به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) آيتالله سيد عبدالهادی حسينی شاهرودی، استاد و محقق حوزه علميه قم شامگاه 28 خردادماه در نشست علمی فقه و علوم انسانی كه از سوی انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علميه قم در سالن همايشهای انجمنهای علمی حوزه برگزار شد گفت: مبحث شناخت و اسلامیسازی علوم انسانی از مباحثی است كه در سالهای اخير و پس از فرمايشات مقام معظم رهبری و اساتيد حوزه مورد توجه واقع شده است.
وی افزود: با تمامی تعبيراتی كه در سالهای اخير در رابطه علوم انسانی غربی و اسلامی ذكر شده است بايد به يافتههای علمی غربیها در زمينه علوم انسانی توجه داشت و آنها را مورد مطالعه قرار داد.
شاهرودی عنوان كرد: به هر حال بايد ادعای كسانی را كه در علوم انسانی ما نفوذ يافتهاند بررسی كنيم، تا بر اساس اندوختههای خود و نقد آنها به نتيجه مطلوب برسيم؛ قطعا نمیتوان بدون كاوش دقيق در افكار آنان به نقد آثار و همچنين ارايه رهيافتهای جديد دست زد.
وی تصريح كرد: مسلمانان از نظر علمی و تعامل علمی با غرب در عرصه فلسفه رويارويی داشتند كه در اين بين، مسلمانان توانستند برغنای اين علم بيافزايند و معانی جديدی نيز با رويكرد الهی بر آن بار كنند؛ مسلمانان آنچه را كه يونانیها و غير مسلمانان در گذشته به آن پرداخته بودند، مطالعه و بررسی كرده و با غنیسازی آنها بر اساس تعاليم اسلامی، آنها را به چالش كشيده و رشد چشمگيری در اين عرصه داشتند كه بر هيچ كس پوشيده نيست و حكمای اسلامی بسياری در قرون متمادی تا كنون در اين عرصه ظهور كردند.
اين استاد حوزه و مدرس دانشگاه يادآور شد: يكی از مسايلی كه در تحليل علوم انسانی در كشور بايد به آن توجه داشت، ناهمگونی موجود در علوم انسانی در دانشگاهها و حوزه است.
وی افزود: اين ناهمگونی از آنجايی آغاز شده است كه اساتيد و انديشمندان غربی با مطالعات و كارهای علمی خود در اين علوم، به نتايجی دست يافتند كه به عقيده خود آن را نتيجه نهايی میدانند و اين مطالب را در كتابها و نوشتههای خود نيز بيان داشتهاند كه در اين زمينه حوزه نگاه متفاوتی به علوم انسانی و حتی ترجمه و به كارگيری اين علوم در ذهنيت كاركردی دارد.
شاهرودی با ذكر اين مطلب كه ورود كتاب ترجمه شده و نهادينه شدن اين علوم در ذهن دانشجويان و اساتيد چالشی بزرگ برای كشور بوده است، اظهار كرد: اين علوم ترجمه شده بدون اينكه با معارف اسلامی مقايسه شده و كاستیهای آنان بررسی و اعمال شود موجب همين مشكل شده است؛ دانشجويان نيز به كتابهای ترجمه شده اعتقاد پيدا میكنند و اگر هم خلاف آن گفته شود، نخواهند پذيرفت.
وی در ادامه اين بحث با ذكر اين مطلب كه اين مشكل و چالش در علوم تجربی و طبيعی وجود ندارد اشاره كرد و گفت: در علوم تجربی و طبيعی، همگی از نشانهها و آيات الهی است و هر قدمی كه در اين راه برداشته میشود برای مطالعه امور ثابت و تكوينی است كه بدون شك از صنايع الهيه است و هر كوشش و تلاشی در اين زمينه در نهايت به يكی از آثار و نشانههای عظمت الهی ختم میشود؛ ولی علوم انسانی ميان اعمال انسان و آنچه شرع میگويد، قرار میگيرد.
اين استاد حوزه عنوان كرد: حوزه علميه تا كنون رسالتهای بسيار سنگينی در اعصار و قرون مختلف به عهده داشته كه در عصر جديد بازشناسی اين معلومات و ارايه راهكار برای عدم گسترش اين مباحث و ارايه جايگزين مطلوب اسلامی در حوزه علوم انسانی به اين وظايف افزوده شده است؛ البته نه اينكه اين تلاش در حوزه انجام نشده باشد ولی اين رويارويی در دوره جديد به شكل واضحتری به چشم میخورد.
وی گفت: حوزويان بايد در علوم اقتصاد، روانشناسی، جامعهشناسی و... كه بازخورد آن بر عمل انسان تأثير دارد، اين علوم را به همان شكل كه در غرب است، مطالعه كند و با نقد آنها، علوم انسانی اسلامی را مطرح سازد.
شاهرودی عنوان كرد: در برابر علوم انسانی غرب نبايد صرفا به ارائه مكتب خود، بپردازيم كه بدون شك جوابگو نيست؛ ما بايد همان دلايل عقلی، علمی، تجربی، ميدانی، آماری و... را مطالعه و نواقص و حلقههای مفقوده را شناسايی و معرفی كنيم؛ در چنين شرايطی علوم انسانی نيز غنیتر میشود.
حسينی شاهرودی با ذكر اين مطلب كه اگر غربیها در علوم انسانی به اين نتايجی میرسند كه با مبانی دينی و اسلامی در تضاد است، به دليل وجود حلقههای مفقوده و در نتيجه رسيدن به جوابهای ناقص است، عنوان كرد: حوزه بايد در اين عرصه گامهای جدی بردارد و همانگونه كه علمای پيشين در هر موضوعی كه بر خلاف دين جريان میيافت به بهترين شكل ممكن ورود كرده و پاسخهای دقيق و تاريخی میدادند، عمل كنند.