کد خبر: 1265397
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۷
آيت‌الله‌العظمی صافی گلپايگانی

حكومت اميرالمومنين(ع)؛ معرّف روح عدالت و تجلی حكومت به تمام معنا انسانی

يكی از ابعاد عظيم شخصيتی اميرالمؤمنين(ع)، روش زمامداری آن حضرت است؛ او آيينه تمام‌نمای نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌های اسلام بود و حكومت او روشن‌ترين تجلی حكومت به تمام معنی انسانی و معرّف حقيقی روح عدالت و مساوات اسلام بود.


گروه انديشه: يكی از ابعاد عظيم شخصيتی اميرالمؤمنين(ع)، روش زمامداری آن حضرت است؛ او آيينه تمام‌نمای نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌های اسلام بود و حكومت او روشن‌ترين تجلی حكومت به تمام معنی انسانی و معرّف حقيقی روح عدالت و مساوات اسلام بود.


به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، آيت‌الله‌العظمی صافی گلپايگانی به مناسبت فرارسيدن ايام شهادت امير مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) در نوشتاری به تبيين سيره حضرت در زمامداری و برخی از اصول ايشان پرداخته و بيان كرده‌اند كه علی(ع) آيينه تمام‌نمای نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌های اسلام بود و حكومت او روشن‌ترين تجلی حكومت به تمام معنی انسانی و معرّف حقيقی روح عدالت و مساوات اسلام بود.


درباره شخصيت عظيم علی(ع)، با اين‌كه هزاران كتاب نوشته شده، مرور زمان روز به روز وسعت و عظمت آن را آشكارتر می‌سازد و هر كس در مطالعه تاريخ زندگی و فضيلت آن حضرت وارد می‌شود، خود را در برابر عظمت‌هايی تازه می‌بيند كه گمان می‌كند بر ديگران مجهول مانده است. يكی از ابعاد عظيم شخصيتی اميرالمؤمنين علی(ع)، روش زمامداری آن حضرت است.


روش حكومت و زمامداری در اسلام و رابطه حكومت و جامعه، بر اساس مساوات، عدالت، احترام، رعايت حقوق همگان، توجه به آزادی افراد، همكاری‌های صميمانه و حذف تشريفات بيهوده قرار دارد.


در اسلام، فردی حاكم است كه مسئوليتش از ديگران بيشتر و خطيرتر باشد. حاكم مانند برادری مهربان و خادمی دلسوز و امين، وظيفه خود را انجام می‌دهد و حكومت را وسيله اشباع غرايز حيوانی و كبر و نخوت قرار نمی‌دهد.


حاكم نمی‌تواند خود يا خويشانش را بر ديگران ترجيح دهد يا زندگی پرتجمّلی داشته باشد يا الگوی زندگی‌اش را كسری و قيصر قرار دهد يا بيش از حقّ خود از بيت المال بردارد و با اين اعمال، از مردم ساده و محروم فاصله بگيرد.


حاكم بايد به قدری به مردم نزديك باشد كه هر كس در هر رتبه و مقامی كه باشد، ساده و بی‌پيرايه در مجلس او بنشيند و از جانب ديگران تحقير نشود.


حكومت در جامعه اسلامی بايد سرچشمه درخشان عدالت اسلام بوده و از هرگونه استبداد و استثمار، پاك و منزّه باشد.


حكومت علی(ع) نشان‌دهنده تمام اين اصول و روشن‌ترين تجلی حكومت به تمام معنی انسانی و معرّف حقيقی روح عدالت و مساوات اسلام بود.


علی(ع) تنها كسی بود كه بعد از پيغمبر(ص) به اهداف و تعاليم اسلام آگاه بود. او آيينه تمام‌نمای نظام اسلام، عدالت اسلام و همه برنامه‌های اسلام بود. از اين جهت، حكومتش نيز روشنگر مفاهيم اسلامی در حكومت و سياست و اداره اجتماع و احترام به اصول آزادی و مساوات بود. او زمامداری بود كه حوايج خود را شخصاً عهده‌دار می‌شد.


هرگاه امام(ع) به بازار می‌رفت و كالايی می‌خريد، خودش آن را به منزل حمل می‌كرد. گاهی اوقات در حالی كه بيت‌المال مسلمين در اختيارش بود، شمشير خود را در معرض فروش می‌گذارد.


ايشان همواره با ضعيفان و بينوايان مصاحبت داشت و از آن‌ها دلجويی می‌كرد و به كارها و شكايات و مظالم، شخصاً رسيدگی می‌نمود. نان جو می‌خورد و از غذاهای لذيذ تناول نمی‌كرد و می‌فرمود: «عَلِّلِ النَّفْسَ بِالْقُنُوعِ وَ اِلّا طَلَبَتْ مِنْكَ فَوْقَ ما یَكْفيها؛ نفست را به صفت قناعت مداوا كن و الا از تو چيزی طلب می‌كند كه تو توان كفايت‌كردن آن را نداری.»(1)


امام لباس خود را وصله می‌زد و جامه وصله‌دار می‌پوشيد و می‌فرمود: «یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَتَذُلُّ بِهِ النَّفْسُ وَیَقْتَدی بِهِ الْمُؤْمِنُون؛ قلب انسان به وسيله لباس مندرس، فروتنی می‌يابد و نفس انسان خوار می‌شود و ديگر مؤمنين نيز از اين روش درس می‌گيرند.»(2)


هنگامی كه آن حضرت به سوی شام می‌رفت، دهقانان انباز ايشان را ديدند، پياده شدند و مراسمی انجام دادند. حضرت فرمود: اين چه كاری است كه انجام داديد؟


گفتند: مراسمی است كه با آن به اميران (زمامداران) احترام می‌كنيم.


مولا فرمود: «وَ اللهِ مَا یَنْتَفِعُ‏ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِی دُنْیَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی أُخْرَاكُمْ‏؛ به خدا قسم. اميران شما از اين امر سودی نمی‌برند و شما خود را در دنيا به رنج و زحمت می‌اندازيد و در آخرت به اين كار، شقی و بدبخت می‌شويد.»(3)


وقتی يكی از افراد، در حالی كه حضرت، سوار بودند چند قدمی به عنوان احترام، پياده امير مؤمنان را مشايعت كرد. اين عمل بر خاطر مَعدلت مآثِرِ آن حضرت گران آمد، فرمود: «اِرْجِعْ فَاِنَّ مَشْی مِثْلِكَ مَعَ مِثْلی فتنةٌ لِلْوالی وَ مَذِلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ؛ برگرد كه همانا راه‌رفتن مثل تو با من فتنه برای پادشاه و خواری و ذلّت برای مؤمن است»(4)


يعنی اين گونه رفتار و احترام، باد در بينی اوليا و زمامداران می‌اندازد و آنان را به نخوت و تكبّر تشويق می‌كند و كرامت و شرافت و عزّت نفس مؤمن را تباه می‌سازد.


يكی از اصحاب، در مدح و ثنای آن حضرت بسيار سخن گفت. مولا آن را از او نپذيرفت و به او و ديگران تذكر داد كه برنامه حكومتی او، برنامه‌هايی كه اسلام آن را ميرانده است، نيست و از اين مدح‌ها و سپاس‌ها، ناراحت است و دوست ندارد از كسی اين ثناخوانی‌ها را بشنود، زيرا خداوند در حمد و سپاس و نيايش و عظمت و كبريا، از هر كس سزاوارتر است.


آری! اين ثناخوانی‌های رو در رو، در حضور زمامداران، ادوار «اَكاسِرِه» و «قياصِره» را كه اسلام پشت سر گذارده، تجديد می‌كند.


از جمله، آن حضرت فرمود: با من آن‌گونه كه با ستمكاران و جبّاران سخن گفته می‌شود، سخن نگوييد و از من آن‌گونه كه در حضور پادشاهان تحفّظ كرده می‌شود، تحفّظ نكنيد (آنچه را می‌خواهيد، با الفاظ و عبارات عادی بيان داريد) و تملّق و چاپلوسی ننماييد و گمان نكنيد كه من از شنيدن سخن حق ناراحت می‌شوم.


تا به اينجا كه می‌فرمايد: «فَاِنَّما اَنَا واَنْتُمْ عَبيدٌ مَمْلُوكُونَ لِرَبٍّ لا رَبَّ غَیْرُهُ؛ پس همانا من و شما بندگان مملكوك پروردگاری هستيم كه پروردگاری غير از او نيست.»(5)


به نظر ما تمام حسن روابط حكومت با جامعه در درك همين جمله است كه حاكم به راستی در يابد كه در بندگی، هيچ برتری بر رعايايش ندارد و همه بنده و مملوك پروردگار جهان می‌باشند.


اينجاست كه همه توقّعات بی‌جا از بين می‌رود؛ تمام تكبّرها، خودخواهی‌ها، فرعونیّت‌ها و فخر فروشی‌ها نابود می‌شود؛ تمام تشريفات حذف می‌گردد و وجود حاكم، الگوی تواضع و فروتنی و ادب نسبت به رعايا می‌شود و اگر رعیّت هم اين معنی عالی را درك كند، وجودش سرشار از عزّت نفس و شرافت می‌شود و از تملّق و نيايش و نسبت دادن عناوين و القاب و مدايح بی‌معنی، ابا می‌ورزد؛ در نتيجه عالی‌ترين روابط بين جامعه و حكومت برقرار می‌گردد.


پی‌نوشت


مستدرك الوسائل، ج 7، ص 365.


شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 23.


شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 10.


شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 77.


چون اين خطبه مشتمل بر مطالب عاليه ارزنده است، شايسته است كه مورد كمال توجّه و دقّت اهل معرفت واقع شود؛ قسمت‌هايی از آن در نهج‌البلاغه، و متن كامل آن در روضه كافی روايت شده است.

captcha