کد خبر: 4366798
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸

خیابان «کوه اُحد» است که نباید خالی بماند

مدیر مدرسه یاس با اشاره به حضور مستمر خود در تجمعات شبانه میدان شهید خامنه‌ای کاشان گفت: هر شب اینجا می‌آیم و احساس می‌کنم این میدان همان کوه اُحد است؛ جایی که نباید خالی بماند. اگر حضور ما بتواند قوت قلبی برای رزمندگان باشد، باید ایستاد و کار فرهنگی را ادامه داد.

مدرسه‌ی خیابانی یاس در تجمعات شبانه‌ی مردم کاشان۱۵٠ شب از برگزاری تجمعات مردمی می‌گذرد، اما یک تصویر همچنان هر شب در میدان شهید خامنه‌ای کاشان تکرار می‌شود؛ بنری با عنوان «مدرسه خیابانی یاس»، چند میز تاشو، چندین جلد کتاب و مدیری که پیش از همه به میدان می‌آید. کودکان دورش جمع می‌شوند، در برپا کردن میزها کمکش می‌کنند و کتاب‌ها یکی‌یکی روی میزها جان می‌گیرند. این حضور بی‌وقفه و عاشقانه، کنجکاوی هر رهگذری را برمی‌انگیزد؛ حضوری که پشت آن، طاهره شکرریز، مدیر مدرسه یاس ایستاده است. در ادامه، گفت‌وگوی خبرنگار ایکنا از اصفهان با مدیری را می‌خوانیم که هر شب، بی‌ادعا، میدان را به کلاس درس و کتاب تبدیل می‌کند.

ایکنا ـ ایده حضور شما در میدان و راه‌اندازی این برنامه فرهنگی از کجا شکل گرفت؟

در آغاز تصمیم به اجرای برنامه‌ای ثابت را نداشتم، فقط برای اینکه در این فضای مردمی حضور داشته باشم، به میدان‌های گوناگون شهر می‌رفتم و همراه بچه‌ها پرچم ایران را نقاشی می‌کردیم. هدفم این بود که در این روزها کنار مردم باشم و بچه‌ها هم از این فرصت استفاده کنند.

بعد از مدتی احساس کردم، اگر در مکانی ثابت مستقر شوم، اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. از طرف دیگر، در مدرسه نیز برای تقویت هویت ملی دانش‌آموزان به دنبال برنامه‌های مناسب بودیم. با خودم گفتم، این روزها بهترین فرصت است تا کودکان و نوجوانان از طریق پرچم، کتاب و فعالیت‌های فرهنگی، بیشتر با کشور و هویت خودشان آشنا شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتم فعالیت‌ها را به‌صورت مستمر در یک نقطه ادامه دهم.

ایکنا ـ چه شد که برنامه کتاب‌خوانی را هم به این فعالیت‌ها اضافه کردید؟

یکی از توصیه‌های رهبر معظم انقلاب که همیشه برایم اهمیت داشته، موضوع کتاب‌خوانی است. بر همین اساس تصمیم گرفتم علاوه بر نقاشی، برنامه‌های کوتاه فرهنگی و کتاب‌خوانی هم داشته باشیم. برای بچه‌های کوچک‌تر نقاشی در نظر گرفتیم و برای نوجوانان و خانواده‌ها کتاب آوردیم تا مطالعه کنند.

خوشبختانه امروز مردم به‌صورت خانوادگی می‌آیند؛ از کودک و نوجوان گرفته تا بزرگسال و حتی بچه‌های پیش‌دبستانی. بسیاری از خانواده‌ها چهار جلد کتاب امانت می‌گیرند، مطالعه می‌کنند و دوباره برمی‌گردانند. راستش ابتدا تصور نمی‌کردم این کار تا این اندازه مورد استقبال قرار بگیرد، اما به مرور و با استمرار کار، استقبال مردم بیشتر شد.

ایکنا ـ به نظر شما چه عاملی سبب شد استقبال مردم بیشتر شود؟

فکر می‌کنم استمرار، مهم‌ترین عامل بود. مردم هر شب کتاب‌ها را می‌دیدند و من هم معمولاً خودم اینجا می‌نشینم و کتاب می‌خوانم. همین رفتار غیرمستقیم، دیگران را هم به مطالعه تشویق می‌کند. وقتی مردم می‌بینند کسی خودش اهل کتاب است، بیشتر ترغیب می‌شوند که کتاب بردارند و بخوانند.

ایکنا ـ درباره برنامه‌های فرهنگی ویژه کودکان هم توضیح دهید.

برای مناسبت‌های گوناگون، داستان‌های بسیار کوتاهی تهیه می‌کنیم. برای مثال، درباره واقعه کربلا، غدیر یا مباهله در حد دو سه خط مطلب می‌نویسیم و در معرض دید بچه‌ها قرار می‌دهیم. بعد از آن، از کودکان می‌خواهیم متن را بخوانند و هر تصویری که از آن در ذهنشان شکل گرفته، نقاشی کنند. این کار علاوه بر آشناکردن آنان با مفاهیم دینی، به تقویت خلاقیتشان هم منجر می‌شود. همچنین، نقاشی‌های بچه‌ها را در این مدت نگه داشتم و برنامه‌ای خاص و جالب برای آن‌ها دارم، تا هم به‌گونه‌ای از کارشان تقدیر شود و هم انگیزه بیشتری برای ادامه این فعالیت‌ها پیدا کنند.

ایکنا ـ چرا نام «مدرسه خیابانی یاس» را برای این مجموعه انتخاب کردید؟

در ابتدا اصلاً اینجا با این نام شناخته نمی‌شد. بعد از تعطیلات عید، همزمان با برگزاری کلاس‌های آنلاین، معلمان مدرسه از ساعت هشت تا ۱۱ شب برای دانش‌آموزان پایه اول تا نهم، کلاس رفع اشکال برگزار می‌کردند. از همان زمان بنر «مدرسه خیابانی یاس» نصب شد و این نام بر مجموعه ماند.

ایکنا ـ از چه زمانی به‌صورت ثابت در این میدان مستقر شدید؟

از سوم فروردین به بعد تقریباً به‌صورت ثابت اینجا هستم. پیش از آن در میدان‌های گوناگون حضور داشتم، اما از همان روزهای نخست فروردین تصمیم گرفتم فعالیت‌ها را به شکل مستمر در همین محل ادامه بدهم.

ایکنا ـ در این مدت خاطره‌ای هم برایتان ماندگار شده است؟

خاطرات شیرین زیاد است، اما چیزی که برای خودم بسیار ارزشمند است، روحیه همدلی بچه‌هاست. به محض اینکه با ماشین وارد میدان می‌شوم، بچه‌ها از هر سو می‌آیند تا کمک کنند. هر شب تمام وسایل، کتاب‌ها و میزها را با خودم می‌آورم و دوباره جمع می‌کنم. بچه‌ها بدون اینکه چیزی بگویم، خودشان برای چیدن وسایل، باز کردن میزها و آماده‌کردن فضا کمک می‌کنند.

این همدلی برای من بسیار ارزشمند است، چون در مدرسه باید ساعت‌ها برنامه‌ریزی و طراحی آموزشی انجام دهیم تا چنین روحیه‌ای در دانش‌آموزان شکل بگیرد؛ اما اینجا به‌صورت طبیعی و از دل همین فعالیت‌های مردمی ایجاد شده است. این صحنه‌ها برای من بسیار زیبا و امیدبخش است.

ایکنا ـ چه چیزی باعث شده با وجود سختی‌ها، هر شب این فعالیت را ادامه دهید؟

واقعاً احساس می‌کنم عمل به فرمایش رهبر معظم انقلاب است. تصورم این است که حضور مردم در این میدان، قوت قلبی برای رزمندگان محسوب می‌شود. همیشه در ذهنم این میدان را به کوه اُحد تشبیه می‌کنم؛ همان جایی که نباید خالی بماند. این نگاه سبب شده با وجود همه سختی‌ها، هر شب در اینجا حضور پیدا کنم.

ایکنا ـ به نظر می‌رسد فعالیت‌های «مدرسه خیابانی یاس» فقط به کتاب و نقاشی محدود نبوده است. چه برنامه‌های دیگری در این مدت اجرا کردید؟

بله، تلاش کردیم هر کسی به اینجا می‌آید، متناسب با نیازش بتواند از خدمتی فرهنگی یا آموزشی بهره‌مند شود. به همین دلیل، میز خدمت رایگان را هم راه‌اندازی و در کنار برنامه‌های کتاب‌خوانی، مشاوره سلامت مزاجی ویژه دختران و بانوان، مشاوره دوران بلوغ دختران و همچنین نشست‌های گفت‌وگو، دورهمی و آگاهی‌بخشی را برای نوجوانان و جوانان برگزار کردیم. استقبال خانواده‌ها از این برنامه‌ها بسیار خوب بود و همین موضوع انگیزه ما را برای ادامه مسیر بیشتر کرد.

ایکنا ـ یکی از برنامه‌هایی که مورد توجه حاضران قرار گرفت، ختم قرآن برای امام شهید بود. درباره آن هم توضیح دهید.

یکی از برنامه‌های معنوی و زیبایی که در این مدت اجرا کردیم، ختم قرآن به نیت امام شهید، معلم‌های میناب و شهدای جنگ ۱۲ روزه بود. هر شب سفره‌ای پهن می‌کردیم و صفحات قرآن کریم در دو بخش قرائت‌شده و قرائت‌نشده را به تفکیک در جای خود قرار می‌دادیم. هر کسی که تمایل داشت، می‌آمد، می‌نشست و یک یا چند صفحه از قرآن را تلاوت می‌کرد تا همه در این ختم قرآن سهیم شوند. فضایی بسیار صمیمی و معنوی ایجاد می‌شد و افراد، فارغ از سن و سال با میل خود در این برنامه مشارکت می‌کردند. به نظرم این یکی از ماندگارترین و دلنشین‌ترین بخش‌های فعالیت مدرسه خیابانی یاس بود.

ایکنا ـ در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده است، بفرمایید.

بیشتر از همه، برای نوجوان‌ها و جوان‌ها نگران هستم و همیشه دوست دارم کارهای بیشتری برای آن‌ها انجام دهم؛ کارهایی که شاید همه‌اش قابل بیان نباشد، اما دغدغه اصلی من همین نسل است. هر کاری هم که انجام دهیم، هرگز قابل مقایسه با مسیری نیست که شهدا رفتند؛ اما سعی می‌کنم در حد توان خودم کاری انجام دهم تا احساس کنم سهم کوچکی در ادامه راه آن‌ها دارم.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha