حجتالاسلام والمسلمين مهدی رستمنژاد، عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) العالميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به بررسی مسئله كشف اسرار در آيات و روايات پرداخت و اظهار كرد: در ارتباط با اشاعه اسرار يا تعبير «اضاعه اسرار» در عربی، ما در كتب روايی خودمان مثل وسائلالشيعه و كتابهای ديگر بابی تحت عنوان «باب التحريم اضاعه السِر المومن» داريم؛ يعنی بابی كه در آن روايات مربوط به حرام بودن اشاعه و افشای سِر مومن آمده است. همين طور بابهای ديگر هم نظير باب بطانه در اين رابطه داريم كه در واقع به رازهای ملّی يا مذهبی يك امت يا مملكت را اشاره دارد.
رستم نژاد افزود: در واقع ما دو نوع سِرّ داريم؛ يك وقت سرّ شخصی حساب میشود كه اين برای خودش احكامی دارد و يك وقتی اسرار مربوط به يك جامعه به يك اجتماع میشود كه از آن تعبير به اسرار اجتماعی يا اسرار ملّی میشود. هر دو سرّ در اسلام به شدت مورد نهی و مزمت قرار گرفته، هر چند در مورد مصاديق آن بحثهايی هست، اما در اصل مسئله، هر دو به عنوان امری بسيار ناپسند و مذموم است و جالب است كه به بخشی از اين روايات كه در اين ابواب آمده اشاره كنيم كه در واقع اين روايات هم تفسير آيات قرآن است.
وی با بيان مثالی افزود: امام صادق(ع) در روايتی میفرمايند كه اگر مومنی از مومن ديگر از برادر ايمانی خودش يك مطلبی را دنبال بكند و حفظش بكند، بهخاطر اينكه يك روزی برگردد و آن را به سرش بكوبد، اين از مصاديق اشاعه سرّ و اضاعه راه مومن است و يكی از گناهان بزرگ است كه امام به آن اشاره میكنند. جالب است در روايتی اميرالمومنين(ع) میفرمايند كه اگر در جايی طرف مقابل دست به چنين كاری زد، يعنی سِر تو را فاش كرد، تو تلافی نكن و تأكيد میكنند كه اين عمل تا اين حد مذموم است.
وی با اشاره به حديث حضرت علی(ع) افزود: «لا تخن من نعتمك ولو تضعو سر و انعضاء؛ كسی كه تو را امين شمرده به او خيانت نكن، اگر چه او به توخيانت كرده باشد». سِر او را سِر شخصی او را كه مربوط به حريم شخصی و شخصيتی او میشود، آن را افشاء نكن، گرچه او در مقابل اين كار كرده باشد. برای اينكه گاهی در مناظرات به جای نفس نظر، نفس شخص طرف روی میآورد و جايی كه به نفع شخص تمايل پيدا میكنند، اينجاست كه اسرارها فاش میشود و رازهايی كه مربوط به حريم شخصی طرف است، افشاء میشود و به بهانهای اين وارد در واقع حريم خصوصی اشخاص میشود.
اين مدرس جامعه المصطفی العالميه ادامه داد: اين كار نوعی بدرفتاری اخلاقی هم هست كه نشانه مراء است. برابر روايات ما اين مراء به باطل و اتصال به باطل است. در روايتی از امام صادق(ع) آمده است كه «من رواء الا مومنين ما ينطريد بهاء شی و اهتم مروت ليسقط ان اخرجها الله من ولايته الی ولايت الشيطان؛ هر كس به مومنی يك مطلبی را بگويد و اراده بكند آن را در واقعه به استعضاء بكشاند و شخصيت او را را هدر بدهد و از بين ببرد و او را از چشم بياندازد، خداوند او را از ولايت خودش خارج میكند و به سوی ولايت شيطان سوقش میدهد و در واقع وارد ولايتش شيطان میشود و حتی شيطان هم قبولش نمیكند». معنای اين روايت خيلی امروزی است و كاربرد دارد.
رستم نژاد اضافه كرد: حتی آثار وضعی اين عمل را هم در روايات گفتهاند. پيغمبر اسلام(ص) فرمودهاند كه هر كس مومنی را تعديل بكند، يعنی با حرف زشتی، عيب او را به رخ بكشد، نمیميرد مگر اينكه خودش هم گرفتار آن مسئله و آن مشكل میشود. در هر حال اضاعه صرف مومن اگر از اسرار حساب شود و راز شخصی حساب بشود يا مثلاً انگشت گذاشتن روی ضعفهای شخص ضعف شخص طرف يعنی نه برنامهاش نه نظراتش، بلكه ضعف شخص باشد، اگر به اين بيانجامد، اين يكی از رذائل اخلاقی حساب میشود.
وی افزود: در مباحث اخلاقی دينی ما و در روايت هم داريم كه اصلا آبروی مومن همانند خونش محترم است. آبرو هم همان جايی است كه ما انگشت میگذاريم روی زخمهای شخص و روی حريم خصوصی او و در چنين حالتی دچار مراء و جدال میشويم. مسئله ديگر اينكه اگر اين سِرّ در واقع سرّ يك مملكت باشد يعنی همانكه با عنوان شاخه دوم سِرّ عرض كردم، در قرآن هم مورد اشاره قرار گرفته است: «...لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً...، غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد»(آل عمران/118). اين آيه اشاره دارد كه يك عده در ميان شما هستند، اما گوش ديگران هستند و میخواهند اسرار شما را بگيرند و آن را اشاعه بدهند و در جاهايی ديگر به كار بگيرند.
وی در پايان گفت: اگر در منازعات مخصوصاً به سمتی برويم كه امنيت روانی و دينی و ملّی يك مملكت و يك ملت برگردد، اينجا ديگر به طور طبيعی از حيث اخلاقی، افشای اين مسئله نوعی پلشتی و پستی است كه انسان برای خاطر در يك جدال و مناظره يا مباحثهای، بخواهد اسرار مملكت و مذهب خودش را كه به امنيت روانی ملت و مملكت برمیگردد، آن را بخواهد افشاء بكند كه اين در اسلام و قرآن صريحا نهی شده و هم در روايات به صورت بسيار گسترده مطرح شده است.