پژوهشگر مهدويت دعای عهد را تمرينی برای شيعيان به منظور آمادگی جهت بستن پيماننامه با امام زمان(عج) در عصر ظهور دانست.
گروه حوزههای علميه: پژوهشگر مهدويت دعای عهد را تمرينی برای شيعيان به منظور آمادگی جهت بستن پيماننامه با امام زمان(عج) در عصر ظهور دانست.
حجتالاسلام والمسلمين علی موسوی نسب، پژوهشگر حوزه مهدويت در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: امامت الهی، روش و سيره و سنت رسول اكرم(ص) در سرپرستی اجتماع و هدايت انسانها است كه صدها آيه و روايت و دليل عقلی در كتب فلسفی و كلامی و تفسير برای آن اقامه شده است.
وی عنوان كرد: مسئله مهدويت مبحثی مبنايی در معتقدات اسلامی است و ما معتقد هستيم پس از رسول گرامی اسلام(ص)، امامت به حضرت علی بن ابيطالب(ع) سپرده شده است و بر پايه نصوص قطعی و دلالت قرآن و سنت نبوی، آينده بشريت بر مدار ايمان و تقوا و عمل صالح و تحقق خلافت الهی بر پايه مديريت انسان شايسته و انسان كامل محقق خواهد شد.
دبير اجرايی همايش دكترين مهدويت ادامه داد: اين مطلب ريشه در انديشه مهدويت دارد و بايد گفت ائمه(ع) علاوه بر رسول اكرم(ص)، مبشر وجود گرامی و نازنين حضرت حجت بن الحسن(ع) بودند چنانكه بشارت به مهدويت در روايات همه ائمه معصومين(ع) موجود است كه ايشان فرزند امام حسن عسگری(ع) بود، متولد شده و امام اصلی و هدايتگر انسانها در عصر غيبت است.
پژوهشگر پژوهشكده مهدويت يادآور شد: با نگاهی به مجموعه آيات قرآن در میيابيم كه قرآن زوال و نيستی جهان كنونی را مترادف با نيستی محض آن نمیداند بلكه آن را در بخشی از يك فرآيند قرارداده كه مفهومی پايانی برای آن متصور نيست؛ به اين معنا كه نيستی و زوال دنيا و جهان مادی كنونی برای تبديل شدن به جهانی نو با شكل و شمايل و ماهيتی ديگر است.
وی گفت: تبديل جهان مادی به جهانی ديگر نيازمند فروپاشی اين دنيای مادی است كه قرآن از آن به «يوم تبدل الارض غيرالارض والسموت» تعبير میكند؛ آن چه از آيات قرآن - و حتی بعضی از سورههای اختصاصی كه به مسئله پرداخته است- برمیآيد، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت ديگر و ايجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهايی میشود كه از آن به «اشراط الساعه» تعبير شده است.
موسوی`نسب با اشاره به علائم ظهور عنوان كرد: يكی از موضوعاتی كه هميشه معتقدان به مهدويت را با خود همراه داشته است، مسئله علائم و زمان ظهور است؛ در زمينه پرهيز از توقيت در بحث ظهور روايات بسيار زيادی از حضرات معصومين(ع)ذكر شده است كه در برخی روايات تعبيرات بسيار تندی نسبت به اين افراد ابراز شده به همين دليل است كه بررسی مسايل مربوط به علائم ظهور كار افراد عادی نيست و تنها كارشناسان حوزوی قادر به تحليل اين وقايع هستند كه تا كنون هم مراجع شيعه با تدبير و تيزبينی خاصی با اين مسئله در دورانهای مختلف برخورد كردهاند.
وی گفت: در زمان غيبت راههای مختلفی برای ارتباط قلبی با امام زمان(عج) وجود دارد؛ البته فقهای دين در عصر غيبت با فتاوی خود به نيابت عام از امام زمان(عج) نيازهای حوزه دينی و مباحث فقهی و شرعی زندگی مردم را تامين میكنند ولی ارتباط قلبی با امام زمان(عج) از راههای مختلفی چون دعا حاصل میشود و تكيه كردن بر علائم ظهور و مبنا قرار دادن آن برای فعاليتهای بعدی انسان را از اصل موضوع كه همان زمينهسازی برای ظهور در حوزههای مختلف است باز میدارد.
موسوینسب عنوان كرد: يكی از اين ادعيه، دعای عهد امام زمان(عج) است كه سفارشات بسياری مبنی بر قرائت اين دعا و التزام عملی پيوند قلبی با امام زمان(عج) شده است؛ اين دعا در حقيقت تمرينی برای پيماننامهای است كه امام زمان(عج) در هنگام ظهور با مردم خواهد بست.
وی گفت: بیشك دو نكته مهم در مفاد پيماننامه وجود دارد كه درخور توجه است: نخست شاخصههای مهمی كه در مفاد وجود دارد و رهبر جهانی بر اجرای آن بسيار تاكيد دارد دوم پايبندی شخص رهبر جهانی و عمل كردن ايشان به مفاد پيماننامه؛ در روايت اميرمؤمنان علی ( عليه السلام ) درباره مفاد پيماننامه امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشريف ) با يارانش و بندهای آن چنين آمده است: فَيقولُ أنا مَعكُم عَلی أنْ لا تُولّوا، ولا تَسـرقوا، ولا تَزنوا، ولا تَقتُلوا مُحرّما، ولا تَأتوا فاحِشةً، ولا تَـضربوا أحداً إلّا بِحقِّه، ولا تَكنِزوا ذَهباً وَلا فِضةً ولا بُرّا ولا شَعيرا، ولا تَأكُلوا مالَ الْيتيمِ، وَلا تَشهَدوا بِغيرِ ما تَعلَمون، ولا تَخرّبُوا مَسجداً، ولا تَقبَحوا مُسلِما، ولا تَلعنوا مؤاجراً إلّا بِحقِّه، ولا تَـشربوا مُسكرا، ولا تَلبَسوا الذَّهبَ وَلاَ الْحريرَ ولا الدِّيباجَ، ولا تَبيعوها رِباً، ولا تَسفِكوا دَماً حَراماً، ولا تَغدروا بِمُستأمنٍ، ولا تَبقوا عَلی كافرٍ ولا منافقٍ، وتَلبسون الخَشنَ مِن الثّيابِ، وتَتوسَّدون التُّراب عَلی الخُدود، وتُجاهدون فی الله حَقَّ جِهاده، ولا تَشتمون، وتُكرهون النَّجاسةَ، وتَأمرون بِالمَعروفِ، وَتَنهونَ عَن المُنكَر. فإذا فَعلتُم ذلك فَعَلیَّ أنْ لا أَتَّخذَ حاجبا ولا ألبسَ إلّا كما تَلبَسون، ولا أرَكبَ إلّا كما تَركبون، وأرضی بِالْقليلِ، وأملَأ الأرضَ عَدلا كَما مُلئت جَورا، وأعْبدُ الله عزّ وجلّ حَقَّ عبادته، وأفی لكم وَتَفوا لی. قالُوا: رَضينا وَاتَّبعناك عَلی هذا. فَیُصافِحهم رَجُلاً رَجُلاً.
اين پژوهشگر مهدوی عنوان كرد: در ادامه روايت شريف، حضرت در پی شروط خويش با ياران زبدهاش، تعهدات خود را در قبال اين بيعتنامه بيان میكند و میفرمايد: پس اگر به حقوقی كه من بر شما دارم عمل كرديد، بر من نيز واجب است كه دربان و حاجبی برای خود قرار ندهم (لا اتّخذ حاجباً) و جز آنچه میپوشيد برتن نكنم و جز آنچه سوار میشويد، سوار نشوم (ولا ألبس إلّا كما تلبسون ولا أركب إلّا كما تركبون) به كم بسنده كنم (وأرضی بالقليل) زمين را همانگونه كه از جور انباشته شده، از عدل پركنم (وأملأ الارض عدلاً كما ملئت جوراً) و حق عبادت خدای عزوجل را به جای آورم (وأعبدالله عزّوجل حقّ عبادته). تا وفاداری متقابل بين من و شما وجود داشته باشد (وأفی لكم و تفوا لی) «در اين هنگام» ياران میگويند: «ما راضی هستيم و در اين امور و اين پيماننامه از تو پيروی و حمايت میكنيم» آنگاه مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشريف ) با تك تك دست میدهد و بيعت میكند.