
سعید زاهدزاهدانی، رئیس پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، در پاسخ به اینکه چرا علیرغم نیاز و علاقهمندی نسل جوان، گفتمان دینی در محافل علمی و دانشگاهی از جاذبه و اولویت لازم برخوردار نیست؟ گفت: این مسئله بهدلیل آن است که محافل علمی بهخصوص دانشگاهی ما الگو گرفته از محافل غربی هستند که محصول تمدن مدرن میباشند.
مبانی معرفتشناسی و روش تحقیقی تمدن مدرن به واقعیت غیب توجهی ندارد
وی افزود: بنای اصلی تمدن مدرن در نفی واقعیت غیب یا غفلت از آن است بنابراین آنچه در دانشگاههای آنها بهعنوان علم تولید میشود فقط به بخش واقعیتهای مشهود عالم میپردازد و از بخش واقعیت غیب که وجود خداوند، ملائکه، پیامبر(ص) و معاد است، غافل میشود لذا توجهی به این مباحث نیز نمیشود.
زاهدزاهدانی با بیان اینکه تمدن مدرن بهدلیل زیربناهای شناختی و روش تحقیقی که دارد نمیتواند به واقعیت غیب بپردازد، گفت: هر چند ما انسانهای متدین و دلسوزان اسلامی در دانشگاههای خود داریم اما با توجه به این مقدمهای که بیان شد از لحاظ مبانی معرفتشناسی و روش تحقیقی توجهشان به اسلام و مطالب اسلامی جلب نمیشود.
وحدت حوزه و دانشگاه در راستای توجه به واقعیت غیب در دانشگاهها بود
عضو انجمن جامعهشناسی ایران ادامه داد: از این جهت است که این مشکل ساختاری موجب میشود که بحثهای اسلامی و گفتمانهای دینی در دانشگاههای ما جایگاه اصلی برای خود نداشته باشند البته بعد از انقلاب اسلامی که نگاه به همه امور اجتماعی از زاویه دین در کشور ما باب شد توجه به واقعیت غیب که تنها در حوزههای علمیه وجود داشت اما در دانشگاه وجود نداشت بهتدریج وارد اندیشه اندیشمندان دانشگاهی شد و بحث وحدت حوزه و دانشگاه از همان ابتدا توسط امام راحل مطرح شد و پیشرفتهایی هم اتفاق افتاد.
وی ابراز کرد: یعنی راهکارهایی برای وارد کردن اندیشه غیب و غفلت نکردن از آن در دانشگاهها پیشنهاد شد و یکی از این راهکارها همجواری قشرهای حوزه و دانشگاه بود به همین جهت بحثهای معارف اسلامی در دانشگاهها تأسیس شد تا دانشهای حوزوی در کنار دانشگاه قرار گیرند و به این تربیت ارتباط بین واقعیت غیب و مشهود شکل دهند.
ارائه روشهای ترکیب و تلفیق دانشهای واقعیتهای غیب با مشهود
زاهدزاهدانی عنوان کرد: اما بعد از مدتی متوجه شدیم این همجواری نمیتواند کمکی به ترکیب و تلفیق کند بنابراین روشهایی برای تلفیق و ترکیب دانشهای واقعیت غیب با دانشهای واقعیت مشهود پیشنهاد شد. اکنون این روشها در حال بررسی است مثلاً آنچه در جامعه خیلی آشکار بیان شده بحث اسلامی کردن علوم انسانی است که تلاش میکنند در بخش علوم انسانی این اتفاق ترکیب و تلفیق به صورت عملی رخ دهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز اضافه کرد: اندیشمندانی هم از حوزه و دانشگاه برای اینکه دانشهای غیب و مشهود را در علوم انسانی و اجتماعی را با هم ترکیب کنند و علوم انسانی اسلامی را به وجود آورند، در حال فعالیت هستند.
وی اظهار کرد: در همین رشتهها دانشجویان زیادی وجود دارند که علاقهمند به این موضوع هستند و آن را پیگیری میکنند که این مسئله بهصورت یک جریان اجتماعی درآمده است بنابراین نمیتوان گفت در دانشگاههای ما کسانیکه علاقهمند به بحثهای اسلامی باشند، وجود ندارند.
اشاره به نظرهای مختلف در مورد اسلامی شدن علوم دانشگاهی
زاهدزاهدانی ادامه داد: البته طبیعتاً در همین مسیر عدهای اسلام را حداقلی در نظر میگیرند یعنی فقط برای دخالت در اندیشههای اسلامی، علوم اخلاقی و فضیلتهای اخلاقی را در نظر میگیرند، بعضی به طراحی نظریهها و فرضیههای مختلف با کمک معارف اسلامی میپردازند و برخی دیگر هم نظریهها و فرضیهها را از دانش اسلامی کمک میگیرند و هم روشهای تحقیق.
رئیس پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز گفت: به عبارت دیگر عدهای به این مسیر حداقلی نگاه میکنند و فقط به ورود اخلاق به علوم انسانی اکتفا میکنند و عدهای حداکثری یعنی نظریهپردازی نوآوری و طراحی دانشهای جدید را خواهان هستند و این جریانات در کنار هم در حال رشد هستند و با یکدیگر مباحثه میکنند و امیدواریم این گفتمانی که در دانشگاهها شکل گرفته است در آینده نه چندان دور موجب شود حداقل در بخش علوم انسانی شاهد ورود مباحث دینی به صورت گسترده در طراحی علوم باشیم.