کد خبر: 4365615
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳
محمدجواد لاریجانی:

ترور تنها با «ترور متقابل» متوقف می‌شود؛ جسارت دشمن با پاسخ عملی می‌شکند

یک تحلیل‌گر در مسائل بین‌الملل در تبیین جایگاه «خون‌خواهی» در سیاست خارجی، تأکید کرد: تروریسم آمریکا تنها زمانی متوقف می‌شود که دشمن احساس کند امنیت شخصی او نیز در خطر است. وی با استناد به مبانی قرآنی و سیره کربلایی، تصریح کرد که پاسخ متقابل به ترور، نه یک اقدام هیجانی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بازگرداندن بازدارندگی و امنیت است.

لاریجانی

به گزارش ایکنا اختتامیه همایش بین‌المللی «تحقق وعده انتقام» به همت پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی وابسته به مجتمع حوزوی امام رضا(ع) و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با همکاری جمعی از مراکز علمی و پژوهشی کشور و با حضور اندیشمندان، نمایندگان ادیان الهی، شخصیت‌های علمی و فعالان جبهه مقاومت امروز چهارشنبه ۳۱ تیرماه در تالار علامه جعفری(ره) پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد که گزارش سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی عراقی با عنوان مفهوم قرآنی «انتقام»؛ بازدارندگی از ظلم و برقراری عدالت در برابر متجاوزان تقدیم شد. 

در بخش دیگری از این نشست محمدجواد لاریجانی تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل با اشاره به درس‌های کاربردی حادثه کربلا برای مسائل امروز، گفت: در تحلیل تاریخ کربلا، باید میان دو مفهوم «مذاکره» و «بیعت» تفکیک قائل شد. مسئله اصلی در کربلا، صرفاً مذاکره نبود، بلکه بحث بر سر «بیعت» بود. بیعت به معنای پذیرش سیطره است و پذیرش سیطره یزید، امری است که با عزت و حرمت انسانی در تضاد است. لذا هر سیاستی که در حقیقت به معنای پذیرش سیطره «یزیدهای زمانه» باشد (که مصداق امروز آن حکومت ایالات متحده آمریکا است)، در واقع نوعی بیعت است و نباید پذیرفته شود. در موضوع «خون‌خواهی» و «انتقام»، باید حواشی را کنار بگذاریم. برخی به اشتباه تصور می‌کنند خون‌خواهی تنها به معنای ریشه‌کن کردن رژیم صهیونیستی در یک استراتژی کلان است، اما انتقام و خون‌خواهی مفهومی گسترده‌تر دارد. براساس مسلک کربلایی و زیارت‌های مربوط به این واقعه، خون‌خواهی شامل تمام کسانی است که در قتل مشارکت داشتند، یا با سکوت و رضایت، به جنایت کمک کردند.

لاریجانی با نقد نگاهی که جرم‌های اجتماعی را به جرایم شخصی تقلیل می‌دهد، تأکید کرد: این یک اشتباه بزرگ است که بخواهیم جرمی را که اثراتی اجتماعی دارد، به یک دعوای شخصی یا خانوادگی تنزل دهیم. برای نمونه، در حوادث اخیر شاهد بودیم که افرادی با ایجاد ناامنی در خیابان و مثله کردن یک نفر، سعی کردند در دادگاه‌ها این موضوع را به یک دعوای شخصی یا قبیله‌ای تقلیل دهند، در حالی که این یک جرم عمومی است.

‌وی با استناد به روایتی از حضرت علی(ع)، توضیح داد: در روایتی آمده است که وقتی شخصی به حضرت علی(ع) اعتراض کرد که چرا مردم را به تقوا دعوت می‌کنید در حالی که خودتان [به نظر او] دچار خطا هستید، حضرت با خنده و ظرافت، پاسخ ایشان را دادند تا فضای متشنج را آرام کنند. اما نکته مهم این است که حضرت در ادامه فرمودند: «اگر من و شما رابطه‌ای نداریم، به این دلیل است که شما معابر را بستید، ناامنی ایجاد کردید و بازار را به هم زدید تا مردم بترسند.» این نشان می‌دهد که حتی ایجاد ناامنی در شهر یا استفاده نادرست از امکانات عمومی (مانند مساجد یا مناسک دینی) برای پیشبرد اهداف خاص، در نگاه دینی یک «جرم عمومی» محسوب می‌شود و نباید آن را با قصاص‌های فردی اشتباه گرفت. بنابراین، در مسئله خون‌خواهی و انتقام، طلب از متجاوز یک مسئله عمومی است و نباید آن را به مسائل شخصی یا گذشت‌های فردی تقلیل داد.

‌لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود به شرایط کنونی کشور پرداخت و اظهار کرد: ما در حال حاضر در یک شرایط جنگی کامل هستیم و ضرورت دارد که در چنین وضعیتی، «اقتصاد جنگی» و «قواعد جنگی» حاکم باشد.

وی با انتقاد از برخی رویکردها تأکید کرد: در طول یک جنگ، درست نیست که گروهی علیه جنگ تبلیغ کنند یا تظاهراتی علیه جنگ به راه بیندازند؛ زیرا جنگ، جنگ است و باید با تمام توان مدیریت شود.

وی در ادامه سخنان خود، به تحلیل رویکرد فعلی دولت در سیاست خارجی پرداخت و اظهار کرد: برای درک مسیر پیش روی کشور، باید ابتدا «پارادایم برجامی» را تحلیل کرد. این رویکرد بر دو پایه استوار است؛ پایه اول، «استیصال» است؛ یعنی این باور که گویی تمام مسیرهای پیش روی کشور قفل شده و راهی برای اداره کشور یا معامله در بازارهای جهانی وجود ندارد. پایه دوم نیز این است که تنها راه خروج از این بن‌بست، مذاکره با آمریکا و متقاعد کردن آن‌ها به لغو تحریم‌هاست، حتی اگر این مسیر با پرداخت «باج‌های» سیاسی و امنیتی همراه باشد که در ادبیات دیپلماتیک، «برد-برد» نامیده می‌شود.

لاریجانی با تشریح خواسته‌های واقعی آمریکا در مذاکرات، تصریح کرد: باجی که آمریکا امروز از ما می‌طلبد، کاملاً روشن است. اول، باز شدن کامل تنگه هرمز و پذیرفتن هرگونه مزاحمتی برای کشتی‌های جنگی؛ دوم، نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای، به‌گونه‌ای که غنی‌سازی برای مدت‌های طولانی متوقف شود و آنچه تا کنون ساخته شده، کاملاً پاکسازی گردد و سوم، محدود کردن توان موشکی به گونه‌ای که باعث عدم ترس دشمنان شود.

وی تأکید کرد: کسانی که با این رویکردها در برابر «جبهه مقاومت» موانع ایجاد می‌کنند، در واقع در حال پذیرش این باج‌ها هستند.

‌کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به ویژگی‌های روش‌شناختی امام شهید(ره) در استدلال‌ها، افزود: رهبر شهید همواره مستدل صحبت می‌کردند و با حوصله به تحلیل خطاها می‌پرداختند. ایشان حتی در مورد برجام نیز، با وجود اینکه من خود از معترضان به این مسیر بودم، فرمودند که اگر کسی می‌تواند این راه را امتحان کند، بپیوندد، اما در نهایت هدف این بود که واقعیت‌ها ارزیابی شود و مردم و دولت در «موضع مرصاد» قرار گیرند تا ببینند این مسیر به کجا می‌رسد.

وی با نقد شدید برخی اقدامات دولت در حوزه امنیت ملی، اظهار کرد: ما باید ارزیابی کنیم که آیا «تنگه هرمز» قابل معامله است؟ هرگز. اما در رویکرد فعلی، گویی پذیرفته‌ایم که با عباراتی مبهم، حریم‌های امنیتی را به مخاطب تبدیل کنیم. این در حالی است که ما با دشمنی روبرو هستیم که هیچ قاعده بین‌المللی را نمی‌پذیرد و مانند یک «دیوانه رسمی» عمل می‌کند. تلاش برای مذاکره از طریق واسطه‌هایی مانند عمان یا شیخ‌های منطقه، اشتباه است؛ زیرا این‌ها در نهایت به همان خواسته‌های اولیه آمریکا باز می‌گردند. حتی پیشنهادهایی مانند «باز کردن تنگه در مقابل حذف دریا» نیز خلاف نظر ولی‌امر است و ما باید یاد بگیریم که این مسائل را به‌ درستی ارزیابی کنیم.

وی در مورد مسئله هسته‌ای، تأکید کرد: هرگز نباید وارد مذاکراتی شد که در آن امتیازات بنیادین داده شود؛ زیرا وقتی درهای هسته‌ای باز شود، آمریکا تجاوزات خود را توجیه می‌کند. واقعیت این است که هدف آمریکا سلطه است؛ همان‌طور که در سخنان ترامپ شنیدیم که او به دنبال تصاحب خاک، طلا و نفت ایران است و هیچ قاعده اخلاقی یا قانونی را نمی‌شناسد.

لاریجانی در ادامه به موضوع «غرامت» پرداخت و گفت: من به کلمه «غرامت» بسیار حساس هستم؛ زیرا غرامت به معنای «اذعان به صدمه» است، یعنی پذیرفتیم که ما خسارتی وارد کرده‌ایم. طرح‌هایی مانند ایجاد صندوق بازسازی در آفریقا با کمک آمریکا، در واقع پذیرش این منطق است. همچنین در تفاهمات اولیه، تلاش شد تا «محور مقاومت» از معادلات خارج شود، در حالی که مقاومت، رکن اساسی سیاست ماست. راهی که برخی از دوستان در دولت پیش گرفته‌اند، به نتیجه نرسیده است. اکنون زمان آن است که تمام ارکان نظام دست به دست هم دهند و به مسیری بازگردند که مورد تأیید مقام معظم رهبری است و از آن «پارادایم برجامی» عبور کنیم.

لاریجانی در ادامه سخنان خود، در مورد مدیریت مذاکرات بین‌المللی و استراتژی مقابله با آمریکا، تصریح کرد: در مذاکرات بین‌المللی، موفقیت در گرو انتخاب مواضع درست و ایجاد فشار عملیاتی است. ما نباید با رویکردی صرفاً تقاضامحور (مانند درخواست بازگشت اموال یا تسهیل تجاری) به میز مذاکره برویم؛ بلکه باید پیش از نشستن بر سر میز، اقداماتی عملیاتی انجام دهیم که طرف مقابل را مجبور به پاسخگویی و توجیه اقداماتش کند.

‌وی با تأکید بر لزوم پیروی از رهبری معنوی کشور، اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب دارای ذهنی بسیار پیچیده و استراتژیک هستند و ما باید با تکیه بر ادله عقلی و رهنمودهای ایشان پیش برویم. در این راستا، موضع ما در مذاکرات باید شفاف باشد: کسانی که در جنایات علیه رهبری و سایر جنایات دخالت داشته‌اند، باید با «خون‌خواهی» روبه‌رو شوند. این رویکرد، براساس مبانی فقهی و استناد به آموزه‌های حضرت علی(ع) است که در برابر ظالمان، مجازات و خون‌خواهی را یک ضرورت می‌بیند.

‌لاریجانی با تحلیل وضعیت کنونی، به دو مسئله «جنگ» و «ترور» اشاره کرد و گفت: از یک سو با جنگی روبه‌رو هستیم که توانمندی ما در میدان، فاصله دشمن را از ما زیاد می‌کند و از سوی دیگر، مسئله «ترور» است. آمریکا تصور می‌کند هر زمان و هر کجا که بخواهد، می‌تواند هر کسی را که دوست ندارد به قتل برساند. اما تاریخ نشان داده است که ترور تنها با «ترور متقابل» متوقف می‌شود. زمانی که دشمن احساس کند امنیت شخصی او نیز در خطر است، جسارتش را از دست می‌دهد.

‌وی با اشاره به تجربه تاریخی در دوران پیشین و وضعیت فعلی شخصیتی چون ترامپ، تصریح کرد: وقتی دشمن متوجه شود که حتی در امن‌ترین مکان‌های خود (مانند مارلاگو) نیز در معرض تهدید (مثلاً توسط پهپادها) قرار دارد، به شدت دچار ترس و اضطراب می‌شود و برای حفاظت از خود به «سوراخ» پناه می‌برد. همین امر باعث می‌شود که جلسات و فعالیت‌های آن‌ها متوقف شده و لزوم استفاده از حفاظت‌های شدیدتر را احساس کنند.

‌وی در پایان، تأکید کرد: ما باید «سایه ترور» را هم دور کنیم و اجازه دهیم دشمن همواره در ترس از پاسخ متقابل باشد. مسئله خون‌خواهی و انتقام، موضوعی است که همیشه زنده است و در سیاست خارجی ما نقشی حیاتی دارد. ملت ما باید براساس این بینش توحیدی و استراتژیک، راهکارها را مطالبه کنند تا این مسیر به نتیجه برسد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha