کد خبر: 1470010
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۶
در آئین شمع گردانی شب عاشورا صورت گرفت؛

کاروانی مملو از عشق در حرم مطهر رضوی جاری شد

گروه اجتماعی: همزمان با شب عاشورا، زائران و مجاوران حرم رضوی، در کنار خادمان بارگاه رضوی از میدان شهدا به سمت حرم رضوی حرکت کردند تا برای عرض تسلیت و شرکت در مراسم خطبه خوانی شب عاشورا خود را به آستان هشتمین نور برسانند و اینگونه بود که کاروانی مملو از عشق در حرم جاری شد.

همزمان با شب شهادت امام حسین(ع) زائران و مجاوران حرم رضوی شب گذشته، 12 آبان ماه در کنار خادمان بارگاه رضوی از میدان شهدا به سمت حرم رضوی حرکت کردند تا برای عرض تسلیت و شرکت در مراسم خطبه خوانی خود را به آستان هشتمین نور برسانند و اینگونه بود که کاروانی مملو از عشق در حرم جاری شد.

خادمان حرم مطهر رضوی پروانه وار گرد شمع جمع شدند، فریاد یا حسین(ع) سر دادند و در کنار امام هشتم(ع) فریاد برآوردند که به خونخواهی سیدالشهدا(ع) و اصحابش به پا خواسته اند، آهسته و پیوسته در صحن و سرای حرم قدم برمی داشتند، گام های استوارشان ناخودآگاه هر قدمی را به سوی خود می کشاند.

دو شب از ایام سال، خادمان حرم مطهر رضوی حزن خود را با روشن کردن شمع در صحن وسرای حرم به پیشگاه امام مهربانی ها می برند، شب عاشورا و شب شهادت ثامن الحجج(ع) مراسم خطبه خوانی و شمع گردانی هر ساله در حرم جاری است و خدام آستان قدس رضوی اعم از فراشان، دربانان، کفشداران و.... بعد از نماز مغرب و عشاء با نظمی خاص در حالی که چهارده نفر از دربانان با در دست داشتن لاله های شمع در دو طرف هیئت حرکت می کنند، با نوای حزن انگیز به سمت حرم به راه می افتند، پس از ورود به صحن جمهوری اسلامی به محضر امام هشتم تسلیت عرض کرده و صدای مداحی فضا را آکنده از معنویت می کند.

عاشقانه می سرایند رسم وفاداری را، حرم چه غم بار است امشب و زائران چه سنگین قدم بر میدارند، آخر جد بزرگوار امام رضا(ع) پس از نجواهای امشب، فردا به میدان می رود و ظهر عاشورا رقم خواهد خورد، سیل اشک زائران، موج به پا کرده و آسمان چه خروشان است امشب، باران می بارد و باز هم آسمان گریست...

آن شب سپهر دیده حسین(ع) پرستاره بود، در قاب خون گرفته چشمانش که می نگریستی، اندوه غمی را می جستی که سراغ از هرجای دنیا بگیری نمی تواند مثال دیگری جز اندوه خود حسین(ع) برایت آورد، می دانست در عاشورا چه می شود، خوب می دانست هرکه بماند شهید راه حق است پس حجت را تمام کرد، آنها که لیاقت نداشتند، رفتند، حسین(ع) مانده است و 72 تن.

اینک حسین(ع) با خالقش به مناجات برخواسته، ناگاه لب گشود و تلاطم شروع کرد، دریای حرف های دلش بی کنایه بود، چراکه حسین(ع) اگر تنها هم بود باز هم به میدان می رفت، احیاگر درس آزادگی نماز عشق به جای آورد، گویی آسمان پایین آمده بود، یا ارباب بالا رفته بود، نمی دانم، اما خواست عاشورا رقم بخورد، پس شب را سحر کرد یا خورشید از پشت کوه بالا آمد، نمی دانم، او با خدا سخن می گفت یا خدا با او، نمی دانم، من فقط می دانم حسین(ع) ایستاد تا شیعه امروز بایستد.

هرچند حسین(ع) در شب عاشورا چراغ ها را خاموش کرد تا آنها که توان مقاومت ندارند و از شرم مانده اند، بتوانند برگردند، اما اینجا زائرانی از جنس خورشید هستند که خود، با نور آمده اند تا به مولایشان بگویند: «آمده ایم تا همسفرت شویم، آمده ایم تا جان را در طبق اخلاص بگذاریم و عاشورایی دیگر رقم بزنیم».

معصومه فروغ/خراسان رضوی

captcha