حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدکاظم رجایی رامشه، کارشناس اقتصاد اسلامی، در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به جایگاه امام حسین(ع) در منظومه هدایت الهی اظهار کرد: امام حسین(ع) در نگاه دینی، «مصباح هدایت» و «کشتی نجات امت» است و قیام عاشورا را باید امتداد طبیعی رسالت انبیا در مسیر بیدارسازی جامعه و احیای ارزشهای الهی دانست. فلسفه اصلی بعثت پیامبران بر پایه تزکیه، تعلیم و هدایت انسانها است و همه حرکتهای اصلاحی در تاریخ ادیان الهی در همین چارچوب قابل تحلیل است.
وی افزود: در منظومه توحیدی، انسان موجودی رهاشده و صرفاً تابع غرایز مادی نیست، بلکه خداوند علاوه بر هدایت فطری و تکوینی، مسیر هدایت تشریعی را نیز از طریق پیامبران و اولیای الهی قرار داده است. این زنجیره هدایت، تا امروز ادامه دارد و امام حسین(ع) یکی از برجستهترین حلقههای آن به شمار میرود که نقش تعیینکنندهای در احیای وجدان تاریخی امت اسلامی ایفا کرده است.
این کارشناس اقتصاد اسلامی با بیان اینکه عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک مکتب فکری و تمدنی است، تصریح کرد: هدف اصلی قیام امام حسین(ع)، آگاهیبخشی به جامعه، اصلاح انحرافات ساختاری و بیدارسازی افکار عمومی بود. ایشان در برابر انحرافی ایستادند که میرفت ماهیت دین را از درون تهی کند و همین ایستادگی، زمینه بازگشت جامعه به مسیر آگاهی و مسئولیتپذیری را فراهم ساخت.
رجایی رامشه تأکید کرد: در نگاه دینی، محور اصلی پیشرفت «انسانسازی» است و نه صرفاً توسعه ظاهری و مادی. اگر انسانهای تربیتیافته، مسئولیتپذیر و دارای هویت اخلاقی در جامعه شکل بگیرند، سایر حوزهها نیز بهطور طبیعی در مسیر پیشرفت قرار میگیرند. از این منظر، توسعه واقعی از تربیت انسان آغاز میشود و هرگونه پیشرفت اقتصادی یا اجتماعی بدون توجه به این اصل، ناپایدار و سطحی خواهد بود.
وی افزود: در مکتب اسلام، انسان تنها موجودی غریزی نیست، بلکه دارای ابعاد عقلانی، اخلاقی و معنوی است که باید در فرآیند تربیت مورد توجه قرار گیرد. از همین رو، مکتب عاشورا را میتوان یک الگوی جامع برای تربیت انسان در تمام ساحتهای فردی و اجتماعی دانست؛ الگویی که بر پایه ایمان، آگاهی و مسئولیتپذیری بنا شده است.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به تفاوت نگاه اسلامی و لیبرالی به مفهوم توسعه گفت: در اندیشه لیبرالی، انسان عمدتاً موجودی لذتمحور و منفعتطلب تعریف میشود و توسعه نیز بر اساس شاخصهای مادی مانند تولید ناخالص داخلی یا مصرفگرایی سنجیده میشود، اما در نگاه توحیدی، معیار اصلی پیشرفت، میزان تعالی انسانها و تحقق عدالت و معنویت در جامعه است.
وی ادامه داد: این تفاوت بنیادین باعث میشود نوع ارزیابی از قدرت کشورها نیز متفاوت باشد. در منطق مادی، قدرت با ابزارهای اقتصادی و نظامی سنجیده میشود، اما در منطق عاشورایی، قدرت واقعی در «سرمایه انسانی مؤمن و آگاه» نهفته است؛ انسانی که در برابر ظلم میایستد و مسئولیت اجتماعی خود را درک میکند.
رجایی رامشه در ادامه با اشاره به نقش نیروهای انسانی در اقتدار ملی اظهار کرد: تجربه نشان داده است که هرجا انسانهای مؤمن، متخصص و متعهد تربیت شدهاند، پیشرفتهای بزرگ رقم خورده است.
وی با اشاره به نقش نیروهای نظامی و دفاعی در این زمینه افزود: نمونههای برجستهای مانند شهید حسن طهرانیمقدم و شهید حاجیزاده نشان دادند که چگونه انسانهای خودساخته و باورمند میتوانند در شرایط سخت، توانمندیهای راهبردی یک کشور را به سطحی از بازدارندگی و اقتدار برسانند.
وی تصریح کرد: این دستاوردها صرفاً محصول تجهیزات یا منابع مادی نیست، بلکه نتیجه تربیت انسانهایی است که با انگیزه الهی، تعهد و باور عمیق به هدف، در مسیر پیشرفت حرکت کردهاند. به همین دلیل، محور اصلی قدرت در هر جامعه، انسانهایی هستند که ارزشها را درونی کرده و آن را به عمل تبدیل میکنند.
این کارشناس اقتصادی با نقد نگاه تقلیلگرایانه به اقتصاد در برخی مکاتب افزود: در منطق لیبرالی، تصمیمات اقتصادی اغلب بر اساس سود و زیان مادی تحلیل میشود، در حالی که در نگاه اسلامی، اقتصاد بخشی از منظومه اخلاقی و اجتماعی جامعه است و آثار تصمیمات اقتصادی بر عدالت، استقلال و کرامت انسانی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
رجایی رامشه تأکید کرد: حتی انتخابهای اقتصادی کشورها، مانند اینکه از چه کشوری خرید یا تعامل صورت گیرد، در منطق اسلامی بیاثر و خنثی تلقی نمیشود، بلکه این انتخابها میتوانند به تقویت یا تضعیف جبهههای مختلف در سطح جهانی منجر شوند. بنابراین اقتصاد در نگاه دینی، صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه دارای ابعاد ارزشی و تمدنی است.
وی با اشاره به پیوند میان مکتب عاشورا و انقلاب اسلامی گفت: انقلاب اسلامی ایران نیز در امتداد همین مکتب شکل گرفت و توانست با تکیه بر ارزشهای دینی مانند ایثار، مقاومت و استقلال، الگوی جدیدی از حکمرانی ارائه دهد. این انقلاب نشان داد که میتوان با تکیه بر سرمایه انسانی و معنوی، در برابر قدرتهای مادی ایستادگی کرد و مسیر متفاوتی از توسعه را رقم زد.
این کارشناس اقتصادی افزود: اگر در جامعه، سرمایهگذاری اصلی بر تربیت انسانهای صالح، آگاه و مسئولیتپذیر صورت گیرد، این امر بهطور مستقیم در تقویت بنیانهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اثرگذار خواهد بود. به بیان دیگر، انسانسازی نه یک شعار، بلکه یک راهبرد اساسی برای توسعه پایدار است.
رجایی رامشه در ادامه با تأکید بر اهمیت نگاه توحیدی در سیاستگذاری اقتصادی اظهار کرد: در منطق اسلامی، منابع مادی و ثروتها امانت الهی هستند و انسان در قبال آنها مسئولیت دارد. این نگاه باعث میشود تصمیمات اقتصادی صرفاً بر مبنای سود کوتاهمدت اتخاذ نشود، بلکه پیامدهای بلندمدت اجتماعی و اخلاقی نیز در نظر گرفته شود.
وی افزود: چنین رویکردی میتواند به اصلاح الگوهای مصرف، تولید و توزیع در جامعه منجر شود و از شکلگیری نابرابریهای مخرب جلوگیری کند. در این چارچوب، اقتصاد در خدمت انسان قرار میگیرد، نه انسان در خدمت اقتصاد.
این کارشناس اقتصادی در پایان اظهار کرد: مکتب امام حسین(ع) بر پایه عزتطلبی، نفی ذلت و حرکت در مسیر رضایت الهی بنا شده است و اگر این مبانی در نظام آموزشی و سیاستگذاری کشور نهادینه شود، میتوان به الگویی از توسعه دست یافت که در آن انسانسازی، عدالت، معنویت و پیشرفت اقتصادی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
انتهای پیام