ابزارهای لازم برای این حرکت استوار، سه مورد است: نخست، پیامبری که آموزهها را میخواند و مراقب و شاهد بر مردم است «إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ رَسُولًا»؛ دوم، خود قرآن و وحی است «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ» و سوم، عقل و خرد است. این سه ابزار در کنار یکدیگر، مثلث نظامساز را تشکیل میدهند.
راهبرد قرآن این است که نظامسازی نیازمند «تدریج» و حرکت متناسب با تحولات روحی و جمعی جامعه هدف است. قرآن امری تدریجی است و ۲۳ سال طول کشید تا نازل شود؛ چرا که تحولات روحی و اجتماعی مدنظر قرآن بوده است و تکالیف را متناسب با ظرفیت مردم بر جامعه متوجه کرده است. لذا ما میتوانیم متناسب با روحیات مردم، نظامسازی کنیم.
براساس آیات انتهایی سوره فتح، تکامل جامعه اسلامی چند مرحله دارد:۱. کشت و زرع و کاشتن بذر دینداری.۲. بیرون زدن بذر از زمین و تبدیل شدن به گیاه.۳. توسعه در همه ابعاد زندگی و وجودی که منجر به غلیظ و محکم شدن این گیاه میشود.۴. در مرحله چهارم، جامعه با این داشتهها روی پای خود میایستد و در این مرحله نیازی به وحی جدید ندارد.
پیامبر(ص) به وسیله قرآن، سیر بشر به سمت تعالی را در چهار مرحله طراحی کرد؛ لذا همه نظامات قرآنی در این چهار مرحله به کمال رسیدهاند. اولین اقدام قرآن این بود که پیامبر(ص) را به عنوان نخستین و تنهاترین کنشگر وارد جامعه کرد. خداوند در سوره حجر (پس از نزول ۵۴ سوره)، دستور به دوپاره کردن جامعه را میدهد؛ یعنی در این مقطع منافقین باید تکلیفشان روشن شود، اما تا پیش از آن، پیامبر (ص) جامعه مشرک را مخاطب قرار داده بود و تدریجاً ضرباتی به این جامعه وارد کرد تا زمینه جذب افراد فراهم شود.
در انتهای سوره یوسف (سوره ۵۳) فرموده است: «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي...». در اینجا گروه همراه (یعنی کنشگران مؤمن) به ایشان اضافه میشوند. در نتیجه، فشار دشمنان نیز زیاد میشود و مشکلاتی چون شعب ابیطالب (ع)، هجرت به مدینه، یثرب، حبشه و ترورها پیش میآید.
نسبت دادن رسالت مخفیانه درست نیست
کنشگر اصلی (پیامبر ص) از روز اول در جامعه فعالیت داشت، لذا او را دیوانه و ساحر و... خطاب میکردند؛ بنابراین این تصور که ایشان در ابتدا مخفی بودهاند، غلط است. پیامبر در رسالت خود علنی عمل کرد و اینکه بگوییم سه سال مخفی بود، درست نیست. مرحله بعدی، «جامعهسازی» است. پیامبر(ص) در مدینه، کنشگری را به متقین سپرد؛ در ابتدای سوره بقره از متقین نام میبرد و ویژگیهایی را برای آنان میشمارد. این نشان میدهد بنای تحول اجتماعی را خداوند با تکیه بر متقین اجرا میکند؛ لذا فرمود: منافقین و بیماردلان دردی از تو دوا نخواهند کرد و به آنان دل نبند. لذا در تعریف «بِرّ» (نیکی) نیز میفرماید: «لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ» (نیکی این نیست که از پشت خانهها وارد شوید، بلکه نیکی کسی است که تقوا پیشه کند).