کد خبر: 1459037
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۸

وجدان از دیدگاه قرآن/ وجدان، پایگاه بزرگی برای تربیت و سعادت بشر است

گروه اندیشه: وجدان یک درک باطنی است، درکی که انسان حتی بدون آموزش در‌می‌یابد برای این جهان گرداننده‌ای است و هم درمی‌یابد که مسیر حیات باید در جهت امانت و صداقت باشد و دروغ و خیانت زشت و نارواست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، وجدان را آگاهی شخص از شخصیت و درون خود تعریف کرده‌اند که عاملی برای شناخت مسائل و جوانب مربوط به حیات اوست.

بر این اساس وجدان یک درک باطنی است، درکی که انسان حتی بدون آموزش در‌می‌یابد برای این جهان گرداننده‌ای است و هم درمی‌یابد که مسیر حیات باید در جهت امانت و صداقت باشد و دروغ و خیانت زشت و نارواست.

در تعبیرات علمی، وجدان را ناخدای کشتی وجود و فرمانده انسان معرفی کرده‌اند که فرمان حیات را در دست دارد. به ما دستور می‌دهد به چه سویی حرکت کنیم و از حرکت در چه سمتی بپرهیزیم‌.

وجدان نظارت‌کننده انسان در اعمال و رفتار اوست و آن‌چه در مسیر حیات پیش می‌آید بر اساس داوری آن است‌. اگر در مسیر آدمی خطایی رخ دهد‌، وجدان جلوی آن را می‌گیرد و او را به لغزش و خطایش آگاه و حتی در مواردی او را سرزنش می‌کند.

وجدان همانند یک آئینه است که همه‌گونه رفتار و سلوک انسان، چه در نهان و چه در آشکار، در آن منعکس می‌شود. انسان وضع آن اعمال را برابر دیدگانش می‌بیند و آن ‌را می‌یابد و می‌سنجد و درباره خوبی یا بدی آن اظهارنظر و سرانجام آن‌را قبول یا رد می‌کند. این تحت نظر گرفتن‌ها و این سنجش و داوری، وسیله ارزنده‌ای برای کنترل خود است و حتی کودک هم در سایه آن قادر به کنترل خویش می‌شود.

بحث وجدان از مباحث مهم روان‌شناسى، انسان‌شناسى و فلسفه اخلاق است. اهمیت این بحث از آن جـهـت اسـت که هم متفکران دینى به آن پرداخته‌اند و هم فیلسوفان و روان‌شناسان غیر‌الهى از آن سـخـن گـفـتـه‌انـد.

وجدان چیست؟

در تـعـریف و بیان ماهیت وجدان، بین فلاسفه و متفکران، اختلاف‌هاى زیادى دیده مى‌شود. اما با وجـود هـمـه ایـن اخـتـلاف‌نظرها، برخى صفات و نمودهاى مشترک و ثابت براى وجدان اخلاقى و انسانى، بین همه مورد اتفاق است؛ مثلاً، همگان اعتراف دارند که وجدان بایدها را از نبایدها جدا مى‌کند، در قضاوت، امین است، بر اعمال و رفتار انسان نظارت دارد، راهنمایى قابل اطمینان است، هم شکنجه مى‌بیند و هم شکنجه مى‌دهد، خود را در برابر خود مى‌نهد و با آن راز و نیاز مى‌کند، گاهى زشت مى‌شود و گاهى زیبا می‌شود.

ریشه و منشأ وجدان

در رابطه با منشأ و ریشه وجدان دو نظریه شامل اکتسابی و یادگیری و فطرت و ذات وجود دارد که طرفداران طرز فکر اول یعنی اکتسابی و یادگیری که اغلب روان‌شناسان با اندیشه مادی هستند می‌گویند کودک در حین تولد وجدان ندارد و برای او معیار و مقیاسی جهت درک ارزش‌ها نیست.

گروهی دیگر که معتقدند وجدان ریشه در فطرت و ذات دارد و در رأس آنها الهیون هستند وجدان را امری  فطری دانسته‌اند  و می‌گویند وجدان فطرتی و یا غریزه‌ای فناناپذیر است و راهنمایی قابل اعتمادی به انسان می‌دهد. حتی انسان را به‌صورتی ناخودآگاه به طرف خیر و سعادت جلب کرده و از لغزش‌ها دور می‌دارد.

دلیل فطری بودن وجدان

در مورد استدلال به این امر که وجدان امری فطری است باید به این نکته اشاره کرد که وجدان تنها در بین افراد مذهبی نیست، در افراد غیر‌مذهبی هم نشانه‌های آن‌را می‌توان یافت. دلیلش وجود تمایلات عالی در انسان‌ها و فرار از انگیزه‌های زیانبخش است. ممکن است افرادی در اثر مبارزه با خود، آن‌را در خود خفه کنند ولی واقعیت مسئله این است که ریشه آن هرگز از بین رفتنی نیست.

هدفداری وجدان

وجدان‌ها هدفی را تعقیب می‌کنند که در تحلیل‌های مذهبی می‌توان آن‌را نشأت گرفته از روح خدایی دانست. این هدف همان نقطه‌ای است که در سیر خودسازی و کمال‌جویی سرانجام به آن می‌رسیم و در طول مدت زندگی جلوه آن در تمایلات عالی انسان چون فداکاری، ایثار، کسب معرفت و ... دیده می‌شود.

از طریق هدفداری وجدان است که انسان کوششی برای ساختن خود دارد و در برابر هر جریانی می‌کوشد به‌گونه‌ای عمل کند که لغزشی از او سرنزند. فردی که فطرتی دست نخورده و وجدانی سالم دارد، در طریق نیکوکاری در مسیر کنترل خویش است. وجدان او مراقب و نگهبانی برای اوست که او را به اعمال نیکو ترغیب و تشویق می‌کند و از کارهای بد و ناروا دور می‌دارد .

در امر تربیت این وظیفه مربی است که وجدان کودک را سالم و دست نخورده نگه دارد و در موارد لغزش او را هشدار و حتی کیفر دهد. انبیای الهی در طریق تربیت انسان‌ها با استفاده از این نیرو - که در نهاد هر کس وجود دارد - سعی می کردند آنها را در مسیر شایسته‌ای قرار دهند و از آلودگی وجدان دور دارند.

ضرورت وجودی وجدان آن

وجود وجدان و حالات وجدانی برای انسان‌ها امری ضروری است؛ از آن بابت که فقدانش سبب سرگشتگی و سردرگمی انسان و در مواردی تن دادن به لغزش‌ها و ناروایی‌هاست. ما گاهی از نظرعقلی دچار ناراحتی و ناامنی هستیم و در اتخاذ تصمیم راجع به یک مسئله و یک امر دچار وحشت و تردید می‌شویم. امکان اتخاذ موضعی اندیشیده در قبال این جریان برای ما نیست. در چنان صورتی اگر وجدان، زنده و بیدار باشد مسئله‌ای پدید نخواهد آورد زیرا با هدایت آن می‌توانیم راه خود را باز‌یابیم‌.

وجدان یک بهره خداوندی است که در آن، حالت شور و آشفتگی به جنبه‌های منفی و علاقه‌مندی و گرایش به جنبه‌های مثبت و عالی است. انسان را به‌سوی کمال هدایت می‌کند و به طریق شادکامی سوق می‌دهد. وجودش به‌ویژه از آن بابت ضروری است که رفتار و حالات انسان را زیر نظر دارد و شادی و غم  انسان براساس آن تحت ضابطه درمی‌آید.

در تعبیرات علمی، وجدان را ناخدای کشتی وجود و فرمانده انسان معرفی کرده‌اند که فرمان حیات را در دست دارد. به ما دستور می‌دهد به چه سویی حرکت کنیم و از حرکت در چه سمتی بپرهیزیم.

اهمیت وجدان

بر این اساس وجدان در آدمی مهم است. زیرا قاضی است، ناظر و راهنمای مطمئن است، درباره زشت و زیبا اظهار می‌کند و از این دید پایگاه بزرگی برای تربیت و سعادت بشر است.

وجدان از نظر ما یک محک و میزان است که راحت شدن از آن کاری ساده و آسان نیست. اگر آدمی از آن تخلف کند دچار سرزنش می‌شود و این امر خود در رشد شخصیت و جلوگیری انسان از انحراف و تن دادن او به آن‌چه که مصلحت است نقش فوق‌العاده‌ای دارد.

اسلام وجدان را گواه و شاهدی برای انسان می‌داند که نگهبانی راستین در تشخیص اعمال نیک از بد است و سعی دارد از رهگذر انس و عادت به آن، رفتار آدمی را تحت کنترل درآورد.

در جنبه اهمیت وجدان باید گفت آن‌را برتر از دانش دانسته‌اند زیرا در وضع و مقامی است که برتر از پرسش و پاسخ، مشاهده ظاهر و ارزیابی از باطن کار می‌کند. درهمان هنگام که فردی خلاف واقعیت می‌گوید و در برابر قاضی به دروغ متوسل می‌شود، خود می‌داند که واقعیت چیست و جداً دچارعذاب وجدان است.     

رفتار وجدانی

رفتار وجدانی آن رفتاری است که در آن دروغ و خیانت نیست، فریب و ریا نیست، کلک زدن و تظاهر نیست. رفتاری است طبیعی، عادی، موافق خواست درونی و همراه با رضایت خاطر و بدون هیچ دغدغه و تشویش.

رفتار وجدانی رفتاری توأم با آرامش و تعادل است. انسان از ظهور و بروز آن احساس نگرانی ندارد. موجب زحمتی برای دیگری نیست و خود انسان هم از آن احساس گناه و پشیمانی ندارد. انسان‌ها اگر در مسیر حیات خود مانعی برای خویش نبینند تن به چنین رفتاری خواهند داد. زیرا در زندگی شخصی و اجتماعی اصل را بر این قرار داده‌اند که از محاکمه وجدان دور و بر کنار باشند.

دیدگاه قرآن در رابطه با وجدان

خداوند متعال در آیه هفت سوره الرحمن فرموده است: «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ؛ و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت» و نیز در آیه دوم سوره قیامت می‌فرماید: «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ؛ و سوگند به نفس لوامه و وجدان بیدار و ملامتگر که رستاخیز حق است».

همچنین آیات یک تا هشت سوره شمس با این مضمون «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ، وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا، وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا، وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا، وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» به بحث وجدان اشاره دارد.

همچنین آیه دوم سوره مائده که می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْیَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ» به بحث وجدان اشاره داشته است.

مریم رهسپار، کارشناس حوزه خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا ضمن بیان این‌که وجدان یک نگهبان درون است و هر کسی‌ یک عامل بازدارنده در درون خود دارد، افزود: هر انسان در مقابل خواهر، برادر و دوستان، خود اصلی خود را نشان نمی‌دهد، و تنها کسی‌که نمی‌توان در مقابل او حجاب کرد و یا نقاب زد وجدان است.
وی ادامه داد: وجدان عامل دورنی انسان و در واقع شخصیت درونی فرد و آن تعریف و یا تصویری است که از خود داریم.
رهسپار، با اشاره به این‌که همه انسان‌ها فارغ از نگاه مذهبی و دینی دارای وجدان هستند، عنوان کرد: همان‌طور که همه انسان‌ها دارای روان هستند، همه نیز وجدان دارند و بیشتر روان‌شناسان اعتقاد دارند که وجدان بخشی از روان است.
این مشاور خانواده با بیان این‌که همه انسان‌ها چه مذهبی و غیرمذهبی وجدان دارند، اظهار کرد: همان‌طور که جسم و روان انسان رشد و تکامل پیدا می‌کند، وجدان هم دچار تغییر شده، رشد کرده و تکامل می‌یابد.
وی ابتدای سن وجدان درد را سن دو سال و نیمی دانست و افزود: بعد از این سن است که وجدان تکامل پیدا کرده و دچار فراز و فرود می‌شود، که تربیت خانوادگی، دوست و نوع رفتاری که اجتماع با فرد دارد می‌تواند در سرکوب شدن آن تأثیر داشته باشد چراکه جوان و نوجوانی که از طرف خانواده و اطرافیان مورد مأخذه قرار می‌گیرد مطمئناً به‌خاطر منافع شخصی وجدان خودش را سرکوب می‌کند.

سامان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۱
0
1
خوب بود تشکر
فاطمه
|
United Arab Emirates
|
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۵
0
1
سلام مطلب بسیار خوبی بود میخواستم در پایان نامه ازش استفاده کنم منتها هیچ منبعی نداره میشه کمک کنید
captcha