به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، به نقل از پايگاه اطلاع رسانی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم شعبه خراسان رضوی برداشتها و تعاريف متعددی از سبك زندگی شده و هر يك عملكرد خاص خود را دارد، بررسی دقيق و عميقتر اين مفهوم از ابعاد مختلف، ضروری به نظر میرسد. بدين منظور در قالب نخستين نشست از سلسله نشستهای «طلوع انديشه»، با آقای سيد محمدعلی واعظ موسوی و حجتالاسلام علی كامل رضا نيا از كارشناسان اداره پاسخگويی به سؤالات دينی دفتر تبليغات اسلامی گفتوگو كرديم كه متن آن به شرح زير است:
درباره مفهوم شناسی و تعريف سبك زندگی توضيح دهيد.
حجتالاسلام رضا نيا: خود تعبير سبك زندگی چندان نيازی به تعريف ندارد و عرف مردم مفهوم آن را درك میكنند؛ خاستگاه اين واژه در نيمه اول قرن بيستم در غرب بوده است و منظور كلی از آن، شيوه و مدل زندگی انسانها در اجتماع و خانواده است كه نياز به بومی سازی و باز تعريف جدی دارد. بحث چالشی ما با غرب نيز در مقام مصداق و عملی كردن سبك زندگی است نه در مقام تعريف.
واعظ موسوی: مفهوم واژه كه سبك است، چندان نيازمند تعريف نيست؛ سبك به همان معنای همان روش و شيوه است كه در متون دينی میتوان از آن به سيره ياد كرد. سبك زندگی، شيوه و روح حاكم بر زندگی است.
با وجود گستردگی نفوذ «life style» در همه ابعاد زندگی مردم، میتوان سبك زندگی را بر آن منطبق كرد؟
حجتالاسلام رضا نيا: يكی از مؤلفه های اصلی سبك زندگی دينی، آيات و روايات است اما نبايد غافل شد كه ما آيات و روايات را با توجه به عرف و فرهنگ جامعه مبنای زندگی قرار میدهيم؛ عرف و فرهنگ جامعه بسيار میتواند تفسيركننده متون دينی باشد. البته قطعاً هر عرفی مورد قبول شرع نيست.
بنابراين بايد اصالت را حفظ كرد اما آن را با توجه به زمان و مكان تفسير كرد و مسلماً در اين صورت، مصاديق ممكن است در زمانهای مختلف، متفاوت باشد. وقتی عرف مورد توجه ما واقع شد قاعدتاً در بسياری جزئيات زندگی نيز سبكهای زندگی متوجه عرف میشود و در اين صورت، توجه به تأكيدات روايات، تفسير خود را پيدا میكند كه در بحث مؤلفهها توضيح میدهيم.
واعظ موسوی: اگر به معنا و روح حاكم بر زندگی توجه داشته باشيم، اين تطبيق، مشكل نخواهد داشت، يعنی قالب را از زمان و عرف و فرهنگ میگيريم اما روح حاكم بر زندگی را از دين. بنابراين سيره پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) سيره ای است كه مؤلفه های آن مشترك است و فقط قالبهايش فرق میكند. به عنوان مثال، شكل لباس در زمان پيامبر(ص) يك چيز بوده و امروز يك چيز است اما روح حاكم كه ساده و نظيف بودن است امروز هم میتواند باشد.
آيا سبك، همان مهارتهای زندگی است؟
حجتالاسلام رضا نيا: برخی خلط كردهاند و تصورمی كنند مهارت برابر سبك زندگی است اما در واقع وقتی پذيرفتيم سبك را به عنوان روح حاكم بر زندگی فرد پذيرفتيم، در مقام اجرا و كاربردی كردن آن از مهارت استفاده میكنيم.
واعظ موسوی: مهارت، ابزار و وسيله ای است برای اجرای آن روحی كه در ذهن ماست و بيشتر به جزئيات زندگی میپردازد اما سبك زندگی، روح حاكمی است كه در اين مهارتها نفوذ دارد و نمیگذارد از هر مدلی خواستيد استفاده كنيد.
آيا میتوان گفت سبك زندگی در موفقيت انسان مؤثر است؟
حجتالاسلام رضا نيا: همانطور كه اشاره شد، ما در مقام اجرايی كردن سبك زندگی با غرب دچار چالش هستيم؛ در سبك زندگی دينی، آموزه های دينی بايد خود را در مدل ازدواج، پوشاك، خوراك، تعاملات، كسب و كار ما نشان دهد. از سوی ديگر بايد توجه داشت كه هر رفتار خارجی انسان برگرفته از يك فكر، انديشه و باور است يعنی ما وقتی رفتار خوبی نشان میدهيم كه فكر خوبی داشته باشيم. از اين رو غرب، تمام همت و فعاليت خود را بر باورهای جوامع دينی متمركز كرده و میداند اگر باورها و ارزشها و انديشهها را به مدل غرب تغيير دهد به مقصود خود رسيده است.
بی توجهی به مفهوم «شبيخون فرهنگی» كه رهبری سالها قبل فرمودند و مسؤولان از اهميت آن غافل بودند، سبب شده است كه اكنون در بسياری مسائل حتی در قشر متدين الگوبرداری از سبك غربی رايج شود. اگر بپذيريم كه سبك زندگی كنونی ما ريشه در تزلزل باورهايمان دارد، طبعاً بيشتر بدان توجه خواهيم كرد. هانتينگتون میگويد: «موفقيت نظام سياسی امريكا تمام هنرش اين بوده كه توانسته هويت سازی كند و كشورهای شرقی همان هويت كشورهای غربی را پيدا كنند». اين موفقيت نبايد ما را به تأمل بيشتر در سبك زندگی وادارد؟
واعظ موسوی: سبك زندگی به مرور زمان امكان تغيير دارد و امری ثابت نيست؛ اگر كسی امروز سبك دينی دارد به اين معنا نيست كه هميشه همين سبك را خواهد داشت، بلكه امكان تغيير بر اساس تهاجم فرهنگی يا دوری از سرچشمه ارزشها و يا انحرافات و افراطها وجود دارد. 50 سال پيش، روح حاكم بر ذهن مردم متفاوت بود، قبلاً قناعت حاكم بود اما اكنون ديگر اين ارزش، پر رنگ نيست. بنابراين با توجه به امكان تغيير يا تحريف سبك زندگی، لازم است متوليان امور فرهنگی و فرهيختگان كه راسخ در علم و عالم به زمان هستند نقاط ضعف را آسيب شناسی و ترميم كنند. اكنون خلأهای مشهودی را میبينيم كه اگر جبران نشود به صورت يك عادت و رسم باقی خواهد ماند، در حالی كه نه تنها با سبك دينی تطابق ندارد بلكه منافی آن است.
نقطه آغاز آگاهی و تغيير در سبك زندگی كجاست؟
حجتالاسلام رضا نيا: چون تغييرات اتفاق افتاده در سبك زندگی، يك شبه نبوده است، برای تغيير آن نيز گذر زمان لازم است. دين میگويد سبك زندگیتان بر مبنای آيات و روايات باشد لذا در گام اول بايد به سنت نبوی و معصومين(ع) برگرديم و ببينيم در عرصه های فردی و اجتماعی از چه مدلهايی استفاده كردهاند يعنی ابتدا شناخت و باور را بدهيم و بعد الگو معرفی كنيم وگرنه نتيجه موقت میدهد. تا وقتی زيرساختهای فكری مخاطب اصلاح نشود تغييرات گذرا خواهد بود. مسؤولان فرهنگی نسبت به شناخت آسيبها دقت جامعی داشته باشند. زمينه های سبك زندگی غربی را كم كنند و در كنار آن سبك زندگی دينی برگرفته از سيره علما و نظرات متخصصان دينی را ترويج كنند.
واعظ موسوی: به نظر بنده مقدم بر همه اينها اين است كه احساس حقارت و خودباختگی نداشته باشيم وگرنه روال همين خواهد بود و در جای ديگری دنبال آب میگرديم كه بر اساس آموزه های دينی ما هم نيست. ابتدا بايد بپذيريم آنچه از آيات و روايات میگيريم مشكلی ندارد و در حفظ سبك دينی موثر است و به آن افتخار داشته باشيم در گام بعد اصلاح را آغاز كنيم. چنان كه شيوه فراعنه نيز، خوار كردن و تحقير مردم و القای عقايد خود بود، غرب نيز به عنوان فرعون امروز ابتدا طوری القا میكند كه آنچه شما داريد خوب نيست تا راحتتر از داشته های خود دست بكشيم و راحتتر تحت تأثير فرهنگ غرب قرار گيريم.