
به گزارش ایکنا از آذربایجانشرقی، مسجد گوهرشاد، یکی از مهمترین بناهای مذهبی ایران که قرنها پیش به دستور گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ تیموری، در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) بنا شد، در تاریخ معاصر تنها بهعنوان یک شاهکار معماری شناخته نمیشود؛ این مسجد در تیرماه ۱۳۱۴ به صحنه یکی از خونینترین اعتراضهای مردمی دوران پهلوی اول تبدیل شد؛ اعتراضی که با شلیک گلوله پایان یافت، اما روایت آن هرگز از حافظه تاریخی ایرانیان پاک نشد.
برای درک چرایی وقوع این حادثه، باید به سیاستهای نوسازی رضاشاه در دهه ۱۳۱۰ بازگشت؛ سیاستهایی که با هدف یکسانسازی ظاهر جامعه و نزدیک کردن ایران به الگوهای غربی دنبال میشد. یکی از مهمترین این اقدامات، تغییر پوشش مردان بود. دولت ابتدا کلاه پهلوی را جایگزین پوششهای سنتی کرد و اندکی بعد، در سال ۱۳۱۴، استفاده از کلاه شاپو را الزامی دانست؛ کلاهی لبهدار که از پوشش رایج در اروپا الهام گرفته بود. این تصمیم اگرچه در برخی شهرها با مقاومت جدی روبهرو نشد، اما در مشهد، به دلیل جایگاه مذهبی و نفوذ روحانیت، واکنشهای گستردهای را برانگیخت.
بنابر آنچه که در تاریخ آمده در ۲۱ تیرماه سال ۱۳۱۴ شمسی و هم عصر رضاخان قلدر در حرم ملکوتی علی ابن موسی الرضا(ع) و در مسجد با عظمت گوهرشاد این صحن و سرا، حادثهای رخ داد و برای همیشه در حافظه تاریخی مردم این مرز و بوم ماندگار شد. ار همین رو الگویی برای همه دینمداران واقعی در مقابله با فساد و بی بندوبار زورگویان نادان تاریخ است که حریم و شرافت انسانی را به بهانه آزادی ظاهری و نه واقعی و حقیقی و در دفاع از حقوق زنان و به نام تجدد زیر پا گذاشتند. ریشه این قیام به سال ۱۳۱۳ و سفر رضاشاه پهلوی به کشور ترکیه باز میگردد. شاه دنیا ندیده ایران وقتی در این سفر وضعیت بیبندوباری و بیحجابی زنان ترکیه و اقدامات پادشاه این کشور برای از بین بردن فرهنگ اصیل آن و وابستگی به غرب را میبیند، از همان ابتدای ورود به کشور با فضای رعب و وحشتی که ایجاد میکند درصدد است تا هر آنچه را که در ترکیه دیده در ایران اسلامی هم پیاده کند.
بعد از حدود یک سال از این سفر رضاخان تصمیم به پیادهکردن مأموریت پلید خود یعنی کشف حجاب به شکل علنی میگیرد و عملا قانون «متحدالشکل کردن البسه» را صادر میکند تا در راستای تغییر لباس، تغییر فرهنگ صورت گیرد و از همین جاست که حذف فرهنگ اسلامی توسط رضاخان آغاز شد. رضا شاه، مبارزه با اسلام ناب را به شکل علنی به نهایت خود رساند و زمانی قیام مردمی علیه این اقدامات در خرداد ۱۳۱۴ در سراسر کشور به اوج خود رسید که توسط عُمال حکومت و به زور، حجاب از سر زنان مؤمن و پاکدامن ایرانی برگرفته شد و مردان میبایست کلاه غربی بر سر میکردند و حتی روحانیت اجازه پوشیدن لباس خود را نداشتند. بدین شکل شاه ایران سعی کرد تا سنتهای مذهبی و دینی را نابود و فرهنگ به اصطلاح متمدن غربی را جایگزین آن کند.
به دنبال آن برگزاری مجالس عزاداری و روضه نیز موکول به کسب اجازه از شهربانیها شد و غالبا شهربانی هم از صدور اجازه برای برگزاری مجالس خودداری میکرد. در این شرایط روحانیون و علمای شهر مقدس مشهد با برگزاری جلسات مختلف درصدد مقابله با اقدامات رضاخان بودند و در این راستا محافل بسیاری برای آگاهی دادن به مردم برگزار کردند. حرم رضوی به ویژه مسجد گوهرشاد جزو مهمترین مکانهای تجمع و تحصن مردم در اعتراض به حرکتهای دینستیز حکومت بود. حضور مردم هر روز در این مکان مقدس بیشتر شده و جلسات با هدایت علما بسیار پرشورتر برگزار میشد. از همین رو چند تن از علما و شخصیتهای برجسته و سخنرانان این محافل از جمله شیخ حسین قمی، شیخ غلامرضا طبسی و شیخ نیشابوری دستگیر شدند.
از طرفی در تاریخ ۲۰ تیر ۱۳۱۴ نظامیان حکومتی با شلیک به تجمعات مردم مشهد سعی در متفرقکردن آنها را داشتند که با وجود کشته و زخمیشدن عده بسیاری، مردم مقاومت کردند و نظامیان بدون رسیدن به موفقیت مورد نظر خود، صحنه را ترک کردند. فردای این روز یعنی ۲۱ تیرماه جمعیت بیشتری در مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوی تجمع و به اقدامات شاه اعتراض کردند. نیروهای نظامی شهر مشهد به دستور حکومت و با تجهیزات بیشتر برای سرکوب مردم به میدان آمدند. حدود ظهر و در پی دستور رضاخان مأموران نظامی، انتظامی و قزاقها با شلیک گلوله و توپ به مردم متحصن در مسجد گوهرشاد هجوم آوردند و مردم بی دفاع را به خاک و خون کشیدند، در این کشتار دسته جمعی هزاران نفر به شهادت رسیدند و تعداد بسیاری مجروح و بازداشت شدند.
در واقع در این روز مردم متدین مشهد به عنوان پیشگامان اعتراض به حرکت منفور کشف حجاب و سیاستهای ضد اسلامی و ارزشی رضاخان در صحن مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوی تحصن کردند و قیام شکوهمند و حرکت آگاهانه و اسلامی را در دل تاریخ به ثبت رساندند. به گواه شاهدان آنقدر تعداد کشتهها زیاد بوده که جنازه مردم را با کامیون از صحنه کشتار خارج میکردند. علاوه بر این از روز بعد این جنایت است که دستگیری و تبعید علما و روحانیون مشهد به دستور رضاخان آغاز شد.