
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، حجتالاسلام محمدکاظم رحمانستایش، مدیر گروه رجال پژوهشکده علوم و معارف حدیث شب گذشته، اول بهمن در افتتاحیه نخستین کنگره بینالمللی سیره نبوی در طب که در مجتمع ولایت دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شد، با تصریح اینکه دیدگاههای مختلفی در زمینه طب اسلامی و طب سنتی وجود دارد، گفت: سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا طب اسلامی همان طب سنتی است و کدامیک از اینها درست است؟
وی افزود: گاهی اوقات تصور شده است که طب سنتی همان طب اسلامی است و به همین دلیل برخی اوقات کسانیکه در حوزه طب سنتی فعالیت میکنند بهدنبال تقدسبخشی به فعالیتهای خود هستند و آن را بهعنوان طب اسلامی مطرح میکنند.
حجتالاسلام رحمانستایش عنوان کرد: این مسئله ناشی از آن است که مفهوم و معیار طب اسلامی دقیقاً مشخص نشده است و برای وارد شدن به این مسئله باید به نکاتی توجه داشت که مهمترین آن توجه به منابع است؛ هر چیزیکه عنوان اسلامی بدان اطلاق میشود باید منبع آن از منابع اصلی دین یعنی قرآن و روایات باشد و باید به این ترتیب به شریعت و دین متصل شد.
این استاد حوزه و دانشگاه ابراز کرد: طب اسلامی نیز مثل هر چیزی دیگری که بخواهد پسوند اسلامی بگیرد و متصل به دین شود باید به قرآن و سنت متصل شود و اگر چنین چیزی نباشد صرفاً یک نامگذاری بیش نیست.
وی ادامه داد: نکته دوم این است که در طول تاریخ صدر اسلام آن چیزیکه ما شاهد هستیم این است که در بطن و متن سیره پیامبر(ص) و پس از آن ائمه اطهار(ع) آنچه که بهعنوان اصلیترین آموزههای طب مطرح میشود طبی بوده که انتسابی به اسلام نداشته است یعنی تا سال 133 هجری قمری اطبا، یهودی و نصرانی بودند و از پیامبر(ص) و اصحاب بسیار سؤال شده است که آیا به اینها مراجع کنیم یا خیر.
حجتالاسلام رحمانستایش اضافه کرد: قطعاً در آن زمان آموزههایی که بر اساس آن، طبابت میکردند آموزههای اسلامی نبوده و انتساب به قرآن و سنت نداشته است و از سال 133 نهضت ترجمه آغاز شد و هارون بیتالحکمه را پایهگذاری کرد و تدریس تألیفات مسلمانان در حوزه طب آغاز شد.
مدیر گروه رجال دانشکده فقه و معارف حدیث خاطرنشان کرد: این حرکت تا سال 287 هجری ادامه پیدا کرد و ترجمههایی در دست مسلمانان متداول شد و از سال 287 تا سال 700 هجری پزشکان مسلمان به قوت و قدرت وارد حوزه طب شدند و تألیفات طبی بسیاری را تدوین کردند.
وی گفت: از سال 700 تا زمان حاضر بهعنوان یک دوره تمدنی به نسبت سایر جوامع بشری، فعالیت پزشکان مسلمان خیلی چشمگیر نبوده و در زمانی بسیار افول پیدا کرده است و قوتهای موقتی پیدا کرده و دیگر مانند سنتهای پیشین نبوده است.
وی با یادآوری اینکه این وضعیتی است که در دوره صدر اسلامی وجود داشته است، گفت: این بحث در مورد همه آموزههای طبی روایت نیست به عبارتی باید روایات طبی خود را دستهبندی کنیم که در این دستهبندی 6 روایت اعم از روایات بهداشتی، مسائل اخلاق پزشکی، مسائل فقهی و حقوقی پزشکی، مربوط به خواص گیاهان و میوهجات و سبزیجات، طب روحانی که بهصورت خاص منظور استفاده از قرآن و ادعیه جهت شفابخشی و طب علاجی یعنی روایتهایی که نسخههایی از اهل بیت(ع) در درمان برخی از بیماریها عنوان شده است، وجود دارد که اقسام پنجگانه اول محل بحث نیستند یعنی تلاقی بین طب مدرن و طب سنتی و اگر بگوییم طب اسلامی در مراحل 5 گانه قبل نیست و محل بحث طب علاجی است.
حجتالاسلام رحمانستایش، طب را یکی از مظاهر تمدن برای هر جامعهای دانست و ادامه داد: طب سنتی با طب مدرن گاه در علاجهایی که دارند دچار تضاد و تعارض میشوند و اینجا باید تکلیف را مشخص کرد که آیا ما این طب سنتی که در جزیرةالعرب و در زمان پیامبر(ص) مورد توجه بوده است و قبل از پیامبر(ص) بهعنوان طب عربی از آن یاد میکردند، میتوانیم بهعنوان طب اسلامی بشناسیم.
این اندیشمند اسلامی اظهار کرد: از این جهت روایاتی وجود دارد و ممکن است تلقی شود که چون بسیاری از مفاهیم طب سنتی را در روایات مشاهده میکنیم پس میتوان ان را طب اسلامی دانست و واقعیت این است که باید بین طب سنتی و طب اسلامی تفاوت قائل شد.
وی بیان کرد: منظور از طب اسلامی، طبی است که دارای ضوابط و نظام کامل است و این مسئله در قرن 3 رخ داد در این دوره آنها طب سنتی را طب اسلامی نامیدند و این تعبیر هیچ مبنای قابل پذیرشی ندارد و صرفاً وجود برخی از دستورات طبی سنتی در برخی از روایات باعث این قصه شد و در دوره بعدی عدهای طب سنتی را مترادف با طب اسلامی گرفتند و این دید قطعاً یک دید سطحینگرایانه است بهدلیل اینکه رسالههایی را بهعنوان طب سنتی معرفی کرده است در موارد خاصی اموری را تجویز کرده است که قطعاً خلاف شرع است و هیچ عالم مسلمانی آن را تأیید نمیکند لذا اینگونه دستورات را نمیتوان طب اسلامی بنامیم و نتیجه اینکه بهنظر میرسد اینکه طب سنتی را به این معنا طب اسلامی بنامیم درست نیست.
حجتالاسلام رحمانستایش با تأکید بر اینکه باید این نکته را مدنظر قرار داد که دین چه چیزی بهعنوان یک اصل و وظیفه برای خود تعریف کرده است، گفت: هیچ برهانی از براهین کلامی، قرآنی و روایی دلالت ندارد که مطلق آن چیزهایی که مربوط به زندگی مردم است همه آنها مربوط به دین است.
مدیر گروه رجال دانشکده فقه و معارف حدیث گفت: آنچه در این میان مهم است، این است که باید بین آموزههای اسلامی محض و اصیلی که پیامبر(ص) و ائمه(ع) تفضل کردهاند با آن چیزیکه بهعنوان طب عربی یا طب هندی، یونانی و امثال این موارد شناخته میشود، تمایز ایجاد کرد و این مسئله مخصوص طب نیست و در تمام شئونات اجتماعی این مسائل باید شناسایی و مرزبندی شوند.
وی عنوان کرد: طب اسلامی را بدینگونه معنا میکنیم که عرصههای مشترک بین مسئله سلامت مردم و روایات صادره از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) باید شناخته و مورد مطالعه قرار گیرند تا بر اساس آنها عمل شود.
حجتالاسلام رحمانستایش ابراز کرد: این روایاتی که در کتب روایی ما موجود است متأسفانه دچار چند مشکل شده است اول اینکه در اینها برخی اوقات جعل و ساختگی بودن رسوخ کرده است و نکته دیگر وجود برخی از این روایات و اشاره و همخوانی با برخی از تعالیم طب یونانی است که موجب ایجاد ابهام شده است و متأسفانه کار دقیق علمی در این جهت انجام نشده است.