مقاله «متون دينی؛ از قداست تا ادبيت» نوشته ميثم توكلی بينا، از مقالات شماره 66 فصلنامه «قبسات» به بررسی و ارزيابی مبانی و خاستگاههای فكری پژوهشهای ادبی معاصر در مقام يك كلانروش پژوهش درباره متون مقدس پرداخته است.
گروه انديشه: مقاله «متون دينی؛ از قداست تا ادبيت» نوشته ميثم توكلی بينا، از مقالات شماره 66 فصلنامه «قبسات» به بررسی و ارزيابی مبانی و خاستگاههای فكری پژوهشهای ادبی معاصر در مقام يك كلانروش پژوهش درباره متون مقدس پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، مقاله «متون دينی؛ از قداست تا ادبيت» نوشته ميثم توكلی بينا يكی از مقالات شصت و ششمين شماره فصلنامه علمی ـ پژوهشی قبسات است كه با هدف بررسی مبانی و خاستگاههای فكری پژوهشهای ادبی معاصر درباره متون مقدس به نگارش در آمده است.
بنا بر اين گزارش، نويسنده اين مقاله ابتدا به كلانروش پژوهشهای ادبی پرداخته و ضمن بررسی نسبتهای موجود ميان هرمنوتيك پيشامدرن، ديالكتيك تاريخی و هرمنوتيك مدرن سعی كرده است كه فضايی كلی از زمينه و بستر طرح و عملكرد نظريههای ادبی ارائه كند و سپس در مرحله بعد به ارزيابی مبادی و خاستگاهها و آثار كلانروش پژوهش ادبی پرداخته است.
به بيان نويسنده مقاله «متون دينی؛ از قداست تا ادبيت»، متنمحوریِ اديان ـ به ويژه اسلام در وضعيت كنونی ـ باعث شده تا دريچه جديدی به بررسی اين متون گشوده شود. اين دريچه، پژوهش ادبی در متون دينی است كه به پيروی از پيشرفتهای نظريه ادبی و نقد ادبی، فراز و نشيب فراوانی را طی كرده است.
پيشفرض اصلی در اين گونه پژوهش و به طور كلی پژوهش در دين، تعليق ذات يا ناب بودن دين/ متون دينی است؛ كه باعث میشود به متنی ادبی مبدل شود. اين روح حاكم بر سنت غربی پژوهش در ميان نواديبان عرب پی گرفته شد و كم كم مكتب ادبی در تفسير قرآن شكل يافت. شكل به روز شده اين مكتب در «قرائت تأويلی» افرادی مانند نصر حامد ابوزيد و محمد اركون نمود دارد.
نويسنده معتقد است كه مشكل اصلی اين طرز نگرش عرفی به متون دينی و ادبیسازی آنها، همان مبنای تعليق ذات است كه باعث شكافی عميق ميان تلقی متدينانه و ايمانی با تلقی پژوهشی از دين میشود. ضمن آن كه پژوهشگر در اين مطالعه ادبی نمیتواند به رغم ادعا، فارغدلانه به بررسی بپردازد و همدلی خود را با متون دينی از دست خواهد داد. از سوی ديگر، اگر معيار ادبی دانستن يك متن، چندلايگی معنا در نظر گرفته شود، مصادره به مطلوبی اتفاق خواهد افتاد كه در آن، آنچه را میخواهيم در پژوهش بدان برسيم، فرض گرفتهايم و نيز ديگر توجيه يا تبيين كافی برای «ايمان» به قرآن يا متون دينی ديگر نخواهيم داشت. اين طرز تلقی از يك نگاه با زاويه خاص فراتر میرود و اصل ماهيت ايمان و دين را به چالش میكشد.
ميثم توكلی بينا در پايان مقاله خود با اشاره به اينكه فضای پژوهش ادبی معاصر، به طور غالب، فضای نگرش هنری و پديداری به متون است، مینويسد «اين مسئله در مورد متون مقدس اديان كه با ادعای الاهی بودن آنها و نيز اصالت و ناب بودن آنها گره خورده است، نمیتواند ديدگاهی سنجيده باشد. اين جاست كه پيشفرضها و فرهنگ زمينه با ايمان دينی در تعارض میافتد و چالش پيدا میكند. در متون دينی با توجه به آن كه خداوند اين متن را به عنوان قانون اساسی فرو فرستاده است، تلقی «پديدار انسانی» و تحليلهای تشبيهآميز ميان خدا و بندگان معنا ندارد و با توجه به اين اختلاف مبنايی با اين نگاه نمیتوان به سراغ متون دينی رفت و آنها را به متون ادبی صرف فروكاست؛ متونی كه با شخصيت و دوره اجتماعی مؤلف گره خورده و با فرهنگ و محدوديتهای ادراكی عجين شده است.
اين فروكاهش (از طريقيت متون به موضوعيت آنها) غير از آن كه روح ناب بودن و اصالت دين را هدف قرار میدهد و بر اساس كنار نهادن ايمان دينی بنا شده است، از جهت توصيفی با نگاه مؤمنان متفاوت است و تحميل بر اين متون به شمار میآيد. ضمن آنكه روی آوردن به اينگونه پژوهشها و نقدهای ادبی، آبستن مصادره اين متون در فرهنگهای زمانه و از دست رفتن هويت دينی است؛ رويكردی كه دين را در ظرف شخص منتقد يا پژوهشگر ادبی میريزد و از آن به قامت اميال و خواستهای آن شخص كه متأثر از فرهنگ و سلايق و علايق خويش است، جامه میدوزد».
يادآور میشود، فصلنامه علمی ـ پژوهشی «قبسات» در حوزه فلسفه دين و كلام جديد، به صاحب امتيازی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، مدير مسئولی حجتالاسلام و المسلمين علیاكبر رشاد و سردبيری محمد محمدرضايی منتشر میشود.