به گزارش ایکنا از قم، عبدالوهاب فراتی، دانشیار گروه سیاست پژوهشکده نظامهای اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در همایش بینالمللی «تحقق وعده انتقام؛ پاسخی عادلانه، عقلانی، مشروع، متناسب، بازدارنده و تمدنی» که شامگاه، ۳۰ تیرماه در سالن حکمت سازمان مرکزی دانشگاه قم برگزار شد، گفت: مراد من از «انتقام هوشمند» در برابر «انتقام خام» قرار دارد؛ انتقام خام، انتقامی است که از سر شتاب، بدون برنامه و بدون زمینهسازی انجام میشود، در حالی که باید به سمت انتقامی حرکت کنیم که کاملاً هوشمندانه باشد.
وی افزود: هنگامی که از وعده انتقام سخن میگوییم، درباره اصل آن اختلافی وجود ندارد و همه بر این باورند که باید کسانی که خون شهدای ما، بهویژه امام شهید را ریختهاند، تقاص پس دهند. هیچکس در مشروعیت خونخواهی شهدا تردیدی ندارد، اما همواره درباره چگونگی و زمان انتقام میتوان بحث و گفتوگو کرد.
فراتی گفت: با بررسی ادبیات سیاسی و جامعهشناختی این روزهای ایران درباره انتقام، به این نتیجه رسیدم که در برابر دو روایت متفاوت قرار داریم؛ گروهی با تکیه بر هیجانات، هرگونه محاسبه هزینه و فایده را به معنای ترس یا سازش دانسته و خواهان واکنشی فوری و سخت هستند و در مقابل، عدهای نیز تأخیر را به هر قیمتی توجیه کرده و وعده انتقام را به تدریج به شعاری بیاثر تبدیل میکنند.
وی افزود: پرسش اساسی این بود که آیا راه سومی وجود دارد که هم حرمت خون شهدا حفظ شود و هم منافع ملی قربانی شتابزدگی نشود. برای پاسخ به این پرسش، از منظر تاریخی و سیاسی به واقعه کربلا و حوادث پس از آن رجوع کردم و دریافتم مسئلهای که امروز با آن روبهرو هستیم، بسیار شبیه پرسشی است که جامعه شیعه پس از عاشورا با آن مواجه شد؛ اینکه چگونه میتوان از خون شهدای کربلا انتقام گرفت.
فراتی گفت: در تاریخ سیاسی شیعه دو تجربه مهم وجود دارد که دو روایت متفاوت از خونخواهی را شکل دادهاند و باید هر دو مورد بررسی قرار گیرند. نخستین تجربه، قیام سلیمان بن صرد خزاعی و توابین است.
وی افزود: پس از واقعه عاشورا، گروهی که دچار شرم تاریخی عمیقی شده بودند، این شرم را به خشمی انقلابی تبدیل کردند تا گذشته خود را جبران کنند. آنان با اخلاص و عشق به اهلبیت(ع) وارد میدان شدند، اما به دلیل شتابزدگی و بدون ارزیابی امکانات و شرایط، دست به اقدامی زدند که به خودکشی جمعی انجامید.
فراتی گفت: اگرچه حدود ۱۶ هزار نفر پیرامون سلیمان گرد آمدند، اما تنها چهار هزار نفر در نخیله حاضر شدند و در نهایت نیز در نبرد عینالورده مقابل سپاه ۲۰ هزار نفری عبیدالله بن زیاد شکست خوردند و تقریباً همه آنان به شهادت رسیدند.
وی افزود: خطای راهبردی توابین، شتاب بود. آنان پیش از آنکه قدرت لازم را بسازند، ارتش خود را سازماندهی کنند، زمان مناسب را تشخیص دهند و پشتیبانی مردمی کافی فراهم آورند، وارد جنگ شدند و نتیجه آن فاجعهای تمامعیار بود.
فراتی گفت: این تجربه نشان میدهد که نیت مقدس، روش را مقدس نمیکند و خونخواهی بدون محاسبه، هرچند با شعار وفاداری و غیرت همراه باشد، در نهایت نتیجهای جز خودکشی جمعی ندارد.
وی افزود: امروز نیز وقتی از توابین یاد میکنیم، آنان را شهید میدانیم و اخلاص و پشیمانیشان را میستاییم، اما اگر خون مقدس صرف نمایش خشم شود و نه تغییر موازنه قدرت، نتیجهای جز شکست در پی نخواهد داشت.
فراتی گفت: تجربه سلیمان تنها یک خاطره تاریخی نیست، بلکه هشداری دائمی برای شیعیان است که هر فریادی با عنوان انتقام، الزاماً در خدمت انتقام نیست و چهبسا ظاهری از غیرت داشته باشد، اما در عمل کشور را به سوی آتش سوق دهد، بیآنکه افق روشنی برای تحقق انتقام وجود داشته باشد.
وی افزود: تجربه دوم، قیام مختار است که از دیدگاه بنده نمونه کامل «انتقام هوشمند» به شمار میرود و درست در نقطه مقابل تجربه توابین قرار دارد. مختار میدانست که نباید برای انتقام شتاب کرد و انتقام را در شرایط متزلزل دنبال نکرد، بلکه برای آن نقشه راهی هفتمرحلهای طراحی کرد و در نهایت نیز به موفقیت رسید.
فراتی گفت: نتیجه قیام مختار این بود که پس از امام حسین(ع)، هیچ امامی همانند ایشان با شمشیر کشته نشد و همچنین دستگاه خلافت در شهادت ائمه(ع) تلاش میکرد مسئولیت این جنایت را نپذیرد؛ زیرا انتقام هوشمند، دشمن را از تکرار جنایت بازمیدارد.
وی افزود: نخستین گام مختار تثبیت موقعیت بود؛ او به جای قیام فوری، ابتدا خود را به عنوان نماینده حکومت وارد کوفه کرد. گام دوم، ساخت ائتلاف از طریق بهرهگیری از شرم تاریخی کوفیان و خشم مردم عراق بود. گام سوم، مشروعیتبخشی به نهضت با شعار خونخواهی امام حسین(ع) و ایجاد مشروعیت اخلاقی و دینی بود.
فراتی گفت: مختار در گام چهارم، قدرت نظامی خود را سازماندهی و فرماندهانی کارآمد مانند ابراهیم مالک اشتر را به کار گرفت. در گام پنجم، تا زمانی که شکاف میان امویان و زبیریان به اوج نرسید، اقدامی نکرد و در زمان مناسب وارد عمل شد.
وی افزود: در گام ششم، با شکست و قتل عبیدالله بن زیاد، تنها انتقام نگرفت، بلکه پیام راهبردی مهمی به دشمنان اهلبیت(ع) داد که انتقام، قطعی و همیشگی است. در گام هفتم نیز به جای بسنده کردن به عملیات مقطعی، حکومت شیعه را در کوفه تثبیت و ساختارهای اداری آن را سامان داد.
فراتی گفت: مرور قیام مختار نشان میدهد که خون مقدس نباید صرف نمایش خشم شود، بلکه انتقام زمانی مؤثر است که برای تغییر موازنه قدرت و تحمیل هزینه بر دشمن طراحی شود، نه صرفاً برای تخلیه احساسات.
وی افزود: علاوه بر این دو تجربه تاریخی، یک پرسش مهم دیگر نیز در تاریخ تشیع وجود دارد و آن اینکه چرا از سال ۶۱ هجری تا آغاز غیبت صغری، هیچیک از ائمه اطهار(ع) برای خونخواهی امام حسین(ع) دست به قیام مسلحانه نزدند.
فراتی گفت: بررسی شرایط تاریخی نشان میدهد که شیعه در اقلیت و تحت فشار شدید حکومتها قرار داشت و ائمه(ع) به دلیل نداشتن امکانات نظامی، اقتصادی و اجتماعی لازم، صبر راهبردی را برگزیدند تا اصل تشیع حفظ شود.
وی افزود: هنگامی که سیره هشت امام پس از عاشورا را در کنار تجربه توابین و قیام مختار قرار میدهیم، به این نتیجه میرسیم که نمیتوان شتابزده وارد درگیری انتقامجویانه شد و اساس شیعه را برای تشفی خاطر به خطر انداخت.
فراتی گفت: اگر بخواهیم از انتقام خام عبور کرده و به انتقام هوشمند برسیم، باید انتقام را نه تخلیه خشم، بلکه پروژهای چندلایه بدانیم که هدف نهایی آن تغییر موازنه قدرت و قواعد بازی به سود جبهه حق است.
وی افزود: بر این اساس، پنج مؤلفه برای انتقام هوشمند قابل بازتعریف است؛ نخست، ساخت قدرت پیش از اعمال قدرت که شامل قدرت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و روایی میشود.
فراتی گفت: مؤلفه دوم، زمانشناسی است؛ زمان در انتقام هوشمند عنصری فعال است و انتخاب زمان مناسب میتواند اثر یک ضربه را چندین برابر کند، در حالی که انتخاب زمان نامناسب، حتی پیروزی تاکتیکی را به شکست راهبردی تبدیل میکند.
وی افزود: مؤلفه سوم، متناسبسازی پاسخ با هدف است؛ انتقام هوشمند نه افراط میکند و نه تفریط، بلکه پاسخ باید همتراز تهدید و همراه با یک پله فشار بیشتر باشد تا دشمن دریابد قواعد بازی تغییر کرده است.
فراتی گفت: مؤلفه چهارم، پیامرسانی شفاف است؛ ضربهای که پیام راهبردی نداشته باشد، بیمعناست و دشمن باید بداند چه رفتاری ممنوع شده، هزینه تخلف چیست و طرف مقابل توان اجرای تهدید را دارد.
وی افزود: پنجمین مؤلفه، طراحی پایان پیروزمندانه است؛ انتقام هوشمند باید افق روشنی داشته باشد تا ایران به عنوان بازیگری مسلط تثبیت شود و نتیجه آن برای جامعه ملموس و قابل اندازهگیری باشد.
فراتی گفت: بازسازی الگوی مختار به معنای بازگشت به گذشته یا تقلید صرف از تاریخ نیست، بلکه الهام گرفتن از روش عقلانی او و تطبیق آن با شرایط جهان امروز است.
وی افزود: در زمان مختار، ساختار قدرت ساده بود، اما امروز جنگها از حالت کلاسیک خارج شده و به جنگهای پیچیده و نامتقارن تبدیل شدهاند. اگر مختار امروز حضور داشت، به جای تشکیل سپاه سنتی، ارتش سایبری ایجاد میکرد، از رسانههای جهانی برای غلبه روایت خود بهره میبرد و به جای نبرد کلاسیک، عملیات ترکیبی نظامی، اقتصادی، رسانهای و دیپلماتیک طراحی میکرد.
فراتی گفت: با این حال، روح راهبرد مختار یعنی ساخت قدرت پیش از ضربه، زمانشناسی، مشروعیتبخشی، متناسبسازی پاسخ و طراحی پایان پیروزمندانه، همچنان الگویی جاودانه برای شیعیان است.
وی در پایان افزود: بازگشت به تجربه سلیمان و تأثیرپذیری از احساسات کف خیابان بسیار خطرناک است و باید به سمت بازسازی الگوی انتقام هوشمند مختار حرکت کنیم تا بتوان بیشترین آسیب را به دشمن وارد کرد و شرایطی پدید آورد که دیگر هیچکس جرئت تعرض به مقام ولایت، مسئولان جمهوری اسلامی، فرماندهان نظامی و مردم عادی را نداشته باشد. اگر چنین دستاوردی حاصل شود، انتقام به هدف خود رسیده است، اما اگر شتابزده و بدون برنامه عمل کنیم، ممکن است همان اندک سرمایه موجود را نیز از دست بدهیم.
انتهای پیام