کد خبر: 1274788
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۰
به مناسبت وفات آيت‎الله‎العظمی فقيه خراسانی؛

آيت‎الله‎العظمی فقيه خراسانی؛ مرجعی كه تبليغ را به كرسی فقاهت ترجيح داد

آيت‎الله‎العظمی فقيه يزدی از پارسايان بزرگ و مراجع دينی است كه تبليغ دين در يكی از روستاهای طبس را به كرسی مرجعيت و فقاهت در حوزه علميه قم ترجيح داد.


گروه حوزه‎های علميه: آيت‎الله‎العظمی فقيه يزدی از پارسايان بزرگ و مراجع دينی است كه تبليغ دين در يكی از روستاهای طبس را به كرسی مرجعيت و فقاهت در حوزه علميه قم ترجيح داد.


به گزارش خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) آيت‎الله حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانی، از مراجع تقليد شيعه در اوايل سده 14هجری است؛ ايشان در سال 1295 در مشهد مقدس متولد و در سال 1338 در يزد دارفانی را وداع گفت.


وی فرزند ابراهيم يزدی كوچه بيوكی از عالمان دين در اواخر سده 13 و اوايل سده 14 بود و در حوزه‎های علميه مشهد و اصفهان تحصيل كرد؛ از جمله هم درسان ايشان آقا سيد حسين قوچانی معروف به آقا نجفی (مولف سياحت شرق و غرب) و آيت‎الله العظمی بروجردی بودند.


وی در سال 1314 به نجف رفت و با شركت در درس آيات عظام سيد محمدكاظم طباطبايی يزدی و آخوند ملامحمدكاظم خراسانی بهره‎های علمی و معنوی فراوان برد وی از بيشتر مراجع عصر خويش از جمله آيات عظام حاج عبدالكريم حايری يزدی و مراجع عصر خويش از جمله آيات عظام حاج عبدالكريم حايری يزدی و سيد ابوالحسن اصفهانی و آقا حسين قمی و مير سيدعلی مدرسی اجازه اجتهاد داشت.


وی شاگردانی چون سيد علی محمد كازرونی، سيد محمد مدرسی، شهيد صدوقی و سيد عباس خاتم يزدی را تربيت كرد؛ ايشان چندين كتاب تأليف نموده كه برای نمونه می توان كتب مفاتيح علوم القرآن (تفسير) و ترجمه نماز يا اسرار الصلوه را نام برد. تأسيس و تعمير چندين مسجد و حوزه علميه از جمله يادگارهای ايشان است، اين بزرگوار در شهرهای مختلف با بيانی زيبا سخنرانی نموده كه بيانات ايشان تأثير بسزايی داشته است؛ وی عارفی صاحبدل و زاهد و صاحب كرامت و ياور مستمندان بود و توفيق زيارت حضرت وليعصر (عج) را داشت. از ايشان كرامت های بسياری مانند طی الارض، ايجاد چشمه آب در بيابان خشك و اطلاع اخبار نهانی به تواتر نقل شده است.


وی سرانجام در روز جمعه 22 ذی حجه 1378 قمری مطابق با 7تيرماه 1138 در روستای طرزجان در 50 كيلومتری يزد وفات يافت و پيكر مطهرش بر روی دست مردم تا يزد تشييع و در جوار امامزاده جعفر (ع) به خاك سپرده شد.


فقیهی در اوج وارستگی


آورده‎اند كه وی به شاگردانش می‎گفت كه «هرگاه غذای مطبوع، يا لباس مرغوبی به دستم می‌رسيد،‌ آن را كنار می‌گذاشتم و خطاب به نفس می‌گفتم: شرط استفاده از اين غذا و لباس به جا آوردن فلان عمل عبادى يا امساك يا شب زنده‌داری است، وقتی آن عمل را انجام می‎دادم آن لباس و غذا را به طلاب ديگر می‎دادم و خودم از غذای ساده و لباس معمولی استفاده می‎كردم و به نفس خطاب كرده می‎گفتم كه نبايد هميشه تو بر من حاكم باشی و خواسته‎های خودت را به من تحميل كنى، من هم در مبارزه بايد سر تو كلاه بگذارم و غالب شوم».


مرحوم حاج شيخ در فصل تابستان مبلّغ سیّار بودند و صدها روستای محروم و دورافتاده را از وجود خود بهره مند می‎كردند؛ مردم هر محل و روستايی كه ايشان به آن جا می‎رفتند، خوشحال و شادمان می‎گرديدند و علاقه به دين و روحانيت در آنان زياد می‎شد. تضرع و گريه ايشان گاهی مستمعين را تحت تأثير قرار می‎داد و دو نكته مهم در منبرهای ايشان مشهود بود. درباره مرحوم آيةالله حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانی(ره) در نوشته‌ها و گفته‌ها و حكايت‌ها، كرامات بسياری نقل شده است و در مجموع قدر متيقنی دارد كه قابل انكار نيست و مردم و بزرگان يزد بر اين مسئله صحه گذارده‎اند.


يكی از ويژگی‎های مهم اين عالم بزرگ، تقوا و اعتقاد راسخ به كار طلبگی و تبليغ بی‎‏ريا بود؛به نقل بزرگان حوزه اگر ايشان با آن جامعيت علمی در حوزه علميه قم حضور داشت قطعا يكی از بزرگترين و شناخته شده‎ترين مراجع عالم اسلام بودند ولی تبليغ خالصانه در نقاط دور افتاده را مرجعيت در قم ترجيح داد؛ نقل شده است كه در سالهای آخر عمر وی برای زيارت در دهه اول محرم به مشهد مقدس رفت؛ پيش از زيارت در مكانی با يكی از اهالی يكی از روستاهای طبس برخورد كرد و وی با شناختی كه از ايشان داشت از اينكه در دهه اول محرم اين روستا مبلغی برای روضه خوانی و برگزاری مجالس وعظ و خطابه و عزا ندارد نزد ايشان گلايه آورد؛ كلام اين مرد هنوز تمام نشده بود كه آيت‎الله فقيه يزدی به مرد روستايی خطاب كرد كه همين الان به سمت روستای شما حركت می‎كنيم چون می‎‌خواهم امسال در روستای شما اين مجالس را برپا كنم تا نكند كه يك دسته از مردم به خاطر نرفتن طلاب به آن منطقه از فيض عزای حضرت محروم شوند؛ نكته جالب در اين جا آن بود كه ايشان به خاطر تعجيلی كه در اين امر داشت حتی به زيارت امام رضا(ع) هم مشرف نشد و گفت كه قطعا امام رضا(ع) از تبليغ در جايی كه مردم آن از بسياری از معارف بی‎‏خبر هستند بيشتر شادمان می‎شوند.


يكی از امامان جمعه يزد، نقل می‎كرد كه در دوران جوانی به بيماری سل دچار شدم و به دليل دير اقدام كردن برای مداوا به حال احتزار افتادم؛ وقتی كه پزشكان از معالجه بنده قطع اميد كردند برای طی كردن روزهای آخر عمر به منزل رفته و در آنجا در بدترين شرايط جسمی بودم؛ در همان روزها آيت‎الله‎العظمی فقيه يزدی به رحمت الهی رفت و مادرم برای شفا يافتن من، با همان حال مرا با حالت خاص بيماری به پای جنازه مرحوم رساندند كه در حال اقامه نماز بر پيكر ايشان بودند، مرا به جنازه ايشان نزديك كردند و در آن حال با حال تضرع خود را به جنازه ايشان متبرك كردم و از خدا طلب شفا كردم كه در عين تعجب همگان در كوتاهترين فاصله ممكن آثار بهبودی در من ظاهر شد و از مرگ حتمی نجات يافتم. امروزه نيز مردم يزد به اين عالم بزرگوار اعتقاد بسياری دارند و شب و روزی نيست كه مردم برای رفع حاجات خود از اين عالم و عارف بزرگ شيعه طلب دعا نزد خداوند متعال نكنند.


ديدگاه علما درباره آن مرحوم


حضرت امام خمينی(ره) در نقل قولی درباره ايشان آورده‌اند: ايشان عجب تفسيری ارائه كردند. خيلی عميق و جالب بود. آيا يزد همچنين بزرگانی دارد؟!


آيةالله حاج شيخ مرتضی حائری يزدی(ره) نيز فرموده‌اند: من فقط دو نفر را ديدم كه واقعاً خالی از هوای نفس هستند: يكی مرحوم حاج شيخ حسين زاهد در تهران و ديگر مرحوم حاج شيخ غلامرضا در يزد، اما علوّ همت مرحوم حاج شيخ غلامرضا را هيچكس ندارد.


آيةالله العظمی بروجردی(ره) درباره وی گفته است: آقای آيتالله حاج شيخ همه كاره‌ من و صاحب اختيار من است. آيت‌الله حاج آقا بزرگ تهرانی(ره) آورده است: شيخ غلامرضا يزدی دانش‎وری است كمال يافته و فرهيخته‎ای است بلند پايه. آنان كه اهل معرفتند، جايگاه برينش را می­شناسند و بسيار گرامی‌اش می‎شمارند. خدمات ارجمندش والا و ماندگارند و پندهای سنجيده­اش در جان مخاطبان اثرگذار؛ زيرا او، خود، تنديس پارسايی و راست‌گويی و بی‎آلايشی است.


آيت‌الله العظمی بهجت در نقلی درباره ايشان فرمودند: از آقای حاج‎آقا حسين قمی شنيده بودم كه از منبر دو نفر به خوبی می‎شود استفاده نمود: يكی منبر آقا سيد يحيی و ديگر حاج شيخ غلام‎رضای يزدی. ما رفتيم پای منبر ايشان استفاده كنيم كه ديدم نظر آقای قمی درست است. از آقای حاج سیّد محمّد داماد پرسيدم: آيا كسی الآن در يزد مثل حاجی شيخ غلام‎رضا هست؟ گفت: نه. ايشان مفتاح علوم قرآن دارند كه كتاب جالبی است. معلوم نيست از اين كارخانه، ديگر چنين قماش‎هايی در می‎آيد يا نه؟ نمی‎دانم، خدا بهتر می‎‌داند! خوشا به سعادت آقای حاج شيخ غلامرضا، ما كجا و اينها كجا!


علاّمه محمدتقی جعفری(ره) هم گفته است: شما روحانيون بايد اهل عمل باشيد. شما اگر حاج شيخ غلام‎رضا يزدی را می‎‏ديديد، با همان ديدن او، جواب سؤالتان را می‎گرفتيد. ای لقای تو جواب هر سؤال مشكل از تو حل شود بی قيل و قال همچنين آيت‌الله العظمی صافی گلپايگانی در خصوص وی آورده است: منبر ايشان را درك كرده بودم. ايشان انسان جالب و روحانی وارسته‎ای بود و نفوذ كلام عجيبی داشت.


آيت‌الله العظمی مظاهری هم در مطالبی درباره ايشان آورده‌اند: حاج شيخ مجتهد بود، امّا برای تبليغ اسلام و ارشاد مردم به روستاها می‎رفت و برای گسترش دين تلاش می‎كرد. آيةالله مصباح يزدی هم گفته است: حاج شيخ، غلامرضا كوچه بيوكی... از علمای يزد؛ كتابی به نام تنديس پارسايی در احوالاتش نوشته­اند. ايشان تا سن 90 سالگی هم منبر می‎رفت. عمده مطالب منبرش آيات قرآن و نكات تفسيری بود و گاهی يكی دو تا شعر می‎خواند، منبر ايشان را در يزد از زمان كودكی به ياد دارم. اين شعر حافظ را مكرر از ايشان شنيدم: كه آن را با يك حالی روی منبر می­خواند: گر كسان قدر می بدانندی شب نخفتند و رز نشانندی؛ خود مرحوم شيخ وقتی اين شعر را می­خواند، بعد با آن حالش اين آيه را تلاوت می‎كرد: تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ...


نظر آيت‌الله العظمی سبحانی درباره مرحوم خراسانی


آيت‌الله العظمی جعفر سبحانی هم درباره شخصيت آن مرحوم آورده است: واقع اين است كه سخن گفتن درباره­ عارف وارسته، حضرت آيةالله شيخ غلامرضا يزدی در حدّ من نيست و ايشان خيلی بالاتر از اين حرف‎هاست. معرِّف بايد اجلی از معرَّف باشد؛ در حالی كه ايشان بالاتر هستند و شايد برای من زبان درازی است كه در مورد ايشان سخن بگويم، چون ايشان به تمام معنا «رض» به رضای حق بود. ما اينچنين شخصی را در اجتماع كم ديده‎ايم. اينها انسان‎هايی هستند پيامبرگونه كه خود را كشته‎اند و رضای حق را برگزيده‎اند. ايشان با تمام كمالات و تقوای والا، توجّه زيادی به امر تبليغ داشت. نمی‌‎گفت كه من مرجع دينی مردم اين استان هستم و از لحاظ علمی اجتهاد دارم و منبر در شأن من نيست، بلكه منبر را برای هدايت مردم يك هدف می‎دانست. من مفهوم «آيةالله» را مدّتی كه در يزد بودم در اين شخص مجسّم می‎دانستم. گرامی باد تولدش، گرامی باد درگذشتش و إن‎شاءالله در آينده جزء علمايی خواهد بود كه ما را شفاعت می‎كند.


جنازه شريف ايشان پس از ارتحال در سال1338 قريه طزرجان، در 40 كيلومتری يزد،‌ بر روی دستان مردم و به طرز با شكوه و وصف ناشدنی به شهرستان يزد منتقل و در جوار حضرت امام زاده جعفر از فرزندان امام صادق(ع) دفن شد. ايشان بقعه‎ای مخصوص دارند، و اطراف قبر شريفشان قبور علمای بزرگ و سادات شريف است. مردم برای برآمدن حوايجشان به آن جا می‌روند و روحانيت خاص و معنويت قابل توجهی در آن جا مشاهده می‌شود.

captcha