
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، چهارشنبه، سیام اردیبهشتماه، در سالن شهدای جهاد علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. در یکی از پنلهای این نشست که دبیری آن را احمد پاکتچی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بر عهده داشت، موضوع «آیندهپژوهی در مطالعات قرآنی» مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
احمد پاکتچی که بهصورت مجازی در این نشست حضور یافته بود، در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربهای مربوط به حدود یک دهه پیش گفت: سالها قبل، در کنفرانسی درباره آینده مطالعات قرآنی سخن میگفتم و در آنجا از الگویی سخن به میان آوردم که تصور میکردم میتواند در حوزه علوم قرآنی، نقشی شبیه جدول مندلیف در علم شیمی داشته باشد. اکنون، پس از گذشت ۱۰ سال، هم فضای مطالعات قرآنی در ایران و جهان دچار دگرگونی شده و هم طبیعی است که نگاه خود من نیز بهعنوان یک انسان، در مسیر تحول قرار گرفته باشد؛ از همین رو امروز میخواهم نگاهی دوباره به این عرصه داشته باشم.
وی در ادامه، برای تبیین منظومه مطالعات قرآنی، از مدلی سهضلعی سخن گفت و افزود: وقتی از مطالعه قرآن سخن میگوییم، در حقیقت با مثلثی روبهرو هستیم که یک ضلع آن متن وحیانی است، ضلع دیگر دانشهایی هستند که برای فهم و مطالعه قرآن به کار گرفته میشوند؛ دانشی که من از آن با عنوان «دانش یاور» یاد میکنم، و ضلع سوم نیز بستر فرهنگی و فنی است. این سه ضلع، دست در دست یکدیگر میدهند تا امکان مطالعه و فهم قرآن و دیگر متون دینی فراهم شود.
پاکتچی افزود: هر یک از این اضلاع، خود دارای لایهها و ساحتهای گوناگونی هستند. در حوزه متن قرآن، نخست با «رسم قرآن» مواجهیم؛ یعنی همان صورتی که امروز از قرآن در قالب خطوط و نوشتار در اختیار ما قرار دارد. استفاده از اصطلاح «رسم» نیز برگرفته از روایات است.
وی سپس «زبان قرآن» را دومین ساحت مهم در مطالعه متن دانست و گفت: زبان قرآن تنها به مباحث عمومی زبانشناسی محدود نمیشود، بلکه ویژگیهای خاص و منحصربهفرد زبان قرآن را نیز دربرمیگیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سومین بخش را «ساختار متن» معرفی کرد و افزود: این ساختار میتواند از نظم منطقی آیات گرفته تا مباحث مربوط به انسجام، همبستگی و پیوستگی متن را شامل شود. بنابراین، متن قرآن را میتوان در سه ساحت رسم، زبان و ساختار مورد مطالعه قرار داد.
پاکتچی در ادامه، به ضلع دوم این منظومه یعنی «دانش یاور» پرداخت و گفت: در این بخش نیز با سهگانهای مواجهیم؛ دادههای علمی، زبان علمی و روش علمی. هر یک از این موارد پیشتر نیز بهصورت مستقل مورد بررسی قرار گرفتهاند و اگر فرصت فراهم شود، در آینده میتوان درباره آنها به شکل مبسوطتری سخن گفت.
وی سپس به ضلع سوم، یعنی «بستر فرهنگی» اشاره کرد و توضیح داد: در این بخش نیز میتوان یک مثلث دیگر ترسیم کرد؛ یک ضلع آن فرهنگ عصر نزول است، ضلع دیگر فرهنگ امروز و انسان معاصر و ضلع سوم چیزی است که من از آن با عنوان «فرهنگ توالی اعصار» یاد میکنم.
وی با تأکید بر اهمیت این مفهوم افزود: ما تنها انسان قرن بیستویکم نیستیم که با قرآن مواجه میشویم؛ در طول قرنهای متمادی، مفسران و اندیشمندان بسیاری آمدهاند و قرآن را فهم و تفسیر کردهاند. چه با آرای آنان موافق باشیم و چه مخالف، نمیتوانیم همه این میراث را نادیده بگیریم. آنچه میتواند میان فرهنگ عصر نزول و فرهنگ امروز پیوند برقرار کند، توجه به همین توالی اعصار و فرهنگهای شکلگرفته در طول تاریخ است.
پاکتچی سپس با نگاهی تاریخی به تحولات یکی دو قرن اخیر در جهان غرب و جهان اسلام، به مهمترین رویکردهای معاصر در مطالعات قرآنی اشاره کرد و گفت: یکی از رایجترین این رویکردها، رویکرد انتقادی است؛ رویکردی که بیشتر در میان مستشرقان دیده میشود، هرچند نمونههایی از آن در میان پژوهشگران مسلمان نیز وجود دارد. این نگاه عمدتاً بر رسم قرآن تکیه دارد و میکوشد بررسی کند متنی که امروز در اختیار ماست، متعلق به چه دورهای است و آیا متنی یکپارچه است یا لایهها و بخشهای متعددی دارد.
وی «رویکرد هرمنوتیکی» را از دیگر جریانهای مهم دانست و اظهار کرد: این رویکرد بیش از هر چیز بر عصر خوانش و فرهنگ زمانه خواننده تمرکز دارد و به تفاوت افقهای فهم در عصر نزول، عصر حاضر و دوران مفسران گذشته توجه میکند.
پاکتچی رویکرد دیگری که هم در میان برخی مستشرقان و هم در میان اندیشمندان جهان اسلام دیده میشود را «توجه به ساختار» معرفی کرد و گفت: این رویکرد بیشتر بر چینش و سازمان متن تمرکز دارد.
پاکتچی همچنین به «تفسیر عینی» بهعنوان یکی از گرایشهای پررنگ معاصر اشاره کرد و گفت: این رویکرد بیشتر به حوزه دانشیاور مربوط میشود و تکیه اصلی آن بر دادههای علمی و یافتههای عینی است.
وی با تأکید بر اینکه هر یک از این رویکردها بخشی از حقیقت را دیدهاند، تصریح کرد: در عین حال، در هر یک از این نگاهها بخشی مهم نیز مغفول مانده است. البته انتظار ندارم یک فرد بتواند بر تمام این حوزهها اشراف کامل داشته باشد و همه آنها را پوشش دهد؛ بلکه سخن من این است که باید یک آکادمی جامع وجود داشته باشد که بتواند همه این زوایا را در کنار هم ببیند.
وی در پایان، به ارائه تصویری از آینده علوم قرآن که در ذهن دارد پرداخت و گفت: آینده مطلوب مطالعات قرآنی، آیندهای است که در آن یک مجموعه آکادمیک منسجم بتواند تمام این حوزهها و رویکردها را بهصورت هماهنگ و همهجانبه در کنار هم قرار دهد. تنها در چنین صورتی است که میتوان انتظار داشت تصویری دقیق، قابل اتکا، متناسب با عصر حاضر و در عین حال فهمپذیر از قرآن کریم ارائه شود.
بر اساس گزارش ایکنا در بخش دیگری از نشست هماندیشی استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور، زهره اخوانمقدم، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی تهران، با تمرکز بر ضرورت «آیندهپژوهی» در فضای امروز جهان اسلام، به بیان دیدگاههای خود پرداخت.
وی در ابتدای سخنانش با اشاره به تحولات پرشتاب و پیچیده عصر حاضر گفت: ما پیشتر با جنگ شناختی مواجه بودیم، اما امروز این تقابل، از سطح شناخت عبور کرده و به جنگی وجودی تبدیل شده است؛ جنگی که در گام نخست اسلام و سپس تشیع را هدف گرفته است. از همین رو، اهمیت آیندهپژوهی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد.
اخوانمقدم آیندهپژوهی را ابزاری برای جلوگیری از غافلگیری در برابر تحولات دانست و افزود: آیندهپژوهی به ما کمک میکند در مواجهه با چالشها و رخدادهای پیشرو، دچار انفعال و واکنشهای هیجانی نشویم، بلکه با آمادگی و شناخت قبلی، در انتظار وقوع تحولات باشیم و برای آن برنامه داشته باشیم.
وی ادامه داد: فایده آیندهپژوهی این است که انسان را از موضع انفعال خارج میکند و با نگرشی فعال به سوی آینده میبرد. آیندهپژوهان با تحلیل روندهای موجود، سناریوهای مختلفی طراحی میکنند تا فرصت مناسب برای پاسخ به چالشهای آینده فراهم شود و حتی در بسیاری از مواقع، تهدیدها به فرصت تبدیل شوند.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی تهران تأکید کرد: اگر این گمانهزنیها خردمندانه، نظاممند و علمی باشد، میتواند بسیار راهگشا و اثرگذار باشد.
وی با اشاره به جایگاه آیندهپژوهی در جهان امروز اظهار کرد: در کشورهای پیشرفته، آیندهپژوهی دارای رشتههای دانشگاهی متعدد و مجلات تخصصی فراوان است، اما در ایران این حوزه تنها در دو دانشگاه و آن هم بیشتر در عرصه حکمرانی دنبال میشود؛ به این معنا که آیندهپژوهی هنوز به یک دانش عمومی و فراگیر تبدیل نشده است.
اخوانمقدم در ادامه، به نسبت میان آیندهپژوهی و معارف قرآنی پرداخت و گفت: گرچه در حوزه آیندهپژوهی رویکردهای مختلفی وجود دارد، اما دقیقترین آیندهنگریها متعلق به قرآن کریم است؛ زیرا در پیشبینیهای قرآنی، قطعیت وجود دارد و احتمال در آن راهی ندارد، در حالی که در دیگر الگوهای آیندهپژوهی، همواره چندین سناریو مطرح میشود. قرآن تنها یک سناریو ارائه میدهد، چراکه از سرچشمه وحی الهی برخاسته است.
وی آینده را دارای دو ساحت دانست و گفت: یک نوع آینده، آینده نزدیک و جزئی است که با همین روشهای آیندهنگری میتوان به آن دست یافت، اما نوع دیگری از آیندهنگری وجود دارد که ناظر به آینده جهان است؛ همان نگاهی که در آیاتی، چون آیه ۱۰۵ سوره انبیا و آیه ۵ سوره قصص مشاهده میشود.
وی همچنین با استناد به روایات، به مسئله تکامل عقل، اخلاق و فناوری در آینده اشاره کرد و گفت: در روایات متعددی به تکامل خرد انسانی و پیشرفت صنایع اشاره شده است. برای نمونه، در روایتی آمده است که مؤمن در مشرق، برادر خود را در مغرب میبیند. شاید امروز تصور کنیم این مسئله با تلفن همراه و فناوری ارتباطی محقق شده، اما روایت فراتر از این سخن میگوید و به نوعی پیشرفت در چشم و گوش انسان اشاره دارد؛ بهگونهای که انسانها در هر کجا باشند، بتوانند امام زمان (عج) را مشاهده کنند. تکامل اخلاق و ترمیم و آبادانی خرابیهای جهان از دیگر جلوههای این آیندهنگری دینی است.
اخوانمقدم در ادامه، آیندهپژوهی را راهکاری برای مواجهه با آسیبهای فرهنگی و آموزشی جامعه دانست و افزود: ما میتوانیم با بهرهگیری از آیندهپژوهی، بخشی از نارساییهای نظام آموزشی و ضعف سواد رسانهای نوجوانان را جبران کنیم و از طریق توسعه و تکامل تحقیقات اسلامی، در برابر بحران هویتی نسل جوان بایستیم. ثمره آیندهپژوهی بر پایه سنت اسلامی، تقویت هویت جوانان است؛ مسئلهای که امروز یکی از مهمترین چالشهای عصر حاضر به شمار میرود.
این استاد دانشگاه همچنین گفت: آشنایی جامعه با آیندهپژوهی و مسئله مهدویت، میتواند موجب تعمیق امامزمانشناسی و تقویت هویت دینی در حوزههایی، چون خداشناسی، انسانشناسی و جهانشناسی شود.
اخوانمقدم در پایان سخنانش چند پیشنهاد عملی ارائه کرد و گفت: ضروری است مجلهای تخصصی با محور آیندهپژوهی راهاندازی شود. همچنین طراحی دو واحد درسی در مقطع کارشناسی با محور آیندهپژوهی و تأکید بر شناخت امام عصر (عج) و نیز چهار واحد درسی در مقطع کارشناسی ارشد با تمرکز بر آینده جهان و امامشناسی، میتواند در این مسیر مؤثر باشد.
در ادامه این نشست، محمدحسن صانعیپور، عضو هیئت علمی دانشگاه کاشان، نیز به بیان دغدغههای خود درباره وضعیت رشته علوم قرآن و حدیث پرداخت.
وی سخنانش را با اشاره به برخی چالشهای بنیادین این حوزه آغاز کرد و گفت: امروز با مسائل حیاتی متعددی روبهرو هستیم که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از بزرگترین معضلات رشته قرآن و حدیث این است که بسیاری از دانشآموزانی که این رشته را انتخاب میکنند، آن را بهعنوان آخرین گزینه خود برمیگزینند.
صانعیپور این مسئله را نشانه نوعی «ضعف نخبگانی» در میان دانشجویان این رشته دانست و افزود: البته نمیخواهم کسی را مقصر بدانم، اما باید اتفاقی اساسی رخ دهد. دانشجو، رکن اصلی ماست؛ در حالی که امروز برخی دانشجویان ما حتی رشته تحصیلی خود را پنهان میکنند. اینکه خانوادهها، مدارس یا متولیان فرهنگی جامعه تا چه اندازه در شکلگیری این وضعیت نقش دارند، نیازمند بررسی جدی است.
وی ارکان علوم قرآن و حدیث را برشمرد و اظهار کرد: رکن نخست این حوزه، دانشجوست؛ رکن دوم استاد است، رکن سوم آموزش و رکن دیگر پژوهش است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر ضعفهای موجود در حوزه پژوهش ادامه داد: در پژوهش، یکی از مهمترین مسائل، روش تحلیل است. امروز مهمترین چیزی که باید آموخته شود، زبان است. من تاکنون بیست شاخه مختلف از مطالعات زبانی را احصا کردهام.
عضو هیئت علمی دانشگاه کاشان تصریح کرد: «هم در معرفی این رشته و هم در طراحی روشهایی که قرار است زیربنای فهم قرآن باشند، عملکرد مطلوبی نداشتهایم و در این زمینه، غربیها از ما جلوتر حرکت کردهاند. در حوزه پژوهش و روش تحقیق، احساس میکنم هنوز در دانشگاهها جایگاه خود را بهدرستی پیدا نکردهایم.
بر اساس این گزارش در بخش پایانی این پنل حاجیخانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، نیز به بیان دیدگاههای خود پرداخت و با لحنی انتقادی از وضعیت کنونی مطالعات قرآنی سخن گفت.
وی اظهار کرد: مسئولیت ما بسیار سنگینتر از دیگر استادان دانشگاه است. من برای این مسئله، مجموعهای از پرسشها و همچنین نقشه راهی طراحی کردهام.
حاجیخانی نخستین پرسش را اینگونه مطرح کرد: آیا قرار است فقط مصرفکننده باشیم؟ ما ایستادهایم تا ببینیم دیگران چه تولید میکنند و سپس صرفاً به آنها پاسخ بدهیم؛ نام این کار را هم پاسخ به شبهات گذاشتهایم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: تمام سرمایههای نظام سرمایهداری به دانشگاهها تزریق میشود تا ما را سرگرم کند و اجازه ندهد به وظیفه اصلی خود عمل کنیم. پیشنهاد من این است که از «تأثر کاذب» به سمت «تأثیر صادق» حرکت کنیم.
وی با اشاره به پیشرفتهای کشور در صنایع دفاعی گفت: همانگونه که با اتکا به پشتوانه معنوی و روحیه جهادی، در حوزه موشکی به تولید علم و فناوری رسیدیم، در دیگر عرصهها نیز باید تولید علم کنیم.
حاجیخانی وضعیت فعلی دانشگاهها را منفعلانه توصیف کرد و افزود: ما خود را درگیر بحثهای انتزاعی کردهایم. سؤال اینجاست که در حوزه قرآن، طی این ۴۷ سال چه مسئلهای از مسائل کشور را حل کردهایم؟ چرا همواره در برابر مستشرقان موضع تدافعی داریم؟ چرا ما تولیدکننده علم نباشیم تا دیگران در جایگاه پاسخگویی قرار گیرند؟
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس همچنین با انتقاد از فاصله پژوهشهای دانشگاهی با مسائل واقعی جامعه اظهار کرد: با وجود این حجم گسترده پایاننامهها و پژوهشها، نتوانستهایم در بحرانهای اجتماعی، از جمله مسئله حجاب، نقش مؤثری ایفا کنیم.
وی در پایان با طرح پرسشی خطاب به استادان علوم قرآن و حدیث گفت: مسئولیت ما در قبال این مسائل چیست؟ چه کسی باید درباره این موضوعات بنویسد و سخن بگوید؟ چرا خود را در برابر مسائل جامعه مسئول نمیدانیم؟
انتهای پیام