به گزارش ایکنا، نشست علمی و تحلیلی با عنوان «امر ملی و جنگ» دوشنبه، ۲۵ خردادماه با هدف واکاوی ابعاد مختلف ایستادگی ملی و تحلیل شرایط جاری در محل دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.
در ابتدای بخش دوم این نشست که در قالب «پنل علم و سیاستگذاری» برگزار شد، فاطمه محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی طی سخنانی در رابطه با مقوله انسجام ملی و اثر پرچم با تأکید بر ضرورت توجه به تحولات اجتماعی پس از جنگ اظهار کرد: به اعتقاد من ایران پساجنگ با مسائل و چالشهایی بهمراتب حساستر، حیاتیتر و جدیتر از دوران جنگ مواجه خواهد بود. رخدادهای میدانی و آنچه طی شبهای اخیر در تجمعات خیابانی مشاهده شد، نشاندهنده نوعی تغییر در کنش اجتماعی مردم است؛ تغییری که برخی افراد در ساحت حکمرانی هنوز آن را نپذیرفته یا اهمیت آن را بهدرستی درک نکردهاند.
وی افزود: مشارکت در امور اجتماعی و بیان صریح دیدگاهها، اعم از تند، میانه یا انتقادی بخشی از واقعیت جامعه امروز ایران است. بر همین اساس، معتقدم بسیار خطرناک خواهد بود اگر تصور شود در موضوعات ملی که به سرنوشت همه مردم ایران مرتبط است یک اقلیت محدود بتواند دیدگاههای افراطی خود را بر جمعیت ۹۰ میلیونی کشور تحمیل کند یا با ایجاد فضای تهدید، خواستههای خود را به عرصه سیاستگذاری کشور دیکته کند.
این کارشناس مسائل اجتماعی ادامه داد: این مسئله نیازمند بررسی دقیق، علمی و کارشناسانه در آینده سیاسی ایران است؛ چراکه هزینه اداره مسائل و مدیریت چالشها را بهشدت افزایش میدهد. در چنین شرایطی با لایهای سخت و غیر منعطف مواجه میشویم که هر مسئلهای را به تهدید و هر پدیدهای را به بحران تبدیل میکند. در نتیجه، مدیریت بحران از دست سطوح میانی تصمیمگیری خارج شده و کشور ناچار به پرداخت هزینههای سنگین برای حل مسائل خواهد شد.
وی تصریح کرد: چنین روندی نهتنها به نفع امنیت ملی نیست، بلکه در برخی سطوح میتواند ذهنیت و اعتماد عمومی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در شبهای اخیر نیز بخشی از جامعه با ابهامات و پرسشهای ذهنی مواجه بوده است. البته بحث بر سر درستی یا نادرستی اصل موضوع نیست، بلکه مسئله اصلی، شیوههای کنشگری هزینهساز و پیامدهای آن است.
محمدی با اشاره به تفاوت مفهومی «امر ملی» و «ملیگرایی» گفت: این دو مفهوم در علوم اجتماعی دارای تعاریف و کارکردهای متفاوتی هستند و حتی در جامعهشناسی رفتار ایرانی نیز ویژگیهای خاص خود را دارند. ممکن است مفهوم امر ملی و خیر جمعی در برخی جوامع، از جمله آمریکا، تعریفی روشن و مشخص داشته باشد، اما در جامعه ایران این موضوع با مختصات متفاوتی بروز پیدا میکند.
وی تصریح کرد: تجربه جنگ اخیر نیز نشان داد که رفتار مردم ایران در مواجهه با بحرانها با بسیاری از جوامع دیگر تفاوت دارد. در اغلب کشورهایی که درگیر جنگ میشوند، شهروندان در جستوجوی پناهگاه، امنیت فردی و آرامش روانی برای خود و خانوادههایشان هستند و در ادامه مطالبات خود را از حاکمیت مطرح میکنند. اما در ایران، خیابان به پناهگاه اجتماعی مردم تبدیل شد؛ موضوعی که بیانگر ویژگیهای خاص جامعهشناسی رفتار ایرانی در مواجهه با بحرانها و ابرچالشهایی نظیر جنگ است.
وی در ادامه با تبیین مفهوم «امر ملی» اظهار کرد: امر ملی بیش از هر چیز با خیر جمعی و مشارکت حداکثری مردم پیوند دارد. تفاوت آن با ملیگرایی نیز دقیقا در همین نقطه است. ملیگرایی به معنای پیوند دادن هویت جمعی با موضوعاتی همچون وطندوستی، حفظ امنیت ملی، پاسداری از مرزهای سرزمینی و احترام به نمادهای ملی است.
این استاد دانشگاه افزود: در جریان جنگ اخیر شاهد شکلگیری جلوهای متفاوت از امر ملی بودیم. پرچم بهعنوان یک نماد ملی، کارکردی فراتر از مفهوم رایج ملیگرایی پیدا کرد و به ابزاری برای ایجاد همبستگی اجتماعی تبدیل شد. در بسیاری از تجمعات مردمی، افراد از طریق این نماد ملی یکدیگر را شناسایی کرده و حول آن گرد هم آمدند.
وی تصریح کرد: تقریبا در تمامی تجمعات پرچم نقش محوری در شکلگیری اجتماع ایفا میکرد. هر جا پرچم به اهتزاز درمیآمد، مردم آن مکان را بهعنوان نقطه تجمع و مشارکت جمعی تشخیص میدادند. به این ترتیب، امر ملی در قالب یک نماد مشترک شکل گرفت و افراد احساس کردند میتوانند ذیل آن در کنار یکدیگر قرار گرفته و مشارکت خود را در یک مسئله سیاسی و اجتماعی ابراز کنند.
محمدی با اشاره به مشاهدات میدانی خود از تجمعات مردمی در دوران جنگ، اظهار کرد: در گفتوگو با افرادی که در تجمعات خیابانی حضور داشتند، یک نکته مشترک بهوضوح قابل مشاهده بود؛ اغلب آنان معتقد بودند که با حضور خود در حال کمک به جمهوری اسلامی در نبردی ملی هستند و هیچکس احساس نمیکرد که نسبت به این مسئله بیتفاوت، بیمسئولیت یا خارج از دایره مشارکت است.
وی در تشریح این موضوع به خاطرهای از یکی از تجمعات مردمی اشاره کرد و گفت: در یکی از میدانهایی که برای سخنرانی حضور داشتم، بانوی سالمندی را مشاهده کردم که بهدلیل شرایط جسمی به سختی قادر به حرکت بود، اما هر شب در تجمعات شرکت میکرد. زمانی که علت حضور مستمر او را جویا شدم، اطرافیانش گفتند که این بانوی سالخورده با وجود محدودیتهای جسمی، هیچیک از شبهای تجمع را از دست نداده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: این بانوی حدوداً ۸۳ یا ۸۴ ساله درخواست داشت در پویش «جانفدا» ثبتنام شود. او میگفت فرزندانش در ایران حضور ندارند و به دلیل نداشتن سواد کافی امکان ثبتنام شخصی را ندارد. هنگامی که از او پرسیدم چه نوع کمکی میتواند ارائه دهد، پاسخ داد که خانهای در حوالی میدان انقلاب دارد و آماده است آن را در اختیار نیروهای خدمترسان، بسیجیان یا سایر نیروهای فعال قرار دهد تا بتوانند از آن برای استراحت و پشتیبانی استفاده کنند.
وی افزود: این نمونه تجلی عینی مفهوم «امر ملی» است؛ جایی که فرد خود را در سرنوشت کشور و حاکمیت سهیم میداند و تلاش میکند به هر شکل ممکن سهم خود را در حمایت از کشور ایفا کند. این موضوع فراتر از مفهوم ملیگرایی است و زمانی که به امر ملی تبدیل میشود، در قالب مشارکت اجتماعی معنا پیدا میکند.
این تحلیلگر مسائل اجتماعی با اشاره به حضور اقشار مختلف در تجمعات مردمی گفت: در جریان این رویدادها حتی برخی مسئولان عالیرتبه کشور که دارای جایگاههای مهم اجرایی و ملاحظات امنیتی بودند، در میان مردم و در کنار آنان حضور داشتند. در یکی از برنامههایی که در میدان شهید تهرانمقدم برگزار شد، شاهد بودم که تعدادی از مسئولان اعم از زنان و مردان همانند سایر شهروندان با در دست داشتن پرچم در میان جمعیت حضور داشتند و در فضای عمومی مشارکت میکردند.
محمدی افزود: برخی از این افراد با وجود مشکلات جسمی و محدودیتهای شخصی خود را موظف به حضور میدانستند؛ زیرا امر ملی در جنگ اخیر به مسئلهای روشن، فراگیر و مشترک برای همه اقشار جامعه تبدیل شده بود.
وی با بیان اینکه حتی در شهرهایی که مستقیما در معرض حملات و تهدیدات جنگی قرار نگرفته بودند نیز مشارکت اجتماعی قابل توجهی شکل گرفت، تصریح کرد: در بسیاری از شهرها، مردم با وجود آنکه تجربه مستقیمی از شرایط جنگی نداشتند، حضوری فعال در صحنههای اجتماعی و حمایتی داشتند؛ گویی خود در متن بحران قرار دارند. این رفتار ناشی از آن بود که شهروندان موضوع را یک امر ملی تلقی میکردند و خود را در قبال آن مسئول میدانستند.
این استاد دانشگاه در ادامه با تأکید بر اهمیت حفظ این سرمایه اجتماعی در دوران پساجنگ اظهار کرد: نگرانی اصلی آن است که نتوانیم این سرمایه اجتماعی و انسجام شکلگرفته را در دوران پساجنگ حفظ کنیم. خیابان، مردم و ظرفیت اجتماعی حاصل از این همبستگی، سرمایهای ارزشمند است که اگر مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است بار دیگر از دست برود.
وی افزود: به باور بنده بسیاری از افرادی که در مقاطع مختلف نسبت به جمهوری اسلامی انتقاد داشتند یا حتی در اعتراضات خیابانی حضور یافته بودند، در جریان جنگ اخیر در کنار کشور ایستادند و از آن دفاع کردند؛ زیرا مسئلهای که با آن مواجه بودند، فراتر از اختلافات سیاسی و جناحی بود و به امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور مربوط میشد.
وی بیان کرد: در این مقطع امر ملی بر اختلافات سیاسی غلبه کرد و بسیاری از شهروندان فارغ از گرایشهای فکری و سیاسی، احساس کردند که باید برای حفظ کشور و سرزمین خود نقشآفرینی کنند. همین مسئله موجب افزایش سرمایه اجتماعی و شکلگیری نوعی همبستگی ملی شد.
وی در ادامه با اشاره به مفهوم «هویت اجتماعی» گفت: بر اساس نظریههای هویت اجتماعی، افراد بخش مهمی از هویت خود را از عضویت در گروهها و اجتماعات مختلف کسب میکنند. در ایران نیز مسئله هویت از اهمیت ویژهای برخوردار است و بسیاری از چالشهای اجتماعی و فرهنگی کشور ریشه در نحوه شکلگیری، بازتولید و بازتعریف هویت جمعی دارند.
محمدی افزود: در شرایط جنگی، هویت جمعی بر منافع فردی غلبه میکند. در ماههای اخیر نیز بسیاری از مردم فارغ از موقعیت، جایگاه و منافع شخصی، بر حفظ ایران و امنیت ملی تأکید داشتند. افرادی که در عرصههای نظامی، دیپلماسی، رسانه و یا در کف خیابان فعالیت میکردند، همگی هدفی مشترک را دنبال میکردند و آن حفظ کشور بود.
وی با ابراز نگرانی نسبت به بازگشت رقابتهای جناحی پس از پایان جنگ تصریح کرد: تجربه نشان داده است که پس از عبور از بحرانها، بار دیگر منافع فردی و جناحی برجسته میشود و امکان دارد خیر جمعی و منافع ملی به حاشیه رانده شود. در حالی که اگر امر ملی در ساختارهای کشور نهادینه شود، همه بخشها میتوانند در راستای اهداف مشترک حرکت کنند.
وی همچنین، با انتقاد از تقلیل مسائل کشور به حوزه اقتصاد گفت: اقتصاد بدون تردید اهمیت بالایی دارد، اما همه مسائل جامعه را نمیتوان صرفا با شاخصهای اقتصادی تبیین کرد. نمونههای متعددی وجود دارد که نشان میدهد حتی در خانوادههای برخوردار از رفاه اقتصادی نیز برخی مسائل اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی همچنان پابرجاست و این امر بیانگر نقش تعیینکننده فرهنگ و هویت اجتماعی است.
محمدی در پایان تأکید کرد: انسجام اجتماعی زمانی به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل میشود که مردم در تمامی سطوح تصمیمگیری و سیاستگذاری بهعنوان رکن اصلی نظام مورد توجه قرار گیرند. مردمیسازی واقعی مستلزم آن است که شهروندان نهتنها مخاطب تصمیمات، بلکه بخشی از فرآیند تصمیمسازی و اداره کشور باشند.
وی با اشاره به تحولات جنگ اخیر بیان کرد: یکی از محاسبات اصلی دشمن، ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت بود؛ اما حضور گسترده مردم در صحنه و حمایت آنان از امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور نشان داد که در بزنگاههای حساس، جامعه ایران از ظرفیت بالایی برای همبستگی و دفاع از منافع ملی برخوردار است.
وی افزود: مردم ایران در این مقطع به روشنی اعلام کردند که مسائل و اختلافات داخلی باید در درون کشور و توسط خود مردم حلوفصل شود و هیچ قدرت خارجی نمیتواند راهحل مشکلات ایران باشد. تجربههای تاریخی نیز نشان داده است که هیچ بیگانهای برای هیچ ملتی مسیر سعادت و پیشرفت را هموار نکرده و این مسئولیت در نهایت بر عهده خود ملتهاست.
انتهای پیام