به قلم فاطمه شبانیآرانی، فعال رسانهای
تاریخ امامت را نمیتوان فقط با فهرست کردن فضایل و کرامات خواند. هر امام، در یک موقعیت معین تاریخی، با مسئلهای مشخص روبه رو بوده و شیوه مواجهه با آن مسئله، بخشی از حقیقت امامت را آشکار کرده است.
زندگی امام رضا(ع) نیز تنها روایت هجرتی دردناک از مدینه به مرو نیست، روایت مواجهه با قدرتی است که میخواست از نام اهلبیت(ع) برای مشروعیت حکومت خود استفاده کند. پرسش اینجاست: امام رضا(ع) در برابر خلافتی که میکوشید نام اهلبیت(ع) را پشتوانه مشروعیت خود قرار دهد، چه راهی برگزیدند؟
در آغاز قرن سوم هجری، خلافت عباسی با مسئله تثبیت سیاسی و کاهش مقبولیت اجتماعی مواجه بود. مأمون پس از نبرد با امین و دورهای از کشمکشهای خونین، بر تخت خلافت نشست اما استقرار سیاسی، لزوماً مشروعیت دینی به همراه نداشت. در بخش مهمی از سرزمینهای اسلامی، به ویژه ایران و خراسان، محبت اهل بیت(ع) و گرایش به خاندان پیامبر جایگاهی عمیق داشت. مأمون برای عبور از این شکاف، به نام امام رضا(ع) نیازمند بود. نامی که میتوانست بخشی از افکار عمومی را با خلافت عباسی همراه نشان دهد.
دعوت امام از مدینه به مرو و تحمیل ولایتعهدی، در چنین بستری معنا پیدا میکند. مأمون میخواست با قرار دادن امام در کنار ساختار خلافت، این تصور را بسازد که میان امامت و خلافت فاصلهای وجود ندارد.
اما امام رضا(ع)، ولایتعهدی را در شرایط اجبار پذیرفت و با شرطی روشن، نقشه او را از درون دگرگون ساخت، در نصب و عزل، صدور حکم و اداره امور حکومت دخالت نخواهند کرد. این شرط، صرفاً کنارهگیری از مسئولیت اجرایی نبود، اعلام مرزی روشن میان امامت الهی و قدرتی بود که بر پایه منطق خلافت عباسی عمل میکرد.
مأمون میخواست نام امام را چراغی برای روشن کردن چهره خلافت خود قرار دهد اما چراغ در اتاق تاریک، بیش از آن که زینت اتاق باشد، تاریکی آن را آشکار میکند. حضور امام رضا(ع) نیز مرز میان امامت و خلافت را روشنتر کرد. امام در مرو حضور داشتند اما در منظومه مأمون تعریف نمیشدند؛ کنار قدرت قرار گرفتند، اما به ابزار توجیه آن بدل نشدند.
مناظرههای امام با عالمان ادیان و مذاهب نیز ادامه همین تبیین بود. مأمون، این نشستها را بخشی از نمایش اقتدار فرهنگی دربار میدید اما امام، میدان گفتوگو را به صحنه آشکار شدن حقیقت تبدیل کردند. استدلال بر پایه منابع مورد قبول مخاطب، ادب در گفتوگو و ایستادگی در برابر تحریف، نشان داد که اقتدار علمی و معنوی اهلبیت(ع) از قدرت سیاسی دربار برتر است. مرو، که مأمون میخواست آن را مرکز تثبیت خلافت خود قرار دهد، به مدرسه تبیین مبانی امامت تبدیل شد.
سرانجام، شهادت امام رضا(ع) نشان داد که مأمون به مقصود خود نرسیده است. او امام را به مرو آورد تا امامت را در خلافت حل کند اما تاریخ مرو را میدان روشن شدن مرز امامت و خلافت ثبت کرد. امام رضا(ع) اجازه ندادند نام امامت، زینت خلافت شود؛ امامت را در جایگاه معیاری نگه داشتند که خلافت باید در برابر آن پاسخگو باشد.
انتهای پیام