عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان با بیان اینکه امتگرایی، اندیشهای محوری و اصلی ثابت در سیره امام حسن عسکری(ع) بود، گفت: با وجود غاصبانهبودن خلافت عباسیان و انتقاد امام از کجروی و انحراف این حکومت، هنگامی که صحبت از وحدت و امنیت امت و تهدید اسلام و مسلمانان در میان بود، موضع آن حضرت بهصورت صیانت از امنیت و حفظ وحدت نمود مییافت.
زمامداری در اندیشه اسلامی مبتنی بر کلاننظریه «امت» پیریزی شده و افق حاکمیت را در جوامع اسلامی مشخص کرده است. بنابراین، موضوع امت و امتگرایی همواره به شکل ویژه در سیره رسول خدا(ص) و ائمه(ع) مدنظر بوده است. خبرنگار ایکنا از اصفهان با زهرا سلیمانی شیخآبادی، استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان گفتوگو کرده تا الزامات تحقق فرآیند امتگرایی از دیدگاه امام حسن عسکری(ع) را بررسی کند.
برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید بهصورت مختصر، شرایط آن دوران تبیین شود. امام حسن عسکری(ع) در فرآیند تحقق امتگرایی ناگزیر به مواجهه با جریانهای فکری زمانه خود بود که شامل دو گروه عمده جریانهای اسلامی و غیراسلامی میشد. جریانهای اسلامی عبارت بودند از جریانهای فکری شیعی، مانند زیدیه، اسماعیلیه، غُلات، واقفیه و... .
پیدایش این جریانها نتیجه کمظرفیتی سیاسی و گاه رقابتهایی در میان پیروان و فرزندان اهل بیت(ع) بود. این گروهها بهویژه غالیان، حتی نسبت به مخالفان غیرشیعی، گرفتاریهای سختتری برای ائمه(ع) پدید میآوردند و در تضعیف جایگاه مکتب اهل بیت(ع) تأثیر بسزایی داشتند.
از سوی دیگر، جریانهای فکری سنی، بدنه اصلی جامعه را تشکیل میدادند و شامل دو گروه عمده بودند؛ جریانهای فقهی اهل سنت، شامل جریانهای شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی بودند. اینان در کاربردهای تاریخی، با اسامی خاصی نظیر اهل حدیث، جماعت، عامه و با گذشت زمان، همگی با عنوان «اهل سنت» شناخته شدهاند.
رویکرد این گروه تأکید بر حجیت سیره صحابه، بهویژه شیخین بود و مقوله تقویت اقتدار نظام حاکم به یکی از اصول آنها تبدیل شد. با این همه، این گروه، نوعاً نه عنادی با اهل بیت(ع) داشتند و نه دلبستگی به مکتب آنان. بنابراین، دغدغه امتگرایی ائمه(ع) با این گروه از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
جریانهای کلامی اهل سنت نیز شامل جریانهایی مانند خوارج، جبریه، قدریه، معتزله و ظاهریه بودند، هر چند بعضی از اندیشههای گروههای یادشده مانند معتزله مورد سوءاستفاده حاکمان وقت واقع شد؛ اما در مجموع آنان در جایگاه یک گروه کلامی، حمایت سیاسی قابل توجهی نداشتند. ائمه(ع) نیز در مواجهه با ایشان به تبیین موضوعات کلامی، نظیر جبر و اختیار، مسئله خلق قرآن، حقانیت و تحریفنشدن قرآن اهتمام داشتند.
جریانهای غیراسلامی نیز عبارت بودند از جریانهای اهل کتاب و جریانهای غیردینی. گروه اول شامل یهود، نصارا و مجوس بودند؛ اهل کتاب از دوره فتوحات اسلامی در میان مسلمانان، اسرائیلیات و شبهات گوناگونی میپراکندند و حضور فرهنگی و تبلیغیشان زمینهساز گسترش طیف وسیعی از شبهات و آموزههای غیراسلامی در میان مسلمانان شده بود. با وجود قاطعیت ائمه(ع) در مبارزه با رواج چنین اندیشههایی، اما عموماً برخورد با اینان همراه سعهصدر، هدایتگرانه و به دور از خشونت بود.
جریانهای غیردینی شامل گروههای زنادقه و دهریه بود که فعالیت گروههایی مانند زندیقان و دهریون باعث بروز شبهات و تردیدهایی در بعضی از باورهای اسلامی همچون معاد و توحید شده بود. رفتار ائمه(ع) با این گروه حکيمانه و بردبارانه بود.
حضور فعال و بعضاً شبههافکنانه و واگرایانه بعضی از جریانهای فکری، رسوخ انحرافات در باورهای مردم و حساسیت این دوره تاریخی، به تلاش امام حسن عسکری(ع) در شبههزدایی و نزدیککردن گروههای اجتماعی و فرهنگی و ایجاد و تقویت وحدت امت منجر شد. اندیشه محوری امتگرایی، اصلی ثابت در تعامل با جریانهای مختلف از دیدگاه آن حضرت بود.
هویتبخش ایده امتگرایی در سیره امام حسن عسکری(ع)، شامل همزیستی مسالمتآمیز توأم با محبت و مدارا، واگرایینداشتن با خلفا، ایجاد همبستگی و گفتمان درونی مسلمانان براساس اصول مشترک اسلامی، تحریم بدعتگزاران، نفی خشونتگرایی و برائت از غالیان به رهبری امامت الهی است. تأکید امام در مقام رهبر دینی بر موضوع امتگرایی بهصورت نظری و عملی، الگویی راهبردی در ایجاد امت واحده در موقعیت کنونی جهان اسلام است.
توصیه امام حسن عسکری(ع) برای امتگرایی و همکاری مسلمانان در سطح کلان، تعامل و همزیستی مسالمتآمیز بود. مردم زمانه آن حضرت، اکثراً از اهل سنت بودند و اگرچه به امام حسن عسکری(ع) بهدلیل فرزند پیامبر بودن، احترام میگذاشتند، اما ایشان را امام و شخصیت واجبالاطاعه نمیدانستند؛ اما امام به شیعیان سفارش میکرد که با بهترین و زیباترین شیوه با مخالفان اعتقادی خود رفتار کنند؛ در نماز آنها حضور پیدا کنند، اگر بیمار شدند، به عیادت آنان بروند، اگر از دنیا رفتند، به تشییع جنازهشان بروند و با آنها با کمال ملاطفت و محبت رفتار کنند.
بازتاب رویکرد محبتآمیز امام به این گروه، تداوم امتگرایی و پیوند مستحکم امت را در پی داشت؛ چنانکه در منابع ذکر شده، روزهایی که امام به مقر خلافت میرفت، مسیر حرکت ایشان مملو از جمعیت میشد.
اگرچه میتوان بیشتر این افراد را شیعیانی دانست که از راه دور و نزدیک برای زیارت امام خود به سامرا میآمدند، اما روایت، ارادت سایر مردم را که عموماً از اهل سنت بودند، نسبت به حضرت نشان میدهد که سبب افزایش جمعیت آن دیار میشد. امام حسن عسکری(ع) در کلامی گرانمایه، با بیان اوصافی از شیعیان حقیقی، نکاتی را که مانند کلیدواژهای راهگشای بعضی از مشکلات امت اسلامی است، بیان میدارد.
آن حضرت میفرماید: «سعی کنید مایه زینت و آبروی ما باشید، نه مایه عیب ما؛ محبتها را به سوی ما جلب کنید، زشتیها را از ما دفع کنید، که هر گونه خوبی به ما نسبت دهند، ما اهلش هستیم و هر عیبی به ما اسناد دهند، ما از آن به دوریم.»
آنچه ثقل کلام است، آنجاست که امام میفرماید: «محبتها را به سمت و سوی ما جلب کنید»؛ این مهم، یعنی جذب محبت مردم در جامعه اسلامی و حتی بین مذاهب دیگر به سمت نقطهای واحد و مقدس به نام اهل بیت رسول الله(ص) که موصوف به صفاتی چون حکمت، عصمت و عترتاند، بسیار کلیدی و کاربردی است.
وقتی فردی که خود را شیعه مینامد، طوری در زندگی فردی و اجتماعیاش زیست کند که تحسین همگان را برانگیزد و به باید و نبایدهای مذهب تشیع پایبند باشد، در این هنگام افراد جذب روش و منش صاحبان این روش و آیین میشوند و این یعنی امتگرایی بر محور محبت اهل بیت(ع)؛ محبتی که ریشهای عمیق در قرآن و احادیث اسلامی دارد.
چنانکه حدیث متفق علیه بین فرق اسلامی که حدیث ثقلین است، به آن اشاره دارد. جذب محبت مردم به سمت اهل بیت(ع) و همزیستی مسالمتآمیز توأم با مهر و مدارا با مردمی که از نظر اعتقادی با یکدیگر همخوانی ندارند، عامل وحدت است که امام حسن عسکری(ع) با بیانی ریشهای و تحلیلی به آن پرداختند.
امام حسن عسکری(ع) در فرازی دیگر، اصل محبت به مردم را موجب تداوم امتگرایی دانستهاند. آن حضرت فرمودند: «با دوست و دشمن خوشگفتار و خوشبرخورد باشید.» با دوستان مؤمن بهمثابه یک وظیفه، همیشه نسبت به یکدیگر با چهرهای شاداب رفتار کنید، اما نسبت به مخالفان بهدلیل مدارا و جذب به اسلام و احکام آن.
امام حسن عسکری(ع) در برابر همه و حتی مخالفان رفتار سنجیدهای داشتند. شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار میداد. جعفر کذاب از برادران امام بود که رفتار شایستهای با ایشان نداشت، اما حضرت همواره به او محبت میکردند. زندانبانان امام حسن عسکری(ع) با وجود سفارش رؤسای خود مبنی بر سختگیری به امام و حساسیتی که نسبت به آلمحمد(ص) و آلعلی(ع) داشتند، بعد از مدتی تحت تأثیر رفتار حضرت نسبت به خودشان خاضع و به امامت ایشان معتقد شدند. شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار میداد.
امام حسن عسکری(ع) آگاهترين فرد جامعه بودند و اين مسئله در کلام و رفتار خلیفه، وزرا و دانشمندان معاصر حضرت مورد تأیید قرار گرفت و از طرفی، با استدلالها و پاسخهایی که در گفتوگو با دانشمندان و داعیهداران میدادند، برتری و حقانیت خود را برای رهبری سیاسی اسلام ثابت کردند؛ ولی در مقابل حوادثی مانند نابسامانی سیاسی دستگاه خلافت، شورش خوارج به رهبری مساور بن عبدالحمید شاری در حوالی موصل، شورش صاحبالزنج، شورش استقلالطلبانه عیسی بن شیخ در شام، به قدرت رسیدن نيروهای استقلالطلب مانند طاهریان در خراسان، صفاريان در سیستان، طولونیان در مصر، علویان در طبرستان و قیامهای علویان مانند قیام علی بن زید بن حسین در کوفه، قیام احمد بن محمد بن عبدالله و ابراهیم بن محمد بن یحیی معروف به ابنصوفی در مصر، تهدیدات حکومت روم و جنگهای میان رزمندگان مسلمان و روم شرقی، هيچگاه رفتاری تفرقهافکنانه و فرصتطلبانه از خود نشان ندادند.
تأییدنکردن و فقدان بهرهبرداری سیاسی از شورشها و قیامهای مختلف، حتی اگر موجب تضعیف خلافت عباسی میشد، از آنجا که در پوشش مذهب، برخلاف مبانی اسلام، سطحی و زودگذر بود و رهاوردی جز تفرقه نداشت، مورد تأیید امام قرار نگرفت؛ زیرا در این زمان، مردم خسته از فشار ظلم و بیعدالتی با دستمایهکردن بعضی از آیات و روایات و ایجاد تشکلهای سیاسی در قالب مذهب و فرقه، شورشهایی را سامان دادند. بنابراین، با وجود غاصبانهبودن خلافت، آسیب و فشار حکومت بر امام و شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه، قیام مسلحانه نهتنها مشکلی را حل نمیکرد، بلکه شرایط را بدتر میکرد. در نتیجه، امام فضای موجود در جامعه را مصادره به مطلوب نکردند و با توجه به وجوب اصل امتگرایی، با خلفا واگرایی نداشتند و از هیچیک از قیامها و شورشها حمایت نمیکردند.
احضار امام حسن عسکری(ع) به سامرا و اعمال محدودیت نسبت به ایشان، زندانیشدنهای مکرر و اجبار حضرت به اعلام حضور خود به دارالخلافه در هر دوشنبه و پنجشنبه، نمونهای از تلاش خلفا برای به چالش کشیدن مقام ایشان در جامعه بود؛ اما حضرت هیچگاه اقدام اعتراضی نشان ندادند، بلکه ملایمت با حاکمیت را به نمایش گذاشتند که اصلیترین دستاورد آن از بین بردن زمینه هر گونه سوءاستفاده و تأکید بر وحدت بود. حضرت با وجود اعتقاد به محقبودن خود برای خلافت و استحقاقنداشتن عباسیان، قیام علیه نظام حاکم را در آن شرایط روا نمیدیدند، چرا که پیروزی برای آن متصور نبود.
غرض امام در مواجهه با عباسیان، توجهدادن مردم به صلاحیتنداشتن آنها برای خلافت و ضرورت لزوم انحصار خلافت در اهل بیت(ع) بود، بهطوریکه میفرمودند: «ما را در کتاب خدا حقی و با رسولالله(ص) خویشاوندی است و خدا ما را پاک شمرده و هیچکس غیر از ما نمیتواند ادعای چنین مقامی را کند، مگر اینکه دروغپرداز باشد.»
آن حضرت درباره درخواست خلیفه از ایشان مبنی بر ضرورت پاسخگویی به شبهه ایجادشده از سوی مسیحیان در ماجرای حل مشکل خشکسالی، بهدلیل اولویت حفظ کلیت امت اسلام بر هر مهم دیگری، کوتاهی نورزید. البته ایشان در مقاطع مختلف، از کجروی و انحراف عباسیان انتقاد میکردند. امام با معرفی ائمه(ع) در مقام کسانی که شایستگی جانشینی رسولالله(ص) را دارند، هنگامی که صحبت از وحدت و امنیت امت و تهدید اسلام و مسلمانان در میان بود، موضعشان بهصورت صیانت از امنیت و حفظ وحدت نمود مییافت. بنابراین، امام حسن عسکری(ع) در عمل، پیشتازی و اشتیاق خود در تحقق وحدت امت را ثابت کردند.
امام حسن عسکری(ع)، قرآن و سنت رسولالله(ص) را از الزامات تحقق امتگرایی میدانستند و در مسائل مورد اختلاف مسلمانان، با استناد به این دو محور اعتقادی، سعی در رفع تضادها داشتند. با توجه به وجود اختلافات کلامی در زمان امام حسن عسکری(ع)، بهویژه حول محور توحید، ایشان با تلمیح به شماری از آیات قرآن، از مسلمانان خواستند از چهارچوب قرآن درباره خداوند فراتر نروند. حضرت در اینباره، به آیات سوم و چهارم سوره اخلاص و یازدهم سوره شوری استناد کردند.
استناد امام به این آیات از آنروست که در حقیقت، آیات یادشده پایه اصلی شناخت تمام صفات خداوند است كه بدون توجه به آنها به هیچیک از اوصاف پروردگار نمىتوان پى برد؛ زيرا خطرناکترين پرتگاهى كه بر سر راه پويندگان طريق معرفة اللّه قرار دارد، همان پرتگاه تشبيه است كه خدا را در وصفى از اوصاف شبيه مخلوقاتش بدانند. اين امر سبب مىشود كه به دره شرک سقوط كنند. تکیه امام بر قرآن و بهرهگیری بجا و بهموقع از آن، یکی از اصول سیاسی و فرهنگی آن حضرت برای ترسیم دورنمای مطلوب وحدت بوده است.
استناد به منابع مورد اتفاق مسلمانان، یعنی قرآن و روایات رسول خدا(ص) و احترام به فرق و مذاهب اسلامی در راستای امتگرایی است؛ زیرا توجه و تأکید بر دو محور مشترک مقدس، راه هر گونه مخالفت و مقاومت را از سوی عامه مردم میبست و زمینه پذیرش آن و وحدت را فراهم میکرد. امام حسن عسکری(ع) در روایتی دیگر که آن را منسوب به پدران خود و از ایشان به رسولالله(ص) و جبرئیل و در نهایت خدا میدانستند، اقرار به توحید و یگانگی خداوند را داخلشدن در حصار خدا و اسباب ایمنی از عذاب معرفی کردند. امام با نقل این روایت به تصحیح و تبیین موضوع توحید پرداختند و با هدایت افکار عمومی به سمت و سوی اشتراکات اعتقادی محترم نزد همه مسلمانان، زمینه را برای تحقق امت واحده فراهم کردند.
انتهای پیام