اگر جامعه علمی بخواهد ادای دِین نسبت به پیامبر(ص) داشته باشد، باید فراوان دور هم بنشینیم و از این پدر معنوی سخن بگوییم؛ ما خیلی نسبت به ایشان مدیون هستیم و بنده در حد وسع به تلاشهای ایشان از منظر قرآن و برای قرآن میپردازم.
قرآن 114 سوره دارد؛ اولین سوره نازل شده علق است؛ 96 سوره در مکه و 28 سوره در مدینه نازل شد که آخرین سوره نازلشده سوره توبه است. در مکه دو مقطع داریم؛ مقطعی که پیامبر(ص) تنها کنشگر فرهنگی، اجتماعی و دینی هستند و مؤمنان در یک فضای مخفیانه جمع شده و آموزش داده و تربیت میشوند تا همراه پیامبر(ص) در جریان فعالیتهای اجتماعی قرار بگیرند.
براساس آیه 29 سوره فتح، قرآن وقتی به یاران پیامبر(ص) میپردازد از چهار مرحله در مورد آنان سخن میگوید؛ اولین مرحله اینکه از زمین سر برمیآورند؛ سپس دیده میشوند و بعد در همه ابعاد گسترش مییابند و بعد محکم و مستقل میشوند و روی پای خود میایستند. «سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ.»
یک اشتباه وجود دارد که پیامبر(ص) سه سال دعوت مخفیانه داشتند که مقرون به برهان نیست و این مربوط به دوره نبوت پیامبر(ص) است و امر او مخفی بود، ولی وقتی رسول شدند مانند همه پیامبران وارد میدان شدند؛ اگر 54 سوره ابتدایی نازل شده براساس ترتیب نزول را بررسی کنیم درگیریهای پیامبر(ص) با مشرکین و کفار بیان میشود و در این آیات صحبتی از مؤمنین نیست، مشرکین و کفار همه تلاش خود را برای شکست پیامبر(ص) به کار گرفتهاند.
در این مقطع دستوری برای مؤمنین صادر نمیشود و محوریت همه این سورهها شخص پیامبر(ص) است، به عنوان نمونه در سوره قلم فرمود: «مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ»؛ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»؛ «يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ»؛ «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» در تمام این سورهها انواع تهمتها مانند دیوانه، اختلافافکن و ساحر و ... نثار پیامبر(ص) شده است؛ ایشان یک کنشگر هستند که با کل جامعه جاهلی درمیافتند.
عظمت پیامبر اسلام(ص) هم در این است که به تنهایی واکنش در جامعه را شروع میکنند؛ در این مقطع به تدریج جمعی را با خود همراه میکنند. در آیه 108 سوره یوسف فرمود: «قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي»؛ از اینجا به بعد کنشگران دو گروه شدند، پیامبر و گروهی که همراه ایشان شدند. بعد سوره حجر است که فرمود: «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ»؛ جامعه را دوپاره کن و بعد سوره انعام نازل شد که در آن انواع دیگری پیامبر و جامعه مشرکین به صورت پررنگ مطرح است و تلاش میکنند تا بین مؤمنین و کفار فاصله بیندازند. در اینجا دستور میدهد از گوشتهایی که اینان به نام بتها قربانی میکنند نخورید؛ دستور میدهد به پدر و مادر خود احترام کنید ولی اگر تلاش دارند شما را زیر بار شرک ببرند، نپذیرید.
طرح آیات اجتماعی
آیات اجتماعی دستور به هجرت و حمایت از همدیگر را مطرح میکند، مانند اینکه اگر به شما تعدی کردند به آنان تعدی کنید، بزرگترین هنر پیامبران این نیست که مردم را باورمند به عالم غیب کنند ولی همین کار را میکنند و در عین حال مهمترین هنرشان این است که انسانهایی تربیت کنند که سرباز دین در کنارشان باشند و هزینه دعوت دینی را با خودشان حمل کنند. اگر این اتفاق نیفتد کار پیامبران به نتیجه نمیرسد. پیامبران باید بتوانند گروه و جمعی را همراه خود کنند و کنشگر همراه تربیت کنند.
در مرحله سوم که از مدینه شروع شد کار بزرگ پیامبر(ص) این است که بتوانند جریان متقی را برای جامعهسازی همراه کنند، لذا شش صفت برای متقین در این مقطع بیان میفرماید: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛفِيهِ»؛ «هُدًى لِلْمُتَّقِينَ»؛ «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ... .»
جامعه مدینه سه گروه افراد داشت، کفار، بیماردل و متقی و تلاش برای آن بود تا جمع متقی گسترش پیدا کند زیرا تا جامعه متقی نباشد، ساخته نخواهد شد؛ انسان ممکن است مؤمن باشد ولی به مرز تقوا نرسد و ابلیس باشد؛ خانواده ممکن است مؤمن باشند ولی مانند آدم و حوا بلغزند؛ جامعه ممکن است مؤمن باشد مانند بنیاسرائیل ولی متقی نباشد و زیر بار دستورات موسی(ع) نروند. «فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ». بنابراین هدف انبیاء ساخت افراد متقی است چون بار جامعه را متقین میتوانند به دوش بکشند و این کار در دوره مدینه صورت گرفت.
در مرحله دیگر هم جامعه باید برای دوره پس از رسولالله(ص) آماده شود لذا برای این دوره هم نهادسازی کردند؛ دو سوره مائده و توبه به این امر، یعنی امامت توجه داده است؛ در سوره مائده کار شریعت و معارف به صورت اصولی تمام شده است: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»، ولی در همین سوره سخن از: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»؛ مطرح میشود.
اینجا زمان تشکیل نهاد امامت است و باید جامعه همراه امام شود. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»، در همین دوره باید برای گسترش مرزهای اسلام بعد از دوره پیامبر(ص) رکن فقاهت را بگذارد لذا آیه «نَفر» در سوره توبه نازل شد. «وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»، ببینید چقدر زیبا مسیر از پیامبر کنشگر تا جامعه جهنده و خیرشکرده به سمت تمدن اسلامی را ترسیم کرده است و این کار بزرگی است که پیامبر(ص) انجام دادند.
بزرگترین خدمت پیامبر(ص) به بشریت
وقتی در قرآن دقت کنیم، میبینیم یکی از بزرگترین خدمات پدر معنوی امت رساندن جامعه به جایی است که بتواند سر جای خود بایستد. «فاستوی علی سوقه»؛ جامعه باید بتواند با وحی خود را اداره کند؛ مستقل از وحی نیست بلکه به وحی نازل شده بسنده میکند.
در ازای این تلاش، یک گروه بیماردل از ابتدا به پیامبر(ص) وصل شدند تا زحمات ایشان را استثمار کنند. در چهارمین سوره نازله یعنی سوره مدثر از گروهی به نام «فی قلوبهم مرض» یاد شده است؛ اینها صرفاً منافق نیستند بلکه منافقین هم جزء آنان هستند؛ گروهی که گفتند ما طرفه عینی هم ایمان نیاوردیم همینها هستند. در آیات انتهایی سوره توبه که 129 آیه دارد چالش اصلی پیامبر(ص) با همین گروه فی قلوبهم مرض است. این نشان میدهد که چه دردسرهایی برای پیامبر(ص) ایجاد کردند و مصیبت برای جامعه شدند.
نقل شده است، حضرت زهرا(س) بعد از تدفین پیامبر(ص) مشتی خاک از تربت پیامبر(ص) به دست گرفتند و شعری خواندند: «مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ/أَنْ لَا یَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِیَا/ صُبَّــــــتْ عَلَیَّ مَصَائِــبُ لَوْ أَنَّهَ/ صُبَّـتْ عَلَـى الْأَیَّـامِ صِـرْنَ لَیَالِیَا.»
مصائبی بر ایشان تحمیل شد که اگر بر روزگار نازل میشد همه تبدیل به شب میشد؛ این فهم حضرت زهرا(س) از مظلومیت پدر و اسلام بعد از پیامبر(ص) است؛ فهم حضرت زهرا(س) از آیه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ» است؛ آنقدر پیامبر(ص) شما را دوست داشتند که سختیهای شما بر او بسیار سخت بود و حتی دوست داشتند قاتل حمزه را هم مسلمان ببینند.
در انتهای آیه فرموده است؛ پیامبر(ص) اگر به تو پشت کردند و در بستر بیماری گفتند «ان الرجل لیهجر» بگو خدای برای من کافیست؛ یعنی در اینجا پیامبر(ص) بعد از آن همه تلاش برای جامعه غریب شدند و غریب از دنیا رفتند؛ «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.»
این وضعیتی بود که پیامبر(ص) با آن حال دنیا را ترک کردند، پیکر مطهر نبی گرامی را روی زمین گذاشتند و رفتند با هم تعارف خلافت کردند. علی(ع) مظلومانه با چند نفر که نسبت به ایشان معرفت داشتند مشغول تدفین پیامبر(ص) شدند.
انتهای پیام