کد خبر: 4358440
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۳

تحلیل نقش دانشگاه و هنر در بازسازی همبستگی اجتماعی

در نشست «امر ملی و جنگ» متخصصان علوم سیاسی و فلسفه هنر به بررسی مفاهیمی همچون نهادینه کردن سرمایه‌های اخلاقی در پساجنگ، تحول مفهوم قهرمان از فرد به جمع در هنر، و چالش‌های نظم جهانی و امنیت در سایه «جنگ رمضان» پرداختند تا راهکارهایی برای تقویت همبستگی ملی و کنش‌های هوشمندانه در فضای سیاسی ارائه دهند.

از همبستگی ملی تا رئالیسم هوشمند؛ روایت دانشگاهیان از دوران پساجنگ
به گزارش ایکنا، نشست علمی و تحلیلی «امر ملی و جنگ» با هدف واکاوی ابعاد مختلف ایستادگی ملی و تحلیل شرایط جاری امروز، دوشنبه ۲۵ خرداد در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در پنل نخست این نشست علمی و تحلیلی نجمه کیخا، استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، رامتین شهبازی، استادیار فلسفه هنر و سینما دانشگاه سوره و محمد محمودی‌کیا، استادیار‌ علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی  با موضوع «سیاست و اجتماع» به ارائه سخنرانی پرداختند.

نجمه کیخا، استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در این نشست بیان کرد: جنگ جلوه نابودگر دارد اما مزایایی هم دارد. بسیاری از افراد می‌گویند که ما دیگر جامعه قبل از جنگ نیستیم و تغییرات بسیاری کرده‌ایم‌. گستردگی و عمق جنگ اخیر بسیار بیشتر از جنگ‌های قبل بود که هیچوقت جنگی را که با کشته شدن دختران دبستان میناب آغاز شد را فراموش نمی‌کنیم.
 
وی ادامه داد: جنگ، لایه‌ها و عناصر متفاوتی را برای ما عیان کرد که تا پیش از این پنهان بودند. ما شاهد همدلی بودیم و مهم‌ترین وظیفه ما در پساجنگ نهادینه کردن سرمایه اخلاقی به‌عنوان امر ملی است. دانشگاه باید به موضوع وحدت و یک دستی به پردازد. ما می‌توانیم در عین تکثر، منسجم باشیم.
تحلیل نقش دانشگاه و هنر در بازسازی همبستگی اجتماعی
 
کیخا افزود: باید بحث تعاون، همدلی و اینگونه مفاهیم را به زبان امروز ترجمه کنیم تا ارتباط نزدیکی با آن برقرار کنیم و دوباره دچار مشکلات پیشین نشویم. گفت‌وگو به بهترین شکل بیش از هرجای دیگری در دانشگاه می‌تواند اتفاق بیافتد و دانشگاه وظیفه دارد تا زمینه گفت‌وگو را فراهم کند. دانشگاه باید نقش رهبری در جامعه را ایفا کند.

وی اظهار کرد: ما به زبان مشترک برای فهم تفاوت‌ها نیاز داریم تا به یک چهارچوب مشترک دست یابیم. ما مدام نگرانیم که همبستگی ایجاد شده از بین نرود و دانشگاه در این زمینه وظیفه دارد. جنگ نشان داد که ما شرایط همبستگی را داریم.

«بدن» به مثابه قهرمان جمعی

رامتین شهبازی، استادیار فلسفه هنر و سینما دانشگاه سوره در این نشست بیان کرد: اصولاً تعاریف ما بعد از هر بحران و رویدادی تغییر می‌کند. ما از حالت دوندگی خارج شدیم و به سوژگی رسیدیم. افرادی که در خیابان حضور داشتند تبدیل به سوژه شدند و مطالبه دارند. ما دیگر قهرمان فردی نداریم بلکه قهرمانان جمعی است. اکنون واژگان کهن، معانی متفاوت و جدیدی یافتند‌.

وی ادامه داد: هنر پساجنگ ۱۴۰۵ نیز با قبل از آن متفاوت است. وقتی از قهرمان جمعی سخن می‌گوییم حرکت یک دست به معنای حرکت هزاران دست دیگر است. «ایستادن» کانون توجه هنر دوره جدید است. بدن به مثابه ستون عمل می‌کند که معنای پایداری است. ایستادگی یک وضعیت فیزیکی صرف نیست بلکه یک موضع‌گیری وجودی است.
شهبازی افزود: قهرمان جمعی ما بدنی است که جغرافیا را به ارث نبرده بلکه آن را خلق کرده است و هر وجب از خاکی که در بهار ۱۴۰۵ حفظ شد بخشی از کالبد امروز ماست و هنرمند با ثبت این در هم تنیدگی به ما یادآوری می‌کند که امر ملی هوایی است که در رتبه‌های ما می‌چرخد و خاکی است که در زیر ناخن‌های ما نشسته است و این پیوند بدنی با زمین، ریشه اصلی ثبات و آرامشی است که در دوران پساجنگ تجربه می‌کنیم.

رئالیسم هوشمند در جنگ رمضان

محمد محمودی کیا، استادیار‌ علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی سخنران دیگر این در این نشست بیان کرد: خاورمیانه در دو دهه اخیر دستخوش تغییرات بسیاری بوده است و ما در حال تجربه نظم سیال هستیم که برخی از آن به‌عنوان نظم در حال گذار نیز نام برده‌اند و در چنین بستری مرز بازیگران دولتی و غیردولتی در هم تنیده شده است.
وی ادامه داد: نظم تک قطبی سابق نمی‌تواند آشفتگی‌ها را حل کند و جنگ رمضان نشان داد که آمریکا به هیچ وجه شایستگی سابق خود در پاسداری از نظام تک قطبی را ندارد. معمای امنیت به مسئله پیچیده‌ای تبدیل شده است. پیامد معمای امنیتی، افزایش تنش تا سطح جنگ و بروز جنگ است اما در دوره‌های جدید شاهد ناگهانی کاهش تنش مواجه هستیم.

محمودی‌کیا اضافه کرد: سیاست خارجی ایران در ده سال گذشته از یک خوانشی از امنیت پیروی می‌کند اما این امنیت صورت‌بندی نظریه روشنی ندارد. ما شاهد رفتارهای پارادوکسیکال هستیم و با تغییر دولت‌ها شاهد چرخش‌های گفتمانی هستیم و از گفتمانی به گفتمان دیگری عبور می‌کنیم که این اتفاق هزینه‌های بسیاری را به ما وارد می‌کند.
وی با اشاره به آنتروپی سیستمی بیان کرد: ما سیستم‌های باز و بسته داریم و سیستم‌های بسته محکوم به فروپاشی هستند زیرا امکانی برای تبادل سیستمی ندارند. ما در وضعیت بحران فزاینده آنتروپی سیستمی قرار داریم که این وضعیت دو حالت ایجابی و سلبی دارد.
 
محمودی‌کیا اضافه کرد: قواعد گذشته تضمین کننده هیچ پیش‌بینی پذیری نیستند. ما باید پیش‌بینی‌پذیر نباشیم چراکه پیش‌بینی پذیری یک آسیب است و باید خود را آماده کنش‌های زمان‌مند و هوشمند کنیم. ما نیاز به سازه نظری داریم تا راهنمای عمل برای سیاست خارجی کشور باشد.
تحلیل نقش دانشگاه و هنر در بازسازی همبستگی اجتماعی

وی تصریح کرد: نظریه‌ای مبنی بر نظریه «رئالیسم هوشمند» طرح کرده‌ام که شش اصل دارد و عبارتند از حداقل سازی ریسک، انعطاف پویا، وابستگی متقابل کنترل شده، تقویت قدرت دانش‌پایه، چند قطبی سازی منعطف در روابط خارجی، اجتماعی سازی منطق مقاومت.
 
محمودی‌کیا اضافه کرد: پرونده یمن نمونه‌ موفق از رئالیسم هوشمند است که توانستیم به وسیله تقویت قدرت در نقطه دیگر جنگ را موازنه کنیم. دستاورد ما از هزینه‌ای که در یمن کردیم بسیار بیشتر از هزینه‌ای بود که در سوریه صرف شد و توانستیم با کنترل باب‌المندب بخشی از امنیت خود را تأمین کنیم.

وی در پایان گفت: معمای امنیت غیرخطی برای کشور ما یک ضرورت است؛ زیرا تا زمانی که نتوانیم ابهام را تشخیص دهیم در سیاست دچار خطاهای بزرگی می‌شویم. باید در روابط خارجی خود بتوانیم ارزیابی هزینه و فایده کنیم و اگر این اتفاق نیافتد معلوم نیست چه پیامدهایی را در داخل شاهد باشیم. ما نوعی رئالیسم هوشمند را در جنگ رمضان شاهد بودیم که اصل حداقل سازی ریسک و طراحی پاسخ‌های خاکستری منجر شد تا بتوان از آمریکایی‌ها در لحظه آخر امتیاز بگیریم.
انتهای پیام
خبرنگار:
محمد سجاد محمدیان
دبیر:
سلما آرام
captcha