گسترش ارتباطات و شکلگیری فضای مجازی، عرصه مواجهه با اندیشهها و دیدگاههای گوناگون را گستردهتر از همیشه کرده است. در این میان، شبهات اعتقادی و برداشتهای نادرست از
آموزههای دینی با سرعت زیادی در میان مخاطبان، بهویژه
نسل جوان، منتشر میشوند و همین مسئله، ضرورت شناخت شیوههای صحیح گفتوگو، استدلال و پاسخگویی به شبهات را دوچندان میکند.
در چنین شرایطی، بازخوانی سیره علمی و گفتوگومحور اهلبیت(ع) میتواند راهگشای مواجههای عالمانه، منطقی و اخلاقمدار با پرسشها و چالشهای فکری روز باشد. امام رضا(ع) از برجستهترین الگوها در این زمینه هستند. مناظرات ایشان با پیروان ادیان و مکاتب مختلف، شیوه استدلال، توجه به مبانی مشترک، تسلط بر منابع فکری طرف مقابل و اخلاق گفتوگو، مجموعهای از اصول را پیش روی ما قرار میدهد که میتواند در مواجهه با شبهات عصر حاضر نیز مورد توجه قرار گیرد.
در همین راستا، خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگویی با
حجتالاسلام والمسلمین محمود امیریان، استاد حوزه علمیه، به بررسی سیره علمی و گفتوگومحور
امام رضا(ع) و الگوهای قابل استفاده از این سیره برای مواجهه با شبهات اعتقادی در فضای امروز پرداخته است که متن آن را میخوانیم:
ایکنا- امروزه با گسترش فضای مجازی، شبهات اعتقادی و قرائتهای نادرست از دین بیش از گذشته منتشر میشود. سیره علمی و گفتوگومحور امام رضا(ع) چه الگویی برای مواجهه با این چالشها در اختیار ما قرار میدهد؟
در عصری که ما در آن زندگی میکنیم، فضای مجازی به عرصه اصلی انتقال و تبادل اطلاعات تبدیل شده است و در این فضا، نسبت به عصرها و دورههای گذشته، شبهات بیشتری مطرح میشود و این شبهات به شکلها و شیوههای مختلف جولان پیدا میکنند. امام رضا(ع) نه صرفا یک خاطره تاریخی، بلکه یک راهنمای عملیاتی برای ما هستند. در دورانی که خود امام رضا(ع) در آن زندگی میکردند نیز با نوعی انفجار اطلاعات مواجه بودیم. این مسئله به واسطه ترجمه متون فلسفی، متون هندی، متون زرتشتی و آثار مربوط به مکاتب مختلف شکل گرفته بود و در نتیجه، بازار شبهات نیز بسیار داغ بود. بنابراین، میتوان در چند محور، الگویی از سبک زندگی علمی و گفتوگومحور امام رضا(ع) استخراج کرد و برای مواجهه با چالشهای اعتقادی امروز مورد توجه قرار داد.
اولین الگو و اصل کلیدی در سبک زندگی علمی و گفتوگومحور امام رضا(ع)، جسارت در میدان عمل است. امام رضا(ع) به جای انفعال، جسورانه وارد میدان میشدند. اینکه ایشان مناظره با بزرگان ادیان و مکاتب مختلف را پذیرفتند، از مسیحیت و یهودیت گرفته تا صابئین و مادیگراها، نشان میدهد که امام به دل رقیب میزدند و خود را به حاشیه امن جامعه شیعه محدود نمیکردند. وقتی از جسارت امام رضا(ع) در میدان دشمن سخن میگوییم، منظور بیباکی احساسی یا ریسک حسابنشده نیست، بلکه منظور جسارت به معنای شجاعت عالمانه و مسئولانه است. این همان ویژگیای است که در مواجهه با شبهات نیز میتواند برای ما الگو باشد.
در این زمینه چند مصداق وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد. نخستین مصداق، پذیرش مناظره با سران ادیان است. کمتر کسی حاضر میشود وارد چنین میدانی شود و با سران ادیان به مناظره بپردازد. این مناظرات نیز به این صورت نبود که امام رضا(ع) با یک فرد از یک جریان یا دین خاص وارد گفتوگو شوند، بلکه مجموعهای از مخالفان و بزرگان مکاتب مختلف گرد هم آمده بودند و در برابر امام قرار داشتند.
خلیفه عباسی نیز انگیزهای جز دشمنی با امام رضا(ع) نداشت، اما امام با همان جسارتی که آن را شجاعت عالمانه و مسئولانه معنا کردیم، این مناظرات را پذیرفتند و با بزرگان و متکلمان ادیان و مکاتب مختلف، از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و صابئیان، به گفتوگو و مناظره پرداختند. این جسارت امام رضا(ع) را میتوان از این جهت نیز مورد توجه قرار داد که ایشان با همان سلاحی وارد میدان میشدند که طرف مقابل به آن افتخار میکرد. برای مثال، مسیحیان به انجیل خود استناد میکردند و یهودیان به کتاب و متون دینی خود. امام رضا(ع) نیز با همان منابع با آنان مباحثه و مناظره میکردند. از همین رو، امام با قاطعیت میفرمودند که اگر در آنچه از انجیل نقل میکنم تردید یا انکار داری، من انجیل را از حفظ برایت میخوانم. این مسئله نشاندهنده جسارت علمی امام رضا(ع) در ورود به میدان مناظره است.
ایکنا- آیا در مواجهه امام رضا(ع) با پیروان ادیان و مکاتب دیگر نیز میتوان نمونههایی از این جسارت علمی را مشاهده کرد و الگوی جسارت رضوی را چگونه میتوان تبیین کرد و این الگو چه کاربردی برای مواجهه با چالشهای فکری امروز دارد؟
نمونه دیگر را میتوان در گفتوگوی امام رضا(ع) با زرتشتیان مشاهده کرد. در آن جلسه، افرادی مانند هرمز اکبر، پیشوای بزرگ زرتشتیان، حضور داشتند. امام رضا(ع) با یک سؤال ساده، نظام فکری طرف مقابل را به چالش میکشیدند. برای مثال، از او میپرسیدند: «آیا این نوری که شما میگویید و میپرستید، خداست یا غیر از خداست؟» اگر پاسخ میداد که خداست، در این صورت معنایش این بود که خدا را دیده و او را محدود کرده است و اگر میگفت آن نور غیر از خداست، امام میپرسیدند که پس چرا آن را میپرستی؟
این مسئله نشان میدهد که امام رضا(ع) در آن فضای اجتماعی و فرهنگی، با وجود اینکه زرتشتیان در ایران حضور داشتند و جمعیت قابل توجهی را تشکیل میدادند، جسورانه وارد میدان میشدند و با استفاده از استدلال، نظام فکری طرف مقابل را به چالش میکشیدند. نمونه سوم، نماز عید فطر است. در این ماجرا نیز امام رضا(ع) با جسارت در عمل وارد میدان شدند و نوعی حصر نرم را شکستند.
وقتی مأمون از امام رضا(ع) درخواست کرد که برای اقامه نماز عید فطر حاضر شوند، هدف او این بود که از مقام معنوی امام استفاده کند و به حکومت خود قداست ببخشد. امام رضا(ع) اصل حضور را پذیرفتند، اما با شرط خودشان وارد میدان شدند. ایشان در هنگام خروج، به سبک پیامبر اکرم(ص) با پای برهنه و در حالی که تکبیر میگفتند حرکت کردند. این رفتار، نمونهای از جسارت عملی امام رضا(ع) و شیوه ایشان در شکستن فضای حاکم بود.
حدیث سلسلهالذهب که در نیشابور بیان شد نیز نمونه دیگری از این جسارت است. امام رضا(ع) در فضایی وارد شهر شدند که فضای خفقان حاکم بود و مأموران نیز حضور داشتند. با این حال، وقتی مشاهده کردند مردم تشنه شنیدن سخنان ایشان هستند و منتظر فرمایش اماماند، از ترس عقبنشینی نکردند و با جسارت وارد میدان شدند. امام رضا(ع) در همان شرایط، حدیث معروف «کلمة لا إله إلا الله حصنی» را بیان کردند و فرمودند: «بشروطها و أنا من شروطها». این رفتار نیز نشاندهنده جسارت امام است؛ اینکه در یک فضای خفقان، فرصت را مغتنم شمردند و پیام توحید و ولایت را با صراحت بیان کردند.
بنابراین، در سیره امام رضا(ع)، جسارت به معنای بیمحابا وارد شدن به هر عرصهای نیست، بلکه به معنای برخورداری از شجاعت عالمانه و مسئولانه برای حضور در میدانهایی است که شبهه، پرسش و رقابت فکری در آن وجود دارد. امام رضا(ع) خود را در حاشیه امن محدود نکردند، بلکه با شناخت دقیق میدان و با تکیه بر استدلال و دانش، وارد گفتوگو با مخالفان شدند و از این طریق، الگوی مهمی برای مواجهه با چالشهای فکری و اعتقادی در اختیار ما قرار دادند.
اگر بخواهیم الگوی جسارت رضوی را جمعبندی کنیم، باید بگوییم جسارت امام رضا(ع) ترکیبی از چند عنصر اساسی بود. نخست، مسئولیت شناسی است. حضرت با ورود به بحثهای جهانی، نه برای جدل، بلکه برای ادای دین به حقیقت وارد میدان میشدند. عنصر دوم، فرصت شناسی بود. حضرت از تریبونهای دشمن، مانند تالارهای مناظره، بهخوبی استفاده میکردند تا صدای مکتب تشیع را به دورترین نقاط جهان برسانند.
عنصر سوم، نترسیدن از هزینهها بود. امام رضا(ع) میدانستند که اگر در مناظرهای شکست بخورند یا اگر از پذیرش مناظره امتناع کنند، ممکن است پیامدهایی همچون قتل، نابودی یا خدشهدار شدن آبروی ایشان در پی داشته باشد. از سوی دیگر، اگر در مناظره پیروز میشدند، حسادت و کینه مأمون شعلهورتر میشد. با وجود همه این احتمالات، امام رضا(ع) همه این هزینهها را به جان خریدند و به وظیفه خود عمل کردند.
امروز نیز اگر بخواهیم این الگو را در مواجهه با چالشهای فکری و اعتقادی به کار بگیریم، جسارت به این معناست که البته نمیخواهیم بگوییم باید وارد همه عرصههای خطرناک شد، اما افرادی که در این زمینه کار کردهاند و از سرمایه علمی برخوردارند، باید ولو در حدی که میتوانند، وارد صفحات و فضاهایی شوند که محل طرح شبهات است.
باید به صفحات و بسترهای فکری مخالفان، حتی صفحات ملحدان، ورود پیدا کنند و به پرسشهایی پاسخ دهند که برای نسل جوان به نوعی تبدیل به تابو شده است، همچنین نباید از برچسبهایی که ممکن است در این مسیر به افراد زده شود، هراس داشت؛ برچسبهایی مانند ضدعلم، بنیادگرایی، سنتگرایی و عناوین مشابه. به هر حال، باید وارد این عرصه شد و با تکیه بر دانش و استدلال، به پرسشهای موجود پاسخ داد. این همان الگویی است که میتوان از سیره امام رضا(ع) برای شرایط امروز استنباط کرد.
ایکنا- دومین محور در الگوی علمی و گفتوگومحور امام رضا(ع) چیست و برای ورود مؤثر به عرصه گفتوگو و پاسخ به شبهات، چه پیشنیازی باید مورد توجه قرار گیرد؟
دومین محور در الگوی امام رضا(ع)، این است که پیشنیاز هر گفتوگو، تخصص است، نه تعصب. متأسفانه یکی از اشتباهات رایج این است که در برابر شبهات، واکنشهای احساسی و غیرعالمانه نشان داده میشود، اما وقتی به سیره امام رضا(ع) نگاه میکنیم، میبینیم که ایشان هنگام مناظره با سران ادیان، مانند جاثلیق مسیحی، رأسالجالوت یهودی و دیگر شخصیتها، با تکیه بر منابع و کتب خود آنان استدلال میکردند. امام رضا(ع) از کتابهای خود آنان برای پاسخگویی استفاده میکردند و این مسئله نشاندهنده تخصص و علم ایشان است. این رفتار امام رضا(ع) برای ما در روزگار امروز یک الگوی جدی است. در پاسخ به شبهات مختلفی که در عرصههای گوناگون مطرح میشود، ابتدا باید بر علوم و منابع خودمان تسلط داشته باشیم و در مرحله دوم، باید علوم و منابع طرف مقابل و کتب غیر را نیز بشناسیم و بر آنها تسلط پیدا کنیم.
الگوی امام رضا(ع) به ما میآموزد که عالم دینی باید بهروز باشد. کار عالم دینی صرفا این نیست که موعظه کند، خطابه داشته باشد یا بخواهد بهصورت احساسی وارد میدان شود. گاهی مطالب احساسی کاربرد چندانی ندارند و حتی اگر در مقطعی اثرگذار باشند، تأثیر آنها زودگذر است. آنچه اهمیت دارد این است که مخاطب با استدلال اقناع شود؛ با استدلالهای عقلی و استدلالهایی که به نوعی به بداهتهای عقلی منجر میشوند. بنابراین، برای پاسخگویی مؤثر به شبهات، نمیتوان تنها به بیان احساسات یا موعظههای عمومی اکتفا کرد، بلکه باید مخاطب را با استدلال و منطق قانع کرد.
اگر بخواهیم این محور و اصل دوم را توضیح دهیم، میتوان آن را در سه لایه مورد بررسی قرار داد. نخستین لایه، تسلط شگفتانگیز امام رضا(ع) بر متون مقدس ادیان دیگر است، البته برای ما این مسئله چندان محل سؤال نیست که چرا امام رضا(ع) به این متون و معارف آنها علم داشتند. در مکتب ما، امام دارای علم الهی و علم لدنی است. اینگونه نیست که امام در کلاس و نظام آموزشی معمول، در کنار دیگران بنشیند و علوم را از طریق فرایندهای عادی یاد بگیرد. علم ائمه(ع) علمی الهی است و خداوند این معارف را به آنان آموخته است.
اما یادگیری ما انسانها متفاوت است. علم ما، علمی اکتسابی است و برای دستیابی به آن باید تلاش کنیم، مطالعه کنیم و دانش را بیاموزیم. نخستین لایه، بنابراین، همان تسلط شگفتانگیز وجود مقدس امام رضا(ع) بر متون ادیان و مکاتب مختلف است. این مسئله را در مناظره امام رضا(ع) با جاثلیق، پیشوای مسیحیان، بهروشنی مشاهده میکنیم. امام رضا(ع) در این مناظره به مطالبی از کتب مقدس مسیحیان استناد میکنند و بیان میفرمایند که در انجیل، نام پیامبر اسلام(ص) و اهلبیت ایشان را یافتهاند.
جاثلیق در ابتدا تصور میکرد که امام رضا(ع) شاید به دلیل عرب بودن، با متون و زبانهای مورد استفاده آنان آشنایی نداشته باشند، اما امام به زبان خود آنان و با استناد به متون و منابعشان سخن گفتند. در نهایت، جاثلیق در برابر این میزان از تسلط علمی امام رضا(ع) به سکوت وادار شد و دیگر نتوانست پاسخی ارائه کند. اینجا بود که امام رضا(ع) نشان دادند مخاطب و طرف گفتوگو با یک عالم محدود به فضای مدینه یا یک فقیه صرفاً آشنا با احکام اسلامی نیست، بلکه با یک متکلم جهانی روبهروست که بر منابع و مبانی فکری مکاتب مختلف تسلط دارد.
ادامه دارد...
انتهای پیام