و همچنین سنجش هر روایت یا رفتار با اصول قطعی دین و عقل است. بر این اساس، اگر یک عنصر نه در منابع معتبر ریشه داشته باشد و نه با سیره شناخته‌شده اهل‌بیت(ع) سازگار باشد، لازم است با دقت و احتیاط مورد بررسی قرار گیرد و به‌راحتی به عنوان بخشی از سنت پذیرفته نشود. در نهایت، عزاداری اصیل زمانی معنا پیدا می‌کند که میان محبت و معرفت پیوند برقرار باشد؛ یعنی شور و احساساتی که از دل حقیقت و شناخت برمی‌خیزد، نه هیجان‌هایی که بدون پشتوانه معرفتی شکل گرفته باشند.

ایکنا ـ غلو و اغراق در بیان فضائل و مصائب امام حسین(ع) چه آسیب‌هایی به اعتبار و اثرگذاری پیام عاشورا وارد می‌کند؟

غلو حتی زمانی که با نیت تکریم و بزرگداشت جایگاه اهل ‌بیت(ع) صورت می‌گیرد، در عمل می‌تواند به جای تقویت پیام به تضعیف و کمرنگ شدن آن منجر شود، زیرا هنگامی که مرز میان بیان واقعیت و افزودن عناصر غیر مستند از بین می‌رود، خود پیام اصلی در میان لایه‌هایی از اغراق و بزرگ‌نمایی گم می‌شود و اثرگذاری اصیل خود را از دست می‌دهد.

در گام نخست، پیام‌های محوری عاشورا که بر عدالت‌خواهی، آزادگی، اصلاح‌گری اجتماعی و حفظ کرامت انسان استوار است، در سایه پرداختن به جزئیات غیر ضروری و گاه اغراق‌آمیز قرار می‌گیرد. این جابه‌جایی اولویت‌ها باعث می‌شود مخاطب به جای تمرکز بر فلسفه و هدف قیام، درگیر روایت‌هایی شود که بیشتر جنبه احساسی یا نمایشی دارند تا محتوای معرفتی و هدایت‌گر. در نتیجه، عمق پیام در ذهن مخاطب کاهش یافته و سطحی‌نگری جایگزین فهم تحلیلی می‌شود.

از سوی دیگر، در عصر حاضر که مخاطب به‌ویژه نسل جوان با رویکردی پرسشگر و عقل‌محور به سراغ مفاهیم دینی می‌آید، هرگونه روایت غیر مستند یا فاقد پشتوانه معتبر می‌تواند زمینه‌ساز فاصله گرفتن او از کل روایت شود. این گروه از مخاطبان معمولا میان بخش‌های قابل اتکا و بخش‌های ضعیف‌تر تمایز قائل می‌شوند، اما در بسیاری موارد انباشت روایت‌های ضعیف باعث می‌شود نسبت به کل منظومه فکری و تاریخی یک واقعه دچار تردید شوند. به این ترتیب، حتی اصل پیام نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، نه فقط حواشی آن.

در سطحی دیگر، تداوم غلو در بیان و روایت به‌تدریج موجب مخدوش شدن مرزهای معرفتی میان حقیقت، نقل تاریخی و باورهای عامیانه می‌شود. هنگامی که عناصر غیر مستند وارد ساختار روایت دینی می‌شوند، تشخیص سره از ناسره برای مخاطب دشوارتر می‌شود و این مسئله زمینه نفوذ تدریجی خرافه یا برداشت‌های نادرست را در بستر فرهنگ دینی فراهم می‌کند. چنین وضعیتی نه‌تنها دقت علمی در فهم دین را کاهش می‌دهد، بلکه به مرور زمان اصالت انتقال معارف را نیز تهدید می‌کند.

در نهایت، خطر مهمتر این است که ماهیت عاشورا از یک حرکت هدفمند، آگاهانه و اصلاح‌گر به یک روایت صرفا تراژیک و احساسی تقلیل پیدا کند، در حالی که کربلا در حقیقت صحنه‌ای از اوج عقلانیت، بصیرت و انتخاب آگاهانه در سخت‌ترین شرایط تاریخی است. این واقعه به اندازه‌ای از نظر معنایی و انسانی غنی و تأثیرگذار است که هیچ نیازی به افزودن عناصر غیر واقعی برای تأثیرگذاری ندارد. آنچه می‌تواند از عظمت عاشورا صیانت کند، وفاداری به صدق روایت، پایبندی به منابع معتبر و حفظ امانت در انتقال پیام آن است، زیرا خود حقیقت این حادثه به‌تنهایی حامل بیشترین ظرفیت اثرگذاری و هدایت است.

ایکنا ـ‌ چگونه می‌توان میان شور و احساس در عزاداری و پایبندی به حقیقت و مستندات تاریخی تعادل برقرار کرد؟

شور و شعور در حقیقت دو رکن مکمل و جدایی‌ناپذیر در فهم و اجرای صحیح آیین‌های عزاداری هستند که هر یک بدون دیگری کارکرد کامل و اثرگذاری عمیق خود را از دست می‌دهد. اگر عنصر احساس و شور در عزاداری حذف شود، مجالس به فضایی سرد، خشک و صرفا گزارشی تبدیل می‌شود که توان برانگیختن دل‌ها و ایجاد پیوند عاطفی با واقعه را ندارد. در مقابل، اگر بعد معرفتی و تحقیق و تأمل کنار گذاشته شود، همین شور و احساس نیز از پشتوانه فکری تهی شده و به تجربه‌ای آسیب‌پذیر، سطحی و گاه قابل انحراف تبدیل خواهد شد.

راه رسیدن به تعادل میان این دو بعد، ورود جدی پژوهش و نگاه علمی به متن مراسم و محتوای عزاداری است. پژوهش نباید امری مزاحم، محدود کننده یا مانعی برای فعالیت مادحان، ذاکران و سخنرانان تلقی شود، بلکه باید به عنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت محتوا و افزایش دقت در انتقال پیام‌ها مورد توجه قرار گیرد. در این رویکرد مداحان و خطیبان لازم است پیش از نقل هر روایت یا بیان هر مطلب به منابع معتبر تاریخی و روایی مراجعه کنند، با دستاوردهای تحقیقات علمی آشنا باشند و نسبت به اعتبار آنچه نقل می‌کنند، حساسیت و دقت لازم را به خرج دهند.

بر این اساس، می‌توان به این باور رسید که پژوهش نه تنها محدودکننده نیست، بلکه نقشی روشن‌گر و پالایش‌گر دارد و می‌تواند غبار خطا، غفلت و نقل‌های نادرست را از چهره معارف دینی بزداید. در چنین شرایطی، حتی فهم واقعه عاشورا و پیام‌های آن نیز شفاف‌تر، عمیق‌تر و نورانی‌تر خواهد شد، زیرا حقیقت از خلال دقت علمی بهتر دیده و منتقل می‌شود. در عمل نیز می‌توان با طراحی محتوای مجالس براساس روایت‌های مستند و معتبر زمینه‌های تاریخی واقعه را به‌درستی تبیین کرد و در عین حال پیام‌های اخلاقی، انسانی و اجتماعی نهفته در همان منابع اصیل را استخراج و برجسته ساخت. 

این شیوه باعث می‌شود هم احساس مخاطب درگیر شود و هم ذهن او به فهمی روشن‌تر و عمیق‌تر دست پیدا کند. در نهایت، هنر عزاداری اصیل در این است که اشک و احساس را از سرچشمه آگاهی و شناخت جاری می‌کند؛ احساسی که بر پایه حقیقت استوار است و از دل معرفت تغذیه می‌کند.

ایکنا ـ چرا گاهی عزاداری به ظواهر و نمادها محدود می‌شود و از اهداف اصلی قیام فاصله می‌گیرد؟

گرایش به اسطوره‌پردازی و صورت‌بندی رویدادهای تاریخی در قالب نمادها و روایت‌های نمادین پدیده‌ای است که در همه فرهنگ‌ها سابقه‌ای طولانی و ریشه‌دار دارد و محدود به گذشته‌های دور نیز نیست، بلکه در جهان معاصر هم جوامع مختلف با سطح‌های متفاوتی از آگاهی و فرهنگ همچنان به بازآفرینی نمادین وقایع مهم خود می‌پردازند. در واقع، یکی از شیوه‌های طبیعی هر جامعه برای حفظ و ماندگاری یک حادثه مهم در حافظه جمعی تبدیل آن به مجموعه‌ای از نشانه‌ها، آیین‌ها و نمادهایی است که بتواند انتقال آن را از نسلی به نسل دیگر تسهیل کند.

این فرایند در حالت طبیعی و متعادل خود می‌تواند نقش مثبتی در حفظ یاد و زنده نگه داشتن وقایع ایفا کند، زیرا نمادها توانایی بالایی در ایجاد ارتباط عاطفی، ساده‌سازی مفاهیم پیچیده و تثبیت حافظه تاریخی دارند. با این حال، زمانی که این نمادها از جایگاه ابزاری خود فراتر بروند و به‌تدریج جایگزین اصل معنا و پیام شوند، روندی آغاز می‌شود که در آن هدف اولیه کم‌رنگ شده و صورت ظاهری بر محتوا غلبه پیدا می‌کند.

در بستر فرهنگ عامیانه از جمله در میان برخی جوامع شیعی نیز چنین گرایشی در مواردی قابل مشاهده است، به‌ویژه در آیین‌های مرتبط با عزاداری عاشورا. در برخی مواقع نمادها و جلوه‌های آیینی آن‌چنان برجسته و پررنگ می‌شوند که پیام‌های بنیادینی مانند اصلاح اجتماعی، مبارزه با ظلم و احیای ارزش‌های اخلاقی و انسانی به حاشیه رانده می‌شود و از مرکز توجه فاصله می‌گیرد. در چنین شرایطی، خطر این وجود دارد که مخاطب بیش از آنکه با فلسفه و اهداف قیام ارتباط برقرار کند، در سطح ظاهری آیین‌ها متوقف بماند.

در مقابل این وضعیت، تأکید بر این نکته ضروری است که آیین‌ها تنها زمانی اصالت و اعتبار خود را حفظ می‌کنند که نقش یادآور پیام را داشته باشند، نه اینکه به جای خود پیام بنشینند. نمادها باید در خدمت معنا قرار گیرند و به‌عنوان ابزارهایی برای انتقال بهتر مفاهیم عمل کنند، نه اینکه خود به هدف نهایی تبدیل شوند. بر این اساس، بازگشت آگاهانه به اهداف اصلی قیام عاشورا یعنی اصلاح امت، امر به معروف و نهی از منکر و پاسداشت کرامت انسانی می‌تواند کمک کند تا نمادها در جایگاه صحیح خود قرار گیرند و بار دیگر در خدمت معنا و محتوا ایفای نقش کنند.

ایکنا ـ چه عواملی باعث رواج روایت‌های ضعیف یا غیرمستند می‌شود و راه مقابله چیست؟

گاهی در فضای عزاداری انگیزه ایجاد شور بیشتر و برانگیختن احساسات عمیق‌تر در میان سوگواران به سمت نقل روایت‌هایی سوق داده می‌شود که پشتوانه کافی و معتبر تاریخی یا روایی ندارند. در چنین شرایطی، هدف اولیه که همان ایجاد ارتباط عاطفی با واقعه است به‌تدریج با استفاده از ابزارهایی همراه می‌شود که از نظر دقت و استناد قابل اتکا نیستند و همین مسئله می‌تواند به تدریج بر کیفیت محتوای نقل‌ها اثر بگذارد. در حالی که واقعه عاشورا خود در اوج عقلانیت، آگاهی و انتخاب آگاهانه رخ داده و در عین حال یکی از عظیم‌ترین و عمیق‌ترین مصائب تاریخ بشر به شمار می‌رود، نیازی به افزودن روایت‌های غیرمستند یا بازسازی‌های احساسی برای تأثیرگذاری ندارد. 

حقیقت کربلا اگر با دقت، صداقت و در عین حال با زبان هنرمندانه و اثرگذار بیان شود، به‌تنهایی ظرفیت لازم برای ایجاد تأثیر عمیق بر مخاطب را دارد و نیازی به تقویت مصنوعی ندارد. راه مواجهه با این چالش بازگشت به سنت و سیره خود اهل ‌بیت(ع) در شیوه سوگواری برای سیدالشهدا(ع) است، سنتی که در آن تمرکز اصلی بر اصل مصیبت، تبیین جایگاه آن و همچنین، بیان مناقب، فضایل و پیام‌های معرفتی واقعه قرار دارد. در این الگو، احساس و معرفت در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند و از افراط در هر یک پرهیز می‌شود.

از سوی دیگر، برای اصلاح روندهای نادرست لازم است آموزش روش‌شناسی صحیح نقل و روایت به‌صورت جدی در میان مداحان و ذاکران تقویت شود و همچنین، تولید و گسترش محتوای مستند و معتبر در دسترس آنان قرار گیرد. در کنار این موارد، نقش مخاطبان نیز مهم است، به‌گونه‌ای که تشویق شوند نسبت به محتوایی که دریافت می‌کنند حساس باشند و روایت‌های مستدل و معتبر را مطالبه کنند. این تعامل دوسویه می‌تواند به تدریج چرخه نقل‌های ضعیف و غیر مستند را متوقف یا حداقل به‌طور جدی محدود کند.

در همین زمینه، در برخی آثار پیشین نیز به این موضوعات پرداخته شده است، از جمله در دو کتاب «آیین ستایشگری» و «هودج خون» که در دهه هشتاد نگاشته شده‌اند، این مباحث به‌صورت مبسوط مورد توجه و بررسی قرار گرفته‌اند.

ایکنا ـ چگونه می‌توان عزاداری را به بستری برای شناخت، بصیرت و عمل تبدیل کرد؟

با تکیه بر تعقل، تدبر و نگاه تحلیلی به پیام چندبعدی و عمیق عاشورا و با بهره‌گیری از ظرفیت گسترده‌ای که در شعارها، مفاهیم و نمادهای این واقعه وجود دارد، می‌توان آیین عزاداری را از سطح یک رفتار صرفا احساسی، آیینی و محدود به مناسک ظاهری فراتر برد و آن را به یک بستر فعال و زنده برای تولید فهم، شکل‌گیری بصیرت اجتماعی و جهت‌دهی به کنش فردی و جمعی تبدیل کرد. در این رویکرد، عاشورا نه فقط یک واقعه تاریخی برای یادآوری، بلکه یک منظومه فکری و تربیتی تلقی می‌شود که قابلیت امتداد در زندگی امروز را دارد و می‌تواند در تصمیم‌سازی‌های اخلاقی و اجتماعی نقش‌آفرین باشد.

در این چارچوب، مفاهیم بنیادینی همچون عدالت‌طلبی و مقابله با بی‌عدالتی، صیانت از بنیان خانواده و روابط انسانی سالم، پاسداشت شرافت انسانی و حفظ کرامت فردی و اجتماعی، ایستادگی آگاهانه در برابر ساختارهای ظلم و ستم و همچنین، تلاش برای جلوگیری از گسترش بی‌عدالتی و انحراف در جامعه صرفا در حد شعارهای تاریخی باقی نمی‌مانند، بلکه به عنوان اصولی زنده، کاربردی و قابل پیاده‌سازی در زیست معاصر معنا پیدا می‌کنند. این مفاهیم اگر درست فهم و بازخوانی شوند، می‌توانند به شاخص‌هایی برای ارزیابی رفتار فردی و اجتماعی در زمان حال تبدیل شوند.

هرگاه چنین مضامین عمیق و جهت‌ساز به‌درستی در فضای مجالس عزاداری مورد تبیین، تحلیل و توضیح قرار گیرند و میان آن‌ها و مسائل واقعی زندگی امروز انسان‌ها پیوندی روشن و قابل درک برقرار شود، ماهیت عزاداری دگرگون شده و از یک مجموعه آیین‌های تکراری و صرفا عاطفی به یک نظام تربیتی پویا و اثرگذار تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، مخاطب تنها در جایگاه شنونده یا سوگوار منفعل قرار نمی‌گیرد، بلکه در فرآیند فهم، تأمل، بازاندیشی و بازسازی نگرش‌های خود نسبت به ارزش‌ها و مسئولیت‌های انسانی مشارکت فعال پیدا می‌کند.

در واقع، اگرچه واقعه عاشورا ذاتا با سوگ، اندوه و اشک همراه است و این بعد عاطفی بخشی جدایی‌ناپذیر از آن به شمار می‌آید، اما در عین حال باید آن را صحنه‌ای برای آموزش، بیدارسازی وجدان انسانی و انگیزش برای حرکت و تغییر نیز دانست. این حادثه تاریخی تنها برای ایجاد واکنش احساسی کوتاه‌مدت شکل نگرفته، بلکه حامل پیام‌هایی بنیادین است که ظرفیت جهت‌دهی به سبک زندگی و نگرش انسان را داراست. هنگامی که این اشک و اندوه با تصمیم‌های اخلاقی سنجیده، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و انتخاب‌های آگاهانه در عرصه فردی و جمعی پیوند می‌خورد، عزاداری از سطح یک تجربه صرفا هیجانی عبور کرده و به فرآیندی از آگاهی، رشد فکری و کنش اجتماعی تبدیل می‌شود. این همان امتداد اصیل، زنده و کارآمد پیام امام حسین(ع) در بستر زمانه حاضر است که می‌تواند همچنان الهام‌بخش حرکت، اصلاح، و تعالی انسان‌ها باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
مجتبی افشار
دبیر:
فاطمه بختیاری
بصیری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۹
0
1
انشالله تمام مناسک مذهبی ما همراه با شعور و بصیرت باشه / خداقوت به شما بابت پردازش به این موضوع
بصیری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۹
0
1
ای کاش ایکنا در راستای تولید و گسترش محتوای مستند و معتبر بخشهایی از کتاب آیین ستایشگری رو در قالب پادکست منتشر کنه
captcha