حمیدرضا مقصودی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و کارشناس مسائل اقتصادی، در گفتوگو با ایکنا با تشریح نسبت میان قدرت، حقوق بینالملل و نظم جهانی اظهار کرد: آنچه امروز تحت عنوان حقوق بینالملل شناخته میشود، در واقع مجموعهای از رویهها و قواعدی است که در طول زمان و عمدتاً توسط قدرتهای بزرگ شکل گرفته است. این قواعد در ظاهر ماهیت حقوقی و بیطرف دارند، اما در عمل بازتابی از موازنه قدرت در نظام بینالملل هستند.
وی افزود: در واقع کشورهایی که از قدرت اقتصادی، نظامی و رسانهای بیشتری برخوردار بودهاند، توانستهاند قواعد مورد نظر خود را به عنوان هنجارهای جهانی تثبیت کنند. به همین دلیل است که بسیاری از ساختارهای بینالمللی، از جمله برخی نهادهای سازمان ملل یا رژیمهای کنترلی در حوزههای امنیتی و فناورانه، عملاً تحت تأثیر مستقیم قدرتهای مسلط شکل گرفتهاند.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: آمریکا نمونه بارز یک قدرت هژمون است که صرفاً در چارچوب قواعد موجود عمل نمیکند، بلکه خود در بسیاری از موارد تولیدکننده قواعد جدید است. این کشور با اتکا به قدرت نظامی، اقتصادی و شبکه گسترده متحدان خود، قادر است رفتار سایر کشورها را در چارچوبی خاص تنظیم و هدایت کند.
مقصودی در ادامه گفت: نکته مهم این است که حقوق بینالملل یک پدیده ایستا و صرفاً حقوقی نیست، بلکه کاملاً پویا و مبتنی بر قدرت است. آنچه امروز به عنوان «رویه بینالمللی» شناخته میشود، در بسیاری از موارد نتیجه تکرار رفتار قدرتهای بزرگ است؛ رفتاری که به تدریج تبدیل به قاعده و سپس به قانون نانوشته جهانی تبدیل میشود.
وی افزود: به عنوان مثال، در موضوعاتی مانند منع اشاعه هستهای یا نحوه استفاده از منابع استراتژیک، شاهد هستیم که برخی کشورها برای خود استثنا قائل هستند، در حالی که همان رفتار برای سایر کشورها غیرقانونی تلقی میشود. این همان منطق هژمونی در تولید حقوق بینالملل است.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: اگر کشوری بخواهد در چنین نظامی صرفاً نقش منفعل داشته باشد و تنها به رعایت قواعد موجود بسنده کند، عملاً جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار از دست خواهد داد. کشورهایی که در پی نقشآفرینی تمدنی هستند، باید علاوه بر قدرت سخت، قدرت تولید قواعد و شکلدهی به نظم جدید جهانی را نیز در دستور کار قرار دهند.
مقصودی با اشاره به جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان گفت: امروز ایران در حال ورود به مرحلهای است که برخی آن را «گذار به نقش هژمونیک منطقهای» توصیف میکنند. این به معنای آن است که کشور باید از حالت صرفاً واکنشی و منفعل خارج شده و به سمت کنشگری فعال در تولید نظم حرکت کند.
وی ادامه داد: البته این مسیر نیازمند تغییر در نوع نگاه به سیاست، اقتصاد و روابط بینالملل است. تا زمانی که ذهنیت تصمیمگیران در چارچوب نظم موجود باقی بماند، امکان شکلدهی به نظم جدید نیز محدود خواهد بود. به همین دلیل رهبر شهید انقلاب بر مفهوم «تمدن نوین اسلامی» تأکید دارند؛ مفهومی که فراتر از مدیریت روزمره و حل مسائل مقطعی است.
این استاد دانشگاه افزود: در نگاه تمدنی، کشور صرفاً به دنبال بقا یا کاهش فشارهای خارجی نیست، بلکه هدف اصلی، طراحی و ساخت یک الگوی جدید از حکمرانی در سطح منطقهای و جهانی است.
مقصودی در ادامه به اهمیت تنگه هرمز پرداخت و اظهار کرد: تنگه هرمز صرفاً یک مسیر کشتیرانی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود. بخش قابل توجهی از نفت، گاز طبیعی مایع، محصولات پتروشیمی و کالاهای استراتژیک جهان از این مسیر عبور میکند.
وی افزود: روزانه میلیونها بشکه نفت از این تنگه عبور میکند و هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی یا ژئوپلیتیکی آن، میتواند تأثیر مستقیم بر قیمت انرژی و در نتیجه بر اقتصاد جهانی داشته باشد. به همین دلیل این آبراه از حساسترین نقاط راهبردی جهان به شمار میرود.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: در واقع میتوان گفت تنگه هرمز نه فقط یک مسیر حملونقل، بلکه یک ابزار اثرگذاری بر اقتصاد جهانی است. کشوری که بر چنین نقطهای اشراف و مدیریت داشته باشد، به طور طبیعی در معادلات جهانی نیز نقش تعیینکنندهای خواهد داشت.
این کارشناس مسائل اقتصادی در ادامه با انتقاد از تداوم وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت خام گفت: یکی از چالشهای جدی اقتصاد کشور، تکیه بیش از حد بر خامفروشی است. در حالی که ظرفیتهای گستردهای برای توسعه صنایع پاییندستی و ایجاد ارزش افزوده در داخل کشور وجود دارد.
وی افزود: اگر بخش بیشتری از نفت و گاز در داخل کشور به محصولات نهایی تبدیل شود، علاوه بر افزایش اشتغال، درآمد پایدار و مقاومتری نیز برای اقتصاد کشور ایجاد خواهد شد. این موضوع دقیقاً در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی است.
مقصودی همچنین به اهمیت توسعه مسیرهای زمینی و ریلی تجارت اشاره کرد و گفت: ایران از موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار ویژهای برخوردار است. اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب منطقه از طریق ایران، یک مزیت راهبردی است که در صورت بهرهبرداری صحیح میتواند وابستگی کشور به مسیرهای دریایی را کاهش دهد.
وی با اشاره به ابعاد جهانی تنگه هرمز اظهار کرد: اهمیت این تنگه تنها در منافع مستقیم اقتصادی ایران خلاصه نمیشود، بلکه تأثیر آن بر اقتصاد جهانی بسیار گسترده است. حتی تغییرات محدود در قیمت نفت میتواند اثرات چندبرابری بر تورم جهانی و رشد اقتصادی کشورها داشته باشد.
این استاد دانشگاه گفت: هر افزایش چند دلاری در قیمت نفت میتواند میلیاردها دلار جابهجایی در اقتصاد جهانی ایجاد کند. به همین دلیل، تنگه هرمز به عنوان یکی از اهرمهای اثرگذاری در اقتصاد بینالملل شناخته میشود.
وی افزود: در طول تاریخ نیز مسیرهای تجاری نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تمدنها داشتهاند. جاده ابریشم نمونهای از این مسیرهاست که نه تنها کالا، بلکه فرهنگ، دانش و قدرت را نیز منتقل میکرده است.
مقصودی با اشاره به تاریخ تجارت جهانی گفت: در گذشته، مسیرهای زمینی نقش اصلی را در تجارت بین تمدنی داشتند، اما با تغییر موازنه قدرت و ظهور استعمار، تجارت دریایی به ابزار اصلی سلطه تبدیل شد. این تغییر باعث شد بسیاری از مسیرهای زمینی تضعیف شوند و کشورهایی که در قلب این مسیرها قرار داشتند، از نقش تاریخی خود فاصله بگیرند.
وی افزود: قدرتهای استعماری با تسلط بر دریاها توانستند جریان تجارت جهانی را کنترل کنند و از این طریق نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را گسترش دهند.
مقصودی در پایان تأکید کرد: تنگه هرمز باید به عنوان یک مؤلفه تمدنی و راهبردی در سیاستگذاری کلان کشور دیده شود، نه صرفاً یک مسیر اقتصادی یا امنیتی. تصمیمگیری درباره این آبراه باید با در نظر گرفتن منافع بلندمدت، تقویت قدرت ملی و ارتقای جایگاه ایران در نظم آینده جهانی انجام شود.
انتهای پیام