در دنیای امروز که تضاد میان حقوق قانونی و تکامل انسانی به شدت احساس میشود، بازگشت به سیره امام رضا(ع) راهگشای پیوند میان «عدالت» و «اخلاق» است. اخلاق در سیره امام رضا(ع) تنها یک توصیه فردی نیست، بلکه یک نظام جامع است که از تکامل روح انسان آغاز شده و به اخلاق حکمرانی ختم میشود. حجتالاسلام مهریزی در این گفتوگو، از طریق کالبدشکافی آموزههای رضوی، تبیین میکند که چگونه اخلاق نه تنها مکمل عدالت، بلکه شرط لازم برای تحقق واقعی آن در جامعه است.
به گزارش ایکنا در این گفتوگو، با بررسی روایاتی از حضرت، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که چرا مکارم اخلاق، هدف غایی بعثت انبیاء است و چگونه میتوان از «کف عدالت» به «سقف اخلاق» دست یافت. مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ سیره اخلاقی امام رضا(ع) به تبعیت از نبی اعظم و سایر ائمه(ع) سیرهای درخشان و ماندگار است؛ این سیره چه ثمرات اخلاقی برای جامعه امروز ما دارد؟
بخش مهمی از معارفی که امام رضا(ع) برای ما به جای گذاشتهاند، در حوزه اخلاق است. عرصه اخلاق از موضوعاتی است که در سنت و سیره نبوی و ائمه(ع) بسیار پررنگ بوده و به همین ترتیب، در سیره امام رضا(ع) نیز این موضوع کاملاً مشهود و مورد تأکید است.
در سنت، سیره و سخنان حضرت رضا(ع)، سه محور اصلی در زمینه اخلاق وجود دارد:
نخست، تأکید کلی بر اخلاق که در آموزهها و سخنان ایشان جاری است؛ دوم، ارائه نمونههای اخلاقی که همگان باید به آنها پایبند باشند؛ و سوم، اخلاق حکمرانی که متولیان امور جامعه ملزم به رعایت آن هستند.
در محور نخست، امام رضا(ع) تأکیدی فراوان بر مسائل اخلاقی بهصورت کلی دارند؛ چنانکه فرمودهاند: «علیکم بحسن الخلق، فإن حسن الخلق في الجنة لا محالة، وإياكم وسوء الخلق، فإن سوء الخلق في النار» (به سوی اخلاق نیکو بشتابید که جایگاه اخلاق نیکو بیشک بهشت است و از بداخلاقی بپرهیزید که جایگاه آن آتش است). همچنین فرمودهاند: «إِنَّ اَلْعَبْدَ لَيَنَالُ بِحُسْنِ خُلُقِهِ دَرَجَةَ اَلصَّائِمِ وَ اَلْقَائِمِ» (بنده با اخلاق نیکوی خود، به درجه شبزندهداران و روزهداران میرسد).
چنین تعابیر بسیاری وجود دارد، اما یکی از روایتهای مهمی که حضرت امام رضا(ع) نقل فرمودهاند، روایت مشهوری از پیامبر اکرم(ص) است که فرمودند: «علیکم بمکارم الاخلاق؛ فان الله عز و جل بعثنی بها» (بر شما باد که به سوی مکارم اخلاق بشتابید؛ چرا که خداوند عزوجل مرا برای مکارم اخلاق مبعوث کرد).
ایکنا ـ مصادیق مکارم اخلاق از منظر معصومان بزرگوار چیست؟
در ادامه همین روایت، چند نمونه و مصداق از مکارم اخلاق بیان شده است: «و إنَّ مِن مَكارِمِ الأخْلاقِ أنْ يَعْفُوَ الرّجُلُ عَمَّنْ ظَلمَهُ، و يُعْطيَ مَن حَرمَهُ، و يَصِلَ مَن قَطعَهُ، و أنْ يَعودَ مَن لا يَعودُهُ».
پیامبر اکرم(ص) در این حدیث میفرمایند: «بر شما باد تحصیل مکارم اخلاق؛ زیرا خداوند عزّ و جلّ مرا برای آنها برانگیخت. و از مکارم اخلاق است که انسان از کسی که به او ستم کرده است درگذرد، به کسی که چیزی را از او دریغ داشته عطا کند، با کسی که از او بریده است پیوند برقرار سازد و از کسی که به عیادتش نرفته، عیادت کند».
امام رضا(ع) با نقل این روایت از پیامبر(ص)، مصادیقی چون عفو و گذشت، بخشندگی، صلهرحم و عیادت را ذکر فرمودند. این موارد، بهصورت کلی جایگاه والای اخلاق را نشان میدهد؛ چرا که پیامبر(ص) بیان فرمودند فلسفه بعثت ایشان، تکامل و به کمال رساندن مکارم اخلاقی است.
ایکنا ـ مکارم اخلاق چه نسبتی با عدالت دارد و دیدگاه قرآن در این باره چیست؟
قرآن کریم در سوره مبارکه حدید، در بیان فلسفه بعثت انبیاء میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و همراه با آنان، کتاب و ترازو [معیار تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزند).
بر این اساس، هدف از فرستادن تمامی انبیاء با کتابهایشان، برقراری عدالت و قیام به قسط است. در عین حال، پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «من مبعوث شدم تا اخلاق را کامل کنم». در نگاه نخست، شاید این دو هدف در تعارض با یکدیگر به نظر برسند؛ چرا که قرآن هدف از بعثت را «برقراری عدالت» و پیامبر(ص) هدف خود را «تکمیل اخلاق» بیان فرمودهاند.
به نظر بنده در تبیین نسبت میان این دو امر، دو احتمال وجود دارد:
نخست اینکه «عدالت»، کف دینداری و «اخلاق»، سقف آن است؛ بدین معنا که هر کس بخواهد در گام نخست دینداری پیش رود، باید به عدالت پایبند باشد تا مرزهای حقوقی را رعایت کند و اگر بخوااند در مسیر دینداری تعالی یابد، باید به سطح اخلاق برسد که مرتبهای بالاتر است.
برداشت دیگر بنده در مورد نسبت میان این دو، آن است که عدالت بدون اخلاق محقق نخواهد شد؛ چرا که معمولاً کسانی که از خودسازی و انضباط اخلاقی بهره نبردهاند، در مسیر اجرای عدالت و تحقق آن دچار لغزش شده و کم میآورند.
ایکنا ـ دیدگاه امام(ع) در مورد اخلاق عمومی چیست؟
عبدالعظیم حسنی(ع) از امام رضا(ع) نقل کرده است که ایشان فرمودند: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو راههای نفوذ شیطان را در وجود خود و در جامعه ببندند»؛ یعنی همان نقاط نفوذی را که باعث ایجاد وسوسه در جامعه میشود. در ادامه، حضرت چند نکته کلیدی را به عبدالعظیم(ع) فرمودند تا به شیعیان برسانند:
«أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضا.»
(سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو: شیطان را بر خود راهی قرار ندهند. به آنان امر کن که در سخن صادق باشند، امانت را ادا کنند، در کارهای بیاهمیت سکوت ورزیده و از جدال بپرهیزند و به یکدیگر روی آورند و به دیدار هم بروند که این کار نزد من محبوب است. و نباید خود را مشغول متلاشی کردن و تفرقهافکنی میان یکدیگر کنند).
نخستین سفارش، «صداقت» به معنای شفافیت است؛ یعنی انسان چنان باشد که حرف و عملش یکی و باور و سخنش یکسان باشد، وگرنه دچار «نفاق» خواهد شد. نفاق یعنی ناسازگاری سخن با عقیده؛ در حالی که دروغ، ناسازگاری قول با واقعیت است و تضاد میان قول و فعل نیز نوعی ریاکاری است. بنابراین، نفاق، کذب و ریا، همگی در مقابل صداقت و یکرنگی قرار دارند و نمادی از عدم شفافیتاند. حضرت فرمودند: «ومُرْهم بالصدق»؛ یعنی به شیعیان بگو در زندگی صادق باشند.
سپس حضرت میفرمایند: «به آنان بگو امانتدار باشند». قرآن کریم برای نشان دادن مقام و برتری انسان میفرماید که امانت را به کوهها پیشنهاد دادیم اما آنها نتوانستند آن را تحمل کنند، ولی انسان این بار سنگین را بر دوش کشید. اگرچه معنای والای این امانت، همان «ولایت الهی» است، اما معنای دیگر آن، امانتداری در زندگی روزمره است؛ اینکه اگر مالی را نزد ما گذاشتهاند، آن را حفظ کنیم تا به صاحبش بازگردانیم؛ اگر فرزندان مردم امانتی در دست ما هستند، رشد آنان را فراهم کنیم و اگر کسی آبروی خود را نزد ما امانت گذاشت و درددل کرد، هرگز آبروی او را نبریم.
حتی اگر حکومتی به ما سپرده شود، طبق فرمایش حضرت امیر(ع) در نهجالبلاغه، این یک «امانت» است نه «طعمه». حاکمان و متولیان باید روزی که امانت را میگیرند، حساب کنند تا روزی که تحویل میدهند، ببینند چه تحویل گرفتهاند و چه تحویل دادهاند. پدران و مادران باید بدانند فرزندانشان امانتی الهی هستند، معلمان باید بدانند دانشآموزان امانت مردم در دست آناناند و بانکها باید بدانند پول مردم امانتی است که باید پاسداری شود.
نکته مهم دیگر در این سفارش، «ومُرْهم بالسکوت» است؛ یعنی انسان مجبور نیست همواره سخن بگوید. چه بسیار سخنانی که باعث ایجاد بحران و فتنه میشوند. امام علی(ع) میفرمایند: «كَم مِن دَمٍ سَفَكَهُ فَمٌ» (چه بسیار خونهایی که توسط یک دهان ریخته شد) یا «رُبَّ فِتْنَةٍ اءَثارَها قَوْلٌ» (بسیاری از فتنهها بر اثر یک سخن برانگیخته شدهاند). ما امروز در جامعه میبینیم که چگونه یک کلیپ یا یک گفته ساده میتواند جامعه را متلاطم کند؛ از این روست که امام رضا(ع) سفارش به سکوت کردند.
حضرت فاطمه(ع) از پدر بزرگوارشان نقل کردند که ایشان فرمودند: «هر کس خدا و قیامت را قبول داشته باشد، یا سخنی نیکو بگوید و یا سکوت کند». اگر شک داریم که سخنی خیر است یا خیر، بهتر است سکوت کنیم؛ چرا که بسیاری از تنشها، تلاطمها و دردسرهای جامعه ما، نتیجه همین سخنان بیجا و نابجاست. امام(ع) فرمودند: «ومُرْهم بالسکوت».
ایکنا ـ جایگاه ترک جدال در منظومه اخلاق رضوی چیست؟
سفارش دیگر امام رضا(ع)، «ترک الجدال فیما لا یَعْنیهم» است؛ یعنی در حوزههایی که حرف مفیدی برای گفتن نداریم و سخنی گرهی از مشکلات باز نمیکند، از مراء و جدال بپرهیزیم. من همواره در گفتگو با دوستان تأکید دارم که مباحثات ما باید خروجی مفیدی داشته باشد و یا گرهی ذهنی را باز کند یا مشکلی را رفع نماید؛ در غیر این صورت، تکرار سخنان سودی نخواهد داشت و حتی سکوت یا گفتن طنزی، بهتر از پرداختن به سخنان بیثمر است.
علاوه بر تأکید بر سکوت، دستور دیگر امام رضا(ع) این است که مؤمنان به دیدار یکدیگر بروند و همدم و همراه باشند: «وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ» (به یکدیگر روی آورند و به دیدار هم بروند، که این کار آنان سبب نزدیکی به من میگردد).
همچنین حضرت میفرمایند: «وقت خود را به تکهتکه کردن و متلاشی کردن یکدیگر صرف نکنید»؛ یعنی کسی نخواهد که دیگری را از میدان به در کند. در ادامه این هشدار را میفرمایند: «فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین» (سوگند خوردم هر کس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خداوند بخواهم که او را در دنیا به سختترین عذاب دچار کند و در آخرت از زیانکاران باشد). گاهی انسان در این نکته تردید میکند که چگونه برخی مدعی ولایت امام رضا(ع) و ائمه هستند و به زیارت مراقد مطهر ایشان میروند، اما بدون هیچ ضابطهای، سخنان تفرقهآمیز بیان کرده و جامعه را متلاشی میکنند.
بنابراین، صداقت، امانتداری، سکوت، پرهیز از تخریب و دوری از تفرقه، از جمله توصیههای بنیادین امام رضا(ع) به مؤمنان است.
در تعبیری دیگر، امام رضا(ع) بر اهمیت سپاسگزاری تأکید فرمودند و بیان داشتند که اگر کسی را که به او نعمتی رسیده است سپاسگزاری نکند، در واقع خدا را سپاسگزاری نکرده است؛ حتی اگر کسی تنها یک لیوان آب به ما بدهد و ما شکر نکردیم، در حقیقت از خدا نیز سپاسگزار نخواهیم بود.
ایکنا ـ توصیههای امام در مورد حکمرانی و حکمرانان چیست؟
سفارشات پیشین، برای عموم مردم بود؛ اما نکاتی نیز وجود دارد که بهطور ویژه برای متولیان امور جامعه و حکمرانان بیان شده است.
امام رضا(ع) در دوران ولایتعهدی، روایتی از حضرت علی(ع) نقل فرمودند که در آن، در ایام خلافت ایشان، برخی پرسیدند: «چرا امروز که قدرت و خلافت در دست شماست، به سراغ فدک و میراث خود نمیروید تا آن را بازگردانید؟». حضرت علی(ع) در پاسخ فرمودند: «ما هنگامی که قدرت در دست داریم، تنها به فکر امور و نیازهای مردم هستیم و به مسائل شخصی خود نمیاندیشیم؛ در زمان داشتن قدرت، کارهای خود را به خدا میسپاریم تا تمام توجه ما بر بازگرداندن حقوق مردم و خدمت به آنان باشد».
این نکتهای بسیار حیاتی است؛ مسئول و زمامدار جامعه اسلامی نباید در جایگاه مدیریت، به فکر منافع شخصی، اطرافیان، فرزندان یا خویشان خود باشد. همچنین نباید از قدرت خود برای تلافی کینهها و عقدههای گذشته یا جبران ظلمهایی که به او شده است، استفاده کند.
نکته جالب و مهم دیگری که از امام رضا(ع) نقل شده، رابطه میان صداقت حاکمان و برکت جامعه است. حضرت فرمودند که اگر متولیان و حاکمان جامعه اهل دروغ باشند، خداوند برکت را از زندگی آنان و جامعه میگیرد: «إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ ،وإذا جارَ السُّلطانُ هانَتِ الدَّولةُ» (هرگاه حکمرانان دروغ بگویند، باران نمیبارد [برکت از بین میرود] و هرگاه سلطان ستم کند، دولت سست و بیاعتبار شود).
صداقت و درستی برای همگان نیکوست، اما برای والیان و مسئولان، ضرورتی دوچندان دارد و آنان باید در این مسیر تلاشی مضاعف کنند.
انتهای پیام