کد خبر: 4364851
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۴
یادداشت

جنگ روایت‌ها و نبرد بازدارندگی؛ چرا میدان امروز فقط با موشک سنجیده نمی‌شود

علیرضا تقوی نیابه قلم علیرضا تقوی‌نیا، کارشناس مسائل بین‌الملل

جنگ‌های امروز دیگر صرفاً در میدان نبرد و با میزان تجهیزات نظامی طرفین سنجیده نمی‌شوند؛ بلکه همزمان در چند جبهه جریان دارند: جبهه عملیات نظامی، جنگ اطلاعاتی، نبرد رسانه‌ای و تلاش برای مدیریت افکار عمومی. در چنین شرایطی، هر اقدام نظامی علاوه بر اثر مستقیم خود بر میدان، یک پیام سیاسی و راهبردی نیز به طرف مقابل منتقل می‌کند.

تحلیل‌های مطرح‌شده درباره درگیری‌های اخیر میان ایران و آمریکا نشان می‌دهد که یکی از محورهای اصلی این تقابل، تلاش دو طرف برای تغییر محاسبات طرف مقابل است. در این چارچوب، حملات موشکی و پهپادی ایران صرفاً به‌عنوان یک اقدام تاکتیکی دیده نمی‌شود، بلکه بخشی از راهبرد بازدارندگی برای افزایش هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی علیه ایران ارزیابی می‌شود.

برخی تحلیلگران نظامی معتقدند تفاوت مهم عملیات‌های اخیر با دوره‌های گذشته، در افزایش تمرکز بر دقت، سرعت واکنش و انتخاب اهداف است. در جنگ‌های مدرن، دیگر صرف تعداد حملات تعیین‌کننده نیست؛ بلکه توانایی اصابت به اهداف مشخص، عبور از لایه‌های دفاعی و ایجاد اختلال در توان عملیاتی دشمن، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

دقت عملیاتی؛ مؤلفه جدید قدرت نظامی

یکی از موضوعاتی که در ارزیابی‌های نظامی مورد توجه قرار گرفته، مسئله دقت حملات و تأثیر آن بر توان طرف مقابل است. در سال‌های اخیر، بسیاری از ارتش‌های جهان سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی سامانه‌های دقیق، اطلاعات ماهواره‌ای، پهپادها و شبکه‌های شناسایی انجام داده‌اند؛ زیرا در نبردهای جدید، اطلاعات و دقت می‌تواند جایگزین بخشی از برتری سنتی در تعداد تجهیزات شود.

بر اساس برخی تحلیل‌ها، ایران در این دوره تلاش کرده است با استفاده از ترکیبی از توان موشکی، پهپادی و اطلاعاتی، اهدافی را انتخاب کند که بیشترین اثر عملیاتی را داشته باشند. این رویکرد نشان می‌دهد که در جنگ‌های آینده، مسئله اصلی تنها قدرت تخریب نیست، بلکه توانایی ایجاد اختلال در چرخه تصمیم‌گیری و عملیات طرف مقابل اهمیت ویژه‌ای دارد.

البته در هر جنگی، آمار دقیق خسارت‌ها و تلفات معمولاً موضوعی پیچیده است و طرفین درگیر تلاش می‌کنند روایت مطلوب خود را از میدان ارائه کنند. به همین دلیل، ارزیابی نهایی عملکرد نظامی نیازمند بررسی مجموعه‌ای از داده‌های میدانی، گزارش‌های مستقل و اطلاعات رسمی است.

نبرد زیرساخت‌ها؛ تغییر زمین بازی در جنگ‌های منطقه‌ای

یکی دیگر از محورهای مهم در تحلیل تحولات اخیر، موضوع هدف قرار گرفتن زیرساخت‌هاست. در جنگ‌های معاصر، زیرساخت‌های انرژی، ارتباطی و پشتیبانی نظامی به یکی از اهداف مهم تبدیل شده‌اند؛ چراکه آسیب به این بخش‌ها می‌تواند توان ادامه عملیات را کاهش دهد.

برخی تحلیل‌ها بر این باورند که رویکرد ایران در شرایط فعلی، بر افزایش هزینه‌های عملیاتی طرف مقابل متمرکز شده است. در این نگاه، پیام اصلی حملات به زیرساخت‌ها این است که هرگونه فشار نظامی علیه ایران می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان مستقیم نبرد داشته باشد.

منطقه خلیج فارس به دلیل نقش مهم در اقتصاد انرژی جهان، همواره یکی از حساس‌ترین مناطق امنیتی بوده است. هرگونه افزایش تنش در این منطقه می‌تواند آثار اقتصادی گسترده‌ای برای بازارهای جهانی انرژی ایجاد کند و به همین دلیل، امنیت این منطقه برای همه بازیگران بین‌المللی اهمیت دارد.

اطلاعات؛ برگ برنده جنگ‌های قرن بیست‌ویکم

در کنار توان موشکی، یکی از مهم‌ترین عناصر موفقیت در عملیات‌های پیچیده، توان اطلاعاتی است. در گذشته، پیروزی نظامی بیشتر با تعداد نیروها، تجهیزات و حجم آتش سنجیده می‌شد، اما امروز داشتن اطلاعات دقیق و توان تحلیل سریع داده‌ها به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است.

شناسایی محل استقرار نیروها، رصد جابه‌جایی تجهیزات و تحلیل رفتار طرف مقابل، بخشی از زنجیره‌ای است که می‌تواند یک عملیات را موفق یا ناموفق کند. به همین دلیل، بسیاری از قدرت‌های نظامی جهان، بخش قابل توجهی از ظرفیت خود را به توسعه سامانه‌های اطلاعاتی و هوشمند اختصاص داده‌اند.

در این میان، اگر یک کشور بتواند اطلاعات دقیق را در زمان مناسب به اقدام عملیاتی تبدیل کند، حتی در برابر قدرت‌های بزرگ نظامی نیز می‌تواند هزینه ایجاد کند. این موضوع یکی از واقعیت‌های مهم جنگ‌های جدید است که برتری نظامی را از شکل سنتی آن خارج کرده است.

آمریکا و تلاش برای محدود کردن توان بازدارندگی ایران

در سوی دیگر، تحلیل‌های موجود درباره راهبرد آمریکا بر این نکته تأکید دارند که واشنگتن همواره تلاش کرده است ظرفیت‌های بازدارنده ایران را محدود کند. توان موشکی، نفوذ منطقه‌ای و قابلیت‌های مرتبط با امنیت دریایی، از جمله موضوعاتی هستند که در سال‌های اخیر در مرکز اختلافات تهران و واشنگتن قرار داشته‌اند.

در مقابل، ایران نیز تلاش کرده است نشان دهد که هرگونه اقدام نظامی علیه این کشور با پاسخ همراه خواهد بود. این منطق همان چیزی است که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن به‌عنوان «بازدارندگی» یاد می‌شود؛ یعنی ایجاد شرایطی که هزینه اقدام نظامی علیه یک کشور آن‌قدر بالا باشد که طرف مقابل از آغاز درگیری منصرف شود.

جنگ اراده‌ها و اهمیت انسجام داخلی

با وجود اهمیت عملیات‌های نظامی، تجربه جنگ‌های مختلف نشان داده است که نتیجه نهایی تنها در میدان نظامی مشخص نمی‌شود. توان اقتصادی، مدیریت بحران، انسجام اجتماعی و میزان اعتماد عمومی، نقش مهمی در عبور کشورها از شرایط سخت دارد.

در چنین شرایطی، حفظ آرامش اجتماعی، مدیریت منابع و جلوگیری از ایجاد فشارهای داخلی، بخشی از همان جنگ اراده‌هاست. دشمنان در بسیاری از بحران‌ها تلاش می‌کنند علاوه بر فشار نظامی، از مسیر اقتصادی و روانی نیز جامعه هدف را تحت فشار قرار دهند.

به همین دلیل، تاب‌آوری ملی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت کشورها محسوب می‌شود. جامعه‌ای که بتواند در شرایط بحرانی با عقلانیت، صبر و انسجام عمل کند، توان بیشتری برای عبور از چالش‌ها خواهد داشت.

در نهایت، تحولات اخیر بار دیگر نشان می‌دهد که مفهوم قدرت در جهان امروز تغییر کرده است. قدرت فقط در تعداد جنگنده‌ها، ناوها یا تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه ترکیبی از فناوری، اطلاعات، توان عملیاتی، اقتصاد، رسانه و سرمایه اجتماعی است.

جنگ آینده، بیش از آنکه صرفاً نبرد تجهیزات باشد، نبرد اراده‌ها، محاسبات و توان مدیریت بحران خواهد بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
سعید امینی
captcha