نصرت نيلساز، استاديار دانشگاه تربيت مدرس در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بيان تاثيرات منفی و مثبت مطالعات خاورشناسان در علوم اسلامی پرداخت و در اين رابطه گفت: میدانيم پيشينه مطالعات قرآنی از حديثی خيلی بيشتر است. در واقع میشود بگوييم كه مطالعات قرآنی ابتدائی به قرن هشتم ميلادی میرسد؛ تقريبا از قديمیترين چيزهای كه هنوز وجود دارد و در واقع آثاری از آن به جا مانده، يك رديهای است به قلم يوحنا دمشقی متوفای سال 752 ميلادی و در واقع جزء اولين كارهايی است كه غربيان به طور كلی در مقابل اسلام انجام دادند.
وی افزود: اولين مطالعات قرآنی شرقشناسان رديهنويسی بوده كه هدفشان از اين رديهنويسیها جلوگيری از نفوذ اسلام بوده؛ به خاطر اينكه در واقع اسلام را يك دين جديدی كه بدعت است و دين واقعی الهی نيست، تلقی میكردند و فكر میكردند كه بايد مسيحيان را در مقابل اين دين جديد مصون نگه دارند. در نتيجه در واقع تلاشی كه میكردند برای اين بود كه اسلام را به مسيحيان معرفی بكنند كه معمولا آميخته با تحريف حقايق اسلام است.
نيلساز افزود: تصويری كه در اين مطالعات از پيامبر اكرم(ص) يا از متون اسلامی به ويژه قرآن ارائه میشود، تصويری مخدوش و ناقص است و در واقع انواع نقدها يا اهانتها به پيامبر اكرم(ص) است كه نمونهای از اين رديهها هنوز هم تحت عنوان «رديه يوحنا دمشقی» وجود دارد. بعد از آن يك رديه مهم ديگری است از شخصی به نام نيكتاز كه در اين نوشته برخی از آيات قرآن را ترجمه كرده است. اين در واقع اولين مراحل مطالعات قرآنی بوده تا اينكه در يك دورهای شروع به ترجمه كردن قرآن میكنند و اين ترجمهها هم مسيرهای مختلفی را طی كردهاند.
استاديار دانشگاه تربيت مدرس در ادامه گفت: در قرن هجدهم كه دوره بعد از رنسانس است، يعنی در واقع بعد از دوره رنسانس كه جدايی دين از سياست در غرب را میتوان ديد، مطالعات تمدن غربی نسبت به قرآن از حالت دفاعی به يك حالت تهاجمی تبديل میشود؛ همين نگاه را خاورشناسان نسبت به مسلمانان به عنوان يك تمدن برتر استفاده كردهاند. به هر حال خود محققين هم میگويند رنسانس حاكم بر تمدن غربیها تمدن اسلامی است كه از اين مرحله وارد مراحل تبشيری میشويم.
وی اضافه كرد: با حضور مبشران دين در سرزمينهای اسلامی و بعد از آن هم در بسياری از كشورهای اسلامی كه مستعمره غرب بودهاند، مستشرقين در واقع يك حالت تهاجمی پيدا میكنند و بيشتر تلاش میكنند دين خودشان را يك دين انسانمدارتر و همراه با صلح و صلحجويی معرفی كنند و از آن طرف اسلام را دينی طرفدار خشونت معرفی كنند و سعی كنند مسلمانان را تشويق كنند كه از آيين خودشان دست بردارند و به آيين مسيحيت روی بياورند.
نيلساز گفت: اگر بخواهيم مطالعات شرقشناسی آكادميك را تقسيمبندی بكنيم، اين مطالعات در قرن نوزدهم خيلی شديد میشود، ولی باز هم حوزههای مختلفی دارد؛ يعنی نمیتوانيم همه اين مطالعات را در يك دسته جای دهيم. بعضی از اين مطالعات كه در واقع از قديمیترين مطالعاتی هست، نگاه و مبانیای داشتند از اين قبيل كه اسلام يك دين عظيم نيست، بلكه پيامبر(ص) انسان هوشمندی بوده و از منابعی كه در اختيارش بوده، از جمله آشنايی با تورات و انجيل استفاده میكرده و قرآن را بر مبنای آن پايهگذاری كردهاست.
وی افزود: بنابراين در اين تلقی، قرآن وحی الهی در نظر گرفته نمیشود، بلكه كتابی است كه پيامبر(ص) از روی عهدين نگاشته است. نمونهای از اين آثار، رسالهای است كه گايگر تحت عنوان «محمد(ص) چه چيزهايی را از يهوديت اخذ كرده است» مینويسد و اين در واقع كاری بوده كه آبراهام گايگر در قرن نوزدهم انجام میدهد و به همين ترتيب در دورههای بعد، افراد مختلفی سعی میكنند اثبات كنند كه قرآن از يهوديت يا مسيحيت متاثر بوده، بسته به اين كه خودشان در واقع گرايش به چه دينی داشتهاند.
وی باذكر مثالی ادامه داد: مثلا آتور جفری در كتاب «واژگان دخيل در قرآن» كه خيلی معروف و مشهور است و فريدون بدرهای اين اثر را ترجمه كرده است، در اين اثر اصرار دارد كه قرآن از آئين مسيحيت متاثر بودهاست. در واقع اگر بخواهيم بگوييم كه اين مطالعات چه تاثيرهای ديگری داشته و تاثيرش را روی مطالعات قرآنی و اسلامی بدانيم، يكی اين است كه به هر حال خاورشناسان يكی از كارهای مهمی كه كردند، تكثير و چاپ نصوص كهن از متون مختلف، از متون تفسيری گرفته تا متون حديثی بوده است. اينها كتابها را كه به شكل نسخههای خطی هستند، معمولا چاپ و تحقيق كردند و مقدمههايی هم بر اين كتب نوشتهاند و آنها را چاپ كردهاند.
اين پژوهشگر علوم قرآن و حديث افزود: اين كار مستشرقان از نظر اينكه نصوص ما را در دسترس جمعيت بيشتر و مخاطبان بيشتری قرار دادهاند، كار خوب و شايستهای است و مورد تقدير است و خيلیها در واقع استفاده میكنند و اين در واقع خودش باعث شده كه متون اسلامی تاثيری روی مسلمانان داشته باشند و آنها به نصوص كهن خودشان بيشتر توجه كنند و در واقع اقدام به تصحيح اين نسخهها و چاپ آنها كنند و يك نمونه كه در واقع تاثيرپذيری مستقيم را اگر ما بخواهيم در نظر بگيريم، اين است كه كارل بروكلمان يك كتابی مینويسد تحت عنوان تاثير «تاريخ الخرائط العربيه»؛ تاريخ نگاشتههای عربی.
وی ادامه داد: بعد از آن نيز فواد سزگين، دانشمند ترك مسلمان معاصر، اول میخواهد تكمله بر اين كتاب بروكلمان بنويسد، وقتی كه در واقع به گنجينه نسخهای خطی در موزههای استانبول مراجعه میكند، میبيند اين نسخههايی كه بروكلمان گزارش نكرده، خيلی بيشتر از اين است كه تحت عنوان يك تكمله بتواند اينها را كتاب بكند و در حقيقت باعث میشود كه مجموعه مفصلی را در ظرف بيش از يك دهه تحت عنوان «تاريخ نگارشهای عربی» منتشر بكند كه اين اثر به زبان فارسی هم ترجمه شده و اصل كتاب هم به زبان آلمانی بوده و به زبان عربی هم ترجمه شده كه اين در واقع يك نمونه تاثير مستقيم فعاليتهای مستشرقين بر گسترش تاثير متون اسلامی است.
ادامه دارد...