به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، ابن سينا فيلسوفی مسلمان در مشرق زمين بود؛ چنانكه ابن رشد فيلسوف مسلمان در غرب به حساب میآمد و هركدام شاگردان و پيروانی داشتند كه برمسلك آنان تعصب میورزيدند. هم پورسينا و هم ابن رشد كوشيدهاند ميان فلاسفه يونان و عقايد دينی كه اسلام آورده، توفيق دهند و عملا بين دين و فلسفه سازش برقرار سازند.
حجتالاسلام و المسلمين سيدابراهيم سيد علوی، مدرس حوزه علميه تهران در مقالهای تحت عنوان «بررسی رای ابن سينا در موضوع امامت» مینويسد: يكی از موضوعات مهم و قابل نقد در آرای ابن سينا، موضوع امامت و خلافت است. پسر سينا در فصل پنجم از كتاب الهيات شفا در رابطه با مسئله خلافت و امامت از بعد كلامی و تاريخی مطالبی آورده است كه بحثانگيزند.
در قسمتی از اين مقاله آمده است: لزوم تعيين خليفه توسط پيشوا كه آن (يعنی نص) اطمينانبخشترين روش است و با اينكه او را سنی مذهب دانستهاند ـ هرچند در مجالس المومنين او را بر فطرت مذهب تشيع میشناسد ـ بر معيار عقيده اماميه سخن گفته است. از نظر اماميه، تعيين امام لطف و بر خدا لازم است كه جز در آن صورت، غرض حاصل نمیشود و او بايد معصوم باشد و عصمت با توانايی بر گناه منافات ندارد.
در بخش ديگری از اين مقاله میخوانيم: در سخنان پور سينا، از حيث صغرا و كبرا، بحث هست و كلام او نشان میدهد كه او از ماجراهای تاريخ صدر اسلام در مدينه پس از رحلت رسولخدا (ص) بیخبر نبوده است. او كه به اعلم بودن علی(ع) اعتراف دارد، در امر اعقليت دچارخلط مبحث شده و عملا به تناقضگويی افتاده است.
يادآور میشود، مقاله «بررسی رای ابن سينا در موضوع امامت» به قلم حجتالاسلام و المسلمين سيدابراهيم سيدعلوی در سی و دومين شماره از فصلنامه علمی ـ ترويجی سفينه منتشر شده است.