کد خبر: 2514285
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۲:۰۸

ارتداد از ديد اسلام اقدامی براندازانه است/ آزادی برای رسيدن به حق مورد پذيرش اسلام است

گروه حوزه‎های علميه: عضو هيات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) تاكيدكرد: در اسلام مكتب زيربنای نظام اسلامی است و برای پاسداری از كيان نظام به ناچار بايد جلوی ارتداد را گرفت زيرا ارتداد اقدامی براندازانه است.

حجت الاسلام والمسلمين محمدرضا باقرزاده، عضو هيات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) در گفت و گو با خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا) با اشاره تفاوت‎های تفكر حقوقی اسلام و غرب اظهاركرد: يكی از جايگاه‎هايی كه اخيرا به خصوص در موضوع حقوق بشر و اسلام مورد مناقشه واقع شده است، بحث ارتداد است.
وی افزود: در اسلام موضوع ارتداد بر اساس يك مكانيزم خاص مطرح شده و بر اساس اين پايه اصلی است كه حكم جاری می‎شود ولی روبنای ظاهری آن در موضوع حقوق بشر مورد مناقشه واقع شده است؛ در حالی كه اگر نگاه درستی به اصل و پايه تحليلی آن صورت نگيرد نمی‎توانيم به درستی به نتيجه برسيم.
عضو هيات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) خاطرنشان كرد: عقيده از آن جهت كه امری درونی و قلبی است، اصولا با موضوع «حقوق» ارتباط نمی‌يابد؛ بلكه اظهار عقيده يا اقدام عملی مبتنی بر عقيده است كه موضوع حقوق قرار می‌گيرد، زيرا عقيده يك امر درونی و قلبی است، درحالی‌كه موضوع حقوق «رفتارهای اجتماعی» است و قوانين حقوق برای تنظيم روابط اجتماعی وضع می‌شوند.
وی افزود: از اين جهت اموری چون اعتقادات كه صرفاً جنبه شخصی و فردی دارند، در حوزه اخلاق مطرح هستند و قانون اجتماعی و حقوق به آن‌ها نمی‌پردازد؛ عقيده تابع دليل است، اگر دليل بود، عقيده هم هست و اگر دليل خدشه‌دار شد، عقيده هم رخت برمی‌بندد؛ اما درمورد رابطه ميان ارتداد در اسلام با آزادی بيان، عقيده و مذهب و در نتيجه رابطه ميان جهان‌شمولی حقوق بشر اسلامی با حكم ارتداد به اموری چند بايد توجه كرد.
باقرزاده اظهاركرد: حكم ارتداد در اسلام به فلسفه نظام اجتماعی اسلام بازمی‌گردد و از آن‌جا كه ركن قوام جامعه اسلامی ايمان و مذهب است، «با توجه به آيات مربوط به ارتداد اين‌گونه به نظر می‌رسد كه اسلام با اين كار درصدد آن است كه حصار ايمان اسلامی را حفظ كند، در حقيقت اسلام بعد از اين‌كه مردم ايمان آوردند، نظام اسلامی را مكلف كرده كه از ايمان مردم حفاظت و حراست كند؛ چنان‌كه خداوند در قرآن در آيه ارتداد «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ» كه درباره عمار ياسر وارد شد در آخر آيه می‌فرمايد: «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الآخِرَةِ» علت خشم الهی بر مرتدين و كسانی كه از دين خارج شده‌اند اين است كه اين‌ها زندگی و عشرت دنيوی و هوای نفسانی را برخواست معنوی و قلبی و فطرت انسانی خود و بر آخرت ترجيح دادند.
وی گفت: بنابراين مساله فقط عوض شدن يك اعتقاد نبوده است، بلكه آن است كه كسانی به‌خاطر جاذبه‌های مادی و تأمين هواهای نفسانی حاضر شده‌اند به حيثيت نظام اسلامی لطمه بزنند و به آن پشت كرده و ايمان اسلامی را رها كنند كه سخت‌گيری اسلام در رابطه با اين عملكرد است؛ چنان‌كه برخی به نقل از پروفسور «مارسل بوازار» استاد حقوق دانشگاه ژنو چنين نوشته‌اند كه علت سخت‌گيری اسلام درباره مرتد شايد بدان جهت باشد كه در نظام حكومتی و سيستم اداری جوامع اسلامی، ايمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و درون قلبی نداشته بلكه جزء بندهای پيوستگی امت و پايه‌های حكومت است؛ به‌طوری‌كه با فقدان آن، قوام جامعه متلاشی می‌شود و مانند قتل نفس يا فتنه و فساد است كه نمی‌تواند قابل تحمل باشد.
اين مدرس حوزه علميه عنوان كرد: قرآن از كسانی ياد می‌كند كه با شناخت اين حقيقت همواره ايجاد اختلال در محور ايمانی مردم بودند و می‌كوشيدند از اين طريق جامعه اسلامی را از درون متلاشی سازند؛ «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» و جمعی از اهل‌كتاب (از يهود) گفتند: (برويد در ظاهر) به آن‌چه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد) شايد آن‌ها (از آيين خود) باز گردند زيرا شما را، اهل‌كتاب و آگاه از بشارات آسمانی پيشين می‌دانند و اين توطئه كافی است كه آن‌ها را متزلزل سازد؛ و مرحوم طبرسی در تفسير مجمع‎البيان در ذيل اين آيه شريفه آورده است: عده‌ای از دانشمندان يهود با يكديگر تبانی كردند كه صبحگاهان بدون اعتقاد قلبی به اسلام تظاهر كنند و در آخر روز از اسلام برگردند و بگويند ما صفات محمد ـ صلّی الله عليه و آله ـ را از نزديك مشاهده كرديم، ولی آن چه در تورات و بيانات علمای خود شنيده بوديم، با صفات او منطبق نبود.
وی گفت: اين عمل باعث خواهد شد كه مردم درباره دين اسلام ترديد كرده و بگويند: اهل كتاب كه از ما آگاه‎ترند، چنين برداشتی از پيامبر دارند، پس بدون ترديد دين اسلام دين الهی نيست؛ يكی از نويسندگان عرب دراين‌باره خصوص می‎نويسد: «در همه نظام‎های سياسی اقدام برای براندازی جرم است و چون در نظام سياسی اسلام پايه و اساس آن را عقيده دينی تشكيل می‎دهد، ازاين‌رو «ارتداد» اقدام برای براندازی تلقی می‌شود.»
اين پژوهشگر حوزوی عنوان كرد: در حقيقت همه نظام‎های حقوقی و از جمله اسلام اتفاق نظر دارند كه براندازی، اقدامی مجرمانه و قابل تعقيب و مجازات است و آن‌چه تفاوت بين اسلام و قوانين امروزی است، تحليل آن‌ها از موضوع ارتداد است كه از نظر فقه اسلامی مصداق براندازی شمرده می‌شود؛ زيرا مكتب زيربنای نظام اسلامی است و برای پاسداری از كيان نظام به ناچار بايد جلوی ارتداد را گرفت، ولی در نظام‎های سياسی ديگر چون دين نقشی در نظام اجتماعی ندارد و دولت صرفاً بر مبنای قوانين بشری شكل می‎گيرد، بنابراين تعبير عقيده دينی، براندازی به حساب نيامده و منع قانونی ندارد.
وی گفت: به‌هر‌حال در آن نظام‎ها نيز نسبت‌به تفكری كه اساس نظم اجتماعی مقبول را مورد تهديد قرار می‎دهد، چنين حساسيتی وجود دارد و با آن برخورد می‌شود»؛ نظير همين برخورد، كم و بيش در ديگر نظام‎ها نسبت به اشاعه افكار و انديشه‎هايی كه بنياد آن نظام‎ها را تهديد كند وجود دارد؛ نمونه بارز آن برخوردی است كه با انديشه‎های ضد يهود از سوی برخی نظام‌های سياسی وفادار به صهيونيسم صورت می‎پذيرد و حساسيتی كه در اين مورد وجود دارد تا آن‌جا است كه از هرگونه انتقاد به صهيونيسم جلوگيری می‌شود. جالب اين است كه اين‌گونه اقدامات، خلاف جهان‌شمولی حقوق بشر تلقی نمی‌شود.
باقرزاده بيان كرد: ازسوی ديگر آزادی عقيده و حقوق بشر در بستر غربی آن بر مبانی و بنيادهايی استوار است كه با پذيرش آن‌ها، حكم ارتداد و نظاير آن غيرقابل پذيرش خواهد بود؛ يكی از اين بنيادها عبارت است از اومانيسم- در برابر خدا محوری- كه حقوق بشر غربی متأثر ازآن است؛ به‌همين جهت در اعلاميه جهانی حقوق بشر، اثری از مبدأ پيدايش انسان به چشم نمی‎خورد و انسان به عنوان يك امر بريده از مبدأ خويش مورد توجه قرار دارد و خدا و حاكميت او بر انسان و ولايت حقه او بر هستی از نگاه اين اعلاميه مورد بی‌اعتنايی واقع شده است درحالی‌كه در جامعه دينی، مرتد از آن جهت كه حق دينی و الاهی جامعه را مخدوش می‎سازد، مورد تعقيب است.
وی گفت: بنياد ديگر آن نسبی‎گرايی است كه حقيقت مطلق و محوريت آن را انكار می‌كند، بديهی است با نگاه نسبی‎گرايانه در حوزه معرفت شناختی، ديگر تلاش برای دستيابی به حقيقت، معنا و مفهوم نخواهد داشت تا هدف از آزادی عقيده و بيان آن، دستيابی فرد و جامعه به حق و حقيقت باشد، در اين ديدگاه، آزادی ارزش نخستين و نهايی است و برای خودش مطلوب است؛ درحالی‌كه از نگاه دين حكمت محور و عقل مدار، آزادی نيز همچون هر پديده ديگری هدفمند و آرمان مدار است؛ آزادی عقيده و بيان برای رسيدن به حقايق عالم و جدايی حق از باطل مورد پذيرش و احترام است.
باقرزاده اظهاركرد: اعلاميه جهانی حقوق بشر هرگز بيان نكرده است كه هدف بشريت و جامعه انسانی چيست و دستيابی به چه آرمانی برای او آزادی عقيده و بيان را ضروری ساخته است؛ چون در نگاه تدوين‌كنندگان اين اعلاميه اساساً انسان بدون مبدأ تصوير شده است يا اساساً‌ تعريفی از اين مبدا برای انسان ارائه نشده است.
وی گفت: در يك جمع‌بندی بايد گفت كه اولا عقيده يك امر درونی و آزاد است؛ اما اظهار و انعكاس بيرونی آن به جهت تاثيراتی كه در جامعه می‌گذارد، از محدوديت‌هايی برخوردار است كه اختصاص به اسلام ندارد تا جهان‌شمولی حقوق بشر را خدشه‌دار كند، در جوامع غيراسلامی نيز به عنوان مثال اعتقادات منتهی به تروريسم مورد محدوديت شديد قرار می‌گيرد؛ زيرا عواقب ضداجتماعی آن برای نظام‌های سياسی غيرقابل تحمل است؛ در اسلام نيز اظهار برگشت از دين كه نه صرفا به جهت شبهه بلكه از روی عناد باشد، به دليل عواقب ضداجتماعی آن غيرقابل تحمل است.
captcha