کد خبر: 4360103
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۹
یادداشت

تاسوعا؛ روز ایستادن در آستانه انتخاب

تاسوعا روزی میان هشدار و حماسه است؛ روزی که هنوز شمشیرها به‌تمامی از نیام بیرون نیامده‌، اما صف‌ها بسته شده‌اند و از همین رو، اهمیت آن در این است که ما را نه فقط با نتیجه عاشورا، بلکه با فرآیند انتخاب روبه‌رو می‌کند.

حضرت عباستاسوعا روزی‌ست که گویی تاریخ در آن یک شب به انسان فرصت می‌دهد تا پیش از فاجعه، جای خود را در آن روشن کند؛ با حق می‌ایستد یا با مصلحت، با آزادگی یا با ترس، با وفاداری یا با محاسبه سود و زیان.

بسیاری از ما عاشورا را با سوگ، اشک، مصیبت و شهادت می‌شناسیم؛ اما تاسوعا بیش از آنکه روز مصیبت نهایی باشد، روز فهم است. روزی است که باید پرسید: چگونه جامعه‌ای به جایی می‌رسد که فرزند پیامبر خدا(ص) در برابر سپاهی عظیم تنها می‌ماند؟ چگونه حق آن‌قدر آشکار است، اما شمار یارانش اندک؟ چگونه مردم می‌توانند حقیقت را بشناسند و باز کنار آن نایستند؟

تاسوعا از ما می‌خواهد، پیش از آنکه بر مظلومیت حسین بن علی(ع) گریه کنیم، نسبت خود را با حقیقت روشن کنیم. اشک اگر از فهم جدا شود، ممکن است فقط واکنشی عاطفی باشد؛ اما اشکی که از شناخت برمی‌آید، انسان را تغییر می‌دهد.

در تاسوعا باید پرسید: آیا ما فقط تماشاگر مظلومیت هستیم یا مسئول در برابر آن؟ آیا حق را فقط وقتی بی‌هزینه است، دوست داریم؟ آیا وفاداری ما تا مرز خطر ادامه دارد یا تا جایی که منافعمان آسیب نبیند؟

تاسوعا بیش از همه با نام حضرت ابوالفضل العباس(ع) گره خورده است؛ شخصیتی که در فرهنگ شیعه نماد وفاداری، غیرت، ادب، شجاعت و فداکاری است. اما اگر حضرت عباس(ع) را فقط در میدان نبرد ببینیم، بخشی از حقیقت ایشان را از دست داده‌ایم. عظمت حضرت عباس(ع) فقط در جنگاوری نبود؛ در بصیرتش بود.

ایشان می‌توانست برای خود راهی جدا انتخاب کند. می‌توانست امان‌نامه دشمن را بپذیرد. می‌توانست جان خود را حفظ کند؛ اما وفاداری حضرت عباس(ع) از جنس وابستگی قبیله‌ای یا عاطفه خانوادگی صرف نبود؛ وفاداری ایشان در شناخت امام زمانش ریشه داشت.

در ماجرای کربلا، حضرت عباس(ع) پیش از آنکه علمدار سپاه باشد، علمدار معناست. او نشان می‌دهد انسان وفادار کسی نیست که فقط در شرایط آرام ادعای همراهی کند؛ بلکه کسی است که در لحظه بحران، کنار حق می‌ماند، حتی اگر نتیجه ظاهری آن شکست، تنهایی یا شهادت باشد.

عباس(ع) به ما می‌آموزد که وفاداری واقعی سه نشانه دارد:

شناخت: بداند چرا ایستاده است.

ثبات: با تغییر شرایط عقب‌نشینی نکند.

فداکاری: حق را بر آسایش خود ترجیح دهد.

به همین دلیل، تاسوعا روز عباس(ع) است؛ روز انسانی که امکان نجات شخصی داشت، اما نجات اخلاقی را برگزید.

یکی از مهم‌ترین لحظات تاسوعا، ماجرای امان‌نامه‌ای است که برای حضرت عباس(ع) و برادرانش فرستاده شد. این واقعه از نظر تحلیلی بسیار مهم است، چرا که دشمن می‌دانست اگر بتواند ستون وفاداری را از سپاه امام حسین(ع) جدا کند، روح مقاومت را تضعیف کرده است.

امان‌نامه فقط پیشنهادی نظامی نبود؛ آزمونی اخلاقی بود. دشمن می‌خواست میان جان و جانان، میان امنیت فردی و تعهد الهی، میان زنده‌ماندن و درست‌ماندن فاصله بیندازد.

پاسخ حضرت عباس(ع) نشان داد که برای انسان مؤمن، امنیت بدون کرامت ارزشی ندارد. ایشان نپذیرفت که زنده بماند، اما از امامش جدا شود. اینجاست که تاسوعا به مسئله انسان امروز نیز تبدیل می‌شود: ما در زندگی روزمره بارها امان‌نامه‌هایی پنهان دریافت می‌کنیم؛ پیشنهادهایی برای سکوت، سازش، فراموشی، بی‌تفاوتی، منفعت‌طلبی و کنار آمدن با نادرستی.

همه امان‌نامه‌ها کاغذی و آشکار نیستند. گاهی امان‌نامه، موقعیتی شغلی است به قیمت زیر پا گذاشتن اخلاق. گاهی رابطه‌ای است به قیمت از دست دادن عزت. گاهی منفعتی است به قیمت سکوت در برابر ظلم. تاسوعا می‌پرسد: وقتی به تو وعده امنیت می‌دهند، آیا حقیقت را تنها می‌گذاری؟

در تاسوعا جنگ به تأخیر می‌افتد و امام حسین(ع) از دشمن مهلت می‌خواهند؛ نه برای مذاکره قدرت، نه برای ترس از مرگ، بلکه برای عبادت، دعا، تلاوت قرآن و آماده‌سازی روح یاران. این مهلت، یکی از عمیق‌ترین لحظات کربلاست.

امام حسین(ع) در شب عاشورا یاران خود را آزاد گذاشتند و فرمودند که دشمن با ایشان کار دارد و هر کس می‌خواهد، می‌تواند برود. رهبر الهی یارانش را با اجبار نگه نمی‌دارد، چرا که کربلا باید از انسان‌های آگاه ساخته شود، نه از افراد مجبور.

اینجاست که تفاوت سپاه امام(ع) با سپاه دشمن روشن می‌شود. در یک سو، کسانی ایستاده‌اند که با آگاهی، عشق و انتخاب مانده‌اند؛ در سوی دیگر، کسانی هستند که بسیاری‌شان گرفتار ترس، طمع، جهل یا فرمان‌برداری کور شده‌اند. تاسوعا به ما می‌گوید، ارزش انسان به انتخاب‌های آگاهانه اوست. دینداری بدون انتخاب، اخلاق بدون هزینه و وفاداری بدون آزمون هنوز به بلوغ نرسیده است.

کربلا؛ تقابل عدد و معنا

در ظاهر، تاسوعا مقدمه نبردی نابرابر است: سپاهی اندک در برابر لشکری بزرگ؛ اما تحلیل تاریخی و معنوی کربلا نشان می‌دهد که همیشه قدرت در عدد خلاصه نمی‌شود. گاهی اقلیت آگاه می‌تواند وجدان تاریخ را بیدار کند، در حالی که اکثریت بی‌جهت فقط به آمار تبدیل می‌شود.

سپاه امام حسین(ع) از نظر نظامی در اقلیت بود، اما از نظر معنایی در اوج ایستاده بود. در مقابل، سپاه دشمن از نظر عددی فراوان بود، اما از نظر اخلاقی دچار فروپاشی شده بود.

این تضاد هنوز هم در زندگی بشر جریان دارد. انسان‌ها گاهی برای اینکه تنها نمانند، از حقیقت فاصله می‌گیرند. گاهی چون اکثریت راهی را می‌روند، گمان می‌کنند آن راه درست است؛ اما تاسوعا یادآوری می‌کند که حقانیت با تعداد سنجیده نمی‌شود. گاهی تمام حقیقت در خیمه‌ای کوچک جمع می‌شود و تمام باطل در سپاهی بزرگ.

یکی از دردناک‌ترین ابعاد کربلا، سکوت و بی‌تفاوتی کسانی است که حقیقت را می‌دانستند، اما همراهی نکردند. همه کسانی که در کربلا کنار اباعبدالله(ع) نبودند، الزاماً دشمن امام حسین(ع) نیز نبودند؛ اما بسیاری از آنان در لحظه لازم، غایب بودند و اینجاست که تاسوعا ما را با این پرسش سخت روبه‌رو می‌کند: آیا برای بدشدن جهان، فقط بدکاران کافی‌اند؟ یا سکوت خوبان نیز در آن سهم دارد؟

تشنگی؛ فراتر از عطش جسم

در روایت کربلا، تشنگی جایگاهی محوری دارد، اما عطش کربلا فقط کمبود آب نیست؛ نماد فشار بر کرامت انسان است. دشمن می‌خواست با بستن آب، اراده اهل‌ بیت(ع) را بشکند. آب در کربلا فقط نیازی طبیعی نبود؛ به ابزار تحقیر و تسلیم تبدیل شده بود.

در چنین شرایطی، حضرت عباس(ع) برای آوردن آب حرکت می‌کند. این حرکت فقط عملیاتی نظامی نیست؛ نشانه مسئولیت‌پذیری در برابر رنج کودکان و خانواده‌هاست. ایشان برای خود نمی‌رود؛ برای دیگران می‌رود. همین نکته، چهره اخلاقی تاسوعا را عمیق‌تر می‌کند.

تاسوعا به ما یادآوری می‌کند که دینداری فقط عبادت فردی نیست؛ حساسیت نسبت به درد دیگران نیز هست. کسی که از تشنگی کودک بی‌قرار نمی‌شود، هنوز با روح کربلا فاصله دارد. کربلا انسان را از خودمحوری بیرون می‌آورد و به مسئولیت در برابر دیگری می‌رساند.

عزاداری برای امام حسین(ع) و یارانش، یکی از بزرگترین سرمایه‌های فرهنگی و معنوی شیعه است؛ اما عزاداری زمانی به حقیقت خود نزدیک می‌شود که انسان را از درون دگرگون کند. گریه بر امام حسین(ع) اگر ما را شجاع‌تر، صادق‌تر، مسئول‌تر و آزاده‌تر نکند، هنوز به عمق پیام عاشورا نرسیده‌ایم.

تاسوعا فرصتی برای بازاندیشی در کیفیت عزاداری است. عزاداری فقط حضور در مراسم نیست؛ تمرین وفاداری است. فقط شنیدن مصیبت نیست؛ شنیدن صدای حقیقت است. فقط اندوه تاریخی نیست؛ بیداری امروز است.

پرسش مهم این است: بعد از تاسوعا و عاشورا چه چیزی در ما تغییر می‌کند؟ اگر عزاداری به اصلاح اخلاقی نرسد، خطر آن هست که حادثه‌ای بزرگ را فقط به آیینی تکرارشونده تبدیل کنیم؛ اما اگر با معرفت همراه شود، محرم هر سال می‌تواند انسان تازه‌ای از ما بسازد.

اما در این میان ممکن است کسی بپرسد، تاسوعا برای انسان امروز چه پیامی دارد؟ پاسخ این است که تاسوعا دقیقاً برای امروز است؛ چون مسئله اصلی آن، مسئله همیشگی انسان است: انتخاب میان حقیقت و منفعت.

امروز هم انسان با موقعیت‌هایی شبیه کربلا روبه‌رو می‌شود، هرچند در اندازه‌ها و شکل‌های متفاوت. گاهی باید میان صداقت و سود انتخاب کند، گاهی میان وفاداری و راحتی، گاهی میان دفاع از مظلوم و حفظ موقعیت، گاهی میان سکوت امن و سخن مسئولانه، گاهی میان همراهی با جمع و ایستادن براساس وجدان.

تاسوعا به ما نمی‌گوید همه انسان‌ها باید در میدان جنگ باشند؛ می‌گوید هر انسانی در میدان امتحان خویش است. میدان یکی خانه است، یکی محل کار، یکی دانشگاه، یکی بازار، یکی فضای مجازی، یکی رابطه خانوادگی، یکی مسئولیت اجتماعی. مهم این است که انسان بداند در همان میدان کوچک می‌تواند حسینی یا بی‌تفاوت، عباسی یا مصلحت‌اندیش، آزاد یا اسیر باشد.

یکی از ویژگی‌های برجسته حضرت عباس(ع)، ادب ایشان در برابر امام حسین(ع) است. در فرهنگ امروز، گاهی شجاعت را با تندی، قدرت را با خودنمایی و غیرت را با خشونت اشتباه می‌گیرند؛ اما عباس(ع) نشان می‌دهد که شجاعت حقیقی با ادب جمع می‌شود.

ایشان جنگاور است، اما متواضع. قدرتمند است، اما مطیع حق. محبوب است، اما خودمحور نیست. علمدار است، اما خود را محور نمی‌بیند. این ترکیب، شخصیت حضرت عباس(ع) را ماندگار کرده است.

تاسوعا به ما یاد می‌دهد که قدرت بدون اخلاق خطرناک است، شجاعت بدون بصیرت کور است و غیرت بدون رحمت می‌تواند از مسیر حق منحرف شود. عباس(ع) نماد قدرتی است که در خدمت حقیقت قرار گرفته، نه در خدمت نفس.

در روزهای منتهی به عاشورا، مرزها آشکار می‌شوند؛ مرز میان دینداری ظاهری و دینداری حقیقی، میان نماز بی‌ولایت و نماز همراه با عدالت، میان ادعای ایمان و ایستادگی در میدان امتحان.

یکی از تلخ‌ترین درس‌های کربلا این است که ممکن است انسان ظاهر دینی داشته باشد، اما در لحظه حساس، مقابل حقیقت بایستد. این هشدار بزرگی است. کربلا فقط جدال مؤمنان و بی‌دینان نبود؛ جدال حقیقت دین با تحریف دین نیز بود.

از این رو، تاسوعا روز مراقبت است؛ مراقبت از اینکه دین برای ما به عادت، ابزار، تعصب یا ظاهر تبدیل نشود. دین اگر به اخلاق، عدالت، رحم، صداقت و آزادگی نرسد، از روح خود فاصله گرفته است.

تاسوعا؛ آینه‌ای در برابر ما

تاسوعا روزی است که ما را آرام نمی‌گذارد. نمی‌گذارد فقط تماشاگر باشیم. نمی‌گذارد حادثه کربلا را به گذشته‌ای دور تبعید کنیم. تاسوعا آینه‌ای است که در برابر ما می‌ایستد و می‌پرسد: اگر آن روز بودی، کجا می‌ایستادی؟ اما پرسش سخت‌تر این است: امروز کجا ایستاده‌ای؟

تاسوعا روز عباس(ع) است؛ روز وفاداری بی‌محاسبه، ادب بی‌ادعا، شجاعت بی‌خودنمایی و عشق بی‌پایان. روزی است که انسان می‌آموزد زنده‌ماندن همیشه پیروزی نیست و کشته‌شدن همیشه شکست نیست. شکست آنجاست که انسان حقیقت را بشناسد و فقط بگذرد؛ پیروزی آنجاست که حتی در محاصره، حتی در تشنگی، حتی در تنهایی، کرامت خود را نفروشد.

تاسوعا روزی برای گریستن است، اما نه فقط گریستن. روزی برای اندیشیدن، تصمیم‌گرفتن و بازگشتن است. روزی برای اینکه هر کس در دل خود بپرسد: در کربلای کوچک زندگی من، علم را به دست چه کسی سپرده‌ام؟ نفس، مصلحت، ترس، یا حقیقت؟

تاسوعا یعنی هنوز یک شب فرصت هست؛ فرصتی برای انتخاب درست، برای وفادار ماندن، برای آزادشدن از ترس و برای ایستادن کنار حقیقت.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha