کد خبر: 2549468
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۵

تاثيرات اجتماعی عرفان اسلامی در تاريخ جهان اسلام بررسی شد

گروه حوزه‌های علميه: موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) با برپايی نشستی تاثيرات اجتماعی عرفان اسلامی در تاريخ جهان اسلام را بررسی كرد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) حجت‌الاسلام و المسلمين احمد رهدار، رئيس موسسه فتوح انديشه در اين نشست علمی كه 29 خرداد ماه در سالن اجتماعات اين موسسه برگزار شد طی سخنانی به بررسی تاريخ آغاز و گسترش عرفان در طول تاريخ پرداخت و با تفكيك عرفان شيعه و سنی و هم چنين عرفان به مثابه علم و رويكرد اظهارداشت: عرفان به مثابه رويكرد پيام دين است و در سيره و گفتار ائمه با قطع نظر از اينكه كلمه عرفان به كار رفته و يا نرفته باشد موج می‌زند در صورتی‌كه عرفان به مثابه يك علم متاخر است.
وی با بيان اينكه در ساحت شيعی عرفان به عنوان يك علم از قرن 8 به بعد بوجود آمده و قبل از عرفان به مثابه يك علم وجود نداشته است گفت: منابع شيعی غنی‌تر از سنی است.
وی اظهار كرد: در بهترين شرايط منبع محسوس اهل سنت، قرآن و روايات نبوی است در حالی‌كه شيعه علاوه بر اين‌ها تراث عظيم ائمه(ع) را هم در اختيار دارد كه بسيار غنی و جامع است.
وی در ادامه سخنان خود با تاكيد بر اينكه در عالم اهل سنت نسبت عرفان و فقه بسيار متفاوت است به بيان اين تفاوت‌ها پرداخت و گفت: در مذهب شيعه و در طول تاريخ همواره بين عارف و فقه رابطه وجود داشته و دارد و يك عارف، عارف نمی‌شود مگر از راه فقه كه حضرت آيت‌الله العظمی بهجت و امام خمينی(ره) نمونه‌های آن هستند.
اين استاد حوزه و دانشگاه، تصريح كرد: عرفان در تشيع از دل بستر فقه عبور كرده است و فقه در تاريخ اسلام مسيری رفته كه زودتر از قرن 8 نمی‌توانسته باشد.
وی در همين زمينه مكتب امام صادق (ع) را مثال زد و با اشاره به مكتب فقهی امام رضا(ع) ادامه داد: امروز آنطور كه بايد مكتب فقهی امام رضا(ع) مورد مطالعه قرار نگرفته و بيشتر بر مكتب فقهی امام صادق(ع) توجه داريم در صورتی‌كه امام رضا(ع) از معدود امامانی است كه در طول بيست سال امامت خود فرصت خوبی برای تربيت شاگردان داشته است و می‌توان گفت كه كل بيست سال دست ايشان برای تربيت شاگرد و گسترش معارف اسلامی باز بوده لذا مكتب امام رضا(ع) بايد به صورت ويژه قابل مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد.
حجت‌الاسلام و المسلمين رهدار، در بخش ديگری از سخنان خود با تاكيد بر تفاوت اساسی عرفان شيعی قبل و بعد از دوران صفويه بيان كرد: شيعه در طول تاريخ بسيار مورد ظلم قرار گرفته و به همين دليل در شرايط خفقان در مواردی به تقيه روی آورده و از آنجا كه تشخيص شيعه بودن در عرفا بسيار كمتر از فقها است در چنين مواقعی بيشتر به تصوف روی آورده‌اند.
وی در ادامه سخنان خود با بيان ديگر تفاوت‌های عرفان و فقه تصريح كرد: اعتمادسازی اجتماعی برای فقه توسط عرفان صورت می‌گيرد؛ فقه در حوزه مميزات مذهبی و عرفان در حوزه اشتراكات مذهبی است.
اين استاد حوزه و دانشگاه، با بيان اينكه عرفان برنامه نمی‌دهد بلكه جهت و بستر را فراهم و مهيا می‌نمايد گفت: ارائه برنامه توسط فقه صورت می‌گيرد به‌طوری كه می‌بينيم در جنبش‌های اجتماعی رهبری با فقيه است و با عارف نيست.
وی با اشاره به همبستگی كامل فقه و عرفان تصريح كرد: بين فقيه و عارف رابطه تنگاتنگی در مذهب شيعه و جود دارد –چيزی كه در مذهب تسنن وجود ندارد- به‌طوری كه اگر عارف نبود فقيه به رهبری نمی‌رسيد.
حجت‌الاسلام والمسلمين رهدار با بيان اينكه بدون عرفان، فقه عقيم است عنوان كرد: در مذهب تشيع تا آخرين مرحله سلوك معنوی، عقل فقهی تعطيل نيست و اين از تفاوت‌های ما با اهل تسنن است.
captcha