یک استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، با تأکید بر ظرفیت تربیتی و اجتماعی دعای چهارم صحیفه سجادیه، گفت: امام سجاد(ع) در این دعا با یادکرد از پیروان پیامبران، اصحاب پیامبر اکرم(ص) و تابعین، الگویی از ایمان، بصیرت، فداکاری، هجرت و استقامت ترسیم کردهاند که میتواند در جامعه امروز به الگویی برای شخصیتسازی تبدیل شود.
حجتالاسلام سیدعلیمحمد مصطفوینژاد، استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، با حضور در تحریریه ایکنا و برگزاری کارگاه «بررسی و تدبر در دعای چهارم صحیفه سجادیه» با اشاره به مراحل مختلفی که امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه برای شناخت معارف الهی ترسیم کردهاند، اظهار کرد: در گام نخست، مسئله توحید و شکرگزاری مطرح شده و امام(ع) حدود ۶۰ دلیل و کیفیت برای شکرگزاری بیان فرمودهاند. این موضوع باید برای ما نقطه شروعی باشد تا از امام الگو بگیریم و متناسب با شرایط زندگی خود، فرهنگ شکرگزاری را توسعه دهیم، اما متأسفانه در بسیاری از موارد به همان بیان امام(ع) اکتفا کردهایم و در ادامه مسیر، آنگونه که باید به تولید معرفت و کاربردی کردن این آموزهها نپرداختهایم.
وی افزود: در گام دوم، امام سجاد(ع) دست انسان را میگیرند و به سمت پیامبر اکرم(ص) و زندگی ایشان میبرند و حدود ۳۰ محور از زندگی پیامبر(ص) را مطرح میکنند که شناخت آنها برای زندگی انسان ضروری است. باید زندگی پیامبر(ص)، نحوه اداره حکومت در مدینه، اخلاق ایشان در جنگ با مشرکان و اهل کتاب و شیوه رفتار حضرت در شرایط مختلف مورد بررسی قرار گیرد. حتی امام سجاد(ع) تأکید دارند که جنگهای زمان پیامبر(ص) و نحوه مواجهه حضرت با دشمنان باید به فرزندان آموزش داده شود.
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به ضرورت انجام مطالعات علمی درباره زندگی پیامبر(ص) تصریح کرد: اروپاییها و خاورشناسان در زمینه مطالعه و معرفی زندگی پیامبر اکرم(ص) فعالیتهای فراوانی انجام دادهاند، هرچند بخش قابل توجهی از این مطالعات با نگاه انتقادی صورت گرفته است، اما ما در مقایسه با آنان نتوانستهایم به اندازه شایسته و مورد نیاز، درباره زندگی پیامبر(ص) کار علمی و فرهنگی انجام دهیم. شناخت حکومت نبوی، اخلاق پیامبر(ص)، رفتار ایشان در جنگ و صلح و نحوه تعامل حضرت با گروههای مختلف، از موضوعاتی است که نیازمند پژوهش جدی و تولید آثار علمی و فرهنگی است. در گام سوم، امام سجاد(ع) انسان را به سمت عالم غیب هدایت میکنند و بر ضرورت تقویت ارتباط با عالم غیب تأکید دارند. حضرت در این بخش، انواعی از ملائکه و مسئولیتهای آنان را معرفی میکنند؛ برای نمونه، حضرت اسرافیل(ع) به عنوان صاحب الصور و حضرت جبرئیل(ع) معرفی شدهاند، اما درباره دیگر مسئولیتهای آنان و نقش ملائکه در عالم، آنگونه که باید تحقیق نکردهایم. لازم است مسئله ملائکه در قرآن، روایات و دیدگاه دانشمندان بررسی شود و آثار ارتباط با عالم غیب و ملائکه در زندگی انسان نیز به شکل علمی و روزآمد در اختیار جامعه قرار گیرد.
مصطفوینژاد با اشاره به گام چهارم، بیان کرد: در حالی وارد این مرحله شدهایم که در سه گام قبلی نیز هنوز وظیفه خود را به صورت کامل انجام ندادهایم. حتی در زمینه معرفی ملائکه، اگر آثار تولیدشده در حوزه اسلامی را با فعالیتهای انجامشده در مسیحیت یا حتی برخی مطالعات روانشناسی در آمریکا مقایسه کنیم، متوجه فاصله موجود خواهیم شد. در برخی مطالعات، درباره فرشتگان و ارتباط با عالم فرشتگان در درمان بیماریهای روحی و جسمی نیز بحث شده است، در حالی که در حوزه اسلامی این ظرفیتها هنوز به شکل شایسته مورد بررسی قرار نگرفته است. در این دعا، امام سجاد(ع) ما را به سمت اصحاب انبیا و رسولان الهی هدایت میکنند و همین مسئله میتواند سرآغاز یک حرکت گسترده برای شناخت شخصیتهایی باشد که در تاریخ ایمان و هدایت بشر نقش داشتهاند. اگر این شخصیتها به درستی شناخته شوند، میتوان از ظرفیت آنان برای تولید آثار هنری، فرهنگی و تربیتی استفاده کرد.
وی با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره بزرگداشت حضرت حمزه(ع)، اظهار کرد: ایشان در دیداری که هیئتی از سوی جامعهالمصطفی و مرکز جهانی علوم اسلامی برای برگزاری همایشی درباره حضرت حمزه سیدالشهدا(ع) خدمت ایشان رسیده بودند، تأکید کردند که چنین اقداماتی یک مقدمه و نوعی منبعسازی برای فعالیتهای بعدی است. بزرگداشت شخصیتهایی مانند حضرت حمزه(ع) نباید صرفاً در برگزاری یک مراسم خلاصه شود، بلکه باید منابع لازم برای معرفی این شخصیتها تولید شود تا هنرمندان بتوانند از این منابع برای ساخت آثار هنری استفاده کنند. رهبر معظم انقلاب بر این نکته تأکید کردهاند که کار اصلی را هنر باید انجام دهد و هنرمند باید بتواند شخصیتهایی مانند حضرت حمزه(ع) و دیگر اصحاب انبیا(ع) را با زبان هنر به جامعه جهانی معرفی کند. استفاده از هنرهای نمایشی، هنرهای زبانی و هنرهای تجسمی در این زمینه ضروری است؛ زیرا صرف برگزاری مراسم بزرگداشت نمیتواند یک شخصیت را به الگوی ماندگار جامعه تبدیل کند. ممکن است نام یک شخصیت برای مدتی در رسانهها مطرح شود، اما اگر هدف فرهنگسازی و الگوسازی باشد، این کار بدون استفاده از ظرفیت هنر ناقص خواهد بود.
این صحیفهپژوه با بیان اینکه حضرت حمزه(ع) تنها یک نمونه از اصحاب پیامبر(ص) است، بیان کرد: ما اصحاب فراوانی از انبیا علیهمالسلام داریم که نیازمند چنین منبعسازیهایی هستند. هنرمندان باید منابع دقیق و مستند در اختیار داشته باشند تا بتوانند شخصیتهایی مانند حضرت حمزه(ع)، عمار، سلمان و مقداد را به دل مردم برسانند. صرفاً برگزاری مراسم بزرگداشت کافی نیست و باید به گونهای عمل کنیم که مردم با ویژگیهای این شخصیتها آشنا شوند و بتوانند آنان را به عنوان الگوی زندگی خود انتخاب کنند. حضرت حمزه(ع) در هنگام ایمان آوردن، کیفیت ویژهای از ایمان را نشان دادند و اسلام خود را به صورت علنی اعلام کردند. بنا بر نقلهای تاریخی، پس از درگیری با ابوجهل، در کنار خانه خدا و در برابر مشرکان اسلام خود را آشکارا اعلام کردند. این رفتار حضرت حمزه(ع) نشاندهنده شجاعت، عزم راسخ و تشخیص درست ایشان در یکی از سختترین دوران دعوت پیامبر اکرم(ص) است؛ زمانی که مسلمانان تحت فشار شدید قرار داشتند و دشمنی مشرکان با پیامبر(ص) به اوج رسیده بود.
مصطفوینژاد با اشاره به نقش حضرت حمزه(ع) در حوادث پس از هجرت، گفت: در برخی نقلها آمده است که نخستین سریهای که پیامبر اکرم(ص) اعزام کردند، سریه حضرت حمزه(ع) بود و پیامبر(ص) ایشان را در رأس گروهی قرار دادند و برای او پرچم بستند. حضرت حمزه(ع) در جنگ بدر نیز نقش برجستهای داشت و در جنگ احد با شجاعت فراوان جنگید و به شهادت رسید. با وجود چنین جایگاه مهمی، هنوز حضرت حمزه(ع) آنگونه که باید برای جامعه شناخته نشده است و شرح حال، ویژگیها و نقش تاریخی ایشان نیازمند معرفی گستردهتر و عمیقتر است. همچنین باید از مرحوم مصطفی عقاد نیز یاد کرد که در فیلم «الرسالة» یا «محمد رسولالله(ص)» توانست شخصیت حضرت حمزه(ع) را در قالب یک اثر فاخر به تصویر بکشد. بازیگر این نقش نیز توانست تا حدود زیادی جلوهای از شخصیت حضرت حمزه(ع) را به مخاطب منتقل کند. البته این کار نباید تنها درباره حضرت حمزه(ع) انجام شود، بلکه درباره دیگر اصحاب پیامبر(ص) نیز باید آثار هنری تولید شود؛ درباره عمار، سلمان، مقداد و دیگر اصحاب خاص امیرالمؤمنین(ع) نیز باید چنین اقداماتی صورت گیرد.
وی افزود: مقداد در میان خواص اصحاب امیرالمؤمنین(ع) جایگاه بسیار بالایی دارد، اما باید از جامعه هنری پرسید چند نفر مقداد را به درستی میشناسند و میدانند چه نقشی در تاریخ اسلام داشته است. درباره عمار، ابوذر و دیگر شخصیتها نیز باید آثار هنری تولید شود. این شخصیتها تنها متعلق به تاریخ نیستند، بلکه میتوانند برای جامعه امروز الگو باشند و به ما نشان دهند که انسان در شرایط حساس چگونه باید تصمیم بگیرد و بر اعتقاد خود استقامت کند. حضرت جعفر بن ابیطالب(ع) نیز از شخصیتهایی است که زندگی او ظرفیت هنری و دراماتیک بسیار بالایی دارد. سفر ایشان به حبشه، گفتوگو با نجاشی، کیفیت بازگشت و اتفاقاتی که در این مسیر رخ داده، همگی میتواند موضوع یک اثر هنری فاخر قرار گیرد. همچنین حضرت حمزه(ع) حتی پیش از اسلام آوردن نیز از پیامبر(ص) دفاع میکرد و در ماجرای سرپرستی حضرت جعفر(ع) نیز نقش داشت. بنابراین، در زندگی این شخصیت، حتی پیش از مسلمان شدن نیز جلوههایی از شخصیت و بزرگواری او قابل مشاهده است.
معاون پژوهش مرکز تخصصی صحیفه سجادیه با تأکید بر اینکه «تشخیص درست» از عناصر مهم شخصیت حضرت حمزه(ع) است، تصریح کرد: باید کاری کنیم که این تشخیص درست که حضرت حمزه(ع) در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ از خود نشان داد، به یک الگوی عمومی تبدیل شود. انسان باید درباره مسائل درست فکر کند، آنها را بشناسد و سپس تصمیم بگیرد. قرآن کریم نیز در بیان وضعیت اهل جهنم به مسئله تفکر و فهم صحیح اشاره میکند. انسان اگر نشنود، فکر نکند و تأمل نکند، ممکن است زمینه خطا و گمراهی در او فراهم شود. دو عنصر مهم در شخصیت حضرت حمزه(ع)، عزم راسخ و قدرت شناخت است. گاهی انسان از موضوعی اطلاع دارد، آن را قبول کرده و حتی به آن اعتقاد دارد، اما به دلیل ضعف اراده نمیتواند بر اساس آن عمل کند. حضرت حمزه(ع) در یک مقطع حساس تاریخی، ایمان خود را آشکار کرد و هزینه آن را نیز پذیرفت. بنابراین، عزم راسخ و قدرت شناخت دو ویژگی مهمی هستند که باید از شخصیت حضرت حمزه(ع) استخراج و به عنوان الگوی تربیتی به جامعه معرفی شوند.
مصطفوینژاد با اشاره به مفهوم «صدقوا ما عاهدوا الله علیه» اظهار کرد: حضرت حمزه(ع) بنا بر فرمایش امیرالمؤمنین(ع) و به نقل امام باقر(ع)، مصداق این آیه شریفه است. انسان باید خودش را مصداق معارف الهی و دستورات خداوند قرار دهد؛ به گونهای که وقتی مردم آیهای از قرآن را میخوانند، بتوانند نمونه عینی آن را در شخصیت انسانها مشاهده کنند. اگر خواص جامعه برای تولید چنین شخصیتهایی همت کنند، آثار بزرگی در جامعه ایجاد خواهد شد و هر یک از این شخصیتها میتوانند در شرایط حساس، جامعه را نجات دهند. شخصیتهایی مانند امام خمینی(ره) نیز محصول یک فرایند تربیتی بودند و خانواده، استادان و محیط تربیتی در شکلگیری شخصیت ایشان نقش داشتند. امام(ره) در یک موقعیت حساس توانست جامعه را نجات دهد. بنابراین، باید شخصیتسازی را با توجه به الگوهایی که در اختیار داریم دنبال کنیم. هدف نباید تنها این باشد که افرادی تربیت شوند که مطالبی را بدانند یا صرفاً به موعظه و آموزش بپردازند؛ بلکه باید شخصیتهایی تربیت شوند که خودشان مصداق معارف الهی، معارف اسلامی و احکام اسلامی باشند. پس از انقلاب نیز نمونههایی از این شخصیتسازی را مشاهده کردهایم. شخصیتهایی مانند شهید سلیمانی، شهید حججی و مرحوم آرمان، نمونههایی از انسانهایی هستند که در مکتب امامین انقلاب تربیت شدهاند و آثار شخصیت و مکتب آنان در جامعه دیده میشود. این مسئله نشان میدهد که اگر شخصیتهایی ساخته شوند که خودشان مصداق معارف باشند، تشکیل تمدن اسلامی دیگر امر تردیدپذیری نخواهد بود.

وی با بیان اینکه دعای چهارم صحیفه سجادیه را میتوان «دعای یادواره شهدا» دانست، تصریح کرد: در قرآن نمونههای متعددی از اصحاب و یاران انبیا وجود دارد؛ اصحاب کهف، حبیب نجار، مؤمن آلفرعون و حضرت آسیه(س) از جمله این نمونهها هستند. درباره مؤمن آلفرعون چندین آیه از سوره مؤمن به بیان داستان او اختصاص یافته و او برای دفاع از حضرت موسی(ع) تلاش کرد و در نهایت به شهادت رسید. حضرت آسیه(س) نیز با وجود فشار فرعون، بر ایمان خود استقامت کرد. این شخصیتها میتوانند در قالب یک مجموعه منسجم از الگوهای ایمان و استقامت معرفی شوند. میتوان حضرت آسیه(س) را از جهت همراهی با حضرت موسی(ع) در شمار یاران ایشان دانست و حضرت مریم(س) نیز از جهت همراهی با حضرت عیسی(ع)، در شمار پیروان و یاران ایشان قرار میگیرد. همچنین درباره اصحاب حضرت سلیمان(ع)، ساحران فرعون و گروهی که پس از مشاهده معجزه حضرت موسی(ع) ایمان آوردند و بلافاصله به شهادت رسیدند، مطالب مهمی وجود دارد. این نمونهها نشان میدهد که اصحاب انبیا صرفاً شخصیتهایی تاریخی نیستند، بلکه الگوهایی برای شناخت ایمان، بصیرت و استقامت به شمار میروند.
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به جایگاه زید بن حارثه در قرآن، اظهار کرد: زید بن حارثه تنها صحابی پیامبر اکرم(ص) است که نام او به صورت مستقیم در قرآن آمده است. درباره همراه حضرت موسی(ع) در داستان موسی و خضر نیز مباحثی مطرح شده و اگر موسی این داستان را همان حضرت موسی(ع) بدانیم، یوشع بن نون را میتوان از پیروان و اصحاب ایشان دانست؛ هرچند احتمال دیگری نیز در این زمینه مطرح شده است. همچنین درباره زید بن حارثه باید توجه داشت که او پسرخوانده پیامبر(ص) بود و پیامبر(ص) برای مقابله با رسم جاهلی فرزندخواندگی و آثار حقوقی آن، سختیهای زیادی تحمل کردند.
مصطفوینژاد افزود: یکی از صفاتی که درباره اصحاب خاص پیامبر(ص) مطرح میشود، این است که آنان برخی امور را «لِلّه» و برخی را «فِیالله» ترک میکردند. میان ترک کردن به خاطر خدا و ترک کردن در راه خدا تفاوت وجود دارد. برخی محرومیتها به خاطر ایمان بر انسان تحمیل میشود و برخی محرومیتها نیز انتخاب خود انسان در مسیر خداوند است. امام سجاد(ع) از خداوند میخواهند که این سختیها را فراموش نکند و اجر و رضوان الهی را به آنان عطا فرماید.
وی با اشاره به تعبیر «وَحَاشُوا الْخَلْقَ عَلَیْکَ»، بیان کرد: اصحاب پیامبر(ص) مردم را به سوی ایشان دعوت و آنان را گرد محور پیامبر(ص) جمع میکردند. این اقدام را میتوان با تعبیر امروزی «جهاد تبیین» مقایسه کرد. آنان در میان مردم حاضر میشدند، پیامبر(ص) را معرفی میکردند و مردم را به سوی حقیقت دعوت میکردند. زندگی هاشم مرقال نمونهای از این رفتار است؛ او در جریان بیعت با امیرالمؤمنین(ع) پیشقدم شد و با اقدام خود زمینه همراهی دیگران را فراهم کرد. هاشم مرقال در جنگ جمل و صفین نیز حضور داشت و در یکی از صحنههای صفین، جوانی از اهل شام را که تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفته بود، با گفتوگو و استدلال با حقیقت آشنا کرد. آن جوان تصور میکرد امیرالمؤمنین(ع) فردی بینماز و قاتل عثمان است، اما هاشم با نشان دادن اصحاب بزرگی مانند عمار و توضیح شبهات موجود، زمینه اصلاح نگاه او را فراهم کرد. این همان چیزی است که امام سجاد(ع) در تعبیر « وَحَاشُوا الْخَلْقَ عَلَیْکَ» بیان میکنند؛ یعنی دعوت مردم به سوی حقیقت از طریق حضور، گفتوگو و تبیین. نمونه دیگر، هشام بن حکم است که به بصره رفت و با یکی از عالمان آنجا درباره مسائل اعتقادی گفتوگو کرد و توانست او را قانع کند. هنگامی که هشام نزد امام صادق(ع) بازگشت، امام(ع) در برابر اصحاب و بزرگان مجلس به احترام او تمامقد ایستادند. این نشان میدهد که ائمه(ع) نیز اصحاب خود را برای گفتوگو و تبیین تربیت میکردند و آنان این روش را از خود ائمه(ع) آموخته بودند.
معاون پژوهش مرکز تخصصی صحیفه سجادیه با اشاره به هجرت اصحاب پیامبر(ص) در راه خدا، تصریح کرد: در ادامه دعا، امام سجاد(ع) از کسانی یاد میکنند که در راه خدا از خانه و دیار خود هجرت کردند. برخی افراد برای حفظ ایمان خود، محیط و زندگی گذشتهشان را ترک کردند و حتی با تنگدستی مواجه شدند، در حالی که پیش از ایمان آوردن زندگی وسیعتری داشتند. همچنین گروهی از اصحاب برای عزتبخشی به دین خدا مورد ظلم قرار گرفتند و هزینههای سنگینی پرداخت کردند؛ از جمله یحیی بن طبیب که در برابر درخواست حجاج برای دشنام دادن به امیرالمؤمنین(ع) مقاومت کرد و در نهایت به شهادت رسید. پس از بیان صفات اصحاب، امام سجاد(ع) میفرمایند: «اللهم و تابعین لهم بإحسان» و از اینجا بحث تابعین آغاز میشود. تابعین کسانی هستند که به نیکی از اصحاب پیروی کردند و برای آنان دعا میکردند؛ همانگونه که در قرآن کریم آمده است: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ». آنان خود را مرهون ایمان نسلهای پیشین میدانستند و حقشناسی نسبت به آنان را در عمل و اعتقاد نشان میدادند.
مصطفوینژاد با بیان اینکه حرکت هر انسان مؤمن در تاریخ اثرگذار است، بیان کرد: اگر یک نفر از اصحاب انبیا را از تاریخ حذف کنیم، بخشی از زنجیره ایمان امروز ما نیز از بین خواهد رفت. نمیتوان گفت ایمان آوردن و شهادت یک انسان مؤمن در نقطهای از تاریخ هیچ اثری بر جهان نداشته است. همانگونه که علامه طباطبایی برای توضیح این مسئله از حرکت یک ماهی در اعماق اقیانوس مثال میزند، حرکت کوچک یک انسان در گوشهای از عالم نیز میتواند آثار گستردهای ایجاد کند. رفتار انسانها در ساختار کلی عالم و جامعه اثرگذار است و نمیتوان اعمال فردی را کاملاً جدا از آثار اجتماعی و تاریخی آن دانست. در روایتی نقل شده است که حضرت موسی(ع) از خداوند درباره بهترین خدمت به خلق پرسید و پاسخ این بود که نماز بخوانم. نماز واقعی باید انسان را به جایی برساند که دیگران از زبان و دست او در امان باشند. وقتی انسان در نماز میگوید «السلام علیکم»، در واقع اعلام میکند که دیگران از جانب او در امنیت هستند. بنابراین، این سلام باید در رفتار اجتماعی انسان نیز نمود داشته باشد و انسان تلاش کند دیگران از زبان، رفتار و دست او در امان باشند.
وی با اشاره به ویژگیهای تابعین در دعای چهارم صحیفه سجادیه، اظهار کرد: نخستین صفت تابعین، اراده حرکت در مسیر اصحاب است؛ یعنی انسان قصد کند در مسیر آنان حرکت کند. سپس تعبیر «تحرّوا» مطرح میشود که به معنای حرکت عملی به سوی مقصد آنان است. ویژگی دیگر، قرار دادن صالحان به عنوان الگو و تنظیم حرکت زندگی بر اساس مسیر آنان است. همچنین داشتن بصیرت نافذ، از دیگر ویژگیهای آنان است؛ بصیرتی که باید در همه وجود انسان نفوذ کند و تنها یک آگاهی سطحی نباشد. در ادامه تعبیر «لم یختلجهم شک» مطرح میشود؛ یعنی آنان در مسیر خود دچار شک و تردید نمیشوند و از آغاز تا پایان راه بر مسیر هدایت باقی میمانند. آنان به هدایت اصحاب اقتدا میکنند و از نور آنان برای هدایت خود بهره میبرند. حامی، معاون و مددکار اصحاب هستند و حتی میتوان از تعبیر «وزیر» برای کسانی استفاده کرد که بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشند و پشتوانه اصحاب و ائمه(ع) هستند.
استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، ادامه داد: تابعین باید دین خود را مطابق دین اصحاب قرار دهند و در سیره زندگی نیز از آنان پیروی کنند. همچنین باید در آنچه اصحاب از پیامبر اکرم(ص) نقل کردهاند، دچار شک نشوند و صداقت آنان را در نقل سخنان پیامبر(ص) بپذیرند. این مسئله نشان میدهد که رابطه میان نسلهای مؤمن تنها انتقال یک سلسله اطلاعات نیست، بلکه انتقال هدایت، اعتماد، سیره و عمل صالح نیز در این زنجیره اهمیت دارد. گاهی امام(ع) حدیثی را مستقیماً از خود بیان میکند و گاهی سلسله سند را ذکر میکند و سخن را به پیامبر اکرم(ص) یا اجداد خود مستند میسازد؛ مانند حدیث سلسلهالذهب از امام رضا(ع). این تفاوت در شیوه نقل میتواند به شرایط مخاطب نیز مربوط باشد. گاهی مخاطب امام را به عنوان گوینده میپذیرد و نیازی به ذکر واسطه نیست، اما گاهی مخاطب نیازمند اطمینان بیشتری است و امام(ع) برای اطمینانبخشی، سخن را به قرآن، پیامبر(ص) یا اجداد خود مستند میکنند.
مصطفوینژاد با اشاره به ادامه مباحث دعای چهارم صحیفه سجادیه، اظهار کرد: پس از بیان صفات اصحاب و سپس تابعین، دعا وارد مرحله دیگری میشود و عبارت «اللهم و صل علی التابعین» مطرح میشود. هدف از این مباحث تنها شناخت تاریخی اصحاب و تابعین نیست، بلکه باید تلاش کنیم صفات آنان را استخراج کنیم و در زندگی خود به کار ببریم تا بتوانیم در مسیر اصحاب و تابعین واقعی قرار بگیریم و آنچه امام سجاد(ع) در این دعا ترسیم کردهاند، از سطح مطالعه و گفتوگو به عرصه زندگی اجتماعی و فردی منتقل شود.
انتهای پیام