آيتاللهالعظمی فقيه يزدی از پارسايان بزرگ و مراجع دينی است كه تبليغ دين در يكی از روستاهای طبس را به كرسی مرجعيت و فقاهت در حوزه علميه قم ترجيح داد.
گروه حوزههای علميه: آيتاللهالعظمی فقيه يزدی از پارسايان بزرگ و مراجع دينی است كه تبليغ دين در يكی از روستاهای طبس را به كرسی مرجعيت و فقاهت در حوزه علميه قم ترجيح داد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) آيتالله حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانی، از مراجع تقليد شيعه در اوايل سده 14هجری است؛ ايشان در سال 1295 در مشهد مقدس متولد و در سال 1338 در يزد دارفانی را وداع گفت.
وی فرزند ابراهيم يزدی كوچه بيوكی از عالمان دين در اواخر سده 13 و اوايل سده 14 بود و در حوزههای علميه مشهد و اصفهان تحصيل كرد؛ از جمله هم درسان ايشان آقا سيد حسين قوچانی معروف به آقا نجفی (مولف سياحت شرق و غرب) و آيتالله العظمی بروجردی بودند.
وی در سال 1314 به نجف رفت و با شركت در درس آيات عظام سيد محمدكاظم طباطبايی يزدی و آخوند ملامحمدكاظم خراسانی بهرههای علمی و معنوی فراوان برد وی از بيشتر مراجع عصر خويش از جمله آيات عظام حاج عبدالكريم حايری يزدی و مراجع عصر خويش از جمله آيات عظام حاج عبدالكريم حايری يزدی و سيد ابوالحسن اصفهانی و آقا حسين قمی و مير سيدعلی مدرسی اجازه اجتهاد داشت.
وی شاگردانی چون سيد علی محمد كازرونی، سيد محمد مدرسی، شهيد صدوقی و سيد عباس خاتم يزدی را تربيت كرد؛ ايشان چندين كتاب تأليف نموده كه برای نمونه می توان كتب مفاتيح علوم القرآن (تفسير) و ترجمه نماز يا اسرار الصلوه را نام برد. تأسيس و تعمير چندين مسجد و حوزه علميه از جمله يادگارهای ايشان است، اين بزرگوار در شهرهای مختلف با بيانی زيبا سخنرانی نموده كه بيانات ايشان تأثير بسزايی داشته است؛ وی عارفی صاحبدل و زاهد و صاحب كرامت و ياور مستمندان بود و توفيق زيارت حضرت وليعصر (عج) را داشت. از ايشان كرامت های بسياری مانند طی الارض، ايجاد چشمه آب در بيابان خشك و اطلاع اخبار نهانی به تواتر نقل شده است.
وی سرانجام در روز جمعه 22 ذی حجه 1378 قمری مطابق با 7تيرماه 1138 در روستای طرزجان در 50 كيلومتری يزد وفات يافت و پيكر مطهرش بر روی دست مردم تا يزد تشييع و در جوار امامزاده جعفر (ع) به خاك سپرده شد.
فقیهی در اوج وارستگی
آوردهاند كه وی به شاگردانش میگفت كه «هرگاه غذای مطبوع، يا لباس مرغوبی به دستم میرسيد، آن را كنار میگذاشتم و خطاب به نفس میگفتم: شرط استفاده از اين غذا و لباس به جا آوردن فلان عمل عبادى يا امساك يا شب زندهداری است، وقتی آن عمل را انجام میدادم آن لباس و غذا را به طلاب ديگر میدادم و خودم از غذای ساده و لباس معمولی استفاده میكردم و به نفس خطاب كرده میگفتم كه نبايد هميشه تو بر من حاكم باشی و خواستههای خودت را به من تحميل كنى، من هم در مبارزه بايد سر تو كلاه بگذارم و غالب شوم».
مرحوم حاج شيخ در فصل تابستان مبلّغ سیّار بودند و صدها روستای محروم و دورافتاده را از وجود خود بهره مند میكردند؛ مردم هر محل و روستايی كه ايشان به آن جا میرفتند، خوشحال و شادمان میگرديدند و علاقه به دين و روحانيت در آنان زياد میشد. تضرع و گريه ايشان گاهی مستمعين را تحت تأثير قرار میداد و دو نكته مهم در منبرهای ايشان مشهود بود. درباره مرحوم آيةالله حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانی(ره) در نوشتهها و گفتهها و حكايتها، كرامات بسياری نقل شده است و در مجموع قدر متيقنی دارد كه قابل انكار نيست و مردم و بزرگان يزد بر اين مسئله صحه گذاردهاند.
يكی از ويژگیهای مهم اين عالم بزرگ، تقوا و اعتقاد راسخ به كار طلبگی و تبليغ بیريا بود؛به نقل بزرگان حوزه اگر ايشان با آن جامعيت علمی در حوزه علميه قم حضور داشت قطعا يكی از بزرگترين و شناخته شدهترين مراجع عالم اسلام بودند ولی تبليغ خالصانه در نقاط دور افتاده را مرجعيت در قم ترجيح داد؛ نقل شده است كه در سالهای آخر عمر وی برای زيارت در دهه اول محرم به مشهد مقدس رفت؛ پيش از زيارت در مكانی با يكی از اهالی يكی از روستاهای طبس برخورد كرد و وی با شناختی كه از ايشان داشت از اينكه در دهه اول محرم اين روستا مبلغی برای روضه خوانی و برگزاری مجالس وعظ و خطابه و عزا ندارد نزد ايشان گلايه آورد؛ كلام اين مرد هنوز تمام نشده بود كه آيتالله فقيه يزدی به مرد روستايی خطاب كرد كه همين الان به سمت روستای شما حركت میكنيم چون میخواهم امسال در روستای شما اين مجالس را برپا كنم تا نكند كه يك دسته از مردم به خاطر نرفتن طلاب به آن منطقه از فيض عزای حضرت محروم شوند؛ نكته جالب در اين جا آن بود كه ايشان به خاطر تعجيلی كه در اين امر داشت حتی به زيارت امام رضا(ع) هم مشرف نشد و گفت كه قطعا امام رضا(ع) از تبليغ در جايی كه مردم آن از بسياری از معارف بیخبر هستند بيشتر شادمان میشوند.
يكی از امامان جمعه يزد، نقل میكرد كه در دوران جوانی به بيماری سل دچار شدم و به دليل دير اقدام كردن برای مداوا به حال احتزار افتادم؛ وقتی كه پزشكان از معالجه بنده قطع اميد كردند برای طی كردن روزهای آخر عمر به منزل رفته و در آنجا در بدترين شرايط جسمی بودم؛ در همان روزها آيتاللهالعظمی فقيه يزدی به رحمت الهی رفت و مادرم برای شفا يافتن من، با همان حال مرا با حالت خاص بيماری به پای جنازه مرحوم رساندند كه در حال اقامه نماز بر پيكر ايشان بودند، مرا به جنازه ايشان نزديك كردند و در آن حال با حال تضرع خود را به جنازه ايشان متبرك كردم و از خدا طلب شفا كردم كه در عين تعجب همگان در كوتاهترين فاصله ممكن آثار بهبودی در من ظاهر شد و از مرگ حتمی نجات يافتم. امروزه نيز مردم يزد به اين عالم بزرگوار اعتقاد بسياری دارند و شب و روزی نيست كه مردم برای رفع حاجات خود از اين عالم و عارف بزرگ شيعه طلب دعا نزد خداوند متعال نكنند.
ديدگاه علما درباره آن مرحوم
حضرت امام خمينی(ره) در نقل قولی درباره ايشان آوردهاند: ايشان عجب تفسيری ارائه كردند. خيلی عميق و جالب بود. آيا يزد همچنين بزرگانی دارد؟!
آيةالله حاج شيخ مرتضی حائری يزدی(ره) نيز فرمودهاند: من فقط دو نفر را ديدم كه واقعاً خالی از هوای نفس هستند: يكی مرحوم حاج شيخ حسين زاهد در تهران و ديگر مرحوم حاج شيخ غلامرضا در يزد، اما علوّ همت مرحوم حاج شيخ غلامرضا را هيچكس ندارد.
آيةالله العظمی بروجردی(ره) درباره وی گفته است: آقای آيتالله حاج شيخ همه كاره من و صاحب اختيار من است. آيتالله حاج آقا بزرگ تهرانی(ره) آورده است: شيخ غلامرضا يزدی دانشوری است كمال يافته و فرهيختهای است بلند پايه. آنان كه اهل معرفتند، جايگاه برينش را میشناسند و بسيار گرامیاش میشمارند. خدمات ارجمندش والا و ماندگارند و پندهای سنجيدهاش در جان مخاطبان اثرگذار؛ زيرا او، خود، تنديس پارسايی و راستگويی و بیآلايشی است.
آيتالله العظمی بهجت در نقلی درباره ايشان فرمودند: از آقای حاجآقا حسين قمی شنيده بودم كه از منبر دو نفر به خوبی میشود استفاده نمود: يكی منبر آقا سيد يحيی و ديگر حاج شيخ غلامرضای يزدی. ما رفتيم پای منبر ايشان استفاده كنيم كه ديدم نظر آقای قمی درست است. از آقای حاج سیّد محمّد داماد پرسيدم: آيا كسی الآن در يزد مثل حاجی شيخ غلامرضا هست؟ گفت: نه. ايشان مفتاح علوم قرآن دارند كه كتاب جالبی است. معلوم نيست از اين كارخانه، ديگر چنين قماشهايی در میآيد يا نه؟ نمیدانم، خدا بهتر میداند! خوشا به سعادت آقای حاج شيخ غلامرضا، ما كجا و اينها كجا!
علاّمه محمدتقی جعفری(ره) هم گفته است: شما روحانيون بايد اهل عمل باشيد. شما اگر حاج شيخ غلامرضا يزدی را میديديد، با همان ديدن او، جواب سؤالتان را میگرفتيد. ای لقای تو جواب هر سؤال مشكل از تو حل شود بی قيل و قال همچنين آيتالله العظمی صافی گلپايگانی در خصوص وی آورده است: منبر ايشان را درك كرده بودم. ايشان انسان جالب و روحانی وارستهای بود و نفوذ كلام عجيبی داشت.
آيتالله العظمی مظاهری هم در مطالبی درباره ايشان آوردهاند: حاج شيخ مجتهد بود، امّا برای تبليغ اسلام و ارشاد مردم به روستاها میرفت و برای گسترش دين تلاش میكرد. آيةالله مصباح يزدی هم گفته است: حاج شيخ، غلامرضا كوچه بيوكی... از علمای يزد؛ كتابی به نام تنديس پارسايی در احوالاتش نوشتهاند. ايشان تا سن 90 سالگی هم منبر میرفت. عمده مطالب منبرش آيات قرآن و نكات تفسيری بود و گاهی يكی دو تا شعر میخواند، منبر ايشان را در يزد از زمان كودكی به ياد دارم. اين شعر حافظ را مكرر از ايشان شنيدم: كه آن را با يك حالی روی منبر میخواند: گر كسان قدر می بدانندی شب نخفتند و رز نشانندی؛ خود مرحوم شيخ وقتی اين شعر را میخواند، بعد با آن حالش اين آيه را تلاوت میكرد: تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ...
نظر آيتالله العظمی سبحانی درباره مرحوم خراسانی
آيتالله العظمی جعفر سبحانی هم درباره شخصيت آن مرحوم آورده است: واقع اين است كه سخن گفتن درباره عارف وارسته، حضرت آيةالله شيخ غلامرضا يزدی در حدّ من نيست و ايشان خيلی بالاتر از اين حرفهاست. معرِّف بايد اجلی از معرَّف باشد؛ در حالی كه ايشان بالاتر هستند و شايد برای من زبان درازی است كه در مورد ايشان سخن بگويم، چون ايشان به تمام معنا «رض» به رضای حق بود. ما اينچنين شخصی را در اجتماع كم ديدهايم. اينها انسانهايی هستند پيامبرگونه كه خود را كشتهاند و رضای حق را برگزيدهاند. ايشان با تمام كمالات و تقوای والا، توجّه زيادی به امر تبليغ داشت. نمیگفت كه من مرجع دينی مردم اين استان هستم و از لحاظ علمی اجتهاد دارم و منبر در شأن من نيست، بلكه منبر را برای هدايت مردم يك هدف میدانست. من مفهوم «آيةالله» را مدّتی كه در يزد بودم در اين شخص مجسّم میدانستم. گرامی باد تولدش، گرامی باد درگذشتش و إنشاءالله در آينده جزء علمايی خواهد بود كه ما را شفاعت میكند.
جنازه شريف ايشان پس از ارتحال در سال1338 قريه طزرجان، در 40 كيلومتری يزد، بر روی دستان مردم و به طرز با شكوه و وصف ناشدنی به شهرستان يزد منتقل و در جوار حضرت امام زاده جعفر از فرزندان امام صادق(ع) دفن شد. ايشان بقعهای مخصوص دارند، و اطراف قبر شريفشان قبور علمای بزرگ و سادات شريف است. مردم برای برآمدن حوايجشان به آن جا میروند و روحانيت خاص و معنويت قابل توجهی در آن جا مشاهده میشود.