کد خبر: 4366197
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰
ایکنا از آیین بزرگداشت شیخ صفی الدین اردبیلی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی گزارش می‌دهد

پیام شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز چیست

رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن در آیین بزرگداشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی که به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد با تبیین اینکه پیام شیخ صفی‌الدین به انسان امروز چیست،گفت: با آنکه هفت قرن از زندگی شیخ گذشته است اما از سخن و اندیشه شیخ صفی‌الدین اردبیلی نگذشته است؛ زیرا سخن دل کهنه نمی‌شود و پیام حقیقت در غبار زمان نمی‌میرد. او امروز نیز به ما می‌گوید عاشق باشید اما عشق را در خدمت نشان دهید؛ دیندار باشید اما دین را با اخلاق بیارایید؛ قدرتمند باشید اما فتوت را فراموش نکنید؛ بر حق باشید اما با خلق مدارا کنید؛ عبادت کنید اما از رنج انسان‌ها روی مگردانید؛ از خود بگذرید تا به خویشتن حقیقی خود برسید.

صفی الدین اردبیلی//

به گزارش ایکنا، آیین بزرگداشت شیخ صفی‌الدین اردبیلی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، عارف و شخصیت برجسته تاریخ و فرهنگ ایران امروز ۴ مردادماه در فضای مجازی برگزار شد. منوچهر صدوقی سها مدرس و پژوهشگر حکمت و عرفان اسلامی، حجت‌الاسلام سیدسلمان صفوی رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن، کریم حاجی‌زاده استاد دانشگاه محقق اردبیلی، امیر رجبی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل و محمود شالویی، درباره جایگاه علمی، عرفانی، فرهنگی و تاریخی شیخ صفی‌الدین اردبیلی و تأثیر مکتب فکری او در تمدن ایرانی ـ اسلامی سخنرانی کردند. بخش نخست گزارش با عنوان دفاع از تصوف راستین و نقد صوفیان دروغین در اندیشه شیخ صفی‌الدین تقدیم مخاطبان شد.

پیام حضرت شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز چیست

در ادامه نشست حجت‌الاسلام سیدسلمان صفوی رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن سخنانی را مطرح کرد که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام فرهیختگان، استادان، اهل دل و اهل نظر.

امروز روز یاد مردی است که تن در خاک اردبیل داشت و دل در عالم لاهوت؛ پای در میان خلق داشت و جان در پیشگاه حق. مردی که خانقاه و زاویه را در خلوت‌گهی بی‌دردان نخواست، بلکه پناهگاه دردمندان ساخت. ذکر را تنها بر زبان ننشاند، بلکه در جان نشاند و عرفان را از حجره به جامعه آورد؛ از سجاده به بازار برد و از خلوت به خدمت خلق پیوند زد.
سخن از تمدن‌ساز بزرگ، حضرت شیخ صفی‌الدین اردبیلی است؛ آن عارف مصفا به نور حق، آن پیر وفا، آن چراغ راه و آن دلیل درگاه. در روزگار ما که بازار هیاهو گرم است و کالای معنا کم، نام او تنها یاد یک عارف در تاریخ نیست؛ بانگی است در گوش جان، پرسشی است از انسان امروز، هشداری است برای جامعه امروز و پیامی است از دل قرن‌ها به قلب این زمان. پیام حضرت شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز چیست؟ پیام حضرت شیخ آن است که راه خدا از میان دل انسان می‌گذرد و راه دل انسان از خدمت به خلق خدا. عشق آتشی است که عنانیت را می‌سوزاند.
صفی الدین اردبیلی//

نخستین پیام شیخ صفی‌الدین «عشق» است؛ اما نه هر عشقی. نه آن عشقی که امروز بر زبان‌ها بسیار و در جان‌ها اندک است؛ نه آن عشق که با منفعت زاده شود و با مصلحت بمیرد. عشق در مکتب او آتشی است که منیت را می‌سوزاند تا حقیقت خوب بماند؛ حجابی را می‌درد تا آفتابی برآید؛ دلی را می‌شکند تا هزار دل عاشقان شود.عاشقان نیست که تنها از خدا سخن بگوید، بلکه عاشقان است که بوی خدا دهد. عاشقان نیست که از مردم بگریزد، بلکه عاشقان است که در میان مردم باشد و دلش از غیر حق خالی باشد. انسان امروز با آن همه ابزار ارتباط، گرفتار انزوای دل است. با آن همه خبر، بی‌خبر از خویشتن است؛ با آن همه صدا، ناشنوای ندای جان است. خانه‌ها روشن اما دل‌ها خاموش، دست‌ها پر اما جان‌ها تهی، بازارها نیمه‌آباد اما باطن‌ها ویران است. حضرت شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز می‌گوید: تا دل به عشق نرسد، جان به آرامش نمی‌رسد؛ تا از خود نگذری، به خود نمی‌رسی؛ تا خلق را به چشم رحمت نبینی، خالق را به حقیقت نشناخته‌ای. عشق الهی اگر در دل افتد، کینه را می‌برد و کرامت را می‌آورد؛ خودخواهی را می‌کاهد و خداخواهی را می‌آفریند؛ سنگ را نرم می‌کند و دل را کرد.

پیام دوم شیخ صفی‌الدین «فتوت» است 
 
فتوت نام جوانمردی است؛ اما جوانمردی به بازوی قوی نیست، به دل قوی است. به بلند کردن صدا نیست، به پایین آوردن نفس است. به شکست دادن حریف نیست، به شکستن غرور و تکبر و منیت است. جوانمرد آن نیست که چون تواند بستاند، جوانمرد آن است که چون تواند ببخشد. آن نیست که در قدرت گردن افرازد، آن است که در قدرت دست افتاده گیرد. جوانمرد آن نیست که عیب خلق بیند، آن است که عیب خویش بیند.فتوت آن است که نان داری و گرسنه را فراموش نکنی؛ مقام داری و فرودست را خوار نشماری؛ علم داری و نادان را تحقیر نکنی؛ پیروز شوی و حرمت شکست‌خورده را نگاه داری. امروز جهان ما بیش از مردان پرقدرت، به انسان‌های با فتوت نیاز دارد. قدرت بی‌فتوت آفت است، ثروت بی‌فتوت غارت است، علم بی‌فتوت غرور است و سیاست بی‌فتوت زور است، تزویر است و تعلل.حضرت شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌گوید: اگر دستی بالا رفت، باید برای گرفتن دست افتاده باشد، نه برای زدن آن. نه فرار از جهان، که حضور در جهان است.
 
پیام سوم حضرت شیخ صفی‌الدین «معنویت» است
 
معنویت در مکتب حضرت شیخ صفی‌الدین، بریدن از مردم نیست، بریدن از بدی است. ترک بازار نیست، ترک حرص است. پشت کردن به جامعه نیست، پشت کردن به خودپرستی است.عارف آن نیست که از جهان بگریزد، عارف آن است که در جهان باشد و جهان در او نباشد؛ دست به کار، دل با یار، تن در میان خلق و جان در حضور حق.
کشاورز اگر به امانت کار کند، در عبادت است. بازرگان اگر به انصاف معامله کند، در عبادت است. معلم اگر با مهر آموزش دهد، در عبادت است. پزشک اگر درد را نیک‌را (امانت) بداند، در عبادت است و حاکم اگر قدرت را خدمت شمارد و در خدمت خلق باشد، در عبادت است و الا فلا... مسئله انسان امروز کمبود ابزار نیست، کمبود معناست. بحران جهان فقر تکنولوژی نیست، فقر جان است. انسان توانسته است آسمان را بشکافد، اما هنوز نتوانسته است دیوار خودخواهی را فرو ریزد.شیخ صفی‌الدین اردبیلی به ما می‌آموزد هر جا خدا فراموش شود، انسان نیز فراموش می‌شود و هر جا انسان خوار شود، ادعای خداخواهی دروغ است.
 
پیام چهارم شیخ صفی‌الدین «اخلاق» است
 
اخلاق در نگاه شیخ صفی‌الدین، آرایش دین نیست، اساس دین است. پوست نیست، مغز است. حاشیه نیست، حقیقت دین است.چه سود که زبان به ذکر باشد و دل به مکر؟ چه سود که پیشانی بر خاک باشد و دست در حق مردم و علیه مردم؟ چه شود که جامعه زهد‌پوشیده شود و جان به کبر آلوده باشد؟ اخلاق آن است که انسان در خلوت همان باشد که در جلوت می‌نماید؛ در قدرت همان باشد که در ندید (نداشتن قدرت) است، و در پیروزی همان باشد که در شکست مطالبه می‌کند. جام با ساختمان بلند نمی‌ماند، با خلق بلند می‌ماند. ملت با سخن بسیار نمی‌ماند، با صدق بسیار می‌ماند. تمدن با ثروت تنها ساخته نمی‌شود، بلکه با اعتماد ساخته می‌شود و اعتماد فرزند صداقت است؛ صداقت همزاد امانت و امانت و عدالت ستون دیانت است. شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز می‌گوید: پیش از آنکه جهان را اصلاح کنی، آیینه دل را پاک کن. دستی که می‌خواهد جامعه را بسازد، نخست باید از آلودگی نفس شسته شود.
 
پیام پنجم حضرت شیخ «مدارا» است
 
مدارا، سستی در حقیقت نیست، بلکه زیبایی در بیان حقیقت است. چشم‌پوشیدن از اصول نیست، بلکه چشم گشودن بر کرامت انسان است. شیخ صفی‌الدین اردبیلی در روزگاری پرآشوب زیست؛ روزگار نظام و نیاز، تعصب و تفرقه؛ اما راه او راه جذب بود، نه طرد؛ راه دعوت بود، نه تحقیر؛ راه محبت بود، نه خشونت. دل را با تازیانه نمی‌توان به خدا برد، ایمان با اجبار نمی‌روید و محبت در خاک نفرین جوانه نمی‌زند. انسان امروز در جهانی زیست می‌کند که دیوارها بسیار بلند شده و پل‌ها اندک؛ داوری‌ها سریع شده و شناخت‌ها سطحی؛ فریادها بلند شده و گوش‌ها بسته. پیام حضرت شیخ صفی‌الدین آن است که با مخالف می‌توان اختلاف داشت و بی‌انصاف نبود؛ می‌توان بر عقیده ایستاد و حرمت انسان را نشکست؛ می‌توان حقیقت را گفت و دل را نیازمود. مدارا، خاموشی در برابر ظلم نیست، بلکه دوری از ظلم در دفاع از حق است.

پیام ششم حضرت شیخ «خدمت به خلق» است
 
در مکتب شیخ صفی‌الدین اردبیلی، سفره از سجاده جدا نیست و ذکر از درد مردم بریده نیست. خانقاه و زاویه اگر گرسنه‌ای از کنار آن گرسنه بازگردد، دیگر خانقاه و زاویه و مسجد نیست، بلکه تنها دیوار است. عبادت اگر به خدمت نرسد، هنوز در راه است؛ دعا اگر اشک یتیمی را نبیند، هنوز به آسمان نرسیده است؛ ذکر اگر دل را نرم نکند، تنها گردش زبان است. شیخ صفی‌الدین خلق را «عیال خدا» و «خانواده خدا» می‌دید و خدمت به خانواده خدا را راه رضای خدا می‌دانست. امروز جامعه ما بیش از مدیران صاحب منصب، به خادمان صاحب درد نیاز دارد. منصب بی‌خدمت، غصب است؛ نام بی‌عمل، نقاب است و دین بی‌درد، سراب است. خدمت آن است که انسان درد دیگری را، هرچند اندک، درد خویش بداند.

پیام هفتم حضرت شیخ «ایثار» است.
 
ایثار آن است که انسان تنها برای خویش نفس نکشد؛ از آسایش خود بکاهد تا رنج دیگری کمتر شود؛ از بهره خود بگذزد تا حق دیگری پایمال نشود. ایثار همیشه در میدان جنگ نیست؛ گاه در بیمارستان است، گاه در مدرسه، گاه در خانه، گاه در آزمایشگاه و گاه در بازار.مادری که شب را به بیداری می‌گذراند، در محراب ایثار است؛ معلمی که جان در کلام می‌نهد، در محراب ایثار است؛ پزشکی که بیمار را پیش از درآمد می‌بیند، در محراب ایثار است؛ اندیشمندی که حقیقت را به مصلحت نمی‌فروشد، در محراب ایثار است. جامعه‌ای که در آن هر کس تنها سهم خود را بخواهد، دیر یا زود همه‌چیز را از دست خواهد داد؛ اما جامعه‌ای که در آن انسان‌ها گاه از خود بگذرند، از بحران‌ها خواهد گذشت.

اما آخرین پیام مهم حضرت شیخ، هشدار درباره «مذهب وارونه» است.
 
مذهب وارونه آن است که نام خدا باشد و خوی خدا نباشد؛ تسبیح باشد و تزویر، عبادت باشد و عداوت، شعار باشد و شعور نباشد؛ حجاب ظاهر باشد و بی‌پروایی باطن، صف نماز راست باشد و صف عدالت شکسته. مذهب وارونه آن است که انسان برای خدا فریاد زند اما بنده خدا را بیازارد؛ از بهشت سخن بگوید اما زمین را برای مردم جهنم سازد؛ اشک بر اولیای خدا بریزد اما راه آنان را در عدالت و رحمت رها کند. این بزرگترین خطر برای هر دینی است؛ آنکه پوسته دین بماند و جان دین برود، صورت حفظ شود و سیرت تباه گردد. شیخ صفی‌الدین اردبیلی به انسان امروز می‌گوید: دینداری را به ادعا نسنج، بلکه به اثر آن در جان و جامعه بسنج. اگر دین تو را راستگوتر، مهربان‌تر، عادل‌تر و خدمتگزارتر نکرد، باید در دینداری خویش بنگری.
 
اهل دل، اهل نظر و فرهیختگان؛ هفت قرن گذشته است اما سخن شیخ صفی‌الدین اردبیلی نگذشته است؛ زیرا سخن دل کهنه نمی‌شود و پیام حقیقت در غبار زمان نمی‌میرد. او امروز نیز به ما می‌گوید: عاشق باشید اما عشق را در خدمت نشان دهید؛ دیندار باشید اما دین را با اخلاق بیارایید؛ قدرتمند باشید اما فتوت را فراموش نکنید؛ بر حق باشید اما با خلق مدارا کنید؛ عبادت کنید اما از رنج انسان‌ها روی مگردانید؛ از خود بگذرید تا به خویشتن حقیقی خود برسید.

پیام شیخ صفی‌الدین به انسان امروز این است: دل با خدا، دست در کار خلق، جان در صفا و زبان در وفا. نه دین بی‌اخلاق، نه عرفان بی‌خدمت، نه قدرت بی‌فتوت و نه حقیقت بی‌مدارا. اگر این پیام در جان ما زنده شود، شیخ صفی‌الدین اردبیلی تنها در بقعه اردبیل آرمیده نیست، بلکه در رفتار ما زنده است، در اخلاق ما سخن می‌گوید و در خدمت ما نفس می‌کشد. خداوندا دل ما را به عشق روشن کن، دست ما را به خدمت توانا ساز، زبان ما را به راستی بیارای و جان ما را از مذهب وارونه و معنویت بی‌عمل نگهدار.

شیخ صفی الدین نماد هویت تاریخی، دینی و معماری ایرانی است

کریم حاجی‌زاده، استاد دانشگاه محقق اردبیلی، در ادامه با تشریح جایگاه تاریخی و تمدنی مجموعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، این مجموعه را یادگاری زنده از دورانی دانست که ایران به عنوان کشوری دارای قدرت مرکزی مستقل، با تفکر شیعی و اتحاد سرزمینی، تثبیت شد.

وی گفت: حدود ۷۰۰ سال پیش، شیخ صفی‌الدین اردبیلی که از اقطاب بزرگ زمانه و از مشایخ نامدار بود، در باغ عرفان اردبیل به ارشاد حلقه مریدان می‌پرداخت تا اینکه در سال ۷۳۵ هجری قمری روی در نقاب خاک کشید. پس از درگذشت وی، فرزندش صدرالدین موسی پدر را به خاک سپرد و گنبد رفیع «الله‌الله» را بر فراز قبر او ساخت. محل دفن شیخ صفی، به محل حضور مریدان او تبدیل شد و خانقاه بزرگ اردبیل شکل گرفت؛ خانقاهی که فرزندان شیخ، یک‌به‌یک، به عنوان مرشد و ارشادکننده مریدان در آن حضور می‌یافتند. ۱۷۲ سال پس از درگذشت شیخ صفی، اسماعیل فرزند حیدر، به عنوان مراد حلقه مریدان و مرشد خانقاه اردبیل، اندیشه‌ای را در سر پروراند و آن شکل‌گیری یک حکومت سیاسی در کشور بود. این اندیشه سرانجام به منصه ظهور رسید و اسماعیل فرزند حیدر، به عنوان نخستین پادشاه سلسله صفویه، تاج سلطنت را بر سر گذاشت.

صفی الدین اردبیلی//

استاد دانشگاه محقق اردبیلی اظهار کرد: شاه اسماعیل اول برای ایجاد حکومتی مستقل در سرزمین پهناور ایران، به جغرافیا، دین و زبان نیاز داشت. وی در مدت ۱۲ سال و با جنگ‌های پیاپی، سرزمینی را شکل داد که از قفقاز تا خلیج فارس و از هرات تا بغداد، در قلمرو مرزهای آن قرار داشت. شاه اسماعیل با رسمیت بخشیدن به زبان پارسی، استقلال زبانی سرزمین پهناور ایران را در کنار دولت عثمانی تثبیت کرد و با رسمیت دادن به مذهب تشیع، استقلال دینی این سرزمین را نیز فراهم ساخت. به گواه تاریخ، سده نهم هجری را باید روزگاری پرآشوب و سرنوشت‌ساز برای ایران دانست. در این دوره، با فروپاشی تیموریان، کشور دستخوش پریشانی‌های سیاسی و اجتماعی شد. دودمان‌های محلی برای دستیابی به قدرت با یکدیگر به جنگ پرداختند و بیگانگان نیز در اندیشه جدا کردن بخش‌هایی از این سرزمین بودند.

وی افزود: در چنین شرایطی، اسماعیل صفوی با برخورداری از پشتوانه فرهنگی و سیاسی خاندان خود، که از سده هفتم هجری برای او باقی مانده بود، توانست با تاجگذاری، نخستین فرمانروایی ایرانی پس از اسلام را پایه‌گذاری کند و با نیروی رزمندگی و جنگاوری، در برابر دشمنان ایران ایستادگی نماید. پس از مرگ شاه اسماعیل اول، وی نیز در بقعه شیخ صفی دفن شد. با دفن شاه اسماعیل اول و آغاز حکومت صفویه، پادشاهان این سلسله پس از به قدرت رسیدن، نهایت تلاش خود را در تکمیل، تزیین و تکریم بقعه شیخ صفی به کار بستند. امروز، با وجود همه اتفاقاتی که بر بقعه شیخ صفی گذشته و با وجود بی‌مهری‌های فراوانی که این مجموعه تحمل کرده است، هنوز هم چیزهای بسیاری برای دیدن و دقایق طولانی برای تفکر در این مجموعه وجود دارد.

صفی الدین اردبیلی//

استاد دانشگاه محقق اردبیلی با اشاره به اهمیت هنری این مجموعه اظهار کرد: بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی از هر منظر هنری، امروز به عنوان اثری ناب مورد توجه جهانیان است و در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است. از کاشی‌کاری پرحجم معرق حیاط، که پس از کاشی‌کاری معرق جامع عتیق شیراز پرحجم‌ترین کاشی‌کاری معرق کشور به شمار می‌رود، تا نقاشی‌های مطلا به طلای داخلقندیل‌خانه؛ از حفره‌های مجوف گچی و مقرنس‌های گچی چینی‌خانه تا صندوق‌های قبر منبت و مشبک، همه نشان از توانمندی هنری مردم سرزمین پرافتخار ایران اسلامی و علاقه‌مندی این مردم به خاندان صفویه دارد.

وی اظهار کرد: مجموعه شیخ صفی، جدا از ویژگی‌های هنری که صرفاً در این گفتار خلاصه نمی‌شود، می‌تواند به عنوان مدفن بزرگان تاریخی این سرزمین نیز مورد توجه قرار گیرد. در این مجموعه، کسانی روی در نقاب خاک کشیدند که نه تنها تاریخ ایران را ساختند، بلکه برای تاریخ تشیع در جهان نیز نقش‌آفرین و سازنده بودند.این مجموعه امروزه به عنوان یک معماری، می‌تواند تطور و تحول معماری ایران از دوران تیموری تا دوره قاجار را به نمایش بگذارد؛ چراکه در این مجموعه، از دوره تیموری تا دوره قاجار، ساخت‌وساز صورت گرفته است. از همین رو، این مجموعه به عنوان یک معماری و یک کتاب مصور معماری، می‌تواند تاریخ معماری ایران را به علاقه‌مندان نشان دهد.

طریقت عرفانی شیخ صفی الدین به جنبش سیاسی- اجتماعی تبدیل شد

امیر رجبی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل، در ادامه با مروری بر زندگی، سلوک عرفانی و سیر تاریخی طریقت صفویه، گفت: طریقت عرفانی شیخ صفی‌الدین اردبیلی در طول چند نسل، از یک مکتب عرفانی به جنبشی سیاسی، اجتماعی و نظامی و در نهایت به یک حکومت مستقل تبدیل شد.

وی افزود: یکی از ویژگی‌های مهم شخصیت شیخ صفی، تأثیر عمیق تربیت مادر در شکل‌گیری شخصیت اوست؛ چنان‌که خود او بعدها می‌گوید: «اگر زنان را شیخی روا بودی، والده مرا شیخی عالمی سزا بودی». این سخن نشان می‌دهد مادر شیخ صفی زنی فاضله و اثرگذار بوده و نقش ویژه‌ای در تربیت او داشته است. از این جهت، می‌توان گفت بخش مهمی از جایگاه عرفانی و مسیر آینده او، از همان تربیت مادری ریشه گرفته است.

صفی الدین اردبیلی//

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل ادامه داد: براساس اطلاعاتی که از شیخ صفی در اختیار داریم و منبع اصلی آن نیز کتاب «صفوةالصفا» اثر ابن‌ بزاز اردبیلی است ـ کتابی که ۲۳ سال پس از وفات شیخ صفی نوشته شده است. این کتاب در زمره کتاب‌های مناقب قرار می‌گیرد و هرچند آکنده از کرامات و مضامین رایج این‌گونه آثار است، اما از لابه‌لای آن می‌توان اطلاعات نفیسی درباره زندگی و تعالیم شیخ صفی استخراج کرد.

وی تصریح کرد: شدت این پرسشگری‌ها و دغدغه‌های ذهنی در شیخ صفی به اندازه‌ای بود که حتی به بیماری انجامید؛ به‌ گونه‌ای که مادرش طبیبان را بر بالین او حاضر کرد، اما آنان گفتند او را «بیماری دل» است و از دست ما کاری ساخته نیست. در واقع، این بیماری همان آشفتگی ذهنی ناشی از پرسش‌های فلسفی و عرفانی بود که ذهن نوجوانی او را درگیر کرده بود. پس از این مرحله، مادر او در پی یافتن عالمان و فضلای مختلف برآمد. شیخ صفی نیز به محضر عالمان و عارفان بسیاری در منطقه اردبیل رسید، اما از آنان بهره مطلوبی نبرد. در جوانی تصمیم به مهاجرت گرفت تا از محضر عرفا و دانشمندان دیگر بهره‌مند شود. از این‌رو، سفری سه‌ساله را به قصد شیراز آغاز کرد؛ چرا که شیراز در قرن هفتم و هشتم هجری یکی از مهم‌ترین مراکز پرورش عرفا و مشایخ صاحب طریقت بود.

وی گفت: شیخ صفی در طول این مسیر، شهرهای مختلف را پشت سر گذاشت و سه سال در شیراز و دیگر شهرهای استان فارس، در خدمت عرفای بسیاری بود؛ حتی محضر شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی را نیز درک کرد، اما در نهایت باز هم پیر و مرشدی که دل او را آرام کند نیافت. در همین مسیر، نشانی فردی به او داده شد که در نزدیکی اردبیل اقامت داشت؛ یعنی شیخ زاهد گیلانی. به او گفتند اگر کسی بتواند این ذهن و جان ناآرام را آرام کند، او شیخ زاهد گیلانی است.

رجبی با اشاره به دیدار شیخ صفی و شیخ زاهد گیلانی اظهار کرد: شیخ صفی به اردبیل بازگشت و پس از مدتی به محضر شیخ زاهد رسید. شیخ زاهد در منطقه تالش گیلان، در محدوده‌ای که در آن روزگار به «گیلان اسپهبدی» معروف بود و امروز از تالش ایران تا لنکران جمهوری آذربایجان امتداد دارد، اقامت داشت. مزار او نیز اکنون در روستای شیخ‌کران در نزدیکی لنکران جمهوری آذربایجان قرار دارد. در نخستین برخورد، شیخ صفی این پیر بزرگ را پذیرفت و دل در گرو او نهاد و در نتیجه، به شاگردی شیخ زاهد درآمد.

وی ادامه داد: شیخ صفی پس از آن، به مدت ۱۶ سال تحت نظر شیخ زاهد به سیر و سلوک عرفانی پرداخت و همه بایسته‌های معرفتی و معنوی را از او فرا گرفت. حدود سال ۷۰۰ هجری، پس از درگذشت شیخ زاهد، شیخ صفی‌الدین جانشین او شد، اما ادامه طریقت را در اردبیل پی گرفت و از همان زمان، دوران ارشاد او در اردبیل آغاز شد؛ دورانی که تا سال ۷۳۵ هجری و زمان وفاتش ادامه یافت. این دوران، مقطعی پرآشوب در تاریخ ایران بود. در آن زمان، حکومت ایلخانی بر ایران حاکم بود و پادشاهانی همچون غازان‌خان، سلطان محمد خدابنده اولجایتو و سلطان ابوسعید بهادرخان حکومت می‌کردند. درگیری‌های سیاسی و اجتماعی در منطقه، از جمله منازعات امرا و خاندان‌های مختلف، فضای آشفته‌ای را پدید آورده بود. در چنین شرایطی، شیخ صفی‌الدین در اردبیل مکتب عرفانی خود را بنیان گذاشت و به تعلیم مبانی عرفانی و آموزش سیر و سلوک پرداخت.

وی افزود: به‌ تدریج، شهرت و آوازه شیخ صفی از مرزهای اردبیل فراتر رفت و در سراسر منطقه و حتی بیرون از مرزهای ایران پیچید. تسلط روحی، قدرت تعلیمی و تربیتی او و رضایتی که طالبان و شاگردان از محضرش به دست می‌آوردند، سبب شد از اقصی نقاط ایران و جهان اسلام، کسانی که در جست‌وجوی حقایق معنوی و معرفتی بودند، به سوی اردبیل حرکت کنند. در کتاب ابن‌بزاز، وقتی به اسامی مریدان شیخ صفی و پسوند شهرهای آنان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که از شهرهای متعدد و مناطق گوناگون برای او شاگرد و طالب وجود داشته است؛ از شهرهای مختلف ترکیه، از قفقاز جنوبی و شمالی، حتی از پاکستان و هند، و نیز از نقاط مختلف ایران، از کردستان و گیلان تا مناطق مرکزی کشور.

صفی الدین اردبیلی//

وی افزود: شمار مریدان به حدی افزایش یافت که در زاویه و تکیه شیخ صفی، مجموعه‌ای عظیم از موقوفات برای طبخ غذا و پخت نان شکل گرفت و هر روز به تعداد زیادی از مریدانی که در اردبیل و در زاویه حضور داشتند، غذا داده می‌شد. بخشی از این مریدان به‌ صورت ثابت و مستقر در زاویه می‌زیستند و بخش دیگری در طول سال برای زیارت و بهره‌گیری از محضر شیخ به اردبیل می‌آمدند و پس از چند روز، به شهر و دیار خود بازمی‌گشتند. حتی شمار مریدان مقیم به حدی بود که پس از درگذشت آنان، در قبرستانی جداگانه که امروز نیز در اردبیل با نام قبرستان غریبان شناخته می‌شود، دفن می‌شدند.

رجبی در ادامه با اشاره به رابطه شیخ صفی با حاکمان ایلخانی و مغول گفت: با گسترش آوازه و نفوذ معنوی شیخ صفی، طبیعی بود که توجه امرا و خوانین ایلخانی و مغول نیز به او جلب شود، زیرا آنان قدرت تأثیر او را می‌دیدند. یکی از انتقادهایی که به‌ناحق به شیخ صفی وارد می‌شود، این است که گفته می‌شود او با دربار مغول در ارتباط بوده و با آنان حشر و نشر داشته است، حال آنکه این ارتباط نه به دلیل منفعت شخصی، بلکه برای دفاع از حقوق مردم مظلوم و بی‌پناه منطقه بوده است. شیخ صفی از نفوذ معنوی خود استفاده می‌کرد تا از خوانین و پادشاهان مغول برای مردم امتیاز بگیرد و ظلم و جور آنان را کاهش دهد. او در واقع، به محلی برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی مردم اردبیل تبدیل شده بود. از این منظر، واسطه بودن شیخ صفی باعث می‌شد بخش قابل توجهی از ظلم و ستم امرای محلی و فرمانروایان مغول نسبت به کشاورزان، رعایا و مردم مستضعف، کاهش یابد.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل افزود: شیخ صفی از این ارتباط‌ها هیچ منفعت شخصی نبرد؛ چنان‌که حتی هدایایی را که از سوی امرای مغول به تکیه او داده می‌شد، میان مریدان، نیازمندان و فقرا تقسیم می‌کرد. افزون بر این، او اموال پدری و موروثی خود و زمین‌های زراعی خانواده‌اش را نیز وقف زاویه کرده بود تا صرف فقرا، مستمندان و طالبان علم و معنویت شود. بنابراین، نسبت دادن قدرت‌طلبی یا ثروت‌اندوزی به شیخ صفی، انتقادی نابجا و نادرست است. سرانجام شیخ صفی‌الدین در سال ۷۳۵ هجری قمری، در دوازدهم محرم و در سن ۸۵ سالگی، پس از یک دوره بیماری طولانی، دار فانی را وداع گفت. آنچه در این میان جالب توجه است، لطافت روحی و توجه او به مخلوقات حتی در واپسین روزهای عمرش است. در همان ایام بیماری، با وجود درد بسیار، روزی سفارش می‌کند افزون بر غذای روزانه‌ای که برای مردم و مریدان پخته می‌شد، چندین دیگ بزرگ غذا نیز برای سگ‌ها و گربه‌های بی‌صاحب در کوچه‌های شهر ببرند. حتی در آن شرایط دشوار جسمانی نیز به حیوانات توجه داشت.

رجبی گفت: از دیگر نکات برجسته در واپسین روزهای حیات شیخ صفی، دعایی است که ابن‌بزاز در صفوةالصفا نقل می‌کند؛ اینکه از خدا می‌خواست زمان مرگش در فصلی قرار گیرد که رفت‌وآمد مردم دشوار نشود و آنان در زمستان سخت اردبیل برای مراسم و حضور دچار رنج و مشقت نشوند. این نشانه بزرگواری، شرافت و لطافت روحی چنین انسانی است.

وی با اشاره به تداوم طریقت صفویه پس از وفات شیخ صفی اظهار کرد: با وجود آنکه در دوران ارشاد شیخ، عارفان بسیاری تربیت شده بودند و هر یک پس از رسیدن به مرتبه‌ای از کمال، به سرزمین خود بازمی‌گشتند و تعالیم دینی و معنوی را گسترش می‌دادند، پس از درگذشت او، فرزندش صدرالدین موسی جانشین وی شد. در طول حدود ۱۰ سال، آرامگاه و بقعه‌ای که امروز از شیخ صفی بر جای مانده، ساخته شد و صدرالدین موسی به طریقت پدرش سامان و گسترش بخشید.

رجبی ادامه داد: پس از او، خواجه علی سیاه‌پوش، نوه شیخ صفی، جانشین صدرالدین موسی شد و برای اعتلای طریقت صفوی تلاش کرد. در این دوره، این طریقت به‌ تدریج از یک مکتب صرفاً عرفانی، به نهضتی مذهبی و سپس جنبشی سیاسی و نظامی نیز تبدیل شد. خواجه علی با تیمور گورکانی دیدار کرد و از او خواست اسیران ترک آناتولی را به احترام او آزاد کند. تیمور نیز این درخواست را پذیرفت و در نتیجه، چندین هزار اسیر در اردبیل آزاد شدند. این افراد به مریدان درگاه صفوی تبدیل شدند و بعدها در آناتولی، مروجان طریقت صفویه شدند و همان‌ها بعدها بدنه قزلباشان و نیروهای صفوی را شکل دادند. به گفته وی، علویان امروز ترکیه نیز در ادامه همان جریان قرار می‌گیرند.

وی افزود: پس از خواجه علی، شیخ ابراهیم مشهور به شیخ شاه جانشین او شد و برای مدتی کوتاه مسئولیت طریقت را برعهده داشت. سپس در سال ۸۵۱ هجری، شیخ جنید به رهبری طریقت صفوی رسید و در این دوره، طریقت صفوی به‌طور کامل به یک جنبش سیاسی و نظامی تبدیل شد. در این زمان، درگیری‌ها و جنگ‌های طولانی با شروانشاهان و گرجستان شکل گرفت و این جریان ماهیتی آشکارا نظامی یافت. پس از شیخ جنید، شیخ حیدر، فرزند او، در رأس طریقت قرار گرفت. دوره او نیز سراسر جنگ، درگیری و نبرد بود و سرانجام در سال ۸۹۳ هجری، در نبرد با سلطان یعقوب کشته شد. پس از او، فرزندش شاه اسماعیل صفوی که از کودکی تحت تعلیم قزلباشان رشد کرده بود و مدتی را نیز در لاهیجان آموزش دیده بود، وارد عرصه شد و سرانجام توانست رقبای خود را شکست دهد و در تابستان سال ۹۰۷ هجری در تبریز تاج‌گذاری کند و حکومت صفوی را بنیان نهد. به این ترتیب، طریقت عرفانی شیخ صفی‌الدین اردبیلی در طی چند دوره، از یک مکتب عرفانی به جنبشی سیاسی، اجتماعی و نظامی و در نهایت به یک حکومت مستقل تبدیل شد. البته به دلیل ضیق وقت، فرصت پرداختن به ابعاد دیگر این سیر تاریخی وجود ندارد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha