
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، آیتاللهالعظمی جوادی آملی، از مراجع عظام تقلید پیش از ظهر امروز، 17 فروردین در درس تفسیر قرآن در مسجد اعظم با اشاره به آیات 83 تا 86 سوره الصافات «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ، إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ، إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ، أَئِفْکًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ و...» تأکید کرد: قرآن تنها، برهان محض نیست و بخشی از آن عبرت از تاریخ و ارائه مصداق براهین ارائه شده است؛ داستان پیروزی انبیا بر کفار بخصوص در داستانهای حضرت نوح و ابراهیم(ع) بخش مهمی از این رویکرد قرآنی است؛ خداوند بخشی از داستان حضرت ابراهیم را در سوره «صافات» و بخشی دیگر را در سوره «مریم» بیان کرده است.
مؤلف تفسیر تسنیم عنوان کرد: خداوند وقتی در یک داستان از جنون امت میگوید، مراد بیان عقل پیامبر است و وقتی از عقبماندگی جامعه سخن میگوید، پیشگامی پیامبر(ص) را نشان میدهد.
وی گفت: افرادی که مرتد هستند و بر کارهای بد اصرار دارند راهی برای برگشت ندارند ولی کسانی که راه برگشت برای آنها باز میشود و فرصت بازگشت مییابند یا خوب هستند یا کار خیر انجام میدهند؛ بسیاری از افراد خوب کسانی هستند که کار خیر به پیشگاه خدا میآورند.
قلب سلیم؛ معیار تفاضل انسانها
آیتاللهالعظمی جوادی آملی بیان کرد: در کنار این افراد، گروهی هستند که گوهر نفسشان سالم است و گوهر نفس خود را به پیشگاه الهی میبرند که همان قلب سلیم است و از قلب سلیم نیز چیزی جز حسنات اخلاقی و فقهی و حقوقی صادر نمیشود؛ ممکن است کسی کار خوب انجام دهد ولی گوهرش اصلاح نشده باشد؛ قلب سلیم از جمله معیارهای تفاضل است.
استاد برجسته حوزه گفت: تفاضل بین انبیای الهی وجود دارد؛ اگر بین سلسله مرسلین تفاضل هست، قلوب سلیم آنها عامل تفاضل است؛ کسی که «یبعث حیا» است قطعا معصوم است که قلب سلیم دارد؛ اینکه این پیامبر بزرگ الهی میگوید که من سالم هستم و تا زمان حشر نیز سالم هستم مراد همین تفاضل و قلب سلیم است.
این مفسر قرآن بیان کرد: حضرت ابراهیم(ع) با این قلب سلیم در جایی عنوان میکند که «یا رب ألحقنی بالصالحین»؛ یعنی خداوندا مرا به صالحین ملحق کن؛ در اینجا صالحین یعنی کسانی که از عصمت کل الهی برخوردار هستند؛ البته در روایات بیان شده است که منظور صالحین امامان معصوم هستند.
انسان تنها از صفر تا صد خلقت و لقاءالله را طی میکند
وی گفت: این ذوات قدسی گوهر سالم را به خدا هدیه میدهند ولی دیگران تنها عمل صالح هدیه میآورند؛ از این ذوات چیزی جز طهارت و پاکی نشئت نمیگیرد، غیر از انسان کامل، بقیه موجودات یا ابنالسبیل هستند و یا از وسط راه شروع میکنند؛ موجودات به پنج قسم جماد، نبات، حیوان، انسان و فرشته تقسیم میشود که سه قسم اول ابنالسبیل هستند و در وسط راه میمانند؛ فرشتگان نیز وقتی به لقا میرسند ولی چون از تراب ساخته نشدهاند پس از نقطه صفر شروع نکردهاند؛ در این میان تنها انسان است که از صفر تا صد را طی خواهد کرد و خداوند تنها به او گفت که «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ».
تقیه در زمان انبیا هم بوده است
این مرجع تقلید یادآور شد: در این بین برخی جنها را نیز وارد کردهاند که در پاسخ باید گفت که هیچ جنی نتوانسته به مقام پیامبری برسد، آنها پیامبر دارند ولی پیامبر آنها همین پیامبران بشری بودهاند.
وی با اشاره به داستان حضرت ابراهیم(ع) و مسئله توریه و تقیه گفت: بزرگان ما بیانات بزرگی در این رابطه عنوان کردهاند از جمله التقیة دینی و دین آبائی؛ تقیه به دو شکل است، اولی تقیه در عمل و دومی تقیه در فتوا.
این مرجع تقلید بیان کرد: حضرت یوسف و ابراهیم(ع) نیز تقیه کردند؛ حضرت ابراهیم به مردم شهر هشدار داد که اگر از شهر بیرون بروید من این بتها را از بین میبرم وقتی به جانب بتها رفت غذایی مقابل آنها بود که به آنها گفت که چرا از این غذاها نمیخورید و مردمی که شما را ساختهاند چگونه شما را شفیع خود قرار دادهاند؛ ایشان بتها را شکست و همه این ماجرا را به گردن بت بزرگ گذاشت؛ اینجاست که جدال احسن کردند.
این مفسر قرآن بیان کرد: خداوند ادامه این ماجرا را در سوره مریم بیان کردند؛ حضرت ابراهیم(ع) برهان خود را مطرح کرد که چگونه مردمی که خود مخلوق هستند و شیئی را میسازند چگونه آن را عبادت میکنند ولی این برهان برای مردم گران آمد و ایشان را به آتش افکندند؛ پس از سردشدن آتش بود که قلب سلیم آمد؛ آنها چون برهان را نپذیرفتند چارهای جز ابراهیمسوزی نداشتند.