در نظريه روانتحليلگری به نگاهی پديدارشناسانه به «فرامن» كه نماينده درونی ارزشهای اجتماعی است، بسنده میشود، اما امتياز مذهب شيعه به اين است كه اسوههای كمال و تعالی انسانی را نه صرفاً به صورت نظری كه كاملاً عينی و زنده ارائه میدهد و همگان را به حركت در مسير آنان فرا میخواند.
گروه انديشه: در نظريه روانتحليلگری به نگاهی پديدارشناسانه به «فرامن» كه نماينده درونی ارزشهای اجتماعی است، بسنده میشود، اما امتياز مذهب شيعه به اين است كه اسوههای كمال و تعالی انسانی را نه صرفاً به صورت نظری كه كاملاً عينی و زنده ارائه میدهد و همگان را به حركت در مسير آنان فرا میخواند.
آدمی دائماً در تكاپوی تحقق و تماميت يافتن خويش است و برای رسيدن به نقطهای رضايتبخش تلاش میكند. ركود و ايستايی برايش ملالآور و ناخوشايند است و حركتهايی كه او را به تعالی نرساند و در مسير تحققش نباشد به تدريج انگيزههای درونی او را بیرمق میسازد.
اسلام، كمال انسان را در رشد متعادل و متناسب تمام ابعاد وجودی او میداند و در اين خصوص عليرغم ساير مكاتب و انديشهها صرفاً به نظريهپردازی اكتفا نكرده و الگوهای عينی و عملی را پيش رو میكشد؛ الگوهايی كه در اوج فضايل انسانی قرار دارند و بشر را به حركت در مسير اوج و تعالی فرا میخوانند و خود نيز با برطرف ساختن موانع، زمينه دستيابی به كمالات را برای انسان فراهم میسازند.
| به دنبال تبعيت و الگوپذيری از انسان كامل است كه فرد خود مظهر قدرت، علم، كمال، وجود و عفو الهی میشود و از اين حيث همه انسانها در پيروی از حجتهای الهی میتوانند به مراتبی از كمال انسانی دست يابند |
علامه طباطبايی (رحمة الله)، درباره كماليافتگی بشر به دست آخرين ذخيره خدا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) چنين مینويسد: «به حكم ضرورت (جبر)، آينده جهان روزی را دربر خواهد داشت كه در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزيستی نمايد و افراد انسانی غرق فضيلت و كمال شوند و البته استقرار چنين وضعی به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنين جامعهای منجی جهان بشری، و به لسان روايات، «مهدی» خواهد بود. در اديان و مذاهب گوناگون كه در جهان حكومت میكنند مانند وثنيت، كليميت، مسيحيت، مجوسيت و اسلام از كسی كه نجاتدهنده بشريت است، سخن به ميان آمده و عموماً ظهور او را نويد دادهاند.»(1)
امام عصر؛ الگويی كامل برای كمال انسانی
مسلماً در مورد انسان از آن جهت كه انسان است بايد نمونه و كاملى براساس به فعليت رسيدن تمام استعدادها و ظهور و بروز كردن تمام خواص و آثار انسانى، فرض و آن را معرفی كرد. اگر انسان كاملی در ميان ديگر انسانها نباشد، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ آيا انسانها بدون تأسی به انسانی شايسته و رشد يافته میتوانند امور خود را سامان دهند؟
به دنبال تبعيت و الگوپذيری از انسان كامل است كه فرد خود مظهر قدرت، علم، كمال، وجود و عفو الهی میشود و از اين حيث همه انسانها در پيروی از حجتهای الهی میتوانند به مراتبی از كمال انسانی دست يابند. درطول تاريخ، همواره انسان كامل به عنوان محور هستی و الگوی ديگران مورد توجه بوده است. به تعبير مزلو «هر عصری بهجز عصر ما، الگو و آرمان خاص خود را داشته است. فرهنگ ما (غرب) همه اين الگوها، قديسان، قهرمانان، رادمردان، جوانمردان و عارفان را وانهاده است. تقريباً همه آنچه كه برايمان مانده است، انسان كاملاً سازگار و بیمشكل است.»(2)
«اولين و اساسیترين مسئله بزرگ، ساختن «انسان شايسته» است. بايستی انسانهای بهتری داشته باشيم وگرنه به طور كلی ممكن است همگی از صحنه زمين محو شويم، و حتی اگر چنين اتفاقی نيفتد، به طور قطع در مقام نوع بشر در فشار روحی و اضطراب خواهيم زيست.»(3)
| مذهب شيعه برای ارتقاء سطح سلامت و عدالت در تمامی عرصههای وجود انسان، ميزان و معيارهای تمام و كمال عدل و فضيلت را معرفی میكند |
در جای جای نظريه روانتحليلگری از هدف "فرامن"(4) سخن به ميان آمده است. از ديد طرفداران اين انديشه كار "فرامن"، كه نماينده درونی ارزشهای والدين و جامعه است، تلاش برای رسيدن به ايدهآل است و از آنجا كه «عالی شدن» هدف اوست، به دنبال مدل و الگو برای شكل دادن به خود میگردد و اين مدل فقط والدين نيستند؛ هر مدل اخلاقی، مدل فرامن میشود و هر مدلی كه اخلاقی باشد افراد میخواهند مثل آن شوند.(5)
اما در اينجا روانتحليلگر در مقام تبيين و ارائه الگويی مناسب برای شكلگيری بخش اعظم از شخصيت فرامن برنمیآيد و نگاهی كاملاً پديدارشناسانه به مسئله دارد. به بيان ديگر وی صرفنظر از مطلوبيت و يا نابسامان بودن الگوهای رفتاری، از اثربخش بودن مدلها و الگوهای رفتاری در سازمان روانی فرد سخن میگويد. آنچه مسلم است اين كه در انديشه روانتحليلگری، اساساً چنين نگاه و رويكردی به انسان صورت نگرفته كه نقطه كمال و تعالی برای او فرض شود و از آنجا كه موضوع مطالعه در اين مكتب، انسان ناهنجار، درگير تعارضات و فرمانبر بخش ناهشيار شخصيت فرض شده است، نهايت تلاش درمانگر، مصروف رهايی فرد بيمار از تعارضات درونی و حركت به سمت بخش هوشيار شخصيت خواهد بود. با اين حال سخن گفتن از پذيرش الگوهای انسانی و اخلاقی، نكته ارزشمندی است كه در اين نظريه ديده میشود و اساس شخصيت به گونهای ترسيم میشود كه فرد در شكل دادن به رفتار و منش خود با اختيار، به سوی مدل و الگو میگردد و بديهی است كه در انديشهای كاملتر و بر آمده از وحی چنين الگوی رفتاریای به صورت دقيق و روشن ترسيم میشود.
امتياز مذهب شيعه به اين است كه اسوههای كمال و تعالی انسانی را نه صرفاً به صورت نظری كه كاملا عينی و زنده ارائه میدهد و همگان را به حركت در مسير آنان فرا میخواند و برای ارتقاء سطح سلامت و عدالت در تمامی عرصههای وجود انسان، ميزان و معيارهای تمام و كمال عدل و فضيلت را معرفی میكند؛ چنان كه پيامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: أَنَا مِيزَانُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ كِفَّتَاهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ خُیُوطُهُ وَ فَاطِمَةُ عِلَاقَتُهُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی عَمُودُهُ یُوزَنُ فِيهِ أَعْمَالُ الْمُحِبِّينَ لَنَا وَ الْمُبْغِضِينَ لَنَا؛ من ترازوی علمم و علی(ع) هر دو كفه آن و حسن(ع) و حسين(ع) رشتهها و فاطمه(س) علاقه و ديگر امامان عمود آن؛ وزن میشود با اين ترازو اعمال دوستان و دشمنان ما»(6)
در روايات متعددی اشاره به اين معنا شده كه حضرت مهدی (ع) سنت و نشانی از هر پيامبر را به همراه دارد؛ گويی آن حضرت عصاره و مظهر همه خوبیها و خوبان عالم است.(7)
آنچه كه اين باور ارزشمند از كمال انسان معرفی میكند، مطابقت با ساختار وجودی و نيازهای فطری انسان است. ابعاد مختلف اين انديشه، بشر را به سوی نقاط تعالی و سعادت دعوت میكند؛ اهدافی كاملاً دستيافتنی و معقول كه با نگاهی جامع، راهی بیبديل را برای شكوفايی انسان ترسيم میكنند.
حجتالاسلام و المسلمين نويد جانباز
پژوهشگر پژوهشكده مهدويت و آيندهپژوهی
پینوشت:
1 . شيعه در اسلام صص309-308
2 . انگيزش و شخصيت، ص 22
3 . همان، ص 41
4 . (super ego)
5. ويليام كرين/ترجمه خوی نژاد و رجايی، ص 344
6 . بحارالأنوار ج23 ص139
7 . بحارالأنوار ج36 ص243