
پژوهشگر کلام و فلسفه اسلامی با بیان اینکه کربلا تراژدی صرف نیست، بلکه یک «تراژدی انتخابی» است، اظهار کرد: امام حسین(ع) کنشگری جوانمردانه داشتند و مرگ عزتمندانه را بر زندگی ذلتبار ترجیح دادند؛ همین ویژگی سبب شده است تا کربلا در طول تاریخ، الگویی برای انسانهای آزاده باشد. برخلاف دیدگاهی که میگوید شهادت عمل معطوف به مرگ است، کربلا نشان داد که هدف، «زندگی» است؛ اما زندگی عزتمندانه، نه زندگی به هر قیمتی و با پذیرش ظلم و زور.
جعفرزاده با بیان اینکه امید متداولی در کربلا وجود دارد، تصریح کرد: کربلا فقط پایان زندگی برخی افراد نیست، بلکه اقدامی با اهداف مشخص است. امام حسین(ع) نه از روی ترس و نه از روی شتابزدگی حرکت کردند و میدانستند شهادت در انتظارشان است، اما بیعت با یزید را مساوی با از بین رفتن دین اسلام و سنت پیامبر(ص) میدانستند.
وی با اشاره به اینکه در کربلا همزمان ترس و امید وجود دارد، افزود: امام حسین(ع) امید به پیروزی نظامی نداشتند و میدانستند که پیروزی نظامی و حتی تغییر در فضای سیاسی (در آن مقطع) مورد انتظار نیست؛ بلکه امید ایشان به احیای ارزشها و بیدار شدن مردم و وجدانهای انسانی بود. بنابراین، امید در کربلا، امید به زندهماندن حقیقت و بیداری وجدانهاست، نه امید به بقای جسم.
جعفرزاده با بیان اینکه مرگ امام حسن(ع) مرگ معمولی نبود، ادامه داد: خطبهها و وصایای امام حسین(ع) نشان میدهد که شهادت امام، پیامی بزرگ و تاریخی بود که عاشورا را به یک «آموزه» تبدیل کرد و آن را از قالب صرفاً نظامی بیرون آورد. امام حسین(ع) با سخنان خود پیامی فراتر از زمان و مکان صادر کردند که تا امروز به مخاطبانش رسیده است.
وی با اشاره به کارکردهای امید در جریان عاشورا، اضافه کرد: اولین کارکرد، روانشناختی و انگیزشی است؛ یعنی امید باعث شده تا شیعیان در طول تاریخ روحیه خود را حفظ کنند؛ از قیام توابین و مختار تا دوره صفویه و انقلاب اسلامی شاهد این روحیه هستیم. کارکرد دیگر این امید، «هویتبخشی» است؛ هویتی که در شیعه متفاوت از اهل سنت است. در حال حاضر، پیادهروی اربعین نماد بارز این کارکرد هویتی است و هویت تشیع با این امید گره خورده است.
جعفرزاده با بیان اینکه کارکرد دیگر این امید، «آیندهنگر بودن» است (برخلاف بسیاری از تراژدیها که انسان را نومید میکنند)، اشاره کرد که علت این امر، ارتباط با ایده «انتظار» است. وی گفت: یکی از مهمترین مکانیسمهای تثبیت پیام عاشورا، شعر است؛ تقریباً هیچ شاعر شناختهشدهای در میان شیعیان، اهل سنت و اعراب نیست که برای امام حسین(ع) شعر نگفته باشد؛ این نشان میدهد که کربلا وجدان انسانی را هدف قرار داده است. شعر در اینجا تنها یک هنر ادبی نبوده، بلکه رسانهای بوده است که علاوه بر تحریک احساسات، به عنوان یک «حافظه جمعی» برای انتقال ارزشها از نسلی به نسل دیگر عمل کرده است.
وی افزود: تعزیه در موکبها از دیگر ویژگیهای متمایز تراژدی کربلاست که روایت این حادثه را مردمیتر کرده است. گزارشهای سفرنامهنویسان و گزارشگران غربی در دوره صفویه از مراسم کربلا، اهمیت مجالس جمعی عاشورا را نشان میدهد؛ در این گزارشها آمده است که دستجات عزاداری شامل مردم با لباسهای گوناگون و سوار بر اسبهای زینشده و... بود. این نوع گزارشها نشان میدهد که عاشورا صرفاً یک تجربه شنیداری نیست و میتوان آن را به عنوان یک تجربه دیداری نیز تجربه کرد، و همین امر به ماندگاری حادثه کربلا در حافظه جمعی کمک کرده است.
جعفرزاده با بیان اینکه شیعیان در طول تاریخ همواره در اقلیت بودهاند، اظهار کرد: در طول تاریخ اسلام، قدرت همواره در دست اهل سنت بود و شیعه در اقلیت قرار داشت. حادثه کربلا به عنوان زخمی بر پیکره شیعه، باعث ایجاد احساس همدردی و عاطفه بیشتر میان شیعیان بر سر یک مصیبت مشترک شده است. تعبیری وجود دارد که میگوید «مصیبت همگانی، عروسی است»؛ به این معنا که وقتی مصیبت همگانی شود، تحمل آن راحتتر است و هرچه مشارکت مردم بیشتر باشد، مرزهای قومی، جغرافیایی و زمینی به یک «وحدت عاطفی» تبدیل میشود.
وی افزود: در مجالس حسینی، تنها مصیبتهای وارد شده به امام حسین(ع) بازگو نمیشوند، بلکه «بازخوانی» میشوند؛ بنابراین، راوی صرفاً یک گزارشگر تاریخی نیست، بلکه واقعه را متناسب با شرایط روز تفسیر میکند (که البته برخی از منابر ما این کارکرد را ندارند). همین رویکرد سبب شده است تا عاشورا به یک روایت منجمد و صلب تبدیل نشود و همیشه بهصورت زنده و پویا باقی بماند. در واقع، خطبا تنها راوی نیستند، بلکه انتقالدهنده پیام عاشورا برای زمانه خود هستند.
دانشآموخته فلسفه و کلام اسلامی با بیان اینکه تعزیه، موکب، پرچم و موارد مشابه از دوره قاجاریه در ایران رواج زیادی یافتند، گفت: انسانها با استفاده از این نمادها و مراسمها، از مرحله «یادآوری صرف» عبور کرده و وارد فضای «بازنمایی و تجربه زیسته» میشوند؛ همین مسئله سبب شده است تا پیوند عاشورا با مردم همیشه مستحکمتر شود. همچنین، کربلا نوعی همبستگی اجتماعی را نیز ایجاد کرده است.
وی در ادامه افزود: این همبستگی، ماهیتی «اعتراضی» دارد و بر سه پایه استوار است؛ نخست اینکه «مظلومیت»، امری مشترک میان همه ماست و شیعیان خود را وارث مظلومیت امام حسین(ع) میدانند. پایه دوم، وجود «دشمن مشترک» است؛ به این معنا که شیعیان احساس میکنند دشمن آنان هر نظام ظالم و مستبدی است. پایه سوم نیز «آرمان مشترک» است، زیرا هدف امام حسین(ع)، فراخوانی همه مسلمانان و انسانهای آزاده برای ایستادگی در برابر ظلم و زور بود. این سه پایه سبب شده است تا شیعه در طول تاریخ، یک قدرت معترض باشد.
جعفرزاده با اشاره به برخورد حکومتهای عراق در طول چند دهه اخیر با عزاداری کربلا و شیعیان، اظهار کرد: این برخوردها متفاوت بوده است و گاهی به شدت با شیعیان برخورد میشده و مجالس عزا با محدودیت روبرو بود. برای نمونه، عبدالسلام عارف عزاداری در عراق را ممنوع کرد، اما پس از سقوط ناگهانی او، این باور در ذهن مردم شکل گرفت که سقوط وی به دلیل برخوردش با مجالس عزاداری بوده است.
وی افزود: در دهه ۱۹۷۰، دولت بعثی عراق ابتدا متن کامل مقتل و مرثیههای کربلا را از رادیو عراق پخش کرد، اما خیلی زود به سمت محدود کردن مراسم عاشورا پیش رفت. آنها برای حرکت دستجات عزا زمان و مکان مشخصی تعیین کردند و حتی بین ۶۰ تا ۱۰۰ هزار نفر از شیعیان را از عراق بیرون کردند یا در بیابانهای این کشور بهصورت دستهجمعی به قتل رساندند تا فشار سیاسی و اجتماعی آنان را کاهش دهند.
وی افزود: دولت بعثی چون از قدرت دستجات عزاداری که قالبی حماسی داشت و هر سال باشکوهتر از سال قبل برگزار میشد هراس داشت، اقدام به محدود کردن آن کرد؛ اما نتیجه این محدودیتها برعکس بود و نه تنها باعث تضعیف مراسم عاشورا نشد، بلکه باعث تقویت آن شد؛ مراسمها گستردهتر شدند، حسینیههای بیشتری ساخته شد و اکنون نیز اربعین بهصورت بینالمللی در حال برگزاری است.
جعفرزاده با بیان اینکه پیام مهم عاشورا این است که «حق»، کالایی نیست که بتوان بر سر آن معامله کرد، تصریح کرد: حق، آرمانی متعالی است که باید برای آن از جان گذشت و فدا شد. امام حسین(ع) چون خود را بر حق میدانست، زندگی آبرومندانه را انتخاب کرد. کربلا هویت شیعه را شکل داده است و بر این اساس، گذشته تمام نشده، بلکه پیوسته در قالب سخنرانی، مداحی، شعر و... بازنمایی شده است؛ لذا شیعیان همواره دارای یک هویت مشترک بودهاند. گفتمان عاشورا آنقدر گسترده است که هر نسلی میتواند متناسب با زمان خود، آن را بازنمایی و بازخوانی کند.
انتهای پیام