حجتالاسلام والمسلمين سيدحميد جزايری، عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) در گفت وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) درباره مطالعه تطبيقی نظام حقوقی اسلام با نظامهای بشری، عنوان كرد: اين مطالعه به اين معنا نيست كه نظام حقوقی اسلام، ضعفهايی دارد كه میخواهيم آن را از نظامهای حقوقی مشابه بگيريم بلكه به اين جهت است كه در يك نگاه اجمالی و گذرا، با نشان دادن شاخصههای نظام حقوقی اسلام و مشخصاً نظام حقوقی كه از قرآن قابل استخراج هست موارد تفوق اين نظام را بر نظامهای حقوق بشری متعارف به دست بياوريم كه طبيعتاً اگر اين نكته به خوبی روشن و واضح شود به طور طبيعی میتواند يك حالت اتكای به نفس بيشتری به ما بدهد و ما را خودباخته در برابر برخی اصطلاحات ديگران نكند.
وی افزود: نظام حقوقی اسلام، يك نظام حقوقی منسجم است كه ابعاد مختلف او را بايد در كنار يكديگر و با يكديگر بگيريم و اگر اين گونه به نظام حقوقی اسلام نگاه كرديم قواعد و گزارههای حقوقی او توجيه پذيریاش بسيار ساده و روشن و بسيار عقلايی و قابل قبول خواهد بود.
عضو هيات علمی جامعهالمصطفی(ص)، عنوان كرد: مبانی، يكی از جهاتی است كه میتواند بين نظام حقوقی اسلام و نظامهای حقوقی رقيب مورد مقايسه قرار بگيرد، طبيعتاً هر نظام حقوقی از يكسری مبانی و پيشفرضها استفاده كرده است؛ مثلاً نظامهای حقوقی غرب، اعم از رومی ـ ژرمنی يا كامنلا، مبتنی بر فردگرايی و آزادی فرد است، نظام حقوقی سوسياليستی مبتنی است بر مصلحت جامعه و تأثير دولتها، اين يك مبنا است كه بر اساس مبنا اين نظام حقوقی ساخته شده است؛ اما در اسلام، مبنای نظام حقوقی خدا و وحی است.
وی افزود: مسئله هدف از تدوين قانون در نظامهای حقوقی میتواند مورد ارزيابی باشد، يعنی چه مسيری بايد طی شود از چه منابعی بايد استفاده بشود تا قانون، قانون شود؛ نكته بعد مسئله ضمانت صدق اين قوانين است، يعنی به چه دليل و با چه پشتوانهای مطمئن باشيم كه اين قواعد و گزارههای حقوقی، قواعد و گزارههای صحيح، صادق و مناسبی است و در آينده نياز به بازنگریها و تجديد نظرها نباشد.
وی گفت: اينها برخی از ابعاد است، البته در كنار آنها بحث نحوه ارائه قانون، اسلوب بيان قانون، ضمانتهای اجرايی قانون و در مرحله بعد عناصر اصلی مرتبط با قانون كه در نظام حقوقی اسلام خداوند، مردم و انسان به عنوان آن فرد و آن مسئله دين و شريعت الهی يا به تعبيری گزارههای اخلاقی میشود؛ به خلاف نظامهای حقوقی مقابل كه طبيعتاً اين عناصر تشكيل دهنده آن متفاوت هستند.
جزايری عنوان كرد: معمولاً در اسناد بينالمللی مثل اعلاميه حقوق بشر، وقتی میخواهند حقوق انسان را بشمارند دو دسته حقوق را قائل هستند، كه دسته اول را میتوان به عنوان مهمترين و اساسیترين و اصلیترين حقوق برشمرد و معمولاً سه مورد حق حيات، حق آزادی و حق برخورداری از امنيت است كه هر سه مورد اينها مورد تأييد نظام حقوقی قرآن هم قرار دارد؛ البته با يك سری امتيازاتی كه در نگاه نظام حقوقی قرآن نسبت به نظامهای حقوقی متعارف وجود دارد.
وی گفت: پس به تعبير ديگر ما با سه حق در نگاه اول مواجه میشويم، حق حيات، حق آزادی و حق برخورداری از امنيت كه اين سه واژه هم در نظامهای حقوقی متعارف و هم در نظام حقوقی اسلام به نحو كاملتری ديده شده، ولی در اين ميان مورد چهارمی از حقوق اصلی است كه در نظام حقوقی اسلام ديده شده ولی در نظامهای حقوقی متعارف بشری مورد غفلت قرار گرفته است و آن حق توحيد و عبوديت است.
اين مدرس حوزه علميه تصريح كرد: مرحوم علامه طباطبايی در تفسير شريف الميزان در ذيل آيه مباركه «وَقَاتِلُوا فِی سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ یُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»؛ سوره بقره/ 190 بحث نسبتاً جامعی ذيل اين آيه دارند و میفرمايند كه اگر در نظامهای حقوقی متعارف، مهمترين حق، حق حيات تلقی شد، چون اگر انسان زنده نباشد و از حق حيات برخوردار نباشد قوانين و مقررات و ... توجيهی ندارد؛ اما از نظر نگاه قرآن، مهمترين حق، حق حيات يا حق آزادی يا امنيت نيست در حالی كه قرآن اينها را هم میپذيرد، اما قبل از آنها اصلیترين حق انسانی عبارت است از حق توحيد و حق قوانين دينی مبتنی بر توحيد است.
وی افزود: بنابراين مهمترين حقی كه برای انسان و برای جامعه انسانی و برای افراد انسانی مورد نظر میتواند باشد از نگاه قرآن، حق توحيد است، حقی كه مطابق با فطرت بشری هم هست؛ لذا شرك نقطه مقابل با اين حق است؛ شرك در واقع صدمه زننده به اين حقی است كه مهمترين حق است، حتی بر حق حيات هم تقدم دارد و از همين رو مرحوم علامه طباطبايی توضيح دقيق و مفصلی دارد كه توجيه جنگهای اسلامی و دفاع مسلحانه هم همين است.
وی گفت: در واقع در جامعهای كه شرك حكمفرماست، يعنی جامعه از اين اولين حق و از اصلیترين حق محروم است پس بايد جلوی اين محروميت را گرفت از راههای مختلف و از راه دعوت، از راه موعظه، از راه تبليغ، اگر نشد از راه جهاد مسلحانه، پس بنابراين میتوان گفت اولیترين و اصلیترين حق انسان از نظر قرآن، عبارت است از حق توحيد و لذا جوامع بشری بايد به سمت تأمين اين حق بروند، وظيفه حكمرانان اين است كه اين حق را مستولی كنند.
وی افزود: اين عبارت از آن است كه قرآن میفرمايد: افراد نيكوكار كسانی هستند كه اگر آنها را مسلط بر زمين كرديم اقامه نماز میكنند، از همين آيه مباركه ما میتوانيم همين فرمايش علامه را هم استفاده كنيم چون كه مهمترين حق اسلام و جامعه حق توحيد است لذا حكمرانان عادل و حكمرانان الهی اولين اولويت كاریشان اقامه نماز به معنای اقامه توحيد است و از اين رو شرك به عنوان مهمترين ضربه و مهمترين مانع در مقابل اين حق اساسی است.
جزايری عنوان كرد: در واقع امتياز نظام حقوقی اسلام بر نظامهای حقوقی ديگر همين مساله است ولی نسبت به حق حيات، به حق آزادی، و حق برخورداری از امنيت هم بين نگاه اسلام وبين نگاه مكاتب حقوقی ديگر تفاوت هست كه بازهم به همين مبنای توحيدی و نقش خدا در اعطای اين حقوق باز میگردد كه بايد در جايگاه اصلی خود مورد مطالعه قرار گيرد.