
حجتالاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی، مدیر مدارس علمیه بانوان استان خوزستان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در مورد مبحث حدیثشناسی گفت: یکی از بحثهای بسیار مهم در حوزه حدیثشناسی، شناخت احادیث صحیح از غیرصحیح است. درباره اهمیت شناخت احادیث صحیح از غیرصحیح روایتی از پیامبر اکرم(ص) با این مضمون وارد شده است: «قد کثرت علی الکذابة، فمن کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار؛ دروغگویان بر من زیاد شدهاند. هر کس بر من دروغ ببندد خود را برای قرار گرفتن در جایگاهش در آتش آماده کند». این روایت، از روایات بسیار معتبری است که هم در منابع اهل سنت و هم در منابع ما شیعیان آمده است.
وی ادامه داد: این روایت در منابع اهل سنت در کتاب ارشاد الساری فی شرح صحیح البحاری(ج 1/ ص 300) و در متون روایی ما شیعیان، در کتاب کافی(ج1، ص 63) و کتاب من لایحضره الفقیه(ج 3/ ص 379) آمده است.
سلطانی خاطرنشان کرد: منافقان، دنیاپرستان و مشرکان که برای نابودی اسلام پیمانی میان خود بسته بودند، در زمان حیات پیامبر(ص) و بعد از ایشان، وقتی دیدند همه تیرهایشان به سنگ خورده است، راه دیگری را برای مبارزه با دین و اسلام برگزیدند و آن راه مبارزه مذهب علیه مذهب بود. آنان از پوشش دین برای از بین بردن قرآن و سنت استفاده کردند و در واقع خود را میان مسلمانان جای دادند و به نقل از معصومین(ع)، به جعل حدیث پرداختند. به این شکل در اندیشه تشیع افراد این چنینی پیدا شدند و احادیث را به دروغ به ائمه(ع) منتسب کردند.
قرآن بهترین شاهد صدق اخبار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است
وی تصریح کرد: قرآن کریم بهترین شاهد برای صدق اخباری است که از پیامبر(ص) و ائمه(ع) وارد شده است.
مدیر مدارس علمیه بانوان خوزستان با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) گفت: این روایت را زراره از امام صادق(ع) نقل میکند که امام فرمودند: «ان اهلالکوفه نزل فیهم کذابٌ؛ در میان اهل کوفه، دروغگویی وجود دارد» این دروغگو چنانچه در برخی روایات وارد شده، شخصی به نام مغیره است. امام میفرماید: مغیره بن سعید بهطور عمدی بر پدرم دروغ میبست. اصحاب او میان اصحاب پدرم پنهان بودند که کتابها را از یاران پدرم گرفته و آنها را به مغیره میدادند و او در کتابهای پدرم، کفر و زندقه را وارد میکرد و آن را به پدرم نسبت میداد آنگاه کتابها را به یاران خود برمیگرداند و میگفت آن را میان شیعیان پخش کنید. پس هر چه در کتابهای یاران پدرم از غلو آمده از کارهای این فرد است.
وی ادامه داد: در این روایت امام صادق(ع) به این قضیه اشاره میکند که در میان راویان احادیث اهل بیت(ع) انسانهای دروغگو و جاعل وجود داشتند. در یک کلام هم در کتب روایی معتبر اهل سنت و هم میان متون روایی ما، احادیثی وجود دارد که افکار افراطی را میان احادیث اهلالبیت(ع) جعل کردند؛ لذا بحث شناخت احادیث صحیح از غیرصحیح با توجه به دو حدیثی که از پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) بیان شده ضرورت و جایگاه ویژهای پیدا میکند.
این مدرس حوزه علمیه در ادامه درباره راههای شناخت احادیث تصریح کرد: اکنون ما در زمانی زندگی میکنیم که احادیث فراوانی به نام اهلالبیت(ع) وجود دارند؛ که برخی از آنها احادیث نادرست و غیرصحیحی هستند که مستمسک دشمنان اهلالبیت(ع) برای کوبیدن تفکر نورانی اهل بیت(ع) است.
سلطانی گفت: مهمترین و در واقع یکی از راههای شناخت احادیث صحیح، رجوع به منابع دست اول تشیع مانند کتب اربعه(کافی، استصبار، من لایحضره الفقیه و تهذیب) است. بر ما است که به این کتب مراجعه کنیم و ثانیاً ما هر آنچه را که در کتابهای اربعه وجود دارد بهعنوان حدیث صحیح نمیشناسیم در صورتی که احادیث موجود در منابع اربعه، مورد تأیید علمای دست اول ما باشند، آن حدیث در نزد ما معتبر است و در غیر این صورت چنین احادیثی از اعتبار و وثاقت کافی برخوردار نیستند.
عدم مخالفت با قرآن؛ اصلی برای شناخت احادیث صحیح
مدیر مدارس علمیه بانوان خوزستان افزود: قاعده و اصل دوم برای شناخت احادیث صحیح از غیرصحیح عدم مخالفت با قرآن است. در روایتی که از پیامبر اکرم(ص) در ابتدای بحث عنوان شد ایشان میفرمایند در زمان من دروغگویان زیادند و در آینده نیز زیاد خواهند شد. سپس پیامبر اکرم(ص) معیاری را ذکر میکنند، ایشان میفرماید: «فإذا اتاکم الحدیث فاعرضوه علیالکتاب الله و سنتی فما وافق کتابالله فحفظوه و ما خالف کتابالله و سنتی فلا تأخذوا به؛ اگر حدیثی بر شما وارد شد آن را بر قرآن و سنت من عرضه کنید، اگر روایت موافق کتاب و سنت من بود آن را اخذ کنید و اگر مخالف کتاب خدا و سنت من بود به آن عمل نکنید».
وی اظهار کرد: دو روایت در اینجا بهعنوان نمونه ذکر میشود که یکی مخالف قرآن و دیگری موافق قرآن است. روایتی که با قرآن مخالفت دارد، روایتی است که آن را از پیامبر(ص) نقل میکنند که ایشان فرمودند: «دفن البنات من المکرمات؛ خاک کردن دختران از ارزشها است» این روایت در کتاب «الدر الملتقطه فی بیان احادیث الموضوعه» تألیف علامه صنعانی از علمای اهل سنت نقل شده است. ما این روایت را بر قرآن عرضه میکنیم. قرآن میفرماید: «وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ، بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ؛ پرسند چو زان دخترک زنده به گور به کدامین گناه کشته شده است» (تکویر/8-9) در روز قیامت از دختران زنده به گور سؤال میکنند که به کدام گناه و جرم کشته شدید. در این آیات، قرآن دفن دختران را توبیخ میکند پس این روایت با توجه به اینکه مخالفت صریح با قرآن کریم دارد، مجعول و غیرقابل اعتماد است.
سلطانی به بیان روایتی موافق با آیات قرآن پرداخت و گفت: این حدیث شریف را بسیار شنیدم که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «انی مستخلف فیکم خلیفتین کتاب الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا وانهما لن یفترقا حتی یردا علیالحوض؛ من دو جانشین از خودم در میان شما به یادگار میگذارم؛ یکی کتاب خدا و دیگری عترتم و اهل بیت(ع) من است تا زمانی که به این دو تمسک پیدا کنید، گمراه نخواهید شد و این دو از هم جدا نمیشوند تا اینکه بر من کنار حوض کوثر وارد میشوند». این روایت را بر قرآن عرضه میکنیم تا موافقت یا مخالفت آن با آیات روشن شود. این روایت را بر آیه «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آوردهاند همان کسانى که نماز برپا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند»(مائده/55) عرضه میکنیم.
مقام ولایت در قرآن به امام علی(ع) اعطا شده است
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: روایات فریقین اتفاق دارد که این آیه درباره حضرت امیرالمؤمنین(ع) است؛ هنگامی که ایشان انگشتری خود را در حال رکوع صدقه دادند این آیه نازل شد و خداوند متعال در آن از این عمل تجلیل کرده است. ما میبینیم که مقام سرپرستی و ولایت در قرآن کریم در این آیه به آن حضرت اعطا شده است. روایات دیگری نیز از پیامبر اکرم(ص) در متون روایی فریقین آمده که توسط این آیه شریفه تأیید میشود مانند روایت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یا روایت دیگری که از ایشان وارد شده که فرمودند: «علی یقضی دینی و ینجز وعدی؛ علی دین مرا ادا میکند و وعدههای مرا حتمی میسازد». یا در جای دیگری فرمودند: «أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلّا إنّه لا نبیّ بعدی؛ تو برای من در مقام و منزلت هارون از موسی هستی جز اینکه بعد از من پیغمبری نخواهد بود».