کد خبر: 1391245
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۰
آیت‎الله‎العظمی جوادی آملی:

قلب سلیم؛ معیار تفاضل انسان‌ها است/ تقیه تنها مخصوص شیعه نیست

گروه اندیشه: مرجع تقلید شیعیان با بیان اینکه قلب سلیم عامل تفاضل انسان‌ها است، گفت: اگر بین سلسله مرسلین تفاضل هست، قلب‌های سلیم آنها عامل تفاضل است.

به گزارش خبرگزاری بین‎المللی قرآن(ایکنا) از قم، آیت‌الله‎العظمی جوادی آملی، از مراجع عظام تقلید پیش از ظهر امروز، 17 فروردین در درس تفسیر قرآن در مسجد اعظم با اشاره به آیات 83 تا 86 سوره الصافات «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ، إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ، إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ، أَئِفْکًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ و...» تأکید کرد:  قرآن تنها، برهان محض نیست و بخشی از آن عبرت از تاریخ و ارائه مصداق براهین ارائه شده است؛ داستان پیروزی انبیا بر کفار بخصوص در داستان‎های حضرت نوح و ابراهیم(ع) بخش مهمی از این رویکرد قرآنی است؛ خداوند بخشی از داستان حضرت ابراهیم را در سوره «صافات» و بخشی دیگر را در سوره «مریم» بیان کرده است.
مؤلف تفسیر تسنیم عنوان کرد: خداوند وقتی در یک داستان از جنون امت می‌گوید، مراد بیان عقل پیامبر است و وقتی از عقب‌ماندگی جامعه سخن می‎گوید، پیشگامی پیامبر(ص) را نشان می‌دهد.
وی گفت: افرادی که مرتد هستند و بر کارهای بد اصرار دارند راهی برای برگشت ندارند ولی کسانی که راه برگشت برای آنها باز می‎شود و فرصت بازگشت می‎یابند یا خوب هستند یا کار خیر انجام می‏‌دهند؛ بسیاری از افراد خوب کسانی هستند که کار خیر به پیشگاه خدا می‎آورند.

قلب سلیم؛ معیار تفاضل انسان‌ها

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی بیان کرد: در کنار این افراد، گروهی هستند که گوهر نفسشان سالم است و گوهر نفس خود را به پیشگاه الهی می‎برند  که همان قلب سلیم است و از قلب سلیم نیز چیزی جز حسنات اخلاقی و فقهی و حقوقی صادر نمی‎شود؛ ممکن است کسی کار خوب انجام دهد ولی گوهرش اصلاح نشده باشد؛ قلب سلیم از جمله معیارهای تفاضل است.
استاد برجسته حوزه گفت: تفاضل بین انبیای الهی وجود دارد؛ اگر بین سلسله مرسلین تفاضل هست، قلوب سلیم آنها عامل تفاضل است؛ کسی که «یبعث حیا» است قطعا معصوم است که قلب سلیم دارد؛ اینکه این پیامبر بزرگ الهی می‎گوید که من سالم هستم و تا زمان حشر نیز سالم هستم مراد همین تفاضل و قلب سلیم است.
این مفسر قرآن بیان کرد: حضرت ابراهیم(ع) با این قلب سلیم در جایی عنوان می‎کند که «یا رب ألحقنی بالصالحین»؛ یعنی خداوندا مرا به صالحین ملحق کن؛ در اینجا صالحین یعنی کسانی که از عصمت کل الهی برخوردار هستند؛ البته در روایات بیان شده است که منظور صالحین امامان معصوم هستند.

انسان تنها از صفر تا صد خلقت و لقاءالله را طی می‎کند

وی گفت: این ذوات قدسی گوهر سالم را به خدا هدیه می‎دهند ولی دیگران تنها عمل صالح هدیه می‎آورند؛ از این ذوات چیزی جز طهارت و پاکی نشئت نمی‎گیرد، غیر از انسان کامل، بقیه موجودات یا ابن‌السبیل هستند و یا از وسط راه شروع می‎کنند؛ موجودات به پنج قسم جماد، نبات، حیوان، انسان و فرشته تقسیم می‎شود که سه قسم اول ابن‌السبیل هستند و در وسط راه می‎مانند؛ فرشتگان نیز وقتی به لقا می‌رسند ولی چون از تراب ساخته نشده‎اند پس از نقطه صفر شروع نکرده‎اند؛ در این میان تنها انسان است که از صفر تا صد را طی خواهد کرد و خداوند تنها به او گفت که «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ».

تقیه در زمان انبیا هم بوده است

این مرجع تقلید یادآور شد: در این بین برخی جن‎ها را نیز وارد کرده‎اند که در پاسخ باید گفت که هیچ جنی نتوانسته به مقام پیامبری برسد، آنها پیامبر دارند ولی پیامبر آنها همین پیامبران بشری بوده‎اند.
وی با اشاره به داستان حضرت ابراهیم(ع) و مسئله توریه و تقیه گفت: بزرگان ما بیانات بزرگی در این رابطه عنوان کرده‎اند از جمله التقیة دینی و دین آبائی؛ تقیه به دو شکل است، اولی تقیه در عمل و دومی تقیه در فتوا.
این مرجع تقلید بیان کرد: حضرت یوسف و ابراهیم(ع) نیز تقیه کردند؛ حضرت ابراهیم به مردم شهر هشدار داد که اگر از شهر بیرون بروید من این بت‎ها را از بین می‎برم وقتی به جانب بت‎ها رفت غذایی مقابل آنها بود که به آنها گفت که چرا از این غذاها نمی‎خورید و مردمی که شما را ساخته‌اند چگونه شما را شفیع خود قرار داده‎اند؛ ایشان بت‎ها را شکست و همه این ماجرا را به گردن بت بزرگ گذاشت؛ اینجاست که جدال احسن کردند.
این مفسر قرآن بیان کرد: خداوند ادامه این ماجرا را در سوره مریم بیان کردند؛ حضرت ابراهیم(ع) برهان خود را مطرح کرد که چگونه مردمی که خود مخلوق هستند و شیئی را می‎سازند چگونه آن را عبادت می‎کنند ولی این برهان برای مردم گران آمد و ایشان را به آتش افکندند؛ پس از سردشدن آتش بود که قلب سلیم آمد؛ آنها چون برهان را نپذیرفتند چاره‎ای جز ابراهیم‌سوزی نداشتند.

captcha