به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین علی مدبر اسلامی؛ قرآنپژوه و از اعضای نویسندگان تفسیر تسنیم در نشست علمی «نوآوریهای تفسیری قائد شهید با محوریت تفسیر سوره حمد» که از سوی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن برگزار شد گفت: برخی آثار تفسیری قائد شهید از جمله تفسیر سوره حمد ایشان منتشر شده است و امیدواریم به زبانهای دیگر هم ترجمه شود.
وی در ادامه با اشاره به جزئیات این جلسات گفت: تفسیر سوره حمد در فاصله زمانی اسفند ۱۳۶۹ تا ۱۸ اردیبهشت ۱۳۷۰ طی شش جلسه ارائه شده است. مخاطبان این جلسات عمدتاً دانشجویان بودهاند که پنج جلسه آن به معارف و تفسیر سوره حمد و یک جلسه نیز به مباحث مقدماتی اختصاص یافته است.
اسلامی با تأکید بر اهتمام ویژه رهبری شهید به ترویج آموزههای قرآنی بیان کرد: ایشان با وجود تمامی مشغلههای علمی و اجرایی، اهمیت بسیاری برای بحث تفسیر قرآن و فراگیری آن در سطح جامعه قائل بودند. در حالی که مشغلههای فراوان ایشان و برگزاری درس خارج در جریان بود، این نکته حائز اهمیت است که برخی مراجع تمام وقت خود را صرفاً به یک یا دو درس خارج و پاسخ به استفتائات اختصاص میدهند.
وی همچنین به نقل خاطرهای از آقای رحیمیان پرداخت و افزود: طبق گفته ایشان، بهطور همزمان از ۲۰۰ کانال و مسیر مختلف، گزارشهای اطلاعاتی به رهبری میرسید که ایشان با تحلیل آنها تصمیمگیری میکردند. لذا در میان چنین حجم عظیمی از اشتغالات، پرداختن به تفسیر قرآن نشاندهنده عمق توجه، علاقه و عزم راسخ ایشان در گسترش مباحث قرآنی است.
این قرآنپژوه در ادامه با تبیین نوآوریها و ویژگیهای برجسته این تفسیر تصریح کرد: رهبری شهید در مقدمه مباحث خود، هدف اصلی این جلسات را «انس با قرآن» عنوان کرده و تأکید داشتند که معرفت قرآنی باید در تمام سطح جامعه فراگیر شود و نباید به گروهی خاص محدود بماند. ایشان مکرراً یادآور میشدند که آموزش و فراگیری قرآن نباید صرفاً منحصر به دانشجویان یا طلاب باشد، بلکه تمامی آحاد جامعه باید به نحوی با قرآن انس بگیرند.
مدبر اسلامی با تأکید بر اینکه ما فارسیزبانان برای انس با قرآن ابتدا باید با زبان عربی آشنا شویم تا به ساحت مباحث قرآنی راه یابیم، تصریح کرد که رسالت ما در این مسیر حتی از عربزبانان نیز بیشتر است. وی در ادامه افزود: نکته مهم دیگری که مورد تأکید ایشان قرار داشت، پرهیز از «تفسیر به رأی» بود؛ چرا که بسیاری از مفسران در طول تاریخ با این چالش مواجه بودهاند و این موضوع دامنگیر بسیاری از تفاسیر شده است، هرچند برخی نیز توانستهاند بر آن فائق آیند. لازم به ذکر است که در طول تاریخ اسلام، حدود سه هزار دوره تفسیر درباره قرآن نوشته شده است.
مدبر اسلامی اظهار کرد: ایشان مکرراً و مانند یک ترجیعبند تأکید داشتند که یکایک افراد جامعه باید با قرآن آشنا شوند و آموزش قرآن باید جنبه فراگیر پیدا کند. ایشان از یک سو بر لزوم فراگیری قرآن در همه سطوح تأکید میکردند و از سوی دیگر هشدار میدادند که مبادا در این مسیر گرفتار تفسیر به رأی شویم.
وی با بیان اینکه جمع میان این دو هدف (فراگیری عمومی و پرهیز از تفسیر به رأی) امری پیچیده و ظریف است، برای حل این مسئله دو راهکار ارائه داد: نخست آنکه چون عموم مردم تخصص کافی در این زمینه ندارند، باید از آثار مفسران معتبر استفاده کنند؛ همانطور که امام (ره) آثار شهید مطهری را تماماً مفید و ارزنده دانستند، یا بزرگانی چون علامه طباطبایی و شاگردان ایشان که سالیان متمادی بهصورت روشمند در حوزه تفسیر فعالیت کردهاند، الگوهای مناسبی هستند.
این پژوهشگر در تبیین نکته دوم بیان کرد: موضوع دیگر این است که بدانیم تفسیر قرآن دارای روش است و معیار درستی هر تفسیری، «روشمند بودن» آن است. بنابراین، این بحث صرفاً ادعایی نیست و باید عناصر روشمندی در تفسیر کاملاً روشن باشد تا بتوانیم بر اساس آن، صحت تفاسیر را بسنجیم.
وی اضافه کرد: از دیگر نکات مهم مقدماتی ایشان این است که عمده مصائب دنیای اسلام را ناشی از غفلت و «خواببودن ملتها» میدانند و این وضعیت را پیامد دوری از قرآن برمیشمارند. از منظر ایشان، اگر جامعه بهصورت فراگیر با قرآن آشنا شود، بسیاری از فجایع جهانی کنترل خواهد شد. ایشان همچنین اشاره کردهاند که روابط برخی سران کشورهای اسلامی با دشمنان اسلام ناشی از همین غفلت از قرآن است، در حالی که ملت هوشمند ایران را از این قاعده مستثنی دانستهاند.
وی افزود: اگرچه در پسزمینه این درسهای تفسیری، مباحث فنی و دقیقی وجود دارد، اما خروجی آن متناسب با سطح دانشجویان تنظیم شده است؛ لذا ایشان فرمودهاند که بنا ندارند وارد جزئیات پیچیده تفسیری و ترجیح احتمالات مختلف بر یکدیگر شوند. بهطور مثال، ایشان در تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم» تصریح کردهاند که تمرکزشان بر ترجمه و تبیین معانی است، نه ورود به مباحث فنی تخصصی درباره بسمله.
مدبر اسلامی در ادامه بیان کرد: همچنین در مورد علت نبودِ «بسم الله» در آغاز سوره توبه، ایشان اشاره دارند که «بسم الله» نشانه لطف و محبت الهی است و با محتوای این سوره تناسب ندارد. این در حالی است که در تفاسیر دیگر، احتمالات متفاوتی مطرح شده است؛ از جمله اینکه شاید سوره توبه و انفال یک سوره واحد باشند. با وجود اینکه نظرات دیگری همچون دیدگاه علامه جوادی آملی (با پنج وجه) یا روایتی از امام صادق (ع) مبنی بر یگانگی این دو سوره وجود دارد، اما روایاتی نیز یافت میشود که دیدگاه رهبری را تأیید میکند.
این قرآنپژوه با تأکید بر اینکه رهبری شهید به دلیل داشتن هدفی متفاوت، وارد رویکردهای بسیار فنی و مدققانه تفسیری نشدهاند، گفت: یکی از برجستهترین ویژگیهای محتوایی این کتاب، تطبیق معارف با مسائل داخلی و خارجی است؛ ایشان در جایجای این تفسیر، دهها بار معارف قرآنی را بر مسائل روز جهانی منطبق کردهاند.
مدبر اسلامی تصریح کرد: بهعنوان نمونه، در ذیل آیه "إیاک نعبد و إیاک نستعین"، ایشان به آیه [۲۳ سوره جاثیه] اشاره کردهاند که درباره کسانی است که معبودشان «هوای نفس» آنهاست. این مضمون در قرآن مکرر آمده است؛ از منظر ایشان، متأسفانه امروز نیز بشریت هم اسیر هوای نفس خود و هم اسیر هوای نفس دیگران است. ایشان حتی به این نکته اشاره کردهاند که در دوران اخیر، بمباران ملت عراق تنها به خاطر هوای نفس یک فرد صورت گرفت؛ چرا که او برای دستیابی به نفت و درآمد بیشتر، به سمت کویت رفت.
وی افزود: از دیدگاه ایشان، حاکمان بسیاری هستند که صرفاً برای حفظ قدرت خود، با آمریکا و ناتو سازش میکنند (همانگونه که پیشتر با شوروی میساختند). ایشان در صفحه ۶۳ این کتاب نیز خاطرنشان کردهاند که ما پیش از انقلاب، کتابهای مربوط به روشنفکری در آمریکای لاتین و آفریقا را مطالعه میکردیم؛ بهویژه در آمریکای لاتین که فرهنگ غربی بسیار مسلط است. هیچیک از کشورهای آمریکای لاتین، حتی برزیل، از علم غرب بهره نبردند، اما از فرهنگ غرب بهطور کامل بهرهمند شدند. ملتهای این مناطق سالیان متمادی تحت دیکتاتوری بودند و به دلیل تأثیرپذیری از فرهنگ غرب، حتی حاضر نبودند از حقوق و منافع خود (مانند شراب/اموال خود) عبور کنند.
مدبر اسلامی با تأکید بر اینکه نوآوری اصلی این کتاب در تطبیقات تفسیری آن است، اظهار داشت که از دیگر ویژگیهای این اثر، توجه به ژرفای مفاهیم قرآنی و بهرهگیری از تعابیر متنوع است. وی بهطور مثال در مورد عبارت «إیاک نعبد و إیاک نستعین» بیان کرد که بندگی، تنها منحصر به محراب عبادت و نماز نیست، بلکه تمام عرصههای زندگی میتواند محراب این بندگی باشد.
او در ادامه به موضوع روشمندی تفسیر پرداخت و در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان یک برداشت تفسیری را بر برداشت دیگر ترجیح داد، پنج عنصر کلیدی در روشمندی تفسیر را برشمرد:
نخست، داشتن مبانی منقح است؛ یعنی تفسیر باید بر پایهی مبانی مشخصی چون وحیانی بودن لفظ و معنای قرآن، جهانشمولی، تحریفناپذیری، حجیت ظواهر، پذیرش بطون معنایی و پذیرش نسخ در برخی احکام استوار باشد. دوم، بهرهگیری از منابع معتبر است؛ مبنای برداشتهای تفسیری باید بر چهار منبع یعنی آیات قرآن، سنت معصومان، عقل تجریدی و ریاضی، و عقل تجربی باشد تا از «تفسیر به رأی» جلوگیری شود و مفسر صرفاً به استناد کشف و شهود شخصی، معنایی را ابلاغ نکند.
عنصر سوم، بهکارگیری قواعد تفسیر است که در قالب بایدها و نبایدهایی تعریف میشود؛ مانند اینکه تفسیر باید بر پایهی قرائت رسول خدا باشد (نه اجتهاد قراء)، با مفهوم عصر نزول آیات متناسب باشد و بدون قرینهی صارفه، به مجاز حمل نشود. چهارمین مورد، استفاده از ابزارهای تفسیری است؛ یعنی تسلط بر دانشهایی چون علم حدیث، رجال، درایه، بلاغت، الفاظ، اصول فقه و منطق که مفسر را در بهکارگیری قواعد توانمند میسازد. در نهایت، مفسر باید تمام این عناصر چندگانه را در کنار هم قرار داده و آنها را به صورت منسجم و پالایششده بهکار گیرد.
مدبر اسلامی در پایان تأکید کرد که در تفسیر سوره حمد توسط رهبری شهید، هیچ موردی وجود ندارد که تفسیری ذوقی و سلیقهای صورت گرفته باشد یا ایشان از چارچوب روشمندی خارج شده باشند.
انتهای پیام