کد خبر: 1263018
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۵
حجت‎الاسلام مرادخانی

آشنا نبودن مستشرقان با شيعه باعث برداشت‌های غلط آنان از اسلام شده است

حجت‎الاسلام والمسلمين مرادخانی، سابقه شرق‎‌شناسی را به سال‌های ابتدای ظهور اسلام مرتبط دانست و تاكيد كرد يكی از عوامل مهمی كه باعث برداشت‌های غلط مستشرقان از اسلام شده آشنا نبودن آنان با مبانی تشيع است.


گروه حوزه‎های علميه: حجت‎الاسلام والمسلمين مرادخانی، سابقه شرق‎‌شناسی را به سال‌های ابتدای ظهور اسلام مرتبط دانست و تاكيد كرد: يكی از عوامل مهمی كه باعث برداشت‌های غلط مستشرقان از اسلام شده آشنا نبودن آنان با مبانی تشيع است.


حجت‎الاسلام والمسلمين احمد مرادخانی، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎‌‏المللی قرآن(ايكنا) گفت: استشراق در واقع يكی از مباحثی است كه پرداختن به آن در عصر حاضر و در كشورهای اسلامی از اهميت ويژه‎ای برخوردار است؛ استشراق از صدر اسلام و با عناوين مختلف مطرح شده بود ولی هميشه شرق‎شناسی مورد توجه غربی‎ها بوده به ويژه در دورانی كه استيلای غرب بر كشورهای ديگر وجود داشته است و ظاهرا علمی و با اهداف سياسی بوده و در روند خود از شرق‌شناسی به اسلام‌شناسی مبدل شده است.


وی افزود: پژوهش‎های شرق‎شناسی در اين اواخر به تشيع‎شناسی و مبانی تشيع به خصوص مبانی انقلاب اسلامی و بيداری اسلامی كه در سراسر كشورهای اسلامی پديدارشده، مبدل شده است.


مرادخانی اظهار كرد: شرق‎شناسی در يك معنی بيشتر در تعارض با افكار اسلامی مطرح بوده است و روش آنان چندان عالمانه نبوده است، ولی از قرن 16 به اين سوی وارد مرحله جديدی شده است به خصوص با تدريس زبان عربی در دانشگاه‏‎های مهم غرب و شناخت روايات و.. شرق‌شناسی دچار تحولات بيشتر شده است.


عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) تصريح كرد: ضرورت پرداختن مباحث قرآنی و روايی توسط شرق‎شناس‎ها به قدری برای دانشمندان اروپايی مهم بود كه اصرار به تدريس زبان عربی در سطح بالا، در دانشگاه‎های آنان به چشم می‎خورد؛ آنان به اين قضيه به شدت توجه داشتند و اين توجه تا به امروز نيز ادامه دارد.


رویکرد مثبت برخی از مستشرقان


وی گفت: آنان در اين روند تا آنجا پيش رفته‎اند كه حتی امروز در مراكز مختلف علمی در اروپا و آمريكا همواره در بررسی روايات و اسلام هستند لذا اگر بخواهيم شرق‎شناسی جديد را كه يك رويكرد روش‎‌مند مطالعات اسلامی است مطالعه كنيم، می‎بينيم كه اين هم جنبه مثبت داشته هم مثبت منفی؛ يعنی نمی‎توانيم بگوييم همه مسشترقان با رويكرد منفی به عرصه آمدند بلكه برخی نيز در اين رهگذار حضور و نيت مثبتی داشتند ولی نتوانستند بعضا پی به اهداف اسلام بياورند.


مرادخانی بيان كرد: در سابق مسلط نبودن به عربی و منابع اسلامی بيشترين مشكل را ايجاد می‌كرد ولی بعدا دسترسی نداشتن به منابع اصيل اسلامی و شيعی بود كه بيشترين لطمه را به اين پژوهش‎ها و بخصوص نتايج آنان می‎زد.


وی گفت: از آفات ديگر مطالعات استشراقی اين است كه نوعا مستشرقان با توجه به مذهب و مسلكی كه داشتند به مطالعه اسلامی پرداختند كه باورهای غلطی نسبت به اديان ديگر داشت و برداشت‎های بدی حاصل شد.


مرادخانی يادآور شد: آشنا نبودن با فلسفه مشرق و اسلام و دين اسلام و به خصوص تشيع و روايات بزرگان آن، باعث برداشت‎های غلط از قرآن و روايات بوده است؛ همچنين تحت تاثير بودن برخی شبهاتی كه توسط مستشرقان بزرگ در اين زمينه‎ها مطرح شده بود اين مطالعات را به چالش كشاند.


وی عنوان كرد: از اين دست كتب و متفكران كم نبودند كه با يك شبهه و يا چند شبهه خاص مسير مطالعات را با يك سری عناوين خاص منحرف كردند كه از آن جمله می‎توان به ظهور كتاب «تاريخ قرآن» تئودورنولدكه اشاره كرد كه تاثير فراوانی در شرق‌شناسی ايجاد كرد كه در زمينه مطالعات دينی بسيار تاثيرگذار بوده است و بعد از او شاگردان او با اهداف جديد مثل شوالی در سال‎هايی كه در عصر حاضر نيز بوده است اين راه را ادامه دادند و به مباحث مختلف قرآن و احاديث وارد می‎‌شوند و شبهات جديدی را مطرح می‎‏كنند.


اين نويسنده و پژوهشگر حوزه استشراق، يادآور شد: تاريخ استشراق از ابتدا با رويكرد مقابله با اسلام صورت گرفت در ابتدا قدری آرام‎تر و كم كم با شبهات و غير روش‎مند بود ولی در مرحله نهايی روش‌مندتر شده كه اغراض جديدی نيز در اين زمينه شكل گرفته است كه با ظهور اسلام و احيای مباحث اسلامی مباحث ديگری را شاهد هستيم لذا برخی استشراق را مكتب و نه علم می‎‏دانند كه از آن جمله می‎توان به جلال آل احمد و يا ادوارد سعيد اشاره كرد كه در كتاب شرق‌شناسی خود آن را مكتب می‎داند و با اهداف خاص خود به مطالعه اسلام می‎پردازد؛ او مستشرقی است كه نگاهی مثبت داشته و به حمايت از اسلام می‎پرداخته است.


ادامه دارد...

captcha