محسن اسماعیلی با تحلیل عباراتی از
زیارت عاشورا، به بررسی نقش «
زبان و شایعه» در آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش جنایات بزرگ پرداخت. وی تأکید کرد: شهادت امام حسین(ع) پیش از آنکه با شمشیر اتفاق بیفتد، ابتدا با زبان و تهمتهایی شکل گرفت که هدف آن، تبدیل جایگاه امام در نگاه مردم به یک «قدرتطلب» بود. در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
در
زیارت عاشورا جملهای وجود دارد که بیش از هر روز برای ما کاربرد دارد و مفید است، اما متأسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. من میخواهم در جمع شما عزیزان فقط به این نکته اشاره کنم که در زیارت عاشورا عرضه میدارید: «لعنت الله علی من قتل الحسین...»؛ یعنی از خداوند میخواهیم که سالار شهیدان و یارانش را رحمت کند و آن گروهی را که شما را به قتل رساندند، لعنت فرماید. این جمله عجیبی نیست؛ طبیعی است که من و شما که دل دادهایم به آن بزرگوار، از خدا بخواهیم آن انساننماهایی را که به بدترین شکل، عزیزترینِِ پیامبر را به قتل رساندند، مورد لعنت خودش قرار دهد. اما در ادامه میخوانیم: «
وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم»؛ یعنی هم قاتلین امام حسین رو لعنت کن و هم لعنت خدا بر کسانی باشد که زمینهساز قتل اباعبدالله (ع) شدند. گروه اول کسانی بودند که قتل عزیزترینِ پیامبر را به زبان خودشان مرتکب شدند، اما این کار سادهای نبود که فرزند پیامبر را به این شکل به شهادت برسانند. مگر میشود؟ در حالی که بسیاری از کسانی که در لشکر عمر سعد بودند، پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) را دیده بودند، از مقام و منزلت سیدالشهدا(ع) در پیشگاه پروردگار آگاه بودند و سفارشهای پیامبر(ص) و علی (ع) را نسبت به حسین(ع) شنیده بودند، چطور توانستند ایشان را در بیابانی خشک و بیآب و علف، بهگونهای مظلومانه و سبوعانه به شهادت برسانند؟
وقتی ما اکنون به این موضوع فکر میکنیم، برایمان عجیب است؛ اما در همین جمله از زیارت عاشورا پاسخ این تعجب داده شده است. در حقیقت میخواهد بفرماید تعجب نکنیم؛ زیرا هر جنایتی، حتی این جنایت عظیم، وقتی برایش زمینهسازی شود، در افکار عمومی ممکن است ارتکاب پیدا کند. بله، در ابتدا هیچکس جرأت نداشت به امام حسین(ع) چنین تصوری داشته باشد، اما وقتی مقدمات فراهم شد، حتی برای قتل امام حسین(ع) جشن گرفتند. در زیارت عاشورا آمده است که بنیامیه پس از عاشورا جشن گرفتند، چون به مقصود باطل خود رسیده بودند.
امام باقر (علیه السلام) در روایتی در کتاب «کافی» میفرمایند: پس از حادثه عاشورا، در شهر کوچک کوفه، چهار مسجد ساخته یا بازسازی شد تا بهعنوان «شکرانه» قتل امام حسین(ع) باشد و حتی اسم این مساجد را به اسم قاتلان امام حسین(ع) گذاشتند (مانند مسجد اشعث، مسجد شبث و امثال آنها). چطور این اتفاق افتاد؟ این نتیجه کار آن دسته دوم بود؛ همان کسانی که پیش از قتل، زمینه را فراهم آوردند، افکار عمومی را آماده کردند، آنقدر حرف زدند، شایعه درست کردند و تهمت به امام حسین(ع) زدند که مردم آهسته آهسته آمادگی روحی برای پذیرش این جنایت را پیدا کردند.

این نکته فقط مختص امام حسین (ع) و زیارت عاشورا نیست، بلکه در مورد سایر ائمه نیز همینطور است. شما وقتی در مشهد مشرف میشوید، در زیارتنامه مخصوص امام رضا(ع)، بعد از دعاها، باید پایین بروید و پای مبارک حضرت بایستید و جملهای بگویید که بسیار درسآموز است: «لعن الله من قتل...»؛ یعنی خدا لعنت کند کسی را که با شمشیر او را کشت و همانی را که با «زبان» او را کشت. در زیارت حضرت قمر بنیهاشم(ع) در کربلا نیز همین عبارت تکرار میشود. پس کشتن امام حسین(ع) پیش از آنکه با شمشیر باشد، با زبان اتفاق افتاد؛ با شایعات و تهمتهایی که ایشان را قدرتطلب و خارج از مسلک رسولالله(ص) معرفی کردند. وقتی این زمینهها فراهم شد، دیگر برای مردم سخت نبود که بشنوند یک «بیدین» یا یک «قدرتطلب» کشته شده است.
این نکته بسیار مهم است؛ تا جایی که وقتی امام حسین(ع) از مدینه حرکت میکند تا به سوی سرنوشت خود برود، وصیتنامهای مینویسد که حدود نصف صفحه است و در آن مینویسد: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسولالله...»؛ یعنی شهادت میدهند که خدایی وجود دارد و پیامبری و قیامتی هست و سپس مینویسد: «انی لم اخرج اشراً و بطراً ولا مفسداً ولا ظالماً» (من برای سرکشی، فخرفروشی، افساد یا ستمگری قیام نکردم). اگر مردم چنین تصور غلطی در ذهنشان نداشتند، امام معصوم نیاز نداشت در وصیتنامهاش شهادتین بگوید و تأکید کند که من انسان فاسد یا قدرتطلبی نیست و برای نفع مردم و جامعه اسلامی قیام کردهام. معلوم میشود مردم (العیاذ بالله) ایشان را اهل فساد و ظالم میدانستند؛ چون اگر اینطور نبود، وقتی امام این جملات را میگفت، مردم میگفتند «عجبه!» (چه عجیب است که چنین حرفی میزند).
باید بدانیم بسیاری از خونهایی که ریخته میشود، ابتدا این زبان است که باعث ریخته شدن آن میشود. شمشیر تنها ابزار نهایی است. باید آگاه باشیم که «قتل» تنها با شمشیر نیست؛ بلکه ابتدا با زبانهاست و با مقدمات آن اتفاق میافتد. همینطور است که «جهاد» هم فقط با شمشیر نیست. خیلی از ما خیال میکنیم جهاد یعنی فقط جنگ در راه خدا؛ اما اصلاً اینطور نیست. جهاد یعنی «کوشش در راه خدا». این کوشش یک وقت با لانچرهای ما و با پرتاب موشکهای ماست و یک وقت با تولیدی است که شما صنعتگران انجام میدهید؛ چون اگر این تولید نباشد، کسی که پشت لانچر است نمیتواند کار خود را درست انجام دهد. همانگونه که برخی زمینهساز کشتن امام حسین(ع) بودند، برخی دیگر در نقطه مقابل، زمینهساز پیروزی بر دشمنان امام حسین(ع) هستند. در روایات ما آمده است کسی که برای معاش زن و بچه خود زحمت میکشد و عرق میریزد، «مجاهد فیسبیلالله» است. این یعنی جهاد لزوماً به این معنا نیست که کلاشینکف در دست باشد؛ بلکه همانطور که کسی که شمشیر میزند در راه خدا کوشش میکند، کسی هم که در پشت جبهه نیازهای مردم را فراهم میکند و نمیگذارد خلأیی در زندگی مردم ایجاد شود، در واقع در حال جهاد است.
در حادثه اخیر پیش از آنکه دشمن به زبان بیاورد، کشورهای بزرگی که با ما رابطه داشتند، اعلام کردند که تهران در ۷۲ ساعت سقوط میکند و خودشان هم گفتند حداکثر ۷۲ ساعت زمان میبرد. فکر میکردند جمهوری اسلامی نتواند مقاومت کند. یادتان هست در آن شب اول، آن مردک زشت خو و خبیث، زبان به کار انداخت و گفت رهبر بعدی باید با نظر من انتخاب شود؟ اینقدر به خودشان مطمئن بودند! چقدر توئیت زدند که امشب ایران از نقشه روزگار حذف میشود و این تمدن بزرگ بهکلی از بین میرود! اما این عزتی که امروز داریم، مدیون این است که وقتی رزمندگان ما در تنگه هرمز میجنگیدند، خیالشان از شهر و روستای کشور آسوده بود؛ مطمئن بودند زن و بچهشان در امنیت و آرامشاند و ملت پشتیبان آن ها است. اگر نگران بودند، نمیتوانستند با آن رشادت بجنگند. دشمن فکر میکرد ما حتی دو ساعت بیشتر نمیتوانیم مقاومت کنیم، اما نه کالایی در کشورمان قحط شد و نه کسی از کشور فرار کرد؛ بلکه دلها به هم نزدیکتر شد و مهربانیها بیشتر شد و همین باعث شد که ما پیروز شویم. این اشتباه استراتژیک است اگر خیال کنیم پیروزی ما فقط به خاطر موشکها یا دست برتری در تنگه هرمز بوده است. همه اینها مهم هستند، اما مهمتر از آن، «ایمان، استقامت و حضور مردم در صحنه» بود که پشتیبانی کردند. حکومت های قبلی هم این تجهیزات را داشتند اما در هر جنگی شکست میخوردند و امتیاز میدادند. چرا ما در نزدیک به ۵۰ سال همیشه سربلند بودیم و در سال گذشته سربلندتر از همیشه بودیم؟ به خاطر حضور مردم.

ما بارها شنیدیم و تکرار کردیم که «هر روز عاشورا و هر زمین کربلاست». این یعنی هر کسی در هر جایی و در هر زمانی میتواند در لشکر امام حسین(ع) باشد یا (خدای نکرده) در مقابل او. ما باید خدا را شکر کنیم که در این سرزمین و در این زمان، در لشکر امام حسین(ع) بودیم و پرچم او را برافراشتیم. الحمدلله، باید قدر این گوهر گرانبها را دانست و درسی را که در زیارت عاشورا به ما آموختند، مرتب و مکرر برای خودمان بازگو کنیم.
حواسمان باشد که خیلیها در لشکر امام حسین(ع) بودند اما آهسته آهسته در اثر غفلت به بیراهه رفتند. مبادا ما هم به آن راه برویم؛ اگر نادانسته حرفی زدیم و آبروی یک مؤمن را بیدلیل بردیم، یا اگر تحت تأثیر حرف این و آن، ناموس یک شیعه را در رسانهها مورد تعرض قرار دادیم، ما هم همان کسانی هستیم که در تاریکی شب از امام حسین(ع) فاصله گرفتند. اما اگر محکم و استوار زیر پرچم واحد، یعنی پرچم رهبری ایستادیم و فریب شگردهای رسانهای این شیاطین را نخوردیم، در لشکر امام حسین(ع) هستیم. حتی در روز عاشورا، عدهای به بیراهه رفتند اما فهمیدند اشتباه کردهاند و اشتباه خود را تصحیح کردند. در این روزهای حساس و سرنوشتساز، باید مراقب باشیم که خدایی نکرده جز ممهدین قتال امام حسین شویم و در اثر غفلت و کمتوجهی، حرفی بزنیم یا رفتاری کنیم که باعث ایجاد اختلاف و درگیری در این جمع شیرین و همدل شود تا دشمن سوءاستفاده کند.
به همین دلیل است که من نقش شما صنعتگران را در دفاع مقدس برجسته میدانم و از واژههایی چون «سربازان تولید» یا «مجاهدان صنعت» و امثال اینها استفاده میکنم، لذا باید شاکر باشیم و از خدا تشکر کنیم که ما را در «جبهه تولید» هم توفیق داد.
با همه مشکلاتی که هست، با همه ناملایماتی که وجود دارد و با همه گلههای درست و غلطی که ممکن است داشته باشیم، ما موضعی صریح در مقابل آن گروهی داریم که یا با شمشیر و یا با زبان مرتکب قتل و قتال سیدالشهدا (علیه السلام) شدند. از این به بعد، هر وقت زیارت عاشورا را میخوانید و به این جمله میرسید، یک بار دیگر با دقت آن را تکرار کنید: «لَعْنُ اللهِ أُمَّةٍ قَتَلَتْکُمْ، وَلَعْنُ اللهِ الْمَهَدِّینَ لَهُمْ تَمْکینٍ مِنْ قِتَالِکُمْ».
روز هشتم محرم، شاید یکی از سنگینترین مصیبتهای امام حسین(ع)، شهادت جوان رعنای ایشان بود. کسانی که جوان دارند، میدانند امام حسین چه کشید. شهادت امام حسین(ع) یک حرف است و شهادت فرزند رشیدی چون علی اکبر حرف دیگری است. درست گفتند آنهایی که بیان کردند امام حسین(ع) آنگاه شهید شد که صدای فرزند خود را شنید که از او خداحافظی کرد. آن درد را زمانی تحمل کرد که نه تنها کشتن علیاکبر(ع) برای لشکر عمر سعد سخت نبود، بلکه آنها هلهله کرده، شادی کردند و کف زدند؛ چون زمینه برای آنها فراهم آمده بود.
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی (الَّذِینَ) جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ (تَایَعَتْ)عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.