
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد جعفری، کارشناس قرآنی حوزه در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، با بیان اینکه لفظ خاص «یَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ» دو بار در قرآن کریم به کار رفته شده است، گفت: این دو اشاره قرآن یکی در سوره کهف در آیه 94 «قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا» و دیگری در سوره انبیا و در آیه 96 « حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن کُلِّ حَدَبٍ یَنسِلُونَ» وجود دارد.
وی افزود: این دو آیه اشاره به یک حقیقت قرآنی در خصوص بسته شدن راه یأجوج و ماجوج به دست ذوالقرنین بهوسیله یک سد و بازکردن این سد توسط آنان در آستانه قیامت به معنای یکی از علایم قیامت اشاره دارد.
این پژوهشگر قرآنی اظهار کرد: در روایات آمده است که این قوم به دلیل شکایتی که به ذوالقرنین از شر این قوم برده شد، ایشان نیز با بستن یک سد آهنین از مس و آهن در پای کوهی که آنها در آنجا زندگی میکردند، محبوس شدند و خروج آنها از این سد به همین دلیل یکی از وقایع پیش از قیامت ذکر شده است.
حجتالاسلام جعفری تصریح کرد: مباحث بسیاری در خصوص ماهیت این قوم مطرح شده است که این افراد را بعضاً انسان و برخی دیگر آنها را از اجنه و شیاطین غیر انسانی نام بردهاند؛ علامه طباطبایی مطرح کردند که یأجوج و ماجوج مردم عادی هستند؛ زیرا ضمایری که خداوند در قرآن برای نام بردن از آنها استفاده کرده است، ضمایری است که به انسان بر میگردد.
وی گفت: ذکر شده است که قوم یأجوج و مأجوج قومی وحشی و اهل قتل عام و بدون هرگونه منطقی بودند؛ این گروه پای یک کوه زندگی میکردند و توسط حضرت ذوالقرنین محبوس شدند که البته اختلافات در خصوص نوع این افراد و شکل حبس و خروج آنها کم نیست.
کنار هم گذاشتن اوصاف یأجوج و مأجوج در روایات، پژوهش عمیق حدیثی میطلبد
این پژوهشگر قرآنی یادآور شد: در روایات ما اوصاف بسیار عجیب و مختلفی در خصوص اینها بیان شده است که کنار هم گذاشتن اینها یک پژوهش عمیق حدیثی میطلبد؛ علامه فرمودند که در برخی روایات آمده است که اینها انسان هستند و از نژاد ترک و از اولاد یافث بن نوح هستند و فاسد، ویرانگر و یاغی هستند.
وی گفت: برخی دیگر از مفسران و دانشمندان آنها را به قوم ولود معرفی میکنند؛ یعنی قومی که نمیمیرد که مگر اینکه هرکدام از آنها هزار فرزند داشته باشد؛ از این جهت آمارهای عجیب و قریبی در خصوص جمعیت آنها ذکر شده است که در این زمینه برخی عنوان کردهاند که جمعیت آنها، 9 برابرجمعیت انسانهاست که اگر این مسئله را فرض قرار دهیم قطعاً با انسان بودن آنها سازگار نیست.
جعفری اظهار کرد: در برخی روایات به نیروی جسمی و درندهخویی آنها اشاره شده است که آنها حتی به درندگان هم حمله میکردند و آنها را تکه تکه میکردند؛ از هر کشتزاری که عبور میکردند آن را به آتش میکشیدند و هر رود و چاهی که از آن میگذشتند را خشک میکردند.
وی گفت: براساس آنچه در روایات آمده است، یأجوج یک قوم و مأجوج یک قوم دیگر است که هر کدامشان چهارصد هزار امت هستند که زیرشاخههایی نیز دارند و غیر از خدا کسی نمیتواند تعداد آنها را عنوان کند.
این پژوهشگر حوزوی یادآور شد: در برخی روایات آمده است که آنها به بلندی یک درخت هستند ولی برخی دیگر عنوان کردهاند که طول و عرض این افراد دو متر در دو متر بوده است و گفته شده که لالههای گوش آنها به قدری بزرگ است که یکی از آنها بالش و دیگری پتوی آنها است.
وی افزود: در مقابل این نظر، نظرات دیگری نیز وجود دارد که عنوان میکند که این افراد کوتاه قد بودند ولی آن چیزی که همه بر آن معتقد هستند خروج آنها بهعنوان یکی از نشانههای قیامت است.
معاون سابق پژوهشکده مهدویت در خصوص ماهیت خروج این قوم پیش از ظهور یا قیامت گفت: به نظر میرسد که کسانی که ادعا میکنند خروج یأجوج و ماجوج پیش از ظهور است چندان پایه علمی نداشته باشد زیرا غیر از روایاتی که در این زمینه وجود دارد شواهد عقلی و نقلی بسیاری در زمینه خروج پیش از قیامت این قوم وجود دارد.
وی گفت: درست که ولی خدا تا قیامت زنده است ولی به نظر میرسد که خروج این قوم پس از دوران ظهور و در دوران رجعت ائمه(ع) به قول بسیار قوی در زمان حضرت علی(ع) صورت گیرد و پس از آن قیامت رخ دهد.