
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، دهمین پیش نشست همایش ملی «حکیم طهران» بهمنظور نکوداشت مقام علمی آقا علی مدرس زنوزی معروف به شیخ مؤسس با عنوان «حکیم طهران و مطالعات تطبیقی» با حضور علما و فلاسفه دانشگاههای قم و شیراز صبح امروز، 27 آبان در محل تالار علامه جعفری دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز برگزار شد.
همایش ملی «حکیم طهران» توسط مجمع عالی حکمت اسلامی با همکاری جمعی از مراکز علمی، فرهنگی و اجرایی کشور را برگزار خواهد کرد. این برنامه که در راستای معرفی فلاسفه شیعه و بزرگداشت مقام علمی آنهاست و مورد توجه و تأکید بزرگان و اعاظم نیز قرار گرفته است، تلاش دارد ضمن معرفی شخصیت علمی، اخلاقی و اجتماعی مرحوم آقا علی مدرس زنوزی، به بررسی و تحلیل آثار، آرا و مبانی عقلی و نقلی ایشان بپردازد.
حکیم مؤسس مرحوم آقا علی مدرس در دوره چهل سال تدریس خود به همراه تنی چند از اساطین حکمت و عرفان، حوزه فلسفی تهران را به اوج شکوفایی و عظمت رسانید. وی علاوه بر حکمت و فلسفه مراحل عالی فقه و اصول را در محضر اساتید برجسته و بهنام عصر خود طی کرد و با تدریس علوم معقول و منقول و پرورش شاگردان فراوان و نگارش آثار متعدد، حوزه فلسفی تهران را به اوج شکوه و رونق خود رسانید.
حجتالاسلام قاسم کاکایی، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز در این همایش ابراز کرد: مجمع عالی حکمت اسلامی در قم چند سال است که فعالیت میکند و بحمد الهی در جوی که دیدگاههای عقلستیزی و معنویتگریز در میان برخی از مؤمنین و متدنین در حال شکلگیری است، تصمیم گرفتند که پرچم و علم فلسفه و حکمت را بر افراشته نگه دارند و کارهای ارزندهای هم انجام دادند.
وی با یادآوری اینکه شاگردان آیتالله جوادی و بزرگان دیگری که در علوم عقلی و نقلی در قم فعال هستند جزو مؤسسین این مجمع هستند، افزود: آیتالله جوادی، سبحانی و مصباح نظارت کلی بر مجمع دارند و در این چند سال نشریات و مجلات، سخنرانیها و نشستهایی توسط این مؤسسه توزیع و برگزار شده است.
حجتالاسلام کاکایی با بیان اینکه قبلاً جریاناتی جهت احیای مکتبهای فلسفی مانند مکتب فلسفی خراسان، شیراز، اصفهان و تهران در کشور انجام شده است، گفت: در بحث مکتب فلسفه شیراز نیز دو همایش بزرگ در سطح بینالمللی در سالهای گذشته برگزار شد.
رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه مکتب شیراز از قطبالدین شیرازی شروع شد، افزود: علامه قطبالدین نیز در مکتب خواجه نصیرالدین طوسی تلمذ و علماموزی کرده است که مکتب مراغه است و واسطه بین مکتب خراسان ابن سینا و بهمنیار و فلاسفه مشایی هستند و بعد از آن مکتب مراغه خواجه نصیرالدین است و از خواجه نیز قطبالدین شیرازی است که شارح حکمت اشراق است و از این علامه شروع میشود تا به قیاسالدین دشتکی و دشتکیها و بعد به ملاصدرا میرسد و واسطه آن مکتب اصفهان میشود که میرداماد و شیخ بهایی است.
وی با یادآوری اینکه مکتب شیراز متقدم بر ملاصدرا بوده است، گفت: ملاصدرا پرورش یافته مکتب شیراز است و بعد از مکتب ملاصدرا، شارحان مکتب صدرا داریم و از آن زمان این مکتب سیطره وسیعی پیدا کرده است و فکر فلسفی تشیع و ایران به خصوص اینگونه بوده است.
حجتالاسلام کاکایی اظهار کرد: مرحوم آقا علی مدرس و پدرشان آقا عبدالله زنوزی مؤسس مکتب طهران هستند که در زمان قاجاریه بودند و تا امروز نیز برخی از شاگردان آنها هنوز در قید حیات هستند.
رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز ادامه داد: در این راستا مجمع عالی حکمت بنا گذاشت مکتب طهران را احیا کند و یک تعداد پیش همایش را برای این مکتب برگزار کرده است که از جمله آنها همایش امروز است.
وی با طرح این سئوال که فلسفه تطبیقی چیست؟ گفت: باید دو مطلب را روشن کنیم یکی مراد از تطبیق و فلسفه چیست و دیگری فلسفه تطبیقی چه معنایی پیدا میکند و معنای تطبیق نیز به معنای مقایسه و مقارنه است و باید مشخص کنیم چیزهایی که میخواهیم با هم مقایسه و قیاس کنیم چه چیزی است؟ هدف مقایسه چیست و به چه چیزی میخواهیم برسیم و فردی که تطبیق را انجام میدهد کارش چیست که باید مشخص شوند.
حجتالاسلام کاکایی با بیان اینکه در مقایسه اولین مسئله این است که دو مسئله با هم سنخیتی داشته باشند که مقایسه کنیم، به تعریف فلسفه اشاره کرد و گفت: اصولاً تعریف فلسفه محل نزاع است که اصلاً فلسفه چیست و در فلسفه چه میکنیم؟ فلسفههای مضاف که اضافه شدند علم و غیره اینها مقداری کار را مشکلتر کردند که فرق فلسفه مضاف و محض چیست و اشتراکشان در چیست؟
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با تأکید بر اینکه فلسفه تطبیقی، یک فلسفه مضاف نیست، گفت: در فلسفه تطبیقی بر روی دو نظام مثلاً نظام ملاصدرا و دکارت کار میکنیم پس شکلی شبیه علم به علم است یعنی دو نظام بر روی آن کار فلسفی انجام میدهیم و یعنی مقایسه ما بین این دو نظام است.
رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز ابراز کرد: فلسفه تطبیقی مضاف و مضاف الیه نیست بلکه موصوف و صفت است یعنی به شیوه تطبیقی کار فلسفی انجام میدهیم اما هدف فلسفه چیست؟ هدفش این است که پاسخ به سئوالات کلی دهد و از ظاهر امور به باطن آنها برسد ضمن اینکه در فلسفه تطبیقی نیز همین کار را انجام میدهیم.
وی با تأکید بر اینکه در فلسفه تطبیقی باید تشبهات و تفاوتها را بشناسیم، گفت: برخی تطبیق را فقط تشابهات میبینند خیر اینگونه نیست بلکه تابع قاعده تعرف الاشیا باضدادها هستند و از سوی دیگر برخی میگویند فلسفه تطبیقی ممکن نیست و بی معنی است زیرا هر نظامی مربوط به شرایط تاریخی و فرهنگی نظام خود است مثل جریانات گیاهان و حیوانات نیستند که بگوییم تکاملیافته برخی هم هستند لذا نمیتوان مقایسه کرد و اگر از زمان و فرهنگ خود مقایسه کنیم، بیمعنا میشود.
حجتالاسلام کاکایی اظهار کرد: برخی دیگر میگویند فلسفه گفتوگوی بین فرهنگهاست و فرهنگها سهمی از حقیقت دارند و ما به دنبال ذات معنی باید بگردیم که در واقع یک نوع پدیدار شناسی است.