کد خبر: 2556372
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۹۲ - ۰۴:۲۰
دين‌شناسی علمی؛ ‌فرصت‌ها و تهديدها/ 12

بررسی سير تطور مواجهه با دين در ايران از مشروطه تا به امروز

گروه انديشه: عضو هيئت علمی دانشگاه تهران در بررسی سير تطور نگاه به دين در ايران، از غلبه نگاه لائيسيستی از ابتدای مشروطه تا پايان سلطنت رضاشاه پهلوی، گرايش محمدرضا پهلوی به دين مدنی آمريكايی، تبديل شدن دين سنتی محافظه‌كار به دين انقلابی توسط امام خمينی(ره) و گرايشات پس از انقلاب اسلامی در باب دين سخن گفت.

ابراهيم فياض، دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه و عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، در باب جايگاه مطالعاتی كه با عنوان دين‌شناسی علمی انجام می‌شود، برای تعيين جايگاه اين مطالعات، تفكيك حوزه‌های معرفتی مطرح در جهان در باب جايگاه دين را ضروری دانست و پس از معرفی و تحليل رويكرد سه حوزه معرفتی اروپای متصل، اروپای منفصل و آمريكا به مسئله دين، به بررسی سير تطور نگاه به دين در كشور ايران از مشروطه به بعد پرداخت.
فياض با اشاره به غلبه نگاه لائيسيستی در سطوح حاكميتی كشور و در ميان گروهی از نخبگان، از ابتدای مشروطه تا پايان سلطنت رضاشاه پهلوی، گفت: در ابتدای مشروطه عده‌ای از اشراف برای تحصيل به فرانسه رفتند. اين افراد كه غالباً متأثر از نگاه نقادانه حاكم در اروپای متصل به دين و يا تحت تأثير ماركسيسم قرار گرفته بودند پس از بازگشت به ايران با همان نگاه لائيك به نقد دين پرداختند كه پايان اين مرحله به ماجرای مشروطه متصل شد.
وی با اشاره به نگاه دين‌ستيزانه و عملكرد لائيسيستی رضاشاه پهلوی عنوان كرد: تأثير اين نگاه و اين شيوه عملكرد و فشاری را كه در اين دوره بر نهاد دين و دينداران وارد شد می‌توان در گرايش جدی به دين و شكل‌گيری جريانی پرحجم به سمت حوزه‌های علميه، پس از سرنگونی رضاشاه، ديد. می‌بينيم كه بزرگترين متفكران ما در اين دوره و در فاصله سال‌های 1320 تا 1332 بود كه به حوزه علميه وارد شدند و حوزه علميه قم در اين دوره است كه شكل می‌گيرد و اين نتيجه عكسی بود كه از آن لائيسيسم حاصل شد.
عضو هيئت علمی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ضمن اشاره به فراوانی اتفاقات و رويدادهای 12 ساله مذكور و پرتأثير دانستن آن‌ها، از گرايش به سمت رويكرد آمريكايی و سكولار به دين، با روی كار آمدن محمدرضا پهلوی و تلاش همزمان گروهی لائيك برای در دست گرفتن قدرت در اين دوره سخن گفت و اظهار كرد: با روی كار آمدن محمدرضا پهلوی، رويكرد آمريكايی به دين، كه با نگاهی فايده‌باورانه به جنبه‌هايی خاص از آن توجه می‌كند، مد نظر قرار گرفت، اما در همين دوره مصدق را نيز داريم كه روشنفكری متأثر از فضای ذهنی لائيك فرانسوی است. او اگر در قدرت باقی می‌ماند يا به رأس قدرت می‌رسيد مطمئناً مواجهه‌ای به مراتب شديدتر از رضاشاه با دين می‌داشت.
فياض ادامه داد: می‌توان گفت كه هيچ نحو التفاتی به دين در نگاه مصدق وجود نداشت و به همين دليل بود كه آيت‌الله بروجردی هيچ‌گاه با وی همراهی نكرد و سرانجام نيز به وسيله قشر محافظه‌كار دينی سرنگون شد؛ قشری كه تقريباً با همان كيفيت سنتی خود تا سال 42 در ميدان حاضر بود.
اين دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه با اشاره به تلاش محمدرضا شاه پس از كودتای 28 مرداد برای گسترش سكولاريسم و حاكم كردن دين مدنی، به عنوان يك مقوله آمريكايی، عنوان كرد: رژيم سابق سعی كرد اين مذهب سكولار و مدنی و غيرفعال در سياست را با شكل دادن و تقويت برخی مراكز علمی مانند دانشكده الهيات دانشگاه تهران در جهت حذف روحانيت از دين گام بردارد. مدرسه مروی نيز كه چندان از طرف قم مورد قبول نبود و در واقع در مقابل قم علَم شده بود، محلی برای فراماسونری و تفكر درباری بود. كسانی هم در خود قم مانند آيت‌الله شريعتمداری سعی می‌كردند كه جدايی دين از سياست را در جهت همين دين مدنی تبيين كنند.
فياض ادامه داد: شاه كه در واقع به دنبال تغيير هم ساختار اقتصادی و هم ساختار دينی بود گسترش سكولاريسم را با اصلاحات ارضی نيز همراه كرد، اما جرياناتی شكل گرفت كه مانع از رسيدن او به مقصودش شد كه مهمترين عامل آن قيام 15 خرداد، يعنی آغاز حركت انقلابی امام خمينی(ره) بود.
وی در اين باره اظهار كرد: دين سنتی محافظه‌كار در سال 1342 و به خصوص بعد از فوت آيت‌الله بروجردی، توسط امام خمينی(ره) به يك دين انقلابی بدل شد. هرچند شاه با سركوب قيام 15 خرداد خود را موفق می‌بيند، اما از طرف ديگر با جرقه‌ای كه توسط امام(ره) زده شده است، دينداری در جامعه اوج می‌گيرد. در اين ميان مباحث تندی كه توسط شريعتی در حسينيه ارشاد مطرح می‌شود و ساير گروه‌های انقلابی‌ای نيز كه در اين دوره فعال بودند در جهت تقويت اين فضای انقلابی عمل می‌كنند؛ اما با وزن‌بخشی به عواملی كه در شكل گرفتن انقلاب سال 57 نقش داشتند، در نهايت بايد گفت كه 15 خرداد بيشترين وزن را داشته است.
اين جامعه‌شناس با اشاره به پيروزی انقلاب و كنار رفتن بخشی از گروه‌های ماركسيستی، مذهب درباری، جريان حاكم بر دانشكده الهيات، انجمن حجتيه و ...، گفت: پس از انقلاب، مذهب انقلابی تا حدی با سوسياليسم پيوند می‌خورد و در دوره جنگ چپ‌های اسلامی محوريت دارند و در انتهای جنگ و بعد از آن يك پراگماتيسم و رويكرد آمريكايی برمی‌گردد و در سطح روشنفكری هم دوباره بحث سكولاريزه كردن مذهب و نه لائيسيسم، مطرح می‌شود و گسترش پيدا می‌كند؛ كه قائدتاً اين مسير با نگاه قبل از انقلاب به يك جا می‌رسند.
فياض ادامه داد: با دوم خرداد و جريان اصلاحات اين سكولاريسم تا حدود افراطی پيش می‌رود و به لائيسيسم نزديك می‌شود و سكولارها جا می‌مانند. در دوره جديد اصول‌گرايی نيز شاهد يك نوع بنيادگرايی مذهبی و عرفانی هستيم كه تاحدودی البته محافظه‌كار است و امروز بايد ديد كه با جريانی كه دولت را در دست خواهد گرفت چه رويكردی نسبت به دين غالب خواهد شد و آيا باز نگاه پراگماتيستی و سكولار قدرت خواهد گرفت يا شاهد نگاهی متفاوت خواهيم بود.
وی در پايان اين بخش از اين گفت‌وگو با اشاره به فاصله دولت اصلاحات با جناح پيروزشده در انتخابات رياست جمهوری، عنوان كرد: به نظر می‌رسد كه تفاوت اين دو تفاوت عرفی كردن دين و علمی كردن دين است؛ چرا كه فضای غالب در دوره اصلاحات فضای نقد دين و نتيجه آن عرفی كردن دين بود كه بايد در ترجمه لائيسيسم ذكر شود، اما در يك نگاه پراگماتيستی و كاركردگرا رويكرد به دين سكولاريستی است و آن چه در چنين رويكردی مد نظر است علمی كردن دين است.
ادامه دارد ...
captcha