در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، قرآن صرفاً یک موضوع فرهنگی یا دینی نیست، بلکه محور اصلی اندیشه، تصمیمسازی، مدیریت و سبک زندگی ایشان به شمار میرود. انس دیرینه با کلام وحی، حضور مستمر در محافل و جلسات قرآنی، اهتمام به ترویج فرهنگ تلاوت، تدبر و حفظ قرآن، استناد پیوسته به آیات الهی در عرصههای مختلف و تأکید بر نقشآفرینی قرآن در حل مسائل فردی و اجتماعی، تصویری ماندگار از شخصیتی را به نمایش گذاشته است که همه ابعاد حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود را با آموزههای وحیانی پیوند زده بود.
رهبر شهید در طول سالهای زعامت امت اسلام همواره بر این باور تأکید داشتند که قرآن باید از حاشیه زندگی مسلمانان خارج شده و به متن زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و مدیریتی بازگردد. از همینرو، حمایت از فعالیتهای قرآنی، توسعه آموزش عمومی قرآن، گسترش نهضت حفظ، تقویت جلسات مردمی و تأکید بر تدبر در قرآن، از مهمترین مطالبات مستمر ایشان از جامعه قرآنی کشور بوده است.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا برای بررسی ابعاد مختلف شخصیت قرآنی رهبر شهید و واکاوی میراث ماندگار ایشان، با محمدرضا برقعی، قاری و مدرس قرآن به گفتوگو نشسته است.
اگر بخواهم شخصیت قرآنی رهبر شهید را در چند محور خلاصه کنم، معتقدم ایشان پنج ویژگی ممتاز را به صورت همزمان در وجود خود داشتند؛ ویژگیهایی که میتواند نقشه راه همه فعالان قرآنی باشد.
نخست اینکه ایشان قرآنشنو بودند؛ یعنی با جان و دل به تلاوت قرآن گوش میسپردند و شنیدن آیات الهی برایشان یک نیاز روحی بود، نه یک برنامه تشریفاتی. ویژگی دوم، قرآنخوان بودن است. رهبر شهید خود اهل تلاوت مستمر قرآن بودند و ارتباط روزانه با قرآن را ترک نمیکردند.
سومین ویژگی، قرآندان بودن ایشان است. مقصود، تنها آشنایی با مفاهیم نیست، بلکه شناخت دقیق از هنر تلاوت، لحن، قرائت و ظرفیتهای هنری قرآن است. ایشان به خوبی با فضای قرائت قرآن آشنا بودند و همین شناخت باعث شد توصیههایشان به قاریان و اساتید، کاملاً کارشناسانه باشد.
چهارمین ویژگی، قرآنفهم بودن ایشان است. رهبر شهید نگاه تفسیری و عمیقی به قرآن داشتند و آیات را در عرصه مدیریت جامعه، فرهنگ، سیاست، اقتصاد، اخلاق و سبک زندگی به کار میگرفتند.
در نهایت مهمترین ویژگی، قرآندوست بودن ایشان است. عشق به قرآن در رفتار، گفتار و تصمیمات ایشان کاملاً مشهود است، این پنج ویژگی در کنار هم، شخصیت کمنظیری را شکل داد که طبیعی است، جامعه قرآنی از ایشان به عنوان یک رهبر قرآنی یاد کنند.
با توجه به اشراف ایشان به قرآن و شناخت دقیقی که از آثار و برکات حاکم شدن تفکر قرآنی بر زندگی انسانها داشتند، مهمترین دغدغهشان قرآنی شدن عموم مردم، مدیران و مسئولان بود.
ایشان معتقد بودند اگر قرآن در رفتار مردم، شیوه مدیریت کشور، تصمیمگیری مسئولان و سبک زندگی جامعه جاری شود، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی نیز کاهش خواهد یافت؛ بنابراین مطالبه اصلی ایشان صرفاً افزایش تعداد قاریان یا حافظان نبود؛ بلکه شکلگیری جامعهای بود که بر اساس آموزههای قرآن زندگی کند.
رهبر شهید همواره تأکید داشتند که قرآن باید در متن زندگی حضور داشته باشد. از نگاه ایشان، تلاوت مقدمه فهم، فهم مقدمه عمل و عمل مقدمه تحقق جامعه قرآنی است. همچنین همواره بر اخلاق قرآنی تأکید داشتند. یکی از جلوههای روشن این اخلاق را میتوان در شخصیت خود ایشان مشاهده کرد؛ همان ویژگی قرآنی که خداوند در وصف مؤمنان بیان میکند؛ «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ». این ویژگی در رفتار و منش رهبر شهید کاملاً جاری بود؛ در برابر دشمنان اسلام مقتدر و استوار و در برابر مؤمنان و مردم، مهربان، دلسوز و متواضع بودند.
بدون تردید در این سالها اتفاقات ارزشمندی در حوزه قرآن رخ داده است؛ توسعه آموزشهای قرآنی، گسترش مؤسسات مردمی، تقویت جریان حفظ قرآن، افزایش جلسات خانگی و مردمی، توجه بیشتر به تدبر و همچنین تغییر نگاه بخشی از مدیران نسبت به ضرورت توسعه فرهنگ قرآنی، از جمله این دستاوردهاست.
البته اگر بخواهیم این اقدامات را با افق و آرمان رهبر شهید مقایسه کنیم، باید با صراحت بگویم که هنوز فاصله زیادی داریم. به نظر من، شاید حدود ۲۰ درصد از آنچه ایشان به عنوان جامعه قرآنی مطلوب ترسیم کرده بودند، محقق شده است و بخش عمده این مسیر همچنان پیش روی ما قرار دارد.
یکی از مهمترین آسیبها، وجود برخی نگاههای سطحی و ایستا در سیاستگذاریهای قرآنی است؛ نگاههایی که گاهی بدون توجه به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، اقتضائات جامعه امروز و اصول جامعهشناسی، صرفاً به اجرای برنامههای کلیشهای اکتفا میکنند.
از سوی دیگر، انحصاری شدن برخی فعالیتهای قرآنی برای گروههای محدود نیز آسیب دیگری است که باید اصلاح شود. قرآن متعلق به همه مردم است و اگر بخواهیم جامعه قرآنی شکل بگیرد، باید زمینه حضور همه اقشار جامعه در فعالیتهای قرآنی فراهم شود.
مهمترین مسئولیت جامعه قرآنی این است که از نگاه صرفاً مناسکی عبور کند و برای تحقق سبک زندگی قرآنی تلاش کند. مؤسسات مردمی، اساتید، قاریان، حافظان و فعالان فرهنگی باید بیش از گذشته به نیازهای واقعی جامعه توجه کنند و قرآن را به زبان امروز برای نسل جدید معرفی کنند. همچنین لازم است، سیاستگذاریهای قرآنی با تحول اساسی همراه شود و همه ظرفیتهای مردمی در این عرصه به میدان بیایند.
بهترین راه، ادامه دادن همان مسیری است که ایشان ترسیم کردند؛ یعنی تلاش برای قرآنی شدن جامعه، نه صرفاً افزایش آمار برنامههای قرآنی. اگر مدیران، مسئولان و فعالان قرآنی بتوانند، قرآن را در تصمیمسازی، فرهنگ عمومی، آموزش، خانواده و سبک زندگی مردم جاری کنند، در حقیقت بزرگترین ادای دین را به رهبر شهید انجام دادهاند.
به جوانان عزیز توصیه میکنم، ارتباط خود را با قرآن به حفظ یا تلاوت محدود نکنند. حفظ، قرائت، تدبر، فهم و عمل، حلقههای یک زنجیره هستند و اگر هر کدام حذف شود، مسیر کامل نخواهد بود. نسل جوان باید قرآن را راهنمای زندگی خود قرار دهد و در کنار بهرهگیری از علوم روز، از معارف قرآن نیز برای ساختن آینده کشور استفاده کند.
من آینده را روشن میبینم، اما این آینده روشن نیازمند تحول در نگرشهاست. با حفظ احترام نسبت به همه اساتید و پیشکسوتان قرآنی، معتقدم امروز بیش از هر زمان دیگری به بهروز شدن اندیشهها، تقویت روحیه نقدپذیری، شناخت دقیق جامعه ایران، جهان اسلام و تحولات روز دنیا نیاز داریم.
اگر این تحول در نگرش مدیران و مسئولان حوزه قرآن شکل بگیرد، یا مدیرانی با چنین رویکردی مسئولیت را بر عهده بگیرند، میتوان امیدوار بود که بخش مهمی از آرمانهای قرآنی رهبر شهید در سالهای آینده محقق شود و جامعه بیش از گذشته طعم شیرین زندگی قرآنی را بچشد.