کد خبر: 4364682
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۲
یک کارشناس مسائل بین‌الملل:

خون‌خواهی رهبر شهید در سه جبهه حقوقی، سیاسی و راهبردی دنبال شود

غلامرضا کحلکی با تأکید بر اینکه خون‌خواهی رهبر شهید صرفاً به اقدام نظامی محدود نمی‌شود، گفت: تحقق این مطالبه نیازمند راهبردی منسجم در سیاست داخلی و خارجی، بهره‌گیری هم‌زمان از ظرفیت‌های حقوقی، دیپلماتیک و رسانه‌ای و تقویت بازدارندگی در برابر دشمنان است.

غلامرضا کحلکی، کارشناس مسائل بین‌المللخون‌خواهی «رهبر شهید»، تنها یک واکنش احساسی یا مطالبه‌ای مقطعی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین موضوعات راهبردی در عرصه سیاست خارجی، امنیت منطقه‌ای و روابط بین‌الملل تبدیل شده است. حضور گسترده مردم در آیین تشییع و بدرقه ایشان، شکل‌گیری مطالبه عمومی برای مجازات آمران و عاملان این جنایت و تأکید مسئولان بر استمرار این مطالبه، نشان می‌دهد که خون‌خواهی رهبر شهید ابعاد فراتر از یک مسئله داخلی یافته و به پیامی سیاسی و بازدارنده در برابر حامیان تروریسم دولتی تبدیل شده است.

از این منظر، پرسش‌هایی درباره جایگاه خون‌خواهی در راهبرد جمهوری اسلامی، نسبت آن با دیپلماسی، حقوق و پاسخ مشروع، تأثیر آن بر معادلات منطقه‌ای و نقش آن در جلوگیری از عادی‌سازی ترور مقامات رسمی کشورها، از مهم‌ترین مباحثی است که نیازمند بررسی کارشناسانه است.

در همین راستا، ایکنا برای واکاوی ابعاد سیاسی و بین‌المللی این موضوع با غلامرضا کحلکی، کارشناس مسائل بین‌الملل، گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا ـ استمرار پیگیری خون‌خواهی رهبر شهید چه تأثیری بر بازدارندگی در برابر ترور مقامات عالی‌رتبه کشورها، حفظ امنیت ملی و جلوگیری از عادی‌سازی چنین اقداماتی در نظام بین‌الملل خواهد داشت؟

برای پاسخ به این پرسش باید کمی به عقب بازگردیم و روند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را مرور کنیم. به اعتقاد من، در مقاطعی از تاریخ روابط بین‌الملل جمهوری اسلامی ایران، نوعی انفعال غیرمنطقی در برابر برخی اقدامات دشمنان شکل گرفت و مجموعه این رفتارها، زمینه‌ساز شرایط امروز شد.

در دوره‌ای که شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در قید حیات بودند، اصل «عمل متقابل» به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی دنبال می‌شد. در روابط بین‌الملل، عمل متقابل یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد بازدارندگی است. هر زمان آمریکا یا رژیم صهیونیستی اقدامی علیه منافع جمهوری اسلامی، به‌ویژه در سوریه، انجام می‌دادند، پاسخ متناسب و بازدارنده دریافت می‌کردند و همین مسئله موجب می‌شد در محاسبات خود با احتیاط بیشتری عمل کنند.

اما پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی و در ادامه حوادثی مانند ترور اسماعیل هنیه، حمله به اماکن وابسته به جمهوری اسلامی در سوریه و سپس شهادت سیدحسن نصرالله، به تدریج شاهد کاهش سطح اقدامات متقابل بودیم. هنگامی که طرف مقابل احساس کند با واکنش مؤثر و بازدارنده مواجه نخواهد شد، طبیعی است که دامنه اقدامات خود را گسترش دهد و به سراغ اهداف مهم‌تر برود.

از نگاه تحلیلی، اگر در برابر چنین رفتارهایی منطق بازدارندگی و عمل متقابل وجود نداشته باشد، احتمال تکرار این اقدامات علیه سایر مقامات و فرماندهان کشور افزایش می‌یابد. بنابراین، جمهوری اسلامی باید حداقلی از بازدارندگی مؤثر را، هم در عرصه رسانه‌ای و هم در حوزه عملیاتی، به نمایش بگذارد تا اراده خود برای مقابله با این اقدامات را به طرف مقابل منتقل کند.

از سوی دیگر، این موضوع فقط به حوزه امنیتی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد حقوقی نیز دارد. یکی از خلأهای گذشته، استفاده‌نکردن کامل از ظرفیت‌های حقوق داخلی و بین‌المللی برای تعقیب عاملان جنایات تروریستی بود. برای شکل‌گیری عرف بین‌المللی و تقویت امکان پیگیری‌های حقوقی، لازم است ابتدا در داخل کشور محاکمات و احکام قضایی لازم انجام شود و سپس این پرونده‌ها در مراجع بین‌المللی دنبال شوند. چنانکه زمانی که منافقین در ایران عملیات انجام دادند اما ما مسعود رجوی را محاکمه نکردیم؛ با وجود اینکه یکی از رفتارهای بین‌المللی برای ایجاد عرف و احکام بین‌الملل و قابلیت پیگیری‌های بین‌الملل، محاکمه ملی افرادی هستند که یک سر تابعیت آنها به کشوری باز می‌گردد و مسعود رجوی را نیز به دلیل تابعیت ایرانی باید محاکمه می‌کردیم و حداقل می‌توانستیم از لحاظ حقوقی خیلی از اقدامات را انجام دهیم البته امروز این رویکرد بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

اقداماتی مانند تشکیل پرونده‌های قضایی، صدور احکام داخلی، تلاش برای ایجاد اجماع جهانی و پیگیری موضوع در دیوان کیفری بین‌المللی علیه ترامپ و نتانیاهو، می‌تواند زمینه تقویت پیگیری‌های حقوقی در عرصه بین‌المللی را فراهم کند. هرچند احکام داخلی و ملی به‌تنهایی آثار اجرایی بین‌المللی ندارند اما در شکل‌دهی به عرف حقوقی، آرای بین‌المللی و تقویت مستندات بین‌المللی و فشار آوردن بر افکار بین‌المللی، نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند.

ایکنا ـ در کنار پیگیری‌های حقوقی، چه اقدامات سیاسی و بین‌المللی می‌تواند به تحقق خون‌خواهی رهبر شهید و افزایش بازدارندگی در برابر دشمنان کمک کند؟

در کنار پیگیری‌های قضایی، باید از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل نیز به‌صورت هدفمند استفاده کرد. آرای دیوان کیفری بین‌المللی، رویه‌ها و هنجارهای حقوقی بین‌المللی و همچنین بهره‌گیری از افکار عمومی جهانی، می‌تواند در افزایش فشار بر آمران و عاملان این جنایت نقش مؤثری ایفا کند. به همین دلیل، پیگیری حقوقی پرونده در سطح ملی و سپس انتقال آن به عرصه بین‌المللی، یک مسیر علمی، حقوقی و پذیرفته‌شده در نظام بین‌الملل است که باید با جدیت دنبال شود.

در کنار این مسیر، جمهوری اسلامی باید راهبرد افزایش حداکثری فشار بر جامعه جهانی را نیز در دستور کار قرار دهد. استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی کشور، به‌ویژه در حوزه انرژی، نفت و مسیرهای راهبردی کشتیرانی، یکی از ابزارهای مهم ایجاد موازنه قدرت در برابر طرف‌های متخاصم است.

در این زمینه، سیاست‌های جمهوری اسلامی نباید دچار نوسان و رفتارهای مقطعی شود. رفت‌وبرگشت‌های مکرر و تصمیمات مقطعی، از قدرت بازدارندگی می‌کاهد. آنچه اهمیت دارد، طراحی یک راهبرد ثابت، مبتنی بر قواعد مشخص و پایبندی به اجرای آن است؛ به‌گونه‌ای که طرف مقابل بتواند اراده و ثبات جمهوری اسلامی را در دفاع از منافع و امنیت ملی به‌روشنی درک کند. به زعم من، شل و سفت کردن جریان برخورد و موازنه قدرت در جنوب و تنگه هرمز و باب‌المندب برای جمهوری اسلامی ایران خوب نیست بلکه ایران باید یک مقیاس و معیاری را مشخص کنیم و تا پایان رویه دشمن آن را حفظ کنیم. 

جمهوری اسلامی باید با تکیه بر ظرفیت‌های راهبردی خود در حوزه‌های انرژی و مسیرهای مهم دریایی، از جمله تنگه‌های راهبردی منطقه، در چارچوب یک سیاست پایدار و منسجم، ابزارهای لازم برای افزایش هزینه اقدامات خصمانه دشمنان را در اختیار داشته باشد. این رویکرد، در کنار پیگیری‌های حقوقی و دیپلماتیک، می‌تواند به تقویت بازدارندگی و جلوگیری از تکرار چنین جنایاتی کمک کند.

ایکنا ـ درباره ظرفیت و نقش باب‌المندب بفرمایید؟

با توجه به ظرفیتی که در یمن داریم می‌توانیم از باب المندب و ابتدای کانال سوئز با تجهیز و حمایت از یمنی‌ها و فشار بر آن منطقه، سطح فشار راهبردی را بر آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها و اروپایی‌ها وسایر متحدان بالا ببریم یا از ظرفیت دیتا و اینترنت بین‌المللی از کف دریا و امثالهم می‌توان به صورت منسجم و یک صدا و حساب شده استفاده کرد و نه کند و تند کردن رفتارها. 

ایکنا ـ از منظر راهبردی، جمهوری اسلامی برای تحقق خون‌خواهی رهبر شهید و افزایش بازدارندگی در برابر دشمنان، چه اقداماتی را باید به‌صورت هم‌زمان دنبال کند؟

در کنار پیگیری‌های حقوقی و قضایی، جمهوری اسلامی باید از همه اهرم‌های راهبردی خود برای افزایش هزینه اقدامات دشمنان بهره بگیرد. یکی از این ظرفیت‌ها، استفاده هوشمندانه از ابزارهای ژئوپلیتیکی و تقویت فشار بر رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در چارچوب منافع ملی است.

آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ثبات در سیاست‌گذاری است. در عرصه روابط بین‌الملل، تغییر مداوم رفتارها و حرکت میان رویکردهای متناقض، قدرت بازدارندگی را کاهش می‌دهد. سیاست خارجی باید بر پایه یک راهبرد روشن، منسجم و قابل پیش‌بینی طراحی شود تا طرف مقابل نسبت به اراده جمهوری اسلامی در دفاع از منافع خود دچار تردید نشود.

از سوی دیگر، موفقیت سیاست خارجی در گرو انسجام داخلی است. سیاست خارجی، امتداد سیاست داخلی محسوب می‌شود؛ بنابراین اگر در داخل کشور درباره نحوه مواجهه با تهدیدها و پیگیری خون‌خواهی رهبر شهید، صداهای متعارض و رویکردهای متناقض وجود داشته باشد، این اختلافات به عرصه بین‌المللی نیز منتقل شده و از قدرت چانه‌زنی و بازدارندگی کشور خواهد کاست.

دیپلمات‌ها، مسئولان سیاسی و دستگاه‌های مسئول باید در چارچوب یک راهبرد واحد و هماهنگ عمل کنند. ایجاد اجماع در داخل کشور، پیش‌شرط شکل‌گیری یک سیاست خارجی مقتدر است؛ سیاستی که بتواند هم در عرصه حقوقی و دیپلماتیک و هم در حوزه بازدارندگی، پیام واحد و روشنی را به طرف مقابل منتقل کند.

در مجموع، تحقق خون‌خواهی رهبر شهید نیازمند سه سطح اقدام هم‌زمان است: نخست، پیگیری حقوقی و قضایی در داخل و مجامع بین‌المللی؛ دوم، بهره‌گیری از ظرفیت‌های راهبردی و سیاسی برای افزایش هزینه اقدامات دشمن؛ و سوم، ایجاد انسجام و اجماع ملی در داخل کشور تا همه ارکان نظام با یک صدا و در چارچوب راهبردی واحد این مطالبه را دنبال کنند.

ایکنا ـ مطالبه عمومی خون‌خواهی رهبر شهید چه پیامی برای دشمنان و افکار عمومی منطقه و جهان دارد؟ آیا این مطالبه می‌تواند به شکل‌گیری اجماع بین‌المللی برای پیگیری این پرونده کمک کند؟

نکته مهم این است که سیاست خارجی، امتداد سیاست داخلی است؛ زمانی که در داخل یک کشور، میان مردم، نخبگان و مسئولان درباره یک موضوع اجماع و هم‌سویی شکل بگیرد، این اجماع به موتور محرک سیاست خارجی تبدیل می‌شود و قدرت چانه‌زنی کشور را در عرصه بین‌المللی افزایش می‌دهد.

هرگاه یک موضوع از سطح حاکمیتی فراتر رفته و به مطالبه عمومی تبدیل شود، ظرفیت بیشتری برای پیگیری در عرصه بین‌المللی پیدا می‌کند. نمونه آن را در موضوع هسته‌ای نیز شاهد بودیم؛ زمانی که این مسئله به یک مطالبه ملی تبدیل شد، پشتوانه اجتماعی لازم برای پیگیری آن در عرصه دیپلماسی شکل گرفت و قدرت بیشتری در اختیار مذاکره‌کنندگان قرار داد.

از همین منظر، تبدیل شدن خون‌خواهی رهبر شهید به یک مطالبه عمومی، می‌تواند پشتوانه مهمی برای دستگاه دیپلماسی کشور باشد. این مطالبه، علاوه بر آنکه پیام روشنی از انسجام ملی به دشمنان مخابره می‌کند، دست دیپلمات‌های ایرانی را نیز برای پیگیری موضوع در مجامع بین‌المللی بازتر خواهد کرد.

رسانه‌ها در تبدیل این موضوع به یک مطالبه عمومی، نقش مهمی ایفا کرده‌اند. اگر این مطالبه با انسجام ملی و استمرار همراه باشد، می‌تواند زمینه لازم را برای پیگیری مؤثرتر پرونده در عرصه بین‌المللی فراهم کرده و دیپلمات‌ها و سایر مسئولان را در دفاع از حقوق کشور توانمندتر کند.

ایکنا ـ با توجه به تحولات اخیر، ارزیابی شما از روند تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران چیست؟ آیا این تقابل وارد مرحله جدیدی شده است؟

در مرحله نخست رویارویی، هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایجاد بی‌ثباتی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی و پیشبرد پروژه تغییر نظام بود. به همین دلیل نیز تلاش کردند با هدف قرار دادن فرماندهان و مسئولان عالی‌رتبه، انسجام ساختار تصمیم‌گیری کشور را دچار اختلال کنند اما به نظر می‌رسد این راهبرد به اهداف موردنظر آنان نرسیده و اکنون وارد مرحله دیگری از تقابل شده‌اند. در شرایط کنونی، مسائل مرتبط با امنیت انرژی، مسیرهای انتقال انرژی و مناطق راهبردی، بیش از گذشته در محاسبات طرف مقابل اهمیت یافته و احتمال دارد تمرکز بیشتری بر این حوزه‌ها صورت گیرد.

البته دشمن همچنان از ظرفیت‌های قومی، مرزی و شکاف‌های اجتماعی برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی غافل نخواهد شد و تلاش می‌کند از این ابزارها نیز بهره بگیرد. با این حال، از نگاه من، راهبرد اولیه آنان در زمینه تغییر نظام به نتیجه نرسیده و اکنون شکل و سطح تقابل در حال تغییر است.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین عامل خنثی‌سازی این سناریوها، حفظ انسجام داخلی، تقویت اقتدار ملی و دنبال کردن یک سیاست خارجی منسجم و مبتنی بر راهبردی واحد است؛ زیرا هرچه هماهنگی میان مردم، مسئولان، دستگاه دیپلماسی و نهادهای تصمیم‌گیر بیشتر باشد، امکان موفقیت طرف مقابل در پیشبرد اهداف خود کاهش خواهد یافت.

ایکنا ـ به سطح جدید رویارویی دشمن با ایران اشاره کردید، در این باره بیشتر توضیح بفرمایید. 

در جنگ اول (12 روزه) و ابتدای جنگ تحمیلی سوم (رمضان) تلاش آمریکا و اسرائیل و رفتار آنها این امر را نشان داد که تغییر نظام، تجزیه و کوچک‌سازی اجزای قدرت در ایران را دنبال می‌کنند بنابراین سراغ فرماندهان نظامی و سپس رهبر انقلاب رفتند اما در مرحله بعد و در حال حاضر آمریکایی‌ها در نظر دارند تا امنیت و انتقال انرژی را تا صد سال آینده و قدرت خود را در منطقه حفظ کنند لذا دیدند که در تغییر رژیم نمی‌توانند موفق باشند بنابراین رویارویی در سطح جنوب حتی جزیره خارک و برخورد زمینی در آینده نیز محتمل است البته دشمنان همچنان در تلاش هستند تا از تجزیه‌طلبان به ویژه کردنشینان و برخی گروه‌های پان‌ترک‌ در آذربایجان استفاده کنند اما در تئوری و عمل آنها از سیاست‌های تغییر رژیم و نظام جمهوری اسلامی ایران فاصله گرفتند. 

ایکنا ـ برخی خون‌خواهی را صرفاً به اقدام نظامی تقلیل می‌دهند. از منظر سیاسی، این مفهوم چه ابعاد و مؤلفه‌هایی دارد و چگونه می‌تواند در عرصه دیپلماسی عمومی، حقوقی و افکار عمومی دنبال شود؟

یکی از چالش‌های اساسی جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست خارجی، چندصدایی در ساختار تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌هاست. در بسیاری از مقاطع، میان رویکردهای دولت، سایر ارکان حاکمیت و نهادهای مسئول در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی، تفاوت‌هایی وجود داشته که این مسئله از انسجام پیام جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی کاسته است.

به طور نمونه در قبال ارتباط ایران با شرق در دوره‌ای تمام نگاه به غرب می‌شود در حالی که حاکمیت تئوری و اندیشه و طراحی خود را به ویژه در عرصه نظامی به سمت شرق معطوف کرده است و با کارت روسیه و چین بازی می‌کند در حالی که دولت به دنبال کارت غرب و ایالات متحده آمریکاست و تئوری ساختن با ابرقدرت‌ها را دنبال می‌کند. این تضاد اکنون نیز وجود دارد چراکه گاهی در بدنه دولت و حاکمیت دو نگاه متفاوت را می‌بینیم و حتی تقسیم و موازنه قدرت در شرق و غرب در جمهوری اسلامی ایران با یک نگاه واحد دنبال نمی‌شود. این ضعفی است که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همواره وجود داشته که باید حل شود. 

در سیاست خارجی، موفقیت زمانی حاصل می‌شود که همه ارکان کشور بر اساس یک راهبرد مشترک حرکت کنند. اگر در داخل کشور پیام‌های متفاوت و گاه متعارض درباره یک موضوع مخابره شود، طرف مقابل نیز این اختلاف‌ها را به‌عنوان نقطه ضعف تلقی کرده و در محاسبات خود لحاظ می‌کند و مردم نیز در این دو نگاه غرق می‌شوند و ضربه می‌خورند حتی در زمینه اقتصادی نیز همین‌گونه است. اگر جمهوری اسلامی ایران تکلیف خود را با خود در سیاست خارجی مشخص کند؛ مذاکره آری یا نه؟! در چه سطحی باید انجام شود؟! لذا باید در این امر یک صدا شنیده شود و اینکه شنیدن صداهای متعدد استراتژیک و مطلوب نیست. 

از سوی دیگر ما همواره به جریان اپوزیسیون نیاز داریم اما آیا این اپوزیسیون باید در رفتار خارجی خود را نشان دهد؟ معتقدم اپوزیت‌ها در سطح ملی و سیاست داخلی بالشتک بین مردم و حاکمیت را بالانس می‌کنند. در سیاست خارجی، اپوزیت و رفتارهای اپوزیسیونی و تفاوت دیدگاه و عمل متناقض از سوی نهادهای مختلف حاکمیتی مطلوب نیست. اینکه عده‌ای وزیر امور خارجه را در خیابان سنگ بزنند و عده‌ای ایشان را برای مأموریت گفت‌وگو و مذاکره بفرستند؛ اینها مطلوب و منطقی نیست. بنابراین این بالانس را باید در جایی حل شود. 

رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران؛ آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای فردی است که می‌تواند تغییرات بنیادین ایجاد کند و این اجماع را در سطح داخلی ایجاد کند و یکصدا کردن حاکمیت و دولت را تا جایی حل کند و به پیش ببرد که دولت‌هایی داشته باشیم که سیاست خارجی را دنبال کنند که ادامه سیاست داخلی کشور باشد. 

بنابراین هرچه سیاست داخلی و سیاست خارجی با هماهنگی بیشتری عمل کنند، امکان تحقق اهداف جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی نیز افزایش خواهد یافت. اگر سیاست خارجی بر پایه یک صدای واحد و یک نقشه راه مشخص دنبال نشود، نه تنها افکار عمومی داخلی دچار سردرگمی می‌شود، بلکه طرف مقابل نیز از این اختلاف برداشت کرده و آن را در محاسبات خود لحاظ می‌کند پس سیاست خارجی زمانی موفق خواهد بود که امتداد یک سیاست داخلی منسجم باشد. وجود دیدگاه‌های مختلف در فضای سیاسی هر کشوری طبیعی است، اما در حوزه سیاست خارجی و دفاع از منافع ملی، لازم است همه ارکان حاکمیت بر سر اصول و راهبردهای کلان به اجماع برسند و پیام واحدی را به جامعه جهانی منتقل کنند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha