کد خبر: 4370459
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۷
حجت‌الاسلام صلح‌میرزایی تبیین کرد

جایگاه «مادر انقلاب» در مسیر رستاخیز تمدن‌سازی و حرکت عمومی

یک نماینده مجلس خبرگان رهبری در آیین بزرگداشت امام مجاهد شهید با نقد جریان‌های منزوی و نواندیش، بر ضرورت حضور فعال حوزه علمیه در تحولات جامعه تأکید کرد. وی با اشاره به اینکه حوزه «مادر انقلاب» است، خدمات متقابل حوزه و نظام اسلامی را مورد بررسی قرار داد و تصریح کرد که انقلاب یک مسیر تکاملی است، نه اتفاقی که به پایان رسیده باشد.

صلح‌میرزایی
به گزارش ایکنا آیین بزرگداشت امام مجاهد شهید عصر دوشنبه ۲۶ مردادماه در حوزه هنری انقلاب اسلامی با حضور اندیشمندان و فعالان عرصه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی برگزار شد. گزارش بخش اول این آیین با عنوان بیانیه گام دوم؛ کتیبه آغاز «چله دوم» و سند جامع حکمرانی برای تمدن اسلامی و راهبرد امت‌سازی و نقش حضور فعال مردمی در تحقق گام دوم انقلاب تقدیم مخاطبان شد. در بخش دوم این مراسم، پنل تخصصی با حضور اساتید و صاحبنظران برگزار شد که گزارش سخنان رضوان حکیم‌زاده با عنوان از اندیشه تا ثمره؛ کالبدشکافی مدل تربیتی امام شهید در پیشران تمدن‌سازی تقدیم شد. در ادامه پنل تخصصی حجت الاسلام والمسلمین سعید صلح‌میرزایی با موضوع(حوزه انقلابی _ حوزه سکولار) به ایراد سخن پرداخت که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم: 
 
در آغاز، یاد امام راحل عظیم‌الشأن و شهدای گران‌قدر نهضت حضرت امام و شهدای دفاع مقدس را گرامی می‌داریم. در این فرصت، تسلیت و تبریک خود را به هم‌رزمان و هم‌سنگران این عرصه، یعنی ترویج، پژوهش و آموزش محتوای غنی «بیانیه گام دوم» عرض می‌کنم. قلباً می‌خواستیم این جلسه در زمانی برگزار شود که سایه امام شهیدمان بر سر ما بود و شاید تصور نمی‌کردیم در چنین شرایطی دور هم جمع شویم.

موضوعی که برای بررسی در خدمت شما هستم، بحث «حوزه انقلابی در برابر حوزه سکولار» است. این عنوان مستقیماً با نقش حوزه علمیه در گام دوم انقلاب اسلامی گره خورده است؛ چرا که اگر حوزه علمیه انقلابی نباشد، گام دومی هم در کار نخواهد بود. به تعبیر امام شهیدمان، اگر حوزه نتواند خود را با تحولات جامعه همراه کند، «منزوی» خواهد شد. با این حال، نمی‌توان اثر عظیم و ممتاز حوزه‌های علمیه و عالمان ربانی را در پیشبرد این مسیر نادیده گرفت.

به حوزه علمیه و نهاد روحانیت می‌توان دو نگاه داشت:
نخست، نگاه حداقلی؛ نگاهی که در آن، نقش حوزه به تولید برخی فروعات، حل مسائل جزئی و تدوین کتاب‌هایی محدود می‌شود که تنها در کتابخانه‌ها می‌مانند و از جامعه فاصله دارند. نمونه‌ای از این نگاه (که شاید با اغراق گفته شود)، رویکرد برخی بزرگان در نجف بود که تا رسیدن به مقام اجتهاد، از هرگونه دغدغه اجتماعی فاصله می‌گرفتند و حتی نامه‌ها و اخبار جهان را با تأخیری زیاد مطالعه می‌کردند تا تمرکزشان بر درس باشد.
دوم، نگاه حداکثری و انقلابی است. در مقابل، «سکولاریسم» را می‌توان به دو شکل تعریف کرد: یکی سکولاریسم حداکثری که دین را کاملاً از اجتماع خارج کرده و آن را به خلوت‌های شخصی محدود می‌کند تا در سیاست، فرهنگ و آموزش هیچ مداخله‌ای نداشته باشد. اما نوعی دیگر، سکولاریسم نسبی یا حداقلی است که ارتباطات اجتماعی حداقلی با دین را حفظ می‌کند.

در بیانات امام، حوزه علمیه (به‌ویژه حوزه‌ای که در ایران پرورش یافته) هرگز نمی‌تواند معزول از جامعه باشد. حتی در حداقلی‌ترین حالت، عالم دینی برای تبلیغ به جامعه می‌رود. بنابراین، سکولاریسم وسیع که دین را کاملاً کنار بگذارد، با حقیقت تشیع و اسلام همخوانی ندارد.

در واقع، بحث امروز ما میان حوزه‌ای است که «سکولاریسم حداقلی» (بی‌تفاوت بودن نسبت به مسائل نظام و حکومت) را می‌پذیرد، و حوزه‌ای است که در ادامه خط انبیا گام برمی‌دارد. من به یاد دارم که در خراسان شمالی اشاره شد که ادعای «بی‌تفاوت بودن نسبت به مسائل حکومت»، خود نوعی سکولاریسم است.
زیربنای نفی «حوزه سکولار»، برگرداندن نگاه ما به این مسئله است که خدمات انقلاب اسلامی و حوزه علمیه را، به تعبیر شهید مطهری(ره)، «خدمات متقابل» ببینیم. امام شهیدمان نیز در سخنان متعددی برای علما و طلاب بر این پیوند تأکید کردند.

اولین خدمت حوزه به انقلاب، تربیت رهبرانی چون حضرت امام(ره) است که خود فارغ‌التحصیل حوزه بود و توانست انقلابی ایجاد کند که تحولاتی جهانی به همراه داشت. همچنین حوزه در عرصه تبلیغ و شعارهای انقلاب نقش کلیدی ایفا کرد. امام شهیدمان در دیدار با نمایندگان طلاب در سال ۹۴، به خاطرات امام راحل در پاریس اشاره کردند که در آن زمان، با یقین به پیروزی انقلاب، گام‌های موثری برمی‌داشتند.
در دیدار ۱۲ شهریور ۹۴ نیز امام شهیدمان فرمودند که هرچند دانشگاهیان در تحولات دو قرن اخیر مؤثر بوده‌اند و جرقه‌های تغییر اغلب از محیط‌های دانشگاهی زده شده، اما جریان روشنفکری معمولاً در محیط خود محصور می‌ماند. اگر طلاب نبودند و پیام امام را به اقصا نقاط کشور نمی‌بردند، این تحول گسترده اتفاق نمی‌افتاد و انقلاب به پیروزی نمی‌رسید.

بنابراین، خدمت حوزه به انقلاب را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

نخست، عرصه تبلیغ و ترویج؛ همان‌گونه که در روستاها و شهرها، طلاب پل ارتباطی میان امام و توده‌های مردم بودند.
دوم، تولید زیرساخت‌های فکری؛ تلاش‌های بزرگان و اندیشمندانی چون شهید مطهری، علامه طباطبایی و خود امام شهیدمان در تبیین مفاهیمی چون «توحید، نبوت و ولایت انقلابی» و بازخوانی سیره اهل‌ بیت(ع) با رویکرد مبارزاتی، زیربنای فکری انقلاب را شکل داد.
سوم، حضور در میدان‌های سخت و تثبیت انقلاب؛ از دوران نهضت و تحمل شکنجه‌ها و تبعیدها (مانند تجربه امام شهید) گرفته تا شهادت طلبگان در زندان‌های ستمشاهی (مانند شهید آیت‌الله غفاری و شهید آیت‌الله سعیدی). همچنین حضور گسترده و اثرگذار طلاب در دوران دفاع مقدس که آمار شهدای طلبه گواه این ایثار است. حتی در سال‌های اخیر نیز شاهد بودیم که حوزه‌های علمیه با فرمان مراجع عظام و پیگیری شورای مدیریت حوزه، در کنار مردم ایستادند تا «امت مبعوث شده» را یاری دهند. در اینجا لازم است نکته‌ای را تصحیح کنم؛ برخی گمان می‌کنند «تبعث» یا برگیزانش مردم، تنها محدود به حوادث اخیر  بعد از نهم اسفند) است. اما حقیقت این است که مردم ما بارها مبعوث شده‌اند؛ از سال ۴۲ و ۱۵ خرداد گرفته تا دی و بهمن سال ۵۶. مردم در هر زمان، به امر حق به میدان می‌آیند تا انقلاب را حفظ کنند.

در مقابل، انقلاب اسلامی نیز خدمات بی‌شماری به حوزه کرده است. نخست، گشودن افق‌های تبلیغی در سطح جهانی؛ امروزه در نزدیک به ۱۸۰ کشور جهان، طلاب با ملیت‌های مختلف در حوزه علمیه قم تحصیل می‌کنند و برخی به مرتبه استادی رسیده‌اند. دوم، حمایت‌های مادی و معنوی حاکمیت؛ امام شهیدمان در سال ۸۹ در قم فرمودند که همان‌طور که در گذشته پادشاهان حمایت از حوزه را وظیفه می‌دانستند، حاکمیت اسلامی نیز باید حامی مادی حوزه باشد (هرچند ایشان همواره معتقد بودند مسائل معیشتی طلاب باید از سیاست‌های کلان حاکمیت تفکیک شود). امروز، حوزه‌ای که من در خدمت شما هستم، حوزه‌ای است که معنای «حوزه انقلابی» را به‌ درستی دریافته است. اکثریت قاطع طلاب و اساتید ما (شامل صدها هزار طلبه برادر و خواهر که حضور بانوان در حوزه، برکتی از انقلاب اسلامی است)، در کنار انقلاب ایستاده‌اند. امام شهیدمان فرمودند: «حوزه، مادر انقلاب است».
 
نباید فریب عناوینی چون «عالمان نواندیش» یا مجموعه‌هایی چون «مجمع محققین و مدرسین» را خورد. برخی که زمانی شور انقلابی داشتند اما اکنون «یخ زده‌اند»، در خدمت جریان غرب‌زده درآمده‌اند و با کمک رسانه‌های زنجیره‌ای، چهره‌ای کاذب از روحانیت ارائه می‌دهند. اما جریان اصیل حوزه، همان جریان است که سال‌هاست در میدان حضور دارد و شهادت می‌دهد که همواره در کنار حق و انقلاب بوده است.

در واقع، جریان «حوزه انقلابی»، جریان غالب در کشور ماست. انقلاب را نباید تنها به معنای وقای سال ۵۷ دانست، بلکه انقلاب به معنای واقعی کلمه، همان تعبیر «رستاخیزی» است که امام شهیدمان فرمودند؛ رستاخیزی که از سال ۴۱ با اولین سخنرانی امام راحل عظیم‌الشأن آغاز شد و این تحول‌آفرینی تا رسیدن به طلوع خورشید ولایت عظما (طبق آنچه در بیانیه امام شهید ذکر شده) متوقف نخواهد شد.

در اینجا به یک نکته اشاره می‌کنم؛ برخی تعبیر «انقلاب در انقلاب» را به کار می‌برند، اما امام شهیدمان همواره از این تعبیر دوری می‌کردند. چرا که عبارت «انقلاب در انقلاب» گویی به این معناست که یک انقلاب اتفاق افتاده و به پایان رسیده است و حالا انقلاب دیگری در حال رخ دادن است. در حالی که انقلاب یک مسیر است و مراحلی دارد (مثلاً پنج مرحله)؛ بنابراین اگر ما در مرحله سوم باشیم، به این معنا نیست که «انقلاب در انقلاب» کرده‌ایم، بلکه در واقع بخشی از یک «ایستگاه» از مسیر انقلاب را طی کرده‌ایم.

در پایان، با توجه به بحث «حرکت عمومی»، باید گفت وظیفه علما و طلاب این است که جوانان مؤمن را به میدان بیاورند؛ یعنی همان «صاحبان ذهن فعال و زبان گویا» که امام شهید در دیدار با طلاب بر آن‌ها تأکید داشتند. فرمول بسیار روشن است: طلاب باید با جوانان ارتباط بگیرند و آنان را به میدان دعوت کنند؛ وقتی جوانان به میدان بیایند، سایر اقشار مردم نیز به میدان خواهند آمد و این‌گونه است که آن «حرکت عمومی» و طی کردن مراحل انقلاب تکمیل خواهد شد.
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha